مسکو و صفحه شطرنج منازعه ایران و اسرائیل؛ برنده در کوتاه‌مدت یا کیش و مات در بلندمدت؟

حمله اسرائیل به شیراز

منبع تصویر، AFP via Getty Images

    • نویسنده, شبنم شعبانی
    • شغل, بی‌بی‌سی

در حالی که این روزها چشم‌ها به آلاسکا و دیدار رهبران آمریکا و روسیه برای بحث بر سر جنگ اوکراین دوخته شده است بسیاری می‌خواهند بدانند آیا موضوع ایران نیز در گفتگوهای ترامپ و پوتین مطرح خواهد شد. روسیه و نقشش در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران توجه زیادی را به خود جلب کرده بود. متحدی که سال‌هاست با تهران در محورهای امنیتی و نظامی همکاری می‌کند، اما در برابر حملات اسرائیل تنها به ابراز نگرانی و حمایت‌های دیپلماتیک بسنده کرد.

آن زمان برای بسیاری این پرسش مطرح شد که‌ آیا روسیه، متحدی قابل اتکا برای ایران است یا بازیگری منفعت‌طلب در صفحه پیچیده شطرنج خاورمیانه؟

اتو فون بیسمارک، صدراعظم آلمان در قرن نوزدهم و به اعتقاد بسیاری از بزرگترین دیپلما‌ت‌های جهان، زمانی گفته بود: «در جهانی با پنج قدرت، عاقلانه‌ترین تصمیم، قرار گرفتن در جمع سه‌تایی‌هاست و اگر به سه قدرت تقلیل یابد، باید جزو یک جفت بود، نه تنها.»

در نظم چندقطبی امروز، این نقل‌قول تاریخی، چارچوبی دقیق برای تحلیل رفتار روسیه در برابر بحران‌هایی همچون جنگ ایران و اسرائیل ارائه می‌دهد.

حمله ناگهانی اسرائیل به ایران و آغاز جنگ ۱۲ روزه دو کشور برای بسیاری در جهان بهت‌آور بود: شاید بدبین‌ترین ناظران و تحلیل‌گران خاورمیانه، حتی با وجود سابقه دو درگیری نظامی متاخر اما محدود میان ایران و اسرائیل، هم پیش‌بینی نمی‌کردند که در آستانه دور تازه مذاکرات بین تهران و واشنگتن جنگی با چنین ابعاد ویرانگری میان ایران و اسرائیل دربگیرد.

جنگی که طبعا خیلی زود نگاه‌ها را به سمت مسکو هم معطوف کرد، چرا که دو کشور نه تنها در چند سال اخیر در سوریه و بعد پس از تهاجم روسیه به اوکراین، نزدیک‌تر شده بودند، بلکه در ژانویه هم یک توافق جامع راهبردی امضا کردند.

کرملین خیلی زود حمله اسرائیل به ایران را محکوم کرد و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در روز اول جنگ با مسعود پزشکیان، همتای ایرانی‌اش گفت‌وگوی تلفنی داشت. تماسی که به گفته کاظم جلالی، سفیر ایران در روسیه، تنها تماس آن روز با تهران بود.

نشست اضطراری نخست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در رابطه با حمله اسرائیل به مراکز هسته‌ای ایران هم با حمایت و درخواست مستقیم روسیه و دو نشست مرتبط شورای امنیت سازمان ملل هم در این رابطه با پشتیبانی مسکو از ایران برگزار شدند.

چین نیز در این جلسات ضمن محکوم‌کردن حمله اسرائیل، خواستار آتش‌بس و مذاکرات فوری شد، اما حمایت این کشور هم مانند روسیه از دیپلماسی محتاطانه فراتر نرفت.

در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران چند بار با میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در دفتر وین سازمان ملل گفت‌وگو کردم و او هر بار حمله اسرائیل به ایران را از موضع کشورش قاطعانه محکوم کرد و اشتباه خواند.

