BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:52 گرينويچ - دوشنبه 03 نوامبر 2003
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
پايان جشنواره سينمای در تبعيد در سوئد

پوستر فيلم درخت به خاطر می آورد
پوستر فيلم درخت به خاطر می آورد

ششمين جشنواره سينمای در تبعيد گوتنبرگ سوئد که بيست و چهارم اکتبر گشايش يافته بود، جمعه سی و يکم اکتبر به کار خود پايان داد.

در اينجا مروری داريم بر برخی از فيلم های ايرانيان خارج از کشور که در دو سه روز پايانی جشنواره نمايش داده شد.

پناهندگان موفق

مستند پنجاه دقيقه ای درخت به ياد می آورد فيلم خوش ساخت مسعود رئوف مقيم کانادا، داستان تنی چند از ايرانيانی است که در جمهوری اسلامی زندانی سياسی بوده اند و پس از رهايی از زندان به کانادا پناهنده شده اند.

اينها که از دانشجوی دانشگاه تا زنان و مردان شصت - هفتاد ساله در ميانشان ديده می شود، اکنون به مدد شايستگی هايشان اشخاص موفق و مرفهی هستند، از آرمان ها و عقايد سياسی، و از آنچه در زندان های انفرادی کشيده اند و از شکنجه ها و رفتار توهين آميزی که با آنها شده است می گويند.

شنيدن سخنان آنان، در حالی که در اتاق های وسيع و راحت نشسته اند و يا با کودکانشان در پارک های پردرخت می گردند و در بازارهای پر گل و ميوه خريد می کنند، تقابل تفکر برانگيزی است.

سفره ايرانی

فيلم ديگری از آمريکا، نون و نمک ساخته رحيم رحمانيان است که داستانی عاطفی و ساختاری حرفه ای دارد و درباره زندگی يک خانواده مهاجر کره شمالی مقيم نيويورک است.

پدر پير خانواده که بيمار و مشرف به موت است از دوست ايرانيش (همان کارگردان فيلم) درخواست می کند که برای آنها يک شام کامل ايرانی بپزد.

صحنه های تدارک مواد اوليه و خريد ادويه از محله چينی ها و بخصوص صحنه آشپزخانه و پخت و پز همراه يک آواز محلی، بسيار دلنشين و ديدنی است.

نون و نمک داستانی عاطفی و ساختاری حرفه ای دارد
نون و نمک داستانی عاطفی و ساختاری حرفه ای دارد

تن فروشی

از مسلم منصوری، فيلمسازی که قبلا در ايران فعال بود و سه چهار سال پيش به کانادا پناهنده شد، فيلم 36 دقيقه ای سنگ نوشته های گور به نمايش درآمد و تماشاچيان فراوانش را حيرت زده کرد.

منصوری اين فيلم و فيلم ديگری را که در دست تدوين دارد، در ايران فيلمبرداری کرد و مخفيانه به خارج فرستاد.

سنگ نوشته های گور از گسترش وحشتناک فحشا در تهران می گويد و زنانی که ديگر آن زنان بی سواد "شهر نو" قبل از انقلاب نيستند.

در اين فيلم زنان شوهردار، دختران دانشجو، زنان کارمند و معلم، زنان بيوه و يا زنان طلاق داده شده ای را می بينيم که با زبان خودشان از آنچه آنان را يا حتی دختران کم سن و سال را به اين راه کشانده است می گويند، و ما از گفته های آنان درمی يابيم که فشارهای خانوادگی، اعتياد و بی کاری همسران، نياز شديد مالی در غياب شوهرانی که خانواده را رها کرده و رفته اند يا در زندان بسر می برند، و يا حتی تامين غذا يا تهيه دارو برای فرزندان خردسال، آنها را به جمع روسپيان کشانده است.

چند جمله ای از سخنان اين زنان به قول خودشان "تن فروش" و نه خودفروش را در اينجا می خوانيد:

  • يک اتاق خيلی کوچک گرفتم. بعد کار کردم! البته پشيمانم که اين راه را رفتم ولی احساس می کنم راهی بود که بايد می رفتم و رفتم!
  • متاسفانه هر جا که مراجعه کردم در مرحله اول سعی می کردند از من يک معشوقه درست کنند، با حقوق خيلی کم!
  • شرايط در ايران طوری است که اين کار را دختران در سن پايين، شروع کرده اند. چهارده - پانزده ساله ها دارند اين کار را انجام می دهند.
  • من از شما سوال می کنم. وقتی من به عنوان يک معلم می خواهم پاک زندگی کنم، وارد خانه يک استاد دانشگاه می شوم و او به من پيشنهاد پنجاه هزار تومان حقوق می کند و معشوقه بودن؟......(ادامه نمی دهد)
  • (با گريه) اول رفتم گدايی کردم برای شيرخشک بچه، (می گريد) به من گفتند گدايی نکن، تو قشنگی، ده تومان به تو می دهند (می گريد) بيست تومان به تو می دهند. تا اينکه سوار ماشين ها هم شدم فقط برای اينکه کمک بگيرم (می گريد) به جان بچه ام، فقط برای شيرخشک بچه ام. که بچه ام گرسنه نماند.
آرم جشنواره
آرم جشنواره
  • اولين باری که من اين کار را کردم، چهار پنج ماه پيش، به خاطر کرايه خانه شد. ديدم صاحبخانه می رود و می آيد و مرتب درمی زند. گفتم چه کار کنم، می زنم به سيم آخر، هر چه بادا باد!
  • بچه های من راجع به کار من چيزی نمی دانند. گفته ام من با "آقا سعيد" ی آشنا هستم، کمکم می کند. به رضای خدا کمکم می کند. همين. ديگر چيزی نمی دانند. متوجه هستيد؟ اگر زمانی بدانند، ممکن است مرا ترک کنند.

فيلمساز، هوشمندانه از نمايش صورت اين زن ها خودداری کرده است و ما بر تصاويری از دست ها و انگشتان و يا شانه ها و بازوها و از پشت سرشان صدای آنها را می شنويم.

به اين ترتيب آنها خود را چشم در چشم دوربين احساس نمی کنند و صادقانه تر سخن می گويند و اگر بيان تلخی های زندگی آزرده شان بکند، بی پروا تر اشکی بر سياه روزی خود می ريزند.

آنچه تماشاچی خارجی را حيرت زده تر می کرد، بهای نازل اين زنان در تبديل بهای ريال به دلار، در زيرنويس فيلم بود. آنها وقتی از ده هزار تومان می گفتند، در زيرنويس انگليسی فيلم نوشته می شد ده دلار و يا وقتی يک معلم زن از پنجاه هزار تومان حقوق ماهانه می گفت بشرطی که معشوقه استادش هم باشد، در زيرنويس 60 دلار ترجمه می شد و بر احساس تاسف تماشاچی نسبت به اين زنان می افزود.

دردسر ايرانی بودن در آمريکا

طناز اسحاقيان و سارا نجومی از آمريکا، مستندی 28 دقيقه ای ساخته اند با عنوان من خود را ايرانی می دانم. فيلم درباره فضای ضد ايرانی و رفتار توهين آميز و گاه خشونت بار آمريکائيان با ايرانيان مقيم آمريکا و روحيه قوی و اعتماد به نفس ايرانيان در مقابل آنهاست.

صحنه هايی از رويدادهای دو دهه گذشته، از زمان اشغال سفارت آمريکا در تهران تا حادثه يازدهم سپتامبر و همينطور گفتگو با برخی از ايرانيان مشهور مقيم آمريکا جاذبه فيلم را بيشتر کرده است.

داستان های کوتاه

آواز شب فيلم تازه ای از مصطفی کلانتری است که دو سال پيش فيلم ديدنی معنای شب را ساخت.

صحنه ای از فيلم آواز شب
آواز شب به خوبی معنای شب نبود

اين فيلم 25 دقيقه ای داستان يک جوان ايرانی مقيم کانادا است که همسرش را از تهران انتخاب می کند و مراسم عقد آنها از طريق تلفن انجام می شود. عروس به کانادا می رسد و داماد او را به جشن عروسی که در خانه مادرش برپاست می برد. در آنجا در حين رقص دختر دچار سرگيجه می شود و وقتی به خانه خودشان می روند، به همسرش اعتراف می کند که هفت ماهه حامله است.

هر چند در فيلم می بينيم که داماد از فرط عصبانيت همسرش را خفه می کند ولی در نهايت معلوم می شود که صحنه خفه کردن، خيالی بيش نبوده است و در صحنه بعد مادر را می بينيم که نوزادش را بر سينه دارد و در بستر خود آرميده است و داماد، مهربانانه از لای در به آنها می نگرد.

آواز شب به خوبی معنای شب نبود.

فيلم 22 دقيقه ای دو زن ساخته امير رضا زاده از دانمارک، داستان پيرزنی دانمارکی است که پايش آسيب ديده است و پسرش، دختر يک خانواده مهاجر مراکشی را برای کمک به او استخدام می کند. پيرزن به زن جوانی که مسلمان و عرب است با شک و عدم اطمينان می نگرد اما موسيقی و نواختن پيانو که مورد علاقه هر دو نفر است آنها را به هم نزديک می کند تا آنجا که بعد از بهبودی پيرزن، دوستی و ارتباط آنها پا بر جا می ماند.

فيلم، لطيف و شاعرانه ساخته شده و نقش عميق موسيقی بر لطافت آن بسی افزوده است.

سوسن تسليمی کارگردان

فيلم خانه جهنمی نخستين فيلم بلند سوسن تسليمی، بازيگر سرشناس سينمای ايران که چند سال پيش به سوئد پناهنده شده، از فيلم های امسال جشنواره سينمای در تبعيد بود.

خانه جهنمی از ابتدا با عکس العمل اعتراض آميز ايرانيان مقيم سوئد روبرو شد
خانه جهنمی از ابتدا با عکس العمل اعتراض آميز ايرانيان مقيم سوئد روبرو شد

فيلم که حدود دو سال پيش ساخته شده است، داستان اغراق آميزی از زندگی يک مرد ايرانی مقيم سوئد است که با داشتن همسر سوئدی و دو دختر بزرگ و يک پسر نوجوان هنوز خودش را با فرهنگ جامعه ميزبان تطبيق نداده است و دائما مزاحم آزادی افراد خانواده اش است.

فيلم که از بازی های خوب حسن بريجانی در نقش شوهر و بی بی عزيزی در نقش مادرشوهر برخوردار است، از اولين شب نمايش در همان دو سال پيش با عکس العمل اعتراض آميز ايرانيان مقيم سوئد روبرو شد، اما خانم تسليمی با همکاری يک تهيه کننده سوئدی در کار تمام کردن فيلم دومش است.

و زيبا کاظمی!

جشنواره سينمای در تبعيد گوتنبرگ در بزرگداشت زيبا کاظمی، علاوه بر تشکيل يک نمايشگاه از عکس او، فيلم رقص مرگ را که بر اساس داستان بزرگ علوی در سال 1351 در مدرسه عالی تلويزيون و سينما ساخته بود، به نمايش گذاشت.

فيلم که يک کار دانشجويی است البته اثر قابل ملاحظه ای نيست، بخصوص که صدای دوبلورهای آن زمان، فيلم به يک "فيلمفارسی" کوتاه تبديل کرده است اما گفتنی است که او نام خودش را در عناوين فيلم در سی سال پيش زيبا کاظمی نوشته است و نه زهرا.

جشنواره امسال با اينکه از استقبال بيشتری برخوردار بود و تقريبا همه سئانس های آن پر از تماشاچی بود، از لحاظ کيفيت فيلم ها قابل مقايسه با دوره قبل نبود و می دانيم که فستيوال ها قادر به نمايش فيلم های ساخته نشده نيستند.

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران