|
بيست و پنجمين سال انقلاب | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ربع قرن از انقلاب اسلامی ايران می گذرد. مردم ايران اکنون بعد از بيست و پنج سال، به انقلاب خود چگونه می نگرند؟ موافقان و مخالفانش چگونه از آن ياد می کنند؟ ارزيابی جهان و مردم جهان از انقلاب ايران چگونه است؟ سوالهايی از اين دست همواره برای هر کس که بخواهد در احوال ايران نظر کند پيش می آيد. اما اکنون در بيست و پنجمين سال انقلاب چنين پرسشهايی جدی تر می نمايد. همانگونه که هر انقلاب، بر سست بودن نظامی گواهی می دهد که خود در پايانش اتفاق می افتد، درست يا نادرست بودن خود انقلاب نيز سالها بعد به هنگامی که عملکرد آن بخشی از تاريخ کشوری شد، مورد داوری قرار می گيرد. اگرچه گروههايی، حقانيت انقلاب را در خود انقلاب جستجو می کنند، و بدان تنها به مثابه ابزاری برای براندازی رژيم گذشته می نگرند، اما عموم مردم و صاحبنظران، نه فقط به مثابه ابزاری برای براندازی، بلکه بيشتر به عنوان ابزاری برای استقرار نظام تازه در انقلاب می نگرند و از اين ديدگاه درباره آن به داوری می نشينند. عملکرد انقلاب در حقيقت مانند عملکرد حکومت ها مورد داوری واقع می شود و سنجش برحق بودن يا نبودن آن به دست مردمانی می افتد که لزوماً خود در انقلاب شرکت نداشته اند. مثال روشن آن انقلاب فرانسه است که دويست سال پس از وقوع آن، هنوز در چهاردهم ژوييه هر سال، اعقاب همان مردمی که انقلاب کردند درباره اقدام اجداد خود به داوری می نشينند و آن را زير ذره بين می گذارند. برخی انقلاب ها نيز مانند انقلاب روسيه که کارش بدانجا کشيد که بوسيله فرزندان خود انقلابيون از درون فروپاشيد و با آنکه چند سال بيشتر از فروپاشی آن نمی گذرد، در سالگردش بحث چندانی در نمی گيرد با اينکه کسی منکر تاثير آن بر خود روسيه و مردمی که زير سايه آن می زيستند نيست. اما برخی ديگر از انقلاب ها عاقبت بهتری يافتند مانند انقلاب نيکارگوا که همزمان با انقلاب ايران رخ داد اما انقلابيون چندان دمکرات منش بودند که وقتی مخالفت مردم را با خود ديدند، اريکه قدرت را واگذاشتند و کار مردمان را به خودشان سپردند. ظاهراً به هنگام شکست انقلاب نيکاراگوا، زمان آن گذشته بود که وقتی انقلاب می مرد شعار « انقلاب مرد، زنده باد انقلاب » سر می دادند. به هر رو سرنوشت همه انقلاب ها عبرت آموز است. درباره انقلاب ايران بايد گفت که هنوز بسياری به عاقبت آن اميدوارند و آن را جرقه ای می دانند که دمکراسی و آزادی سرانجام از دل آن شعله خواهد کشيد، همچنانکه بسياری ديگر از آن دل برکنده اند و به قول اخوان « به کردار پرستاری سيه پوشيده، پيشاپيش دل برکنده از بيمار » در آن نظر می کنند. به مناسبت بيست و پنجمين سال انقلاب ايران از چند تن از نويسندگان و صاحب نظران خواستيم تا به گوشه هايی از انقلاب ايران نظر افکنند. از شما نيز می خواهيم که قضاوت خود را درباره اين انقلاب برای ما بنويسيد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||