BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:22 گرينويچ - جمعه 19 مارس 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
قدم به قدم با زائران ايرانی در کربلا و نجف

کربلا
هنگامی که قرار شد به کربلا بروم با شخصی آشنا شدم که خود را کار جور کن می ناميد.قرار بود با اخذ ۵۰ هزار تومان مرا از مرز شلمچه رد کند چرا که می خواستم حتما به طور قانونی وارد خاک عراق شوم.

هنگامی که صبح روز پنجشنبه ۷ اسفند به نزديکی مرز رسيدم با صحنه هايی باور نکردنی روبرو شدم. تقريبا از ۳ کيلومتری نقطه صفر مرزی بسته شده بود و در حدود ۵۰ کاروان به انتظار ايستاده بودند.

اين افراد از ماهها قبل اقدام کرده بودند و اين که الان برايشان امکان سفر پيش امده بود تقريبا رويای تحقق يافته محسوب می شد.

حداقل بايد هر کاروان ۱۴ ساعتی صبر می کرد تا از مرز رد شود. ما از ساعت ۱ بعد از ظهر تا ۵ بعد از ظهر ايستاديم تا گذرنامه هايمان مهر بخورد.

News image

در بيابانی که ما به انتظار ايستاده بوديم همه در حال نماز خواندن بودند. به شکلی که يکی از افرادی که در آنجا خانه داشت يک دستشويی صحرايی ساخته بود

بعد از عبور از مرز با ماشينهای عراقيها که با نفری ۳ هزار تومان به نجف می رفتند راهی نجف شديم. قيمت و وضعيت خانه در نجف وحشتناک بود. خيلی از خانه ها با قيمتهای بالا و امکانات بسيار کم به مردم تحميل می شد.

خانه ما در نجف وضعيت عجيبی داشت. ديوارهايش بوی نا می داد و آب گرم نداشت. شبها هم از سرما نمی شد خوابيد.

News image
از صبح که در نجف حرکت می کردم صحنه های جالبی ديدم. بسياری از ايرانيها که با کاروان خود آمده بودند در مقابل حرم حضرت علی به سينه زنی و دعا خوانی می پرداختند.

بيرون حرم هم بساط خريد و فروش پهن بود و خيلی از کالاهای غير زيارتی و زيارتی که بعضی از آنها انگار مخصوص ايرانيها ساخته شده بود به فروش می رسيد.

بيشتر مردم نجف و کربلا تا حدودی با زبان فارسی آشنايی داشتند. بسياری از ايرانيها شب را در مقابل حرم و زير داربستهای آن و يا در کوچه های نزديک به آن به صبح می رساندند. هنگامی که به کربلا وارد شدم ساعت ۶ بعد از ظهر بود. به دنبال خانه به همراه مابقی ايرانيها گوشه خيابان نشسته بوديم.

News image

هر کسی می آمد و خانه ای پيشنهاد می داد. خانه ما در کربلا يک اتاق از اتاقهای مردی عرب بود که بقيه اتاقهايش را هم به ايرانيهای ديگر اجاره داده بود . خيلی هم به کار ما کار داشتند. به طور مثال دائم به هم اتاقی های من گوشزد می کردند که رفت و آمد های تنهای من خطر دارد.

وضعيت هتلها هم جالب بود. هنگامی که به يکی از هتلهای درجه پايين رفتم متوجه شدم که قيمت هر تختی شبی ۱۵ هزار تومان است در حالی که معلوم نيست فردی که کنار شما می خوابد چه کسی باشد.
اهالی کربلا نگاه خاصی به زن و ايرانيها دارند. هنگامی که مجوز ورود به يکی از حرمها را می خواستم يکی از افراد مجلس اعلا به من که چادر بر سر داشتم گفت: "حجابت را محکم کن . ما از ايرانيها خيلی توقع داريم."

همين افراد در ميان يکی از هياتها مرا به جرم عکاسی از دسته کتک زدند. بعد از آن هم مرا دوره کردند و به زور می گفتند بايد آنها را ببخشم تا نماز و دعاهايشان درست باشد!

