'سینما صفر، تاتر هیچ' در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'سینما صفر، تاتر هیچ' ساخته محمد کیوانداریان بهنمایش درمیآید.
درباره فیلم
پیدا کردن حرفه و شغل از آغاز دوران جوانی همیشه مسئله مهمی بوده است. ورود نسل جوانتر به بازار کار و موقعیتهای شغلی محدود باعث میشود که عده زیادی از فارغالتحصیلان نتوانند بر اساس رشتههای تحصیلیشان به کار مورد علاقهشان ادامه دهند. با افزایش مراکز آموزشی هنری در سالهای اخیر، این وضعیت بیشتر بهچشم میآید. از طرف دیگر در این سالها محدودیتهای موجود در زمینه فعالیتهای فرهنگی هنری، بهویژه در شهرستانها بیشتر به چشم میآید. همین محدودیتها باعث شد که دانشگاه سوره اصفهان در سال ۱۳۸۶ و پس از یک دهه فعالیت در زمینه تربیت هنرمندان تاتر و سینما، به یکباره تعطیل شود. در فیلم 'سینما صفر، تاتر هیچ' محمد کیوانداریان فیلمساز، پس از ده سال از تعطیل شدن این دانشگاه، به سراغ فارغالتحصیلان و مدرسین این دانشگاه رفته تا ضمن مرور خاطرات و آرزوهای آنها از آن زمان، وضعیت فعلی آنان را به تصویر بکشد.

ویژگی فیلم
'سینما صفر، تاتر هیچ' تصویری از وضعیت گروهی از فارغالتحصیلان تاتر و سینما دانشگاه سوره اصفهان است. فیلم از طریق گفتگو با دانشجویان و مدرسان سابق این دانشگاه، خاطرات شیرین و آرزوهای نافرجام آنها را به تصویر کشیده است. گفتگو با دو تن از مولفین و منتقدین سینمایی فقید ایران، زاون قوکاسیان و جمشید ارجمند از دیگر ویژگیهای این فیلم است. این فیلم در سال ۱۳۹۳ ساخته شده و در جشنواره فیلم نور در لسآنجلس در سال ۲۰۱۴ بهنمایش درآمده است.
درباره کارگردان
محمد کیوانداریان متولد ۱۳۴۸ در آبادان و دانشآموخته کارگردانی سینما از دانشگاه سوره اصفهان است. او در سال ۱۳۸۳ دانشگاه سوره را به پایان برده و فیلمسازی را با ساخت فیلمهای کوتاه و مستند شروع کرده است. او علاوه بر ساخت فیلم، در چند سریال تلویزیونی نیز بازی کرده، همینطور تصویربرداری و تدوین چند فیلم کوتاه را نیز بهعهده داشته است. از فیلمهای کوتاه او در مقام کارگردان میتوان به 'مجسمهای از جنگ '، '۱۱۵ ' ، 'قمر '، 'صنعت نفت آبادان یا برزیل!! ' و 'خاطراتی از جنگ ' اشاره کرد. به غیر از 'سینما صفر، تاتر هیچ ' فیلمهای 'از حسین تا ...!؟ '، 'اصفهان قدیم '، 'مرگ یک تالاب به نام گاوخونی ' و 'خرفتنامه ' از فیلمهای مستند او هستند.
نگاه کارگردان

درواقع چون خودم فارغالتحصیل دانشگاه سینما بودم و سینما را واقعا دوست داشتم و در کل در این زمینه فعال بودم، بعد از پایان دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی شرایط نابسامان سینما و تاتر کشور را از نزدیک لمس میکردم. شرایطی که باعث شد بسیاری از بچههای مستعد سینما و تاتر برای امرار معاش به بیراهه بروند.
خود من مجبور شدم سینما را رها کرده و مشغول کار اداری شوم. برای چند سال کارهای سفارشی انجام دادم و بعد از آن ۵ سال مدیریت فرهنگی دانشگاه تهران، پردیس کیش را به عهده داشتم ولی داشتم می پوسیدم. خیلی سخت است که کاری را عاشقانه دوست داشته باشی و مجبور شوی برای گذران زندگی به کار دیگری
بپردازی. با اکثر بچهها در ارتباط بودم و میدانستم آنها هم حالوروز خوبی ندارند. تعداد زیادی به بیراهه رفته بودند. به دلیل اینکه کسی را نداشتند تا به عنوان پارتی آنها را به جایی معرفی کند. اصلا اینقدر فضا تنگ شده که اگر فرصتی هم باشد نصیب دولتیها و آدمهای خودشان میشود. چیزی برای ما دیگر باقی نماند وبقیه به خوردهکاری برای سازمانهای تبلیغاتی ارگانهای قدرتمندی مثل سپاه و غیره مشغول شدند و البته من میدانم که ازروی اجبار و ناچار به این کارها روی آوردند و تعداد انگشتشماری در پشت صحنه فیلمها مشغول فعالیت هستند. این شد که این موضوع به فکرم خطور کرد که بدون اطلاع بچهها به بهانه دیدار با دوربین به سراغشان بروم و از شرایط حال حاضرشان فیلمی مستند تهیه کنم که نتیجه این شد.
ابتدا به دنبال مجوز ساخت فیلم از وزارت ارشاد اصفهان رفتم ولی متاسفانه مجوز ندادند. ۴ ماه من را دواندند و البته چون نگاه فیلم هم انتقادی بود، من از روی اجبار یک فیلمنامه کودک به آنها تحویل دادم. به شرایط کاملا آگاه بودم و میدانستم به این فیلمنامه مجوز داده نمیشود ولی برای همان فیلمنامه کودک هم همانطور که گفتم ۴ ماه بنده را علاف کردند. این شد که این فیلم را تنهایی و بدون مجوز ساختم. دوربین را انداختم توی کولهپشتی و رفتم سراغ تکتک بچهها و از آنها فقط چند سوال بداهه پرسیدم. ۱۵ ساعت راش گرفتم یعنی حدود ۱۵ حلقه مینی دیوی که این فیلم از دل همان راشها درآمد.
به عنوان خاطره بگویم اینکه یک روز صبح در پارک رجایی اصفهان مشغول تصویربرداری بودم که دوربین را به دلیل نداشتن مجوزضبط و بنده را برای پاسخگویی به سوالاتشان همراه خودشان به اطلاعات بردند. من مجبور شدم بگویم که از خارج از کشور آمدم و دارم برای خودم به عنوان خاطره از دوستان همدانشگاهی فیلم میگیرم. درخواست راشها را کردند .آنروز من یک حلقه از فیلمهایم را به آنها دادم . درخواست بقیه راشها را کردند که من گفتم همین یک حلقه است. بعد از گذشت حدود چهار هفته دوربین را ضبط کردند و من مجبور شدم ادامه تصویربرداری را با دوربین دیگری و بعد از حدود ۲ ماه بگیرم. اگر توجه کنید میبینید که جنس تصاویر در بعضی از سکانسها با یکدیگر تفاوت دارد.
زمان پخش برنامه آپارات :
جمعه ساعت ۲۱:۰۰ ایران
شنبه ساعت ۱۳:۰۰ ایران
یکشنبه ساعت ۲۴:۰۰ ایران
سهشنبه ساعت ۱۶:۰۰ ایران
چهارشنبه ساعت ۲۴:۰۰ ایران
آرشیو برنامه های آپارات
برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی اینجا کلیک کنید.
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی
و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بیبیسی فارسی در کانال بیبیسی فارسی در یوتیوب نیز قابل مشاهده است.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: [email protected]
آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc
می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:












