|
روزجهانی زبان مادری و ايرانيان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (يونسکو) از پنج سال پيش تاکنون روز بيست و يکم فوريه (دوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده و از ملتهای جهان خواسته است از طريق تفاهم، مدارا و گفت و گو به حفظ زبانهايی که از نسلهای گذشته به ميراث برده اند کمک کنند. در سراسر جهان حدود ششهزار زبان رواج دارد اما بنابر آماری که يونسکو اعلام کرده، کسانی که به نود و پنج درصد اين زبانها سخن می گويند تنها چهاردرصد جمعيت کره زمين را تشکيل می دهند. ايران نيز کشوری است که زبان مادری بخش گسترده ای از جمعيت آن با زبان رسمی اين کشور تفاوت دارد اما روز به روز از شمار کسانی که به زبانهای محلی سخن می گويند کاسته می شود و روند زوال زبانهای محلی با ضرباهنگ تندتری پيش می رود. دکتر حسن انوری، فرهنگ نويس و استاد دانشگاه در تهران، رسانه های ملی را خطر اصلی تهديدکننده زبانهای محلی می داند و بويژه بر نقش برنامه های تلويزيونی بر کودکان تأکيد می کند که باعث می شود آنان حتی پيش از ورود به دبستان بخوبی زبان فارسی را بياموزند اما همين محوريت زبان فارسی آنها را از زبان محلی شان باز می دارد. وی همچنين به عوامل فرهنگی و رفتارهای اجتماعی نيز اشاره می کند، از جمله اينکه سخن گفتن به زبان محلی يا داشتن لهجه ناشی از زبان محلی هنگام سخن گفتن به زبان فارسی نوعی کسر شأن و عامل سرافکندگی به شمار می رود و اين موضوع باعث شده است که برخی پدرومادرها حتی در شهرهايی که زبان فارسی در آنها رايج نيست، از همان ابتدا به فرزندانشان زبان فارسی را بياموزند و آنان به جای زبان محلی به زبان فارسی سخن بگويند. ايران زبانهای محلی عمدتاً در سطح زبان محاوره باقی مانده و از لحاظ دستوری و واژگانی بشدت تحت تأثير زبان فارسی زبان قرار گرفته اند، با اينکه کتب و نشرياتی به برخی زبانهای محلی به چاپ می رسد، تنها عده بسيار اندکی از کسانی که به زبانهای محلی سخن می گويند به مطالعه کتب و نشرياتی به زبان خود می پردازند، چرا که عدم تدريس زبانهای محلی در مدارس و دانشگاهها امکان آشنايی با شکل نوشتاری و ادبی زبانشان را از آنها سلب کرده است. اين در حالی است که اصل پانزدهم قانون اساسی، استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدريس ادبيات بومی اقوام گوناگون را در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد دانسته اما تاکنون در هيچ مدرسه و دانشگاهی در ايران، غير از زبان ارمنی، زبان و ادبيات اقوام ديگر تدريس نشده است. در ايران جنبشهايی هر چند محدود برای عملی کردن اين اصل از قانون اساسی و همچنين احيا و اشاعه زبانهای محلی وجود دارد اما اين جنبشها هنوز نتوانسته است به موفقيت قابل توجهی بينجامد. داريوش آشوری، نويسنده و پژوهشگر ايرانی مقيم فرانسه، يکی از علل اصلی پياده نشدن اين اصل از قانون اساسی را نبود انگيزه کافی در سطح توده های اقليتهای قومی در جهت احيا و گسترش زبانهای محلی می داند و معتقد است که اين جنبشها تنها در سطح قشر محدودی از روشنفکران باقی مانده و به لايه های پايينتر قوميتهای ايرانی سرايت نکرده است، چراکه اصولاً چنين خواسته هايی برای اقوام ايرانی فوريت و اولويت ندارد. با اين حال، پاره ای از آگاهان نيز بر اين باورند که با در نظر گرفتن شرايط کنونی کشور ايران که حکومت با انباشت خواسته های مردم و اوجگيری نارضايتی مردمی روردروست، اين امکان وجود دارد که انديشه های قومی از روشنفکران به توده ها سرايت کند و موضوع زبان مادری به تنشهای قومی دامن بزند، بويژه با توجه به اين واقعيت که برخی از زبانهايی که در ايران زبان محلی به شمار می روند، زبان رسمی همسايگان ايرانند بايد از اين خطر آگاه بود که هر تنش قومی در ايران می تواند با پشتيبانی خارجی نيز همراه گردد، به نظر داريوش آشوری راه پيشگيری از چنين خطری، لزوماً در اولويت قرار دادن موضوع احيای زبانهای محلی و پاسخ گفتن به خواسته های قومی از طريق مثلاً پياده کردن اصل پانزدهم قانون اساسی نيست. او اعتقاد دارد که اگر دولت مدرن در ايران شکل بگيرد و زيرساخت اقتصادی اين کشور تقويت شود، داد و ستد اقتصادی ميان اقوام مختلف تشکيل دهنده جامعه ايرانی به نوعی همبستگی ملی می انجامد و لزوم وجود زبان مشترک باعث کاهش مقاومت در برابر زبان فارسی و رفع خطر تنشهای قومی و جدايی طلبانه می شود. با تمام اين اوصاف، نگاهی به مسئله زبان مادری از چشم اندازی گسترده تر، واقعيتی عظيمتر را در برابر چشمان ما به نمايش می گذارد، در جهانی که روز به روز کوچکتر می شود، به گفته دکتر حسن انوری، زبان فارسی نيز خود زبانی محلی و در حال انقراض است. دکتر انوری که سرويراستار فرهنگ سخن، يکی از جديدترين فرهنگهای فارسی است می گويد که مجموع واژگان زبان فارسی به يکصدهزار نمی رسد در حالی که تعداد واژگان زبان انگليسی از مرز يک ميليون فراتر می رود. به عقيده او تمام زبانهای جهان در برابر زبان انگليسی در حال عقب نشينی اند و زبانی همچون زبان فارسی در دنيای آينده نخواهند توانست در علم و دانش کارآيی داشته باشد و حداکثر در سطح زبانی خواهد ماند که باعث ارتباط محلی باشد و به آن زبان شعر گفته و داستان سروده شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||