«من از طرد شدن می‌ترسیدم»؛ چهار سبک دلبستگی که رابطه میان افراد را تعیین می‌کند

مردی زنی را در آغوش گرفته

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، روان‌شناسان می‌گویند که ترس از دست دادن دوستان و شریک عاطفی ریشه در روابط اولیه کودک با مراقبان و والدین دارد
    • نویسنده, کریستینا کلیاییچ
    • شغل, بی‌بی‌سی صربی

سوفیا جانکوویچ، ۲۳ ساله، مدام در هراس بود که دوست‌پسرش او را ترک کند یا دوستانش به دلیل پیام‌های مداومش از دست او ناراحت شوند. او برای رسیدن پاسخ آنها لحظه‌شماری می‌کرد یا با آنها تماس می‌گرفت تا لحن کلام آنها را بسنجد.

سوفیا می‌گوید: «من منطقی فکر نمی‌کردم. من فقط می‌ترسیدم مرا کنار بگذارند». او در روابط خود دچار اضطراب دلبستگی است، یعنی به شدت به نزدیکی عاطفی نیاز دارد اما هم‌زمان ترس از طرد شدن بر او غلبه می‌کند.

یلینا ساریچ، روان‌شناس، توضیح می‌دهد که انواع دلبستگی‌ها با اولین روابط افراد در کودکی با والدین و مراقبان آنها شکل می‌گیرد اما در بزرگسالی هم تعیین‌کننده واکنش افراد به تجربه رابطه نزدیک عاطفی و احساسی است.

چهار نوع دلبستگی مهم وجود دارد: ایمن، اجتنابی، اضطرابی و دوسوگرا (آشفته). این تقسیم‌بندی را جان بالبی و مری اِینزورث در دوره پس از جنگ در بریتانیا مطرح کردند که بر مبنای تجربیات و مشاهدات دهه ۱۹۷۰ میلادی از واکنش کودکان در جدایی‌های کوتاه‌مدت از مادران خود بود.

واکنش‌ها گوناگون بود. برخی کودکان گریه می‌کردند، برخی در جستجوی آرامش بودند و گروهی واکنش محدودی نشان می‌دادند که باعث آشکار شدن رفتار‌های گوناگون دلبستگی بود.

امروزه این نظریه در شبکه‌هایی مانند تیک‌تاک و اینستاگرام محبوبیت پیدا کرده و افراد انواع دلبستگی را با تجربیاتی که داشته‌اند تطبیق می‌کنند و توصیه‌هایی ارائه می‌دهند.

آزمون‌های روان‌شناسی آنلاین هم در دسترس است تا به افراد کمک کند نوع دلبستگی خود را تعیین کنند. در اینجا الگوهای مختلف دلبستگی‌ را مرور می‌کنیم. شما کدام‌یک را در خودتان می‌بینید؟

دلبستگی ناایمن اضطرابی

سوفیا که خیلی آهسته حرف می‌زند و گاهی انگار پچ‌پچ می‌کند می‌گوید: «وقتی با دیگران حرف می‌زنم به حالت چهره آنها دقت می‌کنم و فکر می‌کنم آنها انتظار چه واکنشی از من دارند.»

«من همیشه همین طور بوده‌ام؛ با مادر و پدرم، معلم‌هایم و بعد‌ها با کسانی که شریک زندگی من شدند».

در کودکی او ساعت‌های متمادی درس می‌خواند، نه به دلیل احساس مسئولیتی که حس می‌کرد یا انگیزه درونی و شخصی، بلکه فقط برای آنکه «هیچ‌کس از دست من ناراحت و عصبانی نشود».

او تا امروز هم تغییر چندانی نکرده است و می‌گوید: «حتی اگر ترجیح می‌دادم آخر‌هفته‌ها استراحت کنم وقتی دوستانم پیشنهاد می‌دادند بیرون برویم نمی‌توانستم به آنها نه بگویم، چون فکر می‌کردم ممکن است مرا کنار بگذارند.»

به نظر ساریچ دلبستگی ناایمن اضطرابی با نشانه‌هایی مانند دیدگاه منفی نسبت به خود و دیدگاه مثبت به دیگران همراه است که باعث می‌شود افراد به رابطه دلبسته و متکی شوند و هر واکنشی را بیش از حد تجزیه و تحلیل کنند.

سوفیا تصدیق می‌کند که «گاهی احساس می‌کردم بیش از اندازه به رابطه چسبیده و وابسته هستم. انگار هرچقدر مهر و عاطفه و اطمینان دریافت می‌کردم، هرگز کافی نبود».

ساریچ اشاره می‌کند که چنین رفتارهایی در افرادی مشاهده می‌شود که در کودکی تشنه توجه والدین بوده‌اند اما این نیاز در آنها هرگز به طور کامل برآورده نشده است.

یک زوج روی نیمکتی در پارک نشسته‌اند

منبع تصویر، ANTONIO BAT/EPA-EFE/REX/Shutterstock

توضیح تصویر، روان‌شناسان می‌گویند الگوی دلبستگی ناایمن اضطرابی با تصویری منفی از خود و دیدگاهی مثبت نسبت به دیگران مشخص می‌شود

دلبستگی ناایمن اجتنابی

آنا تومیچ می‌گوید: «وقتی افراد بیش از حد نزدیک می‌شوند من فرار می‌کنم.»

او می‌گوید حتی ممکن است پاسخ پیام‌های شریک زندگی‌اش را ندهد تا فضا و فاصله‌ای بین خودشان ایجاد کند: «حضور دائمی دیگری برای من خسته‌کننده است و گاهی نیاز به وقفه و فاصله‌ دارم.»

او با لحنی که جایی برای شک و تردید باقی نمی‌گذارد، می‌گوید: «وقتی فردی در حضور من گریه می‌کند نمی‌دانم باید چه واکنشی نشان دهم. به همین دلیل ترجیح می‌دهم از آن موقعیت فرار کنم.»

آنا از اینکه دوستانش مشکلات خود را مطرح می‌کنند یا «مدام نیاز به توجه دارند» احساس ناراحتی می‌کند.

او بیشتر اوقات، برای محافظت از نیازش به استقلال، افکار و احساساتش را پیش خودش نگه می‌دارد و بروز نمی‌دهد.

ساریچ روان‌شناس می‌گوید که دلبستگی ناایمن اجتنابی با نشانه‌هایی مانند ترس از تعهد و میل شدید و ناسالم به آزادی و رهایی شناخته می‌شود.

«افراد با دلبستگی ناایمن اجتنابی در جستجوی کم‌و‌کاستی در شریک زندگی خود هستند و فاصله خود را با دوستان‌شان حفظ می‌کنند.»

این افراد برای فرار از احساس اسیر شدن در رابطه، اغلب با دیگران سرسری برخورد می‌کنند، از برقراری ارتباط خودداری می‌کنند و از نظر فیزیکی فاصله می‌گیرند.

«آنها به خودشان اعتماد دارند اما اعتمادی به جهان و آدم‌های دیگر ندارند.»

ساریچ می‌گوید: «این ویژگی‌ها زمانی شکل می‌گیرند که والدین نیازهای کودک را برآورده نمی‌کنند، بنابراین این کودکان یاد می‌گیرند که از دیگران انتظار زیادی نداشته باشند.»

مادر و فرزند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کارشناسان می‌گویند احساس امنیتی که در کودکی تجربه نکرده‌ایم، می‌تواند در بزرگسالی شکل بگیرد و تقویت شود

دلبستگی ناایمن دو‌سو‌گرا (آشفته)

برای مارکو پتروویچ، رابطه‌ها «مثل الا‌کلنگ» هستند.

او می‌گوید: «من مدام بین فرار از کسی که مرا می‌خواهد و دنبال کردن رابطه‌ای غیرممکن گرفتارم، چون از تنهایی وحشت دارم.»

مارکو در مورد نیازهای خودش سر‌در‌گم و بلاتکلیف است.

او می‌گوید: «آیا می‌خواهم احساس نزدیکی کنم یا نیاز به فضا و فاصله دارم؟ هنوز نمی‌دانم چه می‌خواهم.».

ساریچ توضیح می‌دهد که سبک دلبستگی آشفته معمولا در کودکانی شکل می‌گیرد که والدینشان رفتاری ترسناک یا پرخاشگرانه داشته‌اند.

«برای کودکان فردی که از آنها مراقبت می‌کند تمام دنیای آنهاست. می‌تواند سرشار از مهر و محبت و یا می‌تواند هراس و پرخاش به همراه داشته باشد.»

مارکو می‌گوید به ندرت احساس رضایت واقعی داشته است. «حتی پس از کار و تلاش سخت برای به دست آوردن چیزی همیشه دنبال عیب و نقص‌های آن می‌گردم، چه در شریک زندگی‌ام، چه در کار و به طور کلی در همه عرصه‌های زندگی.»

ساریچ توضیح می‌دهد که این سبک «فاتح هراسان»، با میل به نزدیکی همراه با ترس از درگیر شدن در رابطه مشخص می‌شود.

او می‌گوید: «آنها ممکن است درباره شریک احتمالی زندگی خیال‌پردازی کنند یا به دنبال روابط دور از دسترس باشند، اما وقتی به آنچه می‌خواهند دست می‌یابند، بهانه‌هایی پیدا می‌کنند و آن رابطه را رها می‌کنند.»

دلبستگی ایمن

به گفته ساریچ افرادی که دلبستگی ایمن دارند کسانی هستند که نیاز‌های آنها در دوران کودکی پاسخ داده شده است.

آنها به راحتی ارتباط بر‌قرار می‌کنند، آزادانه وارد گفت‌وگو می‌شوند و تاب تحمل انتقاد را دارند.

سوفیا اشاره می‌کند که این نوع دلبستگی به او کمک کرده احساساتش را به راحتی با نزدیکانش در میان بگذارد.

او می‌گوید: «مهم این است که همه‌چیز را معقول و منطقی بیان کنم و از زیاده‌روی در مطرح کردن هر موضوعی پرهیز کنم.» او اضافه می‌کند که به مرور توانسته از آنچه او را ناراحت و غمگین می‌کند، آگاه شود.

ساریچ می‌گوید: «اگر با والدین خود احساس امنیت نکرده باشیم به معنای آن نیست که این وضعیت تا پایان چنین باقی خواهد ماند. با کمک روان‌درمانی یا برقراری رابطه با شریکی که دلبستگی ایمن دارد، افراد می‌توانند رابطه نزدیک سالم را برای اولین بار تجربه کنند.»

ساریچ می‌گوید: «بسیاری از افراد اغلب اولین رابطه نزدیک سالم خود را به کمک درمانگر تجربه می‌کنند.»

یک زوج

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، روان‌شناسان معتقدند سبک دلبستگی در افراد ثابت نیست و می‌تواند با یادگیری، آگاهی یا در صورت لزوم، درمان تغییر کند

روان‌شناسان دریافته‌اند که انواع دلبستگی‌ها هم بر روابط شخصی و خصوصی افراد و هم بر ارتباط با افراد در محیط‌های کاری و مکان‌‌های دیگر اجتماعی تاثیر دارد.

آنها همچنین معتقدند سبک دلبستگی در افراد ثابت نیست و می‌تواند با آموزش، آگاهی یا در صورت لزوم، درمان تغییر کند.