با این حال، شماری از ناظران در رسانه‌ها و جامعه ایران، حمایت روسیه از ایران را ناکافی ارزیابی کردند. از تماس تلفنی با تهران گرفته تا مواضع در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت، همه این اقدامات اگرچه قابل پیش‌بینی بودند، اما با توجه به ساختار قدرت در این نهادها، نتایج آن‌ها از پیش تا حد زیادی روشن بود.

چنان که روزنامه میانه‌روی محافظه‌کار «جمهوری اسلامی»، همان روزها نوشت: «روسیه با وجود داشتن پیمان ۲۵ ساله با ایران، در جنگ ۱۲ روزه کوچک‌ترین اقدامی برای جلوگیری از تجاوز اسرائیل و حمایت از ایران به عمل نیاورد.»

در حالی که آمریکا و تعدادی از کشورهای متحد، به اسرائیل در رهگیری موشک‌های شلیک‌شده از سوی ایران کمک می‌کردند، هیچ کشوری، از جمله روسیه، حمایتی مشابه از تهران نداشت و ایران در این جنگ عملاً تنها ماند.

مقام‌های روسی بعداً اعلام کردند که ایران درخواستی برای دریافت کمک مطرح نکرده است، اما مشخص نیست در صورت طرح چنین درخواستی، واکنش مسکو چه می‌بود.

حدود توافق جامع ایران و روسیه در همکاری نظامی

ماده سوم توافق جامع میان ایران و روسیه چهار بند دارد که در بخش‌های سوم و چهارم، محدوده همکاری دو کشور را مشخص می‌کند. بر اساس این ماده، در صورت تعرض به یکی از طرف‌ها، طرف دیگر متعهد می‌شود هیچ‌گونه کمک نظامی یا پشتیبانی دیگری به متجاوز ارائه نکند.

همچنین، هیچ‌کدام از دو کشور اجازه نخواهند داد قلمروشان برای حمایت از تحرکات جدایی‌طلبانه یا اقداماتی که ثبات و تمامیت ارضی طرف مقابل را تهدید می‌کند، مورد استفاده قرار گیرد. دو طرف در ضمن موظف‌اند از هرگونه حمایت از اقدامات خصمانه علیه یکدیگر خودداری کنند.

به بیان دیگر دو طرف تعهدی برای دفاع از یکدیگر در جریان درگیری‌های نظامی ندارند و صرفاً از کمک به طرف متخاصم اجتناب می‌کنند. بنابراین آن چه روسیه در این جنگ در قبال ایران انجام داده دست‌کم بر مبنای این توافق، خلاف تعهدات نیست.

در عین حال، همکاری تسلیحاتی ایران و روسیه در جنگ اوکراین و پیامدهای آن برای تهران، یکی از عواملی بود که انتظار حمایت متقابل از سوی مسکو را در جریان جنگ ایران و اسرائیل تقویت می‌کرد.

ایران به دلیل ارسال پهپادهای شاهد به روسیه با فشارهای بین‌المللی روبرو شد و برخی ناظران این پرسش را مطرح کردند که آیا چنین حمایتی از سوی ایران، در شرایط بحرانی، پاسخی متقابل به همراه خواهد داشت یا نه. با وجود این و با اینکه روسیه سامانه‌های پیشرفته پدافندی در اختیار دارد، در جریان حملات اسرائیل به خاک ایران، هیچ‌گونه همکاری دفاعی یا پشتیبانی به ایران ارائه نکرد.

آرمان محمودیان، پژوهشگر مطالعات روسیه و خاورمیانه در دانشگاه فلوریدای جنوبی، به بی‌بی‌سی گفت که «رفتار روسیه غیرقابل پیش‌بینی نبوده و مسکو هرگز علاقه‌ای نداشته به خاطر ایران وارد جنگ شود.»

کرملین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در واقع تلاش کرده تا رابطه‌اش با ایران، موجب تنش با اسرائیل نشود و این را در رابطه با فروش تسلیحات به تهران و سیاست خارجی خود در قبال این کشور نشان داده است.

موضع میانه مسکو برابر جنگ دوازده روزه اما شاید ورای روابط با اسرائیل، پرده از سیاست جامع‌تری در کرملین بردارد. سیاستی مشابه آن چه اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ ایران و عراق اتخاذ کرد: جنگی که در آن، مسکو با وجود همسایگی با ایران و داشتن مرزهای طولانی آبی و خاکی با این کشور به دلیل دشمنی ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی، روابط خود با عراق را حفظ کرد.

موضع میانه مسکو برابر جنگ دوازده روزه اما شاید ورای روابط با اسرائیل، پرده از سیاست جامع‌تری در کرملین بردارد. سیاستی مشابه آن چه اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ ایران و عراق اتخاذ کرد: جنگی که در آن، مسکو با وجود همسایگی با ایران و داشتن مرزهای طولانی آبی و خاکی با این کشور عمدتاً در کنار عراق ایستاد و کمک‌های نظامی گسترده‌ای به آن کشور ارائه کرد.

در دهه ۱۹۸۰، شوروی در واقع یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان تسلیحات برای رژیم صدام حسین بود: تانک‌های تی-۷۲، موشک‌های اسکاد، و جنگنده‌های میگ-۲۳ و سوخوی روسی از جمله تجهیزاتی بودند که مستقیماً از اتحاد شوروی یا از طریق جمهوری‌های اقماری آن به عراق منتقل شدند.

این سابقه تاریخی، اگرچه مربوط به دوران اتحاد شوروی است، و تهران و مسکو امروز به دلایل پرشمار به یکدیگر نزدیک‌ترند اما رگه‌هایی از تداوم یک دکترین ثابت را در سیاست خارجی مسکو نشان می‌دهد: دکترین موازنه‌گری در برابر تعهد، و اولویت‌بخشی به منافع تاکتیکی بر روابط استراتژیک.

جنگ ایران و اسرائیل: دشمنان می‌جنگند و دوستان سود می‌برند

بیش از سه دهه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه همواره کوشیده است رابطه‌اش با ایران را در توازن نگه دارد و از تنش با اسرائیل پرهیز کند. اما در سال‌های اخیر، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی به‌سرعت برای مسکو تغییر کرده‌اند: از یک ‌سو جنگ اوکراین و تبعات آن بر اقتصاد روسیه و رویارویی با تحریم‌های گسترده و از سوی دیگر، جنگ فرسایشی و ویران‌گر اسرائیل در غزه، معادلات منطقه را دگرگون کرده‌اند.

این تحولات به تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران در «هلال شیعی»، ضربه به «محور مقاومت»، درهم‌کوبیده شدن حزب‌الله لبنان و سقوط حکومت بشار اسد در سوریه منجر شده‌اند.

مجموعه این رخدادها به‌قدری سریع و پیاپی اتفاق افتاده‌اند که به نظر می‌رسد روسیه را در قبال اسرائیل، بیش از پیش محتاط و ملاحظه‌کار کرده‌اند. به‌ویژه در شرایطی که در هر دو سوی منازعه، با رهبرانی چون بنیامین نتانیاهو در اسرائیل و دونالد ترامپ در آمریکا روبرو است؛ چهره‌هایی که هر اقدام محاسبه‌نشده علیه آن‌ها می‌تواند پیامدهای سنگینی برای مسکو داشته باشد.

جدا از دلایل احتیاط روسیه، منافع احتمالی این کشور از تداوم منازعه اسرائیل و ایران و طولانی شدن آن چه می‌تواند باشد؟

یکی از روشن‌ترین منافع روسیه در منازعه اخیر، مهار برنامه هسته‌ای ایران است. مسکو، به‌عنوان یکی از امضاکنندگان برجام، همواره بر ضرورت جلوگیری از تسلیحاتی شدن این برنامه تأکید کرده است.

گرچه مقام‌های روسی رسماً از اصطلاح «خط قرمز» استفاده نکرده‌اند، اما شواهد حاکی از آن است که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، با منافع راهبردی کرملین در تضاد است.

ایران و اسرائیل

منبع تصویر، Getty Images

جنگ دوازده‌ روزه ایران و اسرائیل و حملات متعاقب آمریکا، به گفته مقام‌های تهران و واشنگتن، به تأسیسات هسته‌ای ایران آسیب جدی وارد کرده‌اند؛ آسیبی که دست‌کم در کوتاه‌مدت، از حرکت برنامه هسته‌ای به‌سمت نظامی‌سازی جلوگیری کرده است.

در حالی‌که، به گفته آرمان محمودیان، پیش از این جنگ امید بیشتری به توافق میان دو کشور وجود داشت، «جنگ میان ایران و اسرائیل باعث شد احتمال ازسرگیری روابط میان تهران و واشنگتن کاهش یابد.»

‎در اوج تنش بی‌سابقه آمریکا و اروپا بر سر جنگ اوکراین و نیاز حیاتی کی‌یف به تسلیحات و بودجه‌های نظامی از طرف غرب، حالا جنگ میان اسرائیل و ایران ممکن است باعث انحراف بودجه‌های دفاعی آمریکا از اوکراین به سمت خاورمیانه ‌شود.

افزون بر کاهش اولویت تسلیحاتی کی‌یف در برخی محاسبات غربی، تمرکز بین‌المللی و توجه رسانه‌ها نیز به‌تدریج از بحران اوکراین به درگیری‌های خاورمیانه، به‌ویژه جنگ اسرائیل و غزه، معطوف شد.

در میانه شرایط بحرانی در نوار غزه - از کشته شدن هزاران کودک و گرسنگی گسترده تا تخریب زیرساخت‌ها و پیش‌روی شهرک‌سازی -افکار عمومی جهان بیش از گذشته به تحولات این منطقه معطوف شده‌اند. در چنین فضایی، روسیه عملاً با فشار کمتری برای تداوم تهاجم به اوکراین روبرو بود.

تدابیر تنبیهی اقتصادی و تحریم‌های غرب علیه روسیه به دلیل جنگ اوکراین، دست‌کم در کوتاه‌مدت، نتوانسته‌اند مسکو را به زانو درآورند. در مقابل، بخشی از نفت تحریمی روسیه اکنون راهی بازارهایی، از جمله چین شده که پیش‌تر خریداران سنتی نفت ایران محسوب می‌شدند.

این تغییر باعث کاهش سهم ایران از بازار جهانی انرژی و افزایش وابستگی کشورهای مصرف‌کننده به صادرات انرژی روسیه شده است. در چنین شرایطی، فشار بیشتر بر ایران، به‌ویژه در سایه جنگ و کاهش ظرفیت تولید، به نفع مسکو خواهد بود.

افزون بر رقابت میان ایران و روسیه بر سر فروش نفت تحریمی، شرایط ایران پس از جنگ و سال‌ها تحریم، آن را بیش از هر زمان دیگری در انزوا قرار داده است.

در چنین وضعیتی، تهران برای حفظ حداقلی از مناسبات اقتصادی و اداره کشور، ناگزیر به اتکا بر معدود کشورهایی است که همچنان با آنها تعامل دارد و در صدر آن‌ها، روسیه ایستاده است. نتیجه چنین روندی، ممکن است افزایش وابستگی ایران به این کشور باشد.

چشم‌انداز غبارآلود منازعه ایران و اسرائیل در صورت ضربه جدی به تهران

ایران هرگز ارسال تسلیحات به روسیه برای استفاده در جنگ اوکراین را به‌طور رسمی نپذیرفته، اما شواهد متعدد از استفاده روسیه از پهپادهای ساخت این کشور به‌ویژه پهپادهای شاهد، در حملات به اوکراین منتشر شده است. تهران می‌گوید که این پهپادها پیش از آغاز جنگ به روسیه تحویل داده شده‌اند. در مورد اتهام ارسال موشک‌های بالستیک ایرانی به روسیه نیز، تاکنون شواهد قطعی و تأییدشده‌ای ارائه نشده است.

شواهد موجود نشان می‌دهد که پهپادهای ایرانی، به‌ویژه مدل‌های شاهد، نقش قابل‌توجهی در تداوم عملیات نظامی روسیه در اوکراین داشته‌اند. برخی ناظران نظامی حتی از ساخت یک کارخانه برای تولید این پهپادها در خاک روسیه خبر داده‌اند؛ نشانه‌ای از تلاش مسکو برای کاهش وابستگی مستقیم به واردات از ایران.

با این حال، همچنان بخشی از توان عملیاتی روسیه به تحویل مستقیم پهپادهای ایرانی وابسته است. در این زمینه، برخی تحلیل‌گران معتقدند که اگر ایران درگیر تنش نظامی مستقیم با اسرائیل باقی بماند، ممکن است بخشی از ظرفیت تولید یا انتقال پهپادهای شاهد به روسیه محدود شود.

هرچند مقام‌های روسی، از جمله میخائیل اولیانوف، نماینده این کشور در سازمان ملل، در پاسخ به پرسش بی‌بی‌سی، تلویحاً تأکید کرده‌اند که روسیه برای تأمین تسلیحات مورد نیاز خود به سلاح‌های ایرانی وابسته نیست.

مهم‌تر از همه، به گفته آرمان محمودیان، «روسیه از نوع نگاه جامعه ایران به خود در سال‌های اخیر آگاه است و تمایلی ندارد که جمهوری اسلامی به نقطه‌ای برسد که فروپاشی آن محتمل باشد. از دید مسکو، چنین سناریویی، با توجه به نزدیکی بعضی جریانات اپوزیسیون خارج از کشور به ایالات متحده، می‌تواند حاشیه جنوبی دریای خزر را به منطقه‌ای بی‌ثبات و تهدیدآمیز برای منافع روسیه تبدیل کند.»

به باور برخی تحلیلگران، روسیه پیش‌بینی می‌کند که در صورت شکل‌گیری یک نظم جدید پساجمهوری اسلامی، ایران ممکن است به سمت همکاری نظامی نزدیک‌تر با آمریکا حرکت کند؛ همان‌گونه که در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، روابط نظامی تهران و واشنگتن گسترده بود.

ولادیمیر پوتین

منبع تصویر، Getty Images

راهبرد مسکو چیست و روسیه کجا ایستاده؟

در معادلات پیچیده امروز میان قدرت‌هایی چون ایران، اسرائیل، آمریکا، چین، اتحادیه اروپا و روسیه، شاید بتوان منطق بیسمارک را این‌گونه بازخوانی کرد: هر قدرتی به دنبال ائتلاف‌ها یا همراهی‌های استراتژیک و نه لزوماً مبتنی بر ایدئولوژی است تا از انزوا پرهیز کند و نفوذ خود را حفظ یا گسترش دهد.

در این میان، روسیه به‌گونه‌ای حساب‌شده، هوشمندانه و به‌طور طبیعی منفعت‌محور، میان ایران و اسرائیل حرکت می‌کند. از یک سو، روابط نظامی و اقتصادی نزدیکی با ایران دارد، از همکاری‌های نظامی در سوریه پیش از سقوط حکومت بشار اسد گرفته تا توسعه روابط تسلیحاتی پس از آغاز جنگ اوکراین. از سوی دیگر، کانال‌های ارتباطی و هماهنگی‌های امنیتی با اسرائیل، از جمله در مورد مدیریت حریم هوایی سوریه، همچنان برقرار مانده‌اند.

سکوت یا ابهام روسیه در مواضعش می‌تواند نشانه‌ای از تمایل مسکو به حفظ موقعیتی میانه باشد؛ جایگاهی که شاید در آینده به‌عنوان میانجی یا وزنه تعادل میان دو بازیگر متخاصم مورد استفاده قرار گیرد. چنان‌که در همین درگیری نیز مسکو پیشنهاد میانجی‌گری داده بود.

حتی در این چند ماه گذشته و با تندتر شدن موضع آمریکا و سه کشور اروپایی و پافشاری بر غنی‌سازی صفر در ایران، دست‌کم یک بار رویکرد همیشگی روسیه در حمایت از غنی‌سازی در ایران زیر سوال رفت.

در نیمه ژوئن همین امسال، میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در دفتر وین سازمان ملل صراحتا به بی‌بی‌سی گفت، غنی سازی ۶۰ درصدی در ایران مادامی که زیر نظر آژانس باشد از نظر او مشکلی ندارد و تاکید کرد، در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای هیچ منعی برای این مساله متوجه ایران نیست: اگر با اهداف صلح‌آمیز از آن استفاده کرد و به سمت تسلیحاتی شدن نرود. او در پاسخ به این سوال ما در بی‌بی‌سی که ایران تنها کشور جهان است که بدون داشتن تسلیحات هسته‌ای غنی‌سازی ۶۰ درصدی انجام می‌دهد و تاکنون چنین حدی از غنی‌سازی در هیچ کشوری با برنامه صلح‌آمیز دیده نشده است، حتی تاکید کرد که ایران می‌تواند «اولین» باشد.

با این همه تنها اندکی پس از پایان جنگ دوازده روزه، رسانه آمریکایی اکسیوس از قول منابع دیپلماتیک خود گفت، کرملین و شخص ولادیمیر پوتین در تماس با کاخ سفید گفته از یک توافق هسته‌ای که در آن ایران غنی‌سازی نداشته باشد، حمایت می‌کند. هرچند این نقل قول را هم ایران و هم روسیه تکذیب کردند اما بسیاری این مساله را در راستای موضع‌گیری ناروشن و مبهم مسکو در قبال ایران دانستند.

چین نیز در کنار روسیه، هرچند در چارچوبی محدودتر، در حال شکل‌ دادن به نوعی «همسویی نرم» با ایران و دیگر بازیگران غیرغربی است؛ همسویی‌ای که بیش از آن‌که بر ائتلافی ایدئولوژیک استوار باشد، در برابر هژمونی آمریکا معنا پیدا می‌کند.

با این حال، پکن همچنان می‌کوشد روابط خود را با اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس حفظ کند، رویکردی که یادآور توصیه‌های بیسمارک به انعطاف‌پذیری در سیاست خارجی و پرهیز از انزواست.

در سوی دیگر، ایالات متحده و اتحادیه اروپا، هرچند همچنان متحدان سنتی به‌شمار می‌روند، امروز، به‌ویژه در دوران ترامپ، با شکاف‌ها و تردیدهایی در روابط خود مواجه‌اند؛ به‌خصوص در هماهنگی مواضع درباره حمایت از اسرائیل، مدیریت تبعات جنگ در خاورمیانه و تداوم پشتیبانی از اوکراین. اتحاد آن‌ها همچنان پابرجاست، اما انسجام راهبردی‌شان بیش از گذشته زیر سوال رفته است.

در این زمان است که به گفته آرمان محمودیان، «روسیه از برگ ایران هم به عنوان اهرمی برای امتیازگیری از غرب در منازعه اوکراین استفاده خواهد کرد و هم تلاش خواهد کرد از انزوا و استیصال ایران برای نفوذ بیشتر بر این کشور استفاده کند.»

اگر بپذیریم که نظم جهانی دیگر بر پایه چند قدرت ثابت شکل نمی‌گیرد و به‌جای آن، ائتلاف‌ها و محورهای قدرت مدام در حال تغییرند، باید سیاست خارجی را هم با نگاهی تازه ارزیابی کرد.

در این چارچوب، هدف اصلی کشورها نه عضویت در یک بلوک پایدار، بلکه پرهیز از انزوا در میان اتحادهای متغیر است؛ جایی که انعطاف‌پذیری و توان چرخش سریع، از وفاداری‌های بلندمدت مهم‌تر شده‌اند.

در چنین شرایطی، واکنش محتاطانه و تا حدی دوپهلو از سوی روسیه در قبال جنگ ایران و اسرائیل را نه می‌توان صرفاً نشانه‌ای از بی‌طرفی دانست و نه ناشی از سردرگمی. این سکوت یا احتیاط، بیشتر به موقعیت‌سنجی راهبردی شباهت دارد: حفظ وضعیتی سیال و قابل انعطاف، تا در صورت تغییر معادلات، به‌راحتی موضع تازه با قدرت‌های غالب جدید هماهنگ شود.