|
در حضور تفريح يا هنر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در سال ۱۳۵۷ حدود ۳۰ فيلم سينمايی ساخته شد که پس از انقلاب شماری از آنها پروانة نمايش نگرفتند. ابتذال، دليلی بود که برای توقيف اين فيلمها ذکر شد. در سالهای ۵۹ـ۱۳۵۸ بهعلت معيارهای نامطمئن و تشويش در سياستهای فيلمسازی، توليد فيلم کاهش قابل ملاحظهای يافت: جمعاً ۲۶ فيلم توليد شد که از لحاظ موضوع و پرداخت تابعی از متغيرات روز بودند. يکی از مواردی که مسئولان سينمايی کشور بهعنوان علتهای نابهسامانی در کميت وکيفيت فيلمها ذکر کردند از اين قرار بود: «عدم توجه کافی مسئولان سينمايی وقت نسبت به برنامهريزی اساسی و نبود يک سياست مشخص در اين مهم و برخوردهای انفعالی و موضعی، که اکثراً نتايج زيانبخشی بهبار آورد.» (تحليلی از سياستها، برنامهها و عملکرد معاونت سينمايی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهر ۱۳۶۴، ص ۲)
بهرغم کيفيت نازل فيلمها، که کمتر توجه بينندگان جدی سينما را برمیانگيخت، نظر مسئولان سينمايی اين بود: «تا دستيابی به هدف نهايی، يعنی داشتن سينمای اسلامی با تمام خصوصيات و به مفهوم واقعی، نه ظاهرالصلاح کردن کارهای فعلی سينمايی (گنجاندن صحنههايی از اقامة نماز، تنظيم فيلمنامه بهنحوی که حوادث فيلم بهجای قهوهخانه يا ... در مساجد اتفاق افتد و يا کپیسازی از فيلمهای بهاصطلاح قهرمانی و جنگی امريکايی با نامهای ايرانی و اسلامی) نبايد کار سينما را متوقف کرد.» (همان، ص ۶) بدينسان در فاصلة سالهای ۶۲ـ۱۳۶۰، سالهايی که «رکود» و «بلاتکليفی» حاکم بود، به ترتيب ۱۷، ۲۱ و ۲۸ فيلم کمابيش با همان کيفيتهای گذشته عرضه شد: چون نمیبايست کار سينما متوقف شود، عرصه به دست همان کسانی بود که فيلم «ظاهرالصلاح» میساختند. اين توليد کمی و کيفی ـ در قياس با آنچه در پيش از انقلاب، دستکم از حيث کمی عرضه میشد ـ پاسخگوی تقاضای علاقهمندان به سينما نبود؛ بهويژه از آن جهت که الزامات فرهنگی جامعه فعاليت پردامنهای را لازم میآورد؛ اما اين روند نمیتوانست ادامه يابد: بخشی از وسايل و امکانات تفريحی از زندگی مردم حذف شده و برخی ديگر تفاوتهای کيفی يافته بودند.
استقبال نسبی مردم نسبت به سالهای اول انقلاب از يکسو و سياستگذاریهای سينمايی از سوی ديگر موجب شد تا کميت فيلمهای توليد شده در سال ۱۳۶۳ بهنحو قابل ملاحظهای افزايش يابد: رقمی معادل ۴۰ فيلم، که با آمار توليد فيلم در نيمة دوم دهة ۱۳۴۰ و نيمة اول دهة ۱۳۵۰ برابری میکرد. البته در همين زمان استقبال از فيلمها هر چند دمافزون بود، چندان نظرگير نبود. در سال ۱۳۶۳ در تهران ۰۰۰/۲۲۵/۲۴ نفر به سينما رفتند؛ يعنی تقريباً هر ماه حدود دو ميليون نفر. در همين سال حدود ۴۸ ميليون نفر در سراسر کشور به تماشای فيلمها نشستند، که کمتر از جمعيتی بود که در سال ۱۳۵۵ فقط در تهران به سينما رفته بودند. (در نظر بياويم که که سينمای ايران در سال ۱۳۵۵ در اوج بحران خود بود.) آمار رسمی بيانگر آن است که در سال ۱۳۵۵ جمعيت تهران (شامل ری و شميرانات) ۹۹۵/۴۲۹/۴ نفر بود، ۱۱۲ سالن سينما در سطح شهر همه روزه نمايش فيلم داشتند و و بيش از ۵۰ ميليون نفر فيلمها را ديده بودند، در حالیکه در سال ۱۳۶۳ جمعيت پايتخت حدود شش و نيم ميليون نفر بود، و تعداد سالنهای سينما به ۷۶ باب کاهش يافته بود. در چنين وضعی ـ که تصويری کمرنگ از آن ترسيم شد ـ تعداد هنگفتی از مردم بهمعنای عام کلمه، نسبت به سالهای قبلتر جذب سينما نمیشدند. از اين لحاظ سينما همچنان تفريحی مردانه و در انحصار مجردها، بيکاران و جوانان باقی مانده بود. ( در سال ۱۳۶۴ بيش از ۷۵ ميليون (دقيقاً ۸۷۹/۰۵۰/۷۵) نفر در سراسر کشور به تماشای فيلمها رفتند، که ۴۸۸/۱۸۸/۲۵ نفر ساکنان پايتخت بودند. اين تعداد در سال ۱۳۶۵ اندکی افزايش يافت: ۲۲۷/۱۶۶/۷۸ نفر، که تعداد ۵۵۸/۸۶۹/۲۷ نفر متعلق به تهران بود. آمار تهران در سال ۱۳۶۶ به ۷۷۰/۶۹۳/۲۴ نفر و در سال ۱۳۶۷ به ۲۹۳/۵۳۸/۲۳ نفر کاهش يافت. اين رقم در سال ۱۳۶۸ نه فقط به حد سال ۱۳۶۵ نرسشيد حتی از تعداد بينندگان در سال ۱۳۶۶ نيز کمتر بود: رقمی معادل ۸۳۲/۳۱۸/۲۴ نفر. اين آمار در سالهای بعدتر نيز همچنان رو به کاهش گذاشت؛ بهطوریکه در نيمة دهة ۱۳۷۰ شهروندان پايتخت ۱۵/۰ درصد از اوقات فراغت خود را صرف ديدن فيلم در سينماها کردند. سينماهای تهران (۸۷ سالن) در سال ۱۳۸۰ پذيرای ۱۸۹/۰۹۲/۹ نفر بود. متوسط بهرهبرداری از سينماهای پايتخت در اين سال ۰۷/۹ درصد بود، که نسبت به سال ۱۳۷۹ حدود ۳۰ درصد کاهش را در تعداد بينندگان نشان میدهد. براساس جامعة آماری افرادی که در اين سالها به سينما میرفتند يا نمیرفتند دلزدگی خود را چنين اعلام میکردند: «وقت» يا «علاقه» ندارند. «عدم تنوع» و «تکراری بودن» مضمون فيلمها نيز از دلايل ديگر بود، که در کنار هم از بحران عدماستقبال از فيلمها خبر میدهند. بهعبارت ديگر، در سالهای اخير عدم ايجاد تسهيلات و امکانات رفاهی در سالنهای فرسوده و قديمی سينما، نمايش فيلمهايی که کمتر اقبال گستردهای را برمیانگيزند و افزايش قيمت بليت سينماها تناقضی ايجاد کرده که ـ جز در موارد معدود ـ رغبت چندانی برای رفتن به سينما در مردم ايجاد نمیکند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||