وقتی مسئله را با رئيس خبرنگاران که در حرم امام حسين اقامت داشت مطرح کردم به شدت مرا سرزنش کرد و گفت:" ما اعراب مرامی داريم که هرچه مردی از زنها بيشتر دوری کند ارزش او بالاتر است."

News image

در کربلا و نجف معمولا زنها در خانه ها هستند و جز در موارد خاص بيرون نمی آيند. بر خلاف آنچه به نظر می رسد مردم کربلا و نجف دل چندان خوشی از ايرانيها ندارند. به طور مثال در مسجد کوفه مردم با زور از منبر حضرت علی بالا ميرفتند که اين مسئله خشم عراقيها را در پی داشت.
آنها بالا رفتن مردم از منبر را بد می دانستند و معتقد بودند ايرانيها حرمت اماکن زيارتی را نگه نمی دارند. خادم يکی از حرمها به من گفت: "از موقعی که ايرانيها می آيند مشکلات ما دو برابر می شود."

اما ايرانيها عشق و علاقه شان وصف ناپذير بود. کوچکترين چيزی از امامان برای آنها متبرک بود. حتی جايی ديدم که بر سر پارچه سبزی که روی گهواره های تزئينی نزديک حرم کشيده بودند بين ايرانيها و عراقيها دعوا شد.

خيلی از ايرانيها از جمله يکی از دوستان خود من به طريق قاچاق و با قايق شبانه از آب رد شده بودند.

برخوردهای بين ايرانيها و عراقيها در عزاداری ها هم مشهود بود. به طور مثال از بين دسته های مختلفی که در حرمها عزاداری می کردند، تعداد کمی دسته ايرانی وجود داشت که روز تاسوعا به دليل توقف دسته ايرانيها در وسط حرم امام حسين نزيک بود کار به دعوا بکشد و قضيه از طريق تذکر دادن به دسته ايرانيها از طريق بلندگوی حرم حل و فصل شد. همين مسئله بر سر غذای نذری در حرم امام حسين نيز داشت اتفاق می افتاد.

News image

از شب تاسوعا تا شب شام غريبان ورود به حرم برای زنان ممنوع بود و فقط مردان اجازه ورود داشتند.

مراسم قمه زنی در روز عاشورا در حالی صورت گرفت که خيلی از ايرانيها هم در آن حضور داشتند. هنگامی که پزشک هلال احمر در حال بحث کردن با پسر نوجوان غرق در خونی بود تا راضيش کند که سرش را بخيه بزند. پسر با عصبانيت فرياد کشيد: "هر کس به خاطر او اين کار را کردم خودش خوبم می کند و نيازی به بخيه نيست." پزشکهای های هلال احمر به ستوه آمده بودند و از احتمال بروز چرک و عفونت به دليل خونريزيهای زياد نگران بودند.

وضعيت امنيت بسيار بد بود. هرج و مرج امنيتی نتيجه تقسيم بندی مناطق مختلف شهر بين نيروهای امنيتی نيز بود به شکلی که بين الحرمين دست سپاه بدر بود و هر يک از حرمهای ديگر دست گروههای متفاوت.

از بعد از زمان بمب گذاری های روز عاشورا در بغداد و کربلا که بيش از 150 نفر کشته بجا گذاشت، تمام ماشينهايی که به مرز می رفتند اشغال بود و هيچ ماشينی پيدا نمی شد تا پاسخگوی خيل عظيم مسافران باشد.

News image

شخصا از ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر به دنبال ماشين گشتم. تعداد کمی ماشين باقی بود و بدون استثنا تمامشان از ترس قتل و غارت در جاده در شب حرکت نمی کردند.

صبح چهارشنبه هنگامی که به مرز رسيدم با جمعيت سرسام آوری مواجه شدم. از ۳ کيلومتری منطقه صفر مرزی هيچ ماشينی اجازه ورود نداشت. همه در حال خروج بودند. هيچکس بارها را بازرسی نمی کرد و تقريبا گذرنامه کسی مهر نمی خورد.

هنگامی که در آن گرمای شديد در حالی که وسايل سنگينم روی دوشم بود، ياد حرف يکی از راننده های کربلايی افتادم که می خنديد و می گفت: "ايرانيها از ترس جان، امامشان را گذاشتند و رفتند."

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران