'آیین چمر' و 'عشاق' در آپارات

در برنامه آپارات این هفته فیلم های 'آیین چمر' ساخته عزت اله عزیزی و 'عشاق' ساخته محمد حسین زینلی به نمایش درمی آیند.
برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد
در برنامه آپارات این هفته فیلم های 'آیین چمر' ساخته عزت الله عزیزی و 'عشاق'ساخته محمد حسین زینلی به نمایش درمی آیند.
درباره فیلم 'آیین چمر'

نمایی از فیلم 'آیین چمر '
ایران سرزمینی پر از آیین ها و اسطوره ها و افسانه هاست. سرزمینی که آیین های سوگواری اش به همان اندازه آیین های جشن و شادمانی اش ریشه در تاریخ کهن و باور های آیینی دارد که از هزاران سال پیش در میان ساکنان این ناحیه رایج بوده است. با ورود اسلام به ایران و به تدریج، بسیاری از این آیین ها شکل و شمایل مذهبی به خودش گرفته. حالا یا مردم برای حفظ این آیین ها به آنها رنگ و بوی مذهبی جدید داده اند و یا اینکه حاکمان این سرزمین سعی کردند که این آیین ها و سنت ها را مطابق با سلیقه های خودشان تغییر بدهند.
آیین چمر، از جمله آیین های سنتی تصویری و تا حدودی نمایشی هست که در مناطق غرب و جنوب غربی ایران به خصوص در بین قوم لر، هنوز هم رایج است. در جایی مثل خرم آباد این مراسم به تدریج ریشه های باستانی خودش را از دست داده و بیشتر تبدیل به آیینی شده در سوگواری حادثه عاشورا. در تحقیقات انجام شده روشن شده که پیشینه آیین چمر به دوران نوسنگی می رسد. در آن دوران این مراسم را در ایران، فینیقیه و اسکندریه بعد از برداشت گندم یعنی زمان خشکیدن گیاهان برگزار می کردند. بعدها این مراسم تبدیل به آیینی برای سوگواری افراد از دست رفته شده و حالا به شکلی خاص در مناطق غربی ایران هنوز در جریان است. در فیلم 'آیین چمر' ، عزت اله عزیزی کارگردان این فیلم ، کوشیده ، تصویری از برگزاری این آیین در خرم آباد به دست دهد.
ویژگی فیلم
فیلم تلاشی هست برای ثبت تصویری یک آیین. فیلم با استفاده از کلام متن تلاش دارد که سوگواری های امروزی را با آیین ها و اسطوره های کهن ایران باستان پیوند بزند ، اما در جست و جوی اثبات این نظریه نیست و به نظر می رسد که متن به کار گرفته شده بیشتر تفسیر یا برداشتی هست که نویسنده متن از این تصاویر داشته است. فیلم البته از تصویربرداری و نور خوبی برخوردار بود . موسیقی فیلم تر کیب متفاوت موسیقی حسین علیزاده با موسیقی هایی محلی است. فیلم دارای تصاویری دلنشین از یک آیین مذهبی است و این آیین را به مخاطب معرفی می کند.
نظر کارشناس
من هیچ نسبتی بین حرکت گفتار متن فیلم و تصاویر نمی بینم یعنی اگر گفتار متن فیلم را از رو ی آن برداریم ، فیلم هیچ لطمه ای نمی بیند. فیلم فقط مراسمی را نشان می دهد که هر ساله اتفاق می افتد . حتی فیلم به دنبال ریشه های این آیینها نرفته است.
به طور کلی این مراسم حالت کارناوال مذهبی برای مردم ناحیه لرستان دارد و آنان در موقعیت های مذهبی عاشورا و تاسوعا و دیگر مناسبتهایی که به آنها اجازه می دهد آنها چنین کارناوال مذهبی داشته باشند ، آن را برگزار می کنند.
زمینه این مراسم از آنجا می آید که کسانی که در لرستان عزیزی را از دست می دهند ، از خاک و گلاب، گِلی درست می کند و افرادی که به عزاداری می آیند برای ادای احترام به صاحب عزا از این گِل به سر و صورت و یا به شانه های خود و یا فرزندان شان می زنند.
گفتار متن فیلم سعی دارد که آتش موجود در این مراسم را به پیشینه آتش در افسانه ها و گذشتن سیاوش از آتش نسبت بدهد ولی به نظر من این طور نیست و این آتش صرفاً برای خشک شدن آدمهایی است که از این گلها به سر و صورت و بدن خود می زنند.
بخشی از موسیقی این فیلم تحت تاثیر قطعه ای از آقای علیزاده متعلق به ناحیه مازندران و با ترکیب با نواهایی از ناحیه لرستان ساخته شده است.
درباره کارگردان
عزت اله عزیزی متولد ۱۳۳۹ شهرستان خرم آباد لرستان است. آقای عزیزی بیشتر در تصویر برداری سابقه دارد و 'آیین چمر' اولین کارش در مقام یک کارگردان هست.
از جمله کارهایی تصویربرداری آقای عزیزی می توان به مستند 'مرثیه عشق' (آزادی خرمشهر)، مستند 'بانکداری الکترونیکی'، مستند 'حوض ایرانی'، مستند 'چکمه و صدف'، مستند 'شمع ها برای که می سوزد'، مجموعه نمایشی خاله لیلا'، داستانی 'دیجور' و مستند 'سفرنامه فارسی' اشاره کرد.
درباره فیلم 'عشاق'

نمایی از فیلم 'عشاق'
از دوره آل بویه که عزادرای های حسینی در بغداد رایج شد تا الان حدود هزار سالی می گذرد. نوحه خوانی و روضه خوانی هم در دوره صفویه همزمان با گسترش تشییع در ایران پا گرفت. نوحه خوان ها معمولا آدم های خوش صدایی اند که قادر هستند با خواندن مداحی احساسات مردم را تهییج کنند. مرثیه خوانی مهمترین بخش عزاداری و سوگواری در جذب مخاطب است. بعضی از این نوحه خوانها خودشان نوحه سرا هم هستند.
حدود ۱۰۰ سال پیش عباس پاره دوز، پینه دوزی در شهر زواره در اطراف اصفهان بود. او بی سواد بود، اما ذوق خوبی در مداحی و به کارگیری کلمات موزون داشت. عباس آقا بعد ها به عشاق معروف شد. ماجرای مداح شدن عباس آقا به تدریج با روایت ها یی که مردم محلی سینه یه سینه به هم نقل می کردند، به تدریج رنگ و بویی از افسانه به خودش گرفت. فیلم 'عشاق' در زواره فیلم برداری شده است و سعی کرده از این نوحه خوان از زبان هم شهری هاش تصویری ارائه دهد.
ویژگی فیلم
فیلم در واقع مجموعه ای است از چند گفتگو درباره یک شخصیت. موضوع فیلم با توجه به افسانه ها و روایت هایی که درباره 'عشاق' در ذهن مردم شهر زواره وجود دارد، جذاب است.
نظر کارشناس
من فکر می کنم کارگردان در تصویر کردن شخصیتی که در فیلم حضور ندارد، با تعریف کردن خاطراتی از او از زبان دیگران ، موفق بود. از آنجایی که ما کسی را که ندیده ایم را تنها از طریق کسانی که درباره او صحبت می کنند می شناسیم ممکن است این شخصیتها حالتی افسانه ای پیدا کنند و آنطور که واقعاً بوده اند در ذهن مخاطب به تصویر در نیایند.
در نمایشهای سنتی از نوحه خوانی
درباره کارگردان
محمد حسین زینلی سازنده این فیلم دانش آموخته سینماست و در کارنامه هنری خود بیش از چهل فیلم مستند ساخته است. بیشتر این مستند ها از شبکه های تلویزیونی پخش شده است. او علاوه بر فیلم سازی، روزنامه نگاری هم می کند.
درباره کارشناس برنامه

ایرج امامی کارگردان تئاتر و سینما
ایرج امامی بازیگر و کارگردان تئاتر ، سینما و تلویزیون مقیم انگلستان ، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانش آموخته دکترای تئاتر در دانشگاه ادینبورگ در بریتانیاست. وی کار خود را با بازیگری و کارگردانی تئاتر از وزارت فرهنگ و هنر ایران در پیش از انقلاب شروع کرده و در این مدت در ده ها نمایش ایرانی و غیر ایرانی به ایفای نقش پرداخته و یا آنها را کارگردانی کرده است. وی در سال ۱۳۶۰ اولین فیلم بلند خود با نام ' ابراهیم در گلستان' را می سازد. وی در تولید شمار زیادی از تولیدات تلویزیونی با شبکه های بی بی سی ، آی تی وی و کانال چهار انگلستان همکاری داشته است.
در کارنامه هنری ایرج امامی یک مجموعه فیلم کوتاه پنجاه قسمتی به سفارش تلویزیون ایران و فیلم مستند بلند ' سفر ایرانی' به عنوان تهیه کننده و ' وقت چیدن گردو' ( ۱۳۸۲) به عنوان تهیه کننده و کارگردان دیده می شود. آخرین فیلم وی 'رو به غروب' برنده جایزه بهترین فیلم داستانی از جشنواره فیلم ماربلای اسپانیاست.
درباره فیلم هفته گذشته 'اردوی ظفر افغانستان' ساخته کارول دایسینگر

نمایی از فیلم 'اردوی ظفر افغانستان'
خروج نیروهای نظامی آمریکا و ناتو از افغانستان در این چند سال همیشه مشروط به قوت گرقتن ارتش افغانستان برای کنترل این کشور بوده است. قرار بوده براساس یک طرح پنج ساله، ارتش افغانستان بازسازی شود و کنترل اوضاع را کاملا به دست بگیرد . این که این طرح موفق بوده یا نه بحث دیگری است، اما در این ایام چه رابطه ای بین خارجی ها و افغان ها در جریان این بازسازی شکل می گیرد.
کارول دای سینگر، فیلمساز آمریکایی، در فیلم 'اردوی ظفر افغانستان' به سراغ یکی از پایگاه های آموزشی افغانستان رفته و ضمن نمایش واقعیتهای موجود در این اردوگاه و همراهی با افغانها و نیروهای خارجی مستقر در آن ، سعی دارد شرح دوستی کلنل شوت، افسرعالی رتبه ارتش امریکا و ژنرال احمد فضل سیار فرمانده لشکر ۲۰۷ ارتش ملی افغانستان را باز گوید.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
پرویز جاهد
فیلم بسیار جالبی بود. متمرکز روی موضوع بدون پراکنده گویی. رابطه عاطفی و صمیمانه آن فرمانده افغانی با افسران آمریکایی واقعا دیدنی بود.
فرخنده
فیلم عالی بود. موضوع این فیلم تا حدودی در مورد مردم ایران هم صدق می کند اما در زمینه های دیگر.
یوسف
بسیار عالی بود. در تمام این مستند جای خالی احمدشاه مسعود، شیرمرد افغان، به دفعات و به راحتی احساس می شد.
در کل، به خاطر این که به این مسایل از زاویه ای خاص و دیدگاهی متفاوت می پردازید، متشکرم.
مسعود
به یاد شیرمرد افغان ،احمدشاه مسعود، امیدوارم ثبات پایدار درکشورافغانستان برقرار شود.
افشین
سه بار این فیلم را دیدم و هر بار نکات جدیدی از روابط انسانی و انسانها بدون حصار مذهب و ملیت یاد گرفتم . بی نظیر بود. صحنه های خداحافظی با ژنرال سیار و خبر بی بی سی در مورد کشته شدنش که مثل مرگ احمد شاه مسعود ضایعه ای دردناک بود، بسیار متاثرم کرد.
سعید
همیشه دوست داشتم با نیروهای ائتلافی باشم .ای کاش ژنرال سیار نمی مرد.
فرزاد
واقعا زیبا بود و با احساسات آدم رابطه مستقیم داشت. زمانی که ژنرال امریکایی گریه کرد. واقعا اشک تو چشم هایم حلقه زد و با خودم گفتم: خدایا، ای کاش رهبر کشور ما هم با امریکا صلح می کرد. به امید برآورده شدن این آرزو.
یوسف
عالی بود. با دیدن این فیلم فکر می کنم افغانستان افغانستان می ماند.
سروش
فیلم فوق العاده ای بود. واقعا" وقتی دو افسر افغان و امریکایی همدیگر را بغل کردند و گریه کردند من هم گریه ام گرفت. ای کاش ژنرال زنده می ماند.
حمید
افغانستان از این ژنرال ها که قلبشان برای وطن می تپد زیاد دارد اما پرده ای سیاهی چون طالبان روی آنها را پوشانده است، به امید افغانستانی آباد.
حسین
من فیلم اردوی ظفر را دو بار دیدم. واقعا غم انگیز بود. خیلی متاثرشدم. البته فکر می کردم خودم این طور هستم. وقتی با دوستانم که فیلم را دیده بودند صحبت کردم، متوجه شدم بسیاری اندوهگین شده اند،واقعا فیلم دردناکی بود.
مونا
این فیلم واقعا من را تحت تاثیر قرار داد، افسر آمریکایی پر از احساس بود. من که عاشقش شدم.
کاش می شد رهبران ما بدنبال صلح با آمریکا بودند.
پویان
بسیار جالب بود و نشان داد که مفاهیمی که ما از جنگ در افغانستان از اخبار دریافت می کنیم تا چه حد در واقعیت متفاوت هستند.
حسین
در «اردوی ظفر افغانستان»، نشان دادن حسی همسو و دوستی غیرقابل پیشبینی بین دو فرماندهی آمریکایی و افغانی با دو فرهنگ کاملا متفاوت، محور اصلی فیلم است که فیلمساز بهخوبی توانسته از پس انتقال آن بر بیاید. فیلم از دو فرماندهای میگوید که دو سرانجام متفاوتی در پیشرو دارند: کلنل «شوت» افسر بلندپایه آمریکایی که برای آموزش نظامی به افغانستان اعزام شده با سربازان داوطلبی روبهرو میشود که حتی پای خود را از دهکدهشان بیرون نگذاشته اند و از هر ۱۰ نفرشان، ۸ نفر بیسواداند. در طرف مقابل، ژنرال «سیار» افغان از ۱۳ سالگی در ارتش افغانستان حضور دارد، ارتشی که بیشترشان از پاکستان به این ارتش پیوسته اند و علیرغم روحیهای صلحطلب، مجبور بوده با روسها و طالبان بجنگد. با آنکه فیلم با شعار نژادپرستانهی «شما ساعت را در اختیار دارید و ما زمان را» شروع میشود، اما با جرات میتوان گفت «اردوی ظفر افغانستان» اثری کاملا شریف و انسانی است. فیلم بدون نشان دادن تصاویر خشونتبار و خارج از کلیشههای رایج مستند جنگی، تنها به وجه اشتراک انسانی آدمها تاکید دارد و تماشاگر را به همذاتپنداری وا میدارد. داشتن دسترسی به تمامی نقاط این مرکز نظامی و ساختن فیلم را از روی حدود ۳۰۰ ساعت فیلمبرداری ظرف ۳ سال، از نظر من، نه تنها ضعف فیلم بهشمار نمیرود، بلکه از نقاط قوت این فیلم بشردوستانه محسوب میشود.
امیر
فیلم فوق العاده و بی نظیری بود. ساختن همیشه مشکل تر از جنگ و ویران کردن و گاهی غیر ممکن است، در حالی که ظرف بیست روز می شود کشوری را تسخیر کرد وآن را ویران نمود.
رضا
خیلی زیبا بود. چون از یک زاویه دیگر داشت به اشغالگر افغانستان می پرداخت. من زمانی اشک های آن آمریکایی را دیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
جواد
واقعا نشان می دهد که به گفته خیلی ها، امریکایی ها فقط به فکر منافع خودشان نیستند .اگراز یک سرباز افغان خطایی سر بزند ما او را مقصر می دانیم ولی اگر از یک امریکایی خطایی سربزند ما به همه امریکایی ها نسبتش می دهیم ومیگوییم بی رحم واشغالگرند.
میترا
صحنه وداع دو افسر افغان و امریکایی و صحنه ای که افسر امریکایی پرچم افغانستان را جلو خانه اش نصب می کرد، زیباترین صحنه های فیلم بودند.
شادن
زیبا بود. فقط حیف که آن قسمت هایی که آمریکایی ها در کنار افغان ها دارند می رقصند را پخش نکردید . به نظر خیلی جالب می آمد و کمتر جایی دیده شده بود.
علی
حالم گرفته شد وقتی که دیدم آخر فیلم ژنرال سیار در آن سانحه کشته شد. اه چه دنیایی است. ژنرال می گفت از ۱۳ سالگی تو جنگ بوده و حالا ۴۸ سالشه یعنی ۳۵ سال در جنگ، چه از آدم باقی می گذارد ؟
مجید
مستندی تکان دهنده ای بود درباره موضوعی متفاوت از شرایط و محیط خشن ساخت فیلم . برای آرامش روح تمام قربانیان راه دموکراسی در افغانستان چه آمریکایی و چه افغان به خصوص روح ژنرال سیار دعا می کنم.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک [email protected]
زمان پخش برنامه آپارات
| به وقت تهران | به وقت کابل | به وقت دوشنبه | به وقت گرینویچ | |
| پنجشنبه | ۲۱:۰۰ | ۲۱:۰۰ | ۲۱:۳۰ | ۱۷:۳۰ |
| تکرار جمعه | ۱۱:۰۰ | ۱۱:۰۰ | ۱۱:۳۰ | ۰۷:۳۰ |
تکرار جمعه | ۲۴:۰۰ | ۲۴:۰۰ | ۰۰:۳۰روز بعد | ۱۹:۳۰ |
تکرار شنبه | ۱۳:۰۰ | ۱۳:۰۰ | ۱۳:۳۰ | ۰۸:۳۰ |
تکرارچهارشنبه | ۲۴:۰۰ | ۲۴:۰۰ | ۰۰:۳۰روز بعد | ۱۹:۳۰ |
تکرار پنج شنبه | ۱۶:۰۰ | ۱۶:۰۰ | ۱۶:۳۰ | ۱۱:۴۰ |
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.





















