|
روزی که محمد علی (کلی) جهان را تکان داد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هفته گذشته چهل سال از اولين پيروزی محمد علی برای قهرمانی بوکس سنگين وزن جهان گذشت. در روز 25 فوريه سال 1964، کاسيوس کلی که پس از روی آورده به اسلام به محمد علی مشهور شد، همچون صاعقه ای آسمانی جهان را به لرزه درآورد. انعطاف پذير، چابک و جسور، اين جوان تازه وارد و ناشناس، سونی ليستون، قهرمان سنگين وزن جهان را تنها پس از شش دور مسابقه از پا درآورد. با گذشت چهل سال، از پيروزی آن شب به عنوان نقطه آغاز زندگی حرفه ای يک ورزشکار استثنايی ياد می شود. اما پيش از مسابقه ميامی، کسی برای علی شانس پيروزی قائل نبود. ليستون مشت زن مخوفی بود و قويترين شخصيت عالم بوکس از زمان جک جانسون تلقی می شد. علی که در آن زمان جوان 22 ساله ای بيش نبود، در مقايسه با ليستون شکننده به نظر می رسيد و بيش از هر چيز بر اعتماد به نفس عظيم خود متکی بود. او از همان وقت خود را "بهترين" مشت زن لقب داده بود و در تحقير ليستون تا آنجا پيش رفت که برخی از مردم تصور می کردند او بايد واقعا از جانش سير شده باشد. اما خودستايی های علی نمی توانست وحشت او را پنهان کند، وحشتی که نخستين دور مسابقه ميامی را به يکی از مهم ترين لحظات زندگی او بدل کرد.
او چهارپايه اش را درحالی که چشمانش از حدقه بيرون زده بود ترک کرد، اما زمانی که پس از پايان دور اول به چهارپايه اش بازگشت، قانع شده بود که بزرگ ترين لاف زندگی اش قابل تحقق است. علی بعدا اقرار کرد باور نمی کرده است از دور اول مسابقه زنده جان به در ببرد. اما او در چند دور بعدی مسابقه با چابکی و زيرکی، حريف سنگين خود را متحير کرد. با اين حال او پيش از به سر گذاشتن تاج قهرمانی سنگين وزن جهان، با آزمون بزرگ ديگری روبرو بود. در دور پنجم چشمان او در حادثه ای مرموز به وسيله ماده ای که بسياری تصور می کردند از دستکش ليستون پاشيده شده بود سياهی رفت. محمد علی که پس از اين حادثه آماج مشت های ليستون قرار گرفته بود، مقاومتی را به نمايش گذاشت که عنصر اصلی بخش بعدی زندگی حرفه ای او به عنوان يک مشت باز را شکل داد. پس از آنکه او بينايی خود را بازيافت بار ديگر به حريف حمله ور شد و ليستون را که اسير ناباوری بود به گوشه ميدان راند. آنچه در پی می آمد نمايشی مطلقا خاص علی بود. قهرمان تازه، جست و خيز کنان تا جايی که نفس داشت فرياد می کشيد: "من قهرمان جهانم." "من بی مانندم. تا به امروز کسی بهتر از من در دنيا نبوده. دنيا را من تکان دادم. دنيا را من تکان دادم." علی کاملا درست می گفت. او دنيای ورزش را تکان داده بود و می رفت تا با جذبه، شيرين زبانی و مشت های جانانه اش که هيچ ورزشکاری نه پيش و نه پس از او بدان موفق شده، عالم ورزش را دگرگون کند. او بعدا در مسابقات ديدنی تری شرکت کرد، اما 25 فوريه سال 1964 برای علی اهميت ديگری داشت. در آن شب، محمد علی کلی به گنده گويی های خود جامه عمل پوشيد و با گام های بلند به آنچه خود ادعا می کرد نزديک شد: "محمد علی، بزرگ ترين مرد تاريخ". | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||