
انتشار فیلم "بیگناهی مسلمانان" واکنشهای خشمگینانه و بعضا خشونتآمیزی را در کشورهای مسلمان برانگیخت
آیت الله خامنهای، رهبر ایران در متن پیامش درباره فیلم جنجالی 'بی گناهی مسلمانان' اظهار اطمینان کرد که دستهای "آمریکا، صهیونیستها و استکبار جهانی" در کار است، اما در همان پاراگراف بلافاصله اضافه کرد که اگر آمریکاییها واقعا دخالتی نداشتند باید سازندگان فیلم را مجازات کنند.
این اتفاق نخواهد افتاد زیرا سنت آزادی بیان در آمریکا قوی است و در چنین سنتی، ذهنیت این است که عامل مرگ و خشونت، یک فیلم ولو غیر حرفهای و مذموم نیست بلکه آنهایی هستند که به فیلم واکنش نشان میدهند. البته در این مورد خاص شاید سازنده فیلم که حالا معلوم شده فردی دارای سوء سابقه بوده به خاطر پروندههای قبلی اش تحت تعقیب قرار بگیرد.
انواع دیگر فیلمها و نوشتهها و آثار هنری و رسانهای مشابه درباره مذاهب دیگر نیز در غرب وجود دارند که انتشار آنها این چنین موجهای خشنی به راه نمیاندازد هر چند هزینه هجو یهودیت و پیروانش در غرب در مقام مقایسه، بسیار بیشتر از هجو مثلا اسلام یا مسیحیت است که این موضوع، هم نمک بر روی زخم پیروان مذاهب دیگر میریزد، هم نشان میدهد که حساسیتها ماهیتی دوگانه دارند.
اما به هر حال سنت آزادی بیان در غرب برای دولتها و ملتهای غربی کم مشکل ایجاد نکرده. از کاریکاتورهای پیامبر اسلام که برای دانمارک مشکل ایجاد کرد تا فیلم مستندی که هلند را به دردسر اندخت و حالا هم آمریکا.
اکثر اوقات هم این جریانهای افراطی دست راستی و مذهبی در غرب بودهاند که با نقدها یا هجوهای خود مسلمانان را برآشفته کردهاند. هدف این جریانات، اسلامستیزی بوده و تحریک مسلمانان به رودررویی با غرب تا بلکه غربیها - یا مسیحیها - نیز با منزجر شدن از واکنشهای تند و خشونت بار آنان به این رودررویی دامن بزنند. کما اینکه وقتی صحنههایی از فیلم جنجالی 'بی گناهی مسلمانان' پخش شد، توجهی جلب نکرد ولی وقتی افراطیهای دو طرف آن را همراه با زیرنویس عربی بر روی یوتیوب منتشر کردند، رودررویی مورد نظرشان حاصل شد.
حتی اگر هم دولتهای غربی بخواهند با این نوع از اقدامات افراطیون دست راستی برخورد کنند، به سختی بتوانند جلوی تکرار این گونه موارد را بگیرند زیرا دنیای مجازی این امکان را فراهم کرده که یک پروژه ولو با کیفیت و بودجه نازل و سازندگان مشکوکی مثل فیلم 'بی گناهی مسلمانان' جمعیتهای بزرگی را در دیگر نقاط دنیا برآشوبد و برای کشوری مثل آمریکا یک چالش بزرگ امنیتی ایجاد کند. چه بسا اگر میت رامنی، نامزد رقیب باراک اوباما، میتوانست از آن بهرهبرداری تبلیغاتی لازم را بکند بر نتیجه انتخابات آمریکا و روابطش با جهان اسلام اثر میگذاشت. شواهد حاکی است که این اتفاق دستکم هنوز نیفتاده است.
"به اعتقاد بسیاری از ناظران، تحریک پذیری این گروه از مسلمانان نه فقط میتواند آنها را طعمه مطامع سیاسی حکومتها یا تشکیلاتی مثل القاعده کند بلکه کمکی به ترمیم و بهبود وجهه مسلمانها در بین افکار عمومی غرب نیز نمیکند زیرا مسلمانان را کم ظرفیت و بی تحمل جلوه میدهد."
ویرانههای باقی مانده از حمله به سفارت آمریکا در لیبی این احتمال را مطرح میکند که برنامه حمله به سفارت از قبل طراحی شده بود و اعتراض مردم بنغازی صرفا زمینه را برای اجرایی شدن این عملیات فراهم کرد. دولتهای مصر و یمن هم خود را در موقعیتی یافتند که مجبور شدند ضمن محکوم کردن فیلم جنجالیای که شاید در شرایطی دیگر اصلا به آن توجه نشان نمیدادند، نگذارند اعتراضها به جای باریک بکشد ولو آنکه نه دولت یمن به طور کامل توانست مهاجمان به سفارت آمریکا را مهار کند نه محمد مرسی ریس جمهور مصر در محکوم کردن این حمله قاطعیت نشان داد.
در ایران واکنشها بسیار حسابشدهتر و منظمتر بوده و حکومت به هیچ وجه اجازه نداد ماجرای سفارت بریتانیا در تهران تکرار شود هر چند فرصت خوبی را برای حکومت فراهم کرد تا علیه دشمنانش - آمریکا و اسراییل - خوراک تبلیغاتی تهیه کند.
با وجود آنکه اصلا معلوم نیست سازنده فیلم شهروند اسرائیل باشد و آنگونه که وزیر امور خارجه آمریکا قویا تاکید کرده، فیلم ربطی به دولت اسراییل یا آمریکا ندارد، اما صرف ادعای سازنده فیلم باعث شد گروههایی از مسلمانان آن را باور کنند زیرا باور آن به راحتی در جهانبینی سیاسی آنها میگنجد.
دور از ذهن نیست که خیلی از معترضان حتی فیلم مورد اعتراضشان را ندیده باشند به استثنای مصر که یک مجری جنجالی تیزر فیلم را از کانال تلویزیونیاش پخش کرد. دلیل دیده نشدن فیلم توسط اکثر معترضان هم به خاطر پایین بودن ضریب نفود اینترنت بین این قشر از مردم یمن و لیبی است هم به خاطر اینکه دولت افغانستان کلا وبسایت یوتیوب را که حاوی بریدههایی از فیلم بود، از دسترس خارج کرد. معمولا نیرویی که این معترضان را به خیابانها می کشاند اعتماد به نقل قول دیگرانی است که شاید با اهداف سیاسی قصد براه انداختن موج های ضد غربی و ضدآمریکایی دارند.
به اعتقاد بسیاری از ناظران، تحریک پذیری این گروه از مسلمانان نه فقط میتواند آنها را طعمه مطامع سیاسی حکومتها یا تشکیلاتی مثل القاعده کند بلکه کمکی به ترمیم و بهبود وجهه مسلمانها در بین افکار عمومی غرب نیز نمیکند زیرا مسلمانان را کم ظرفیت و بی تحمل جلوه میدهد.
برخوردهای اعتراضی مسلمانان نیز یکدست نیست. مثلا در دنیای فارسی زبانان، آنچه گاهی از شبکههای ماهوارهای برونمرزی و از زبان برخی گردانندگان آنها عنوان میشود، دستکمی از مضامین فیلم 'بی گناهی مسلمانان' ندارد. یا دهها مورد تئاتر و فیلم و نمایشنامه و مقاله و سخنرانی در غرب که با همین مضامین تولید میشوند اما چنین در کانون توجه قرار نمیگیرند.
سالها از زمانی که هالیوود با فیلمی مانند 'محمد رسول الله' مسلمانان را خشنود میکرد، میگذرد. امروز تداخل سیاست و دیانت بیداد میکند و خود مسلمانان هم بر سر موضوعاتی چون مجازات توهین به پیامبر توافق نظر ندارند. امروز چه در هالیوود چه در اتاقی کوچک در اروپا یک نفر میتواند سنگی در چاه بیندازد که به سختی بتوان آن را بیرون کشید.





















