روابط تهران و دمشق زیر سایه عملکرد ایران در جنگ داخلی سوریه: «آنچه رخ داد لکه ننگ بود»

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیوان حسینی
- شغل, بیبیسی
ائتلاف ایران و سوریه زمانی یکی از ستونهای ژئوپولتیک خاورمیانه توصیف میشد؛ روابطی که به رغم تفاوتهای بنیادین بین نظامهای سیاسی دو کشور شکل گرفته بود. سقوط بشار اسد نه تنها به این ائتلاف پایان داد، بلکه حتی احتمال شکلگیری تنش دیپلماتیک بین دو کشور در آینده، دور از انتظار نیست.
این در حالی است که نگاهی به تاریخچه روابط دو کشور نشان میدهد، یکی از مهمترین عوامل نزدیکی تهران و دمشق همچنان بر سر جایش باقی است: اشغال بلندیهای جولان توسط اسرائیل که این روزها حتی از دوران قدرت خاندان اسد بیشتر شده و سرتاسر این منطقه استراتژیک را در جنوب سوریه در بر میگیرد.
به گفته ژوبین گودرزی، نویسنده کتاب «ایران و سوریه: ائتلاف دیپلماتیک و سیاست قدرت در خاورمیانه»، دشمنی مشترک دو کشور با اسرائیل، یکی از عوامل مهمی بود که موجب شد تهران و دمشق در فاصله کوتاهی بعد از انقلاب سال ۵۷ به دوستان نزدیک همدیگر تبدیل شوند.
اما حکومت جدید سوریه، دیگر علاقهای به دوست قدیمیاش یعنی ایران، ندارد.
اگرچه مسیر آینده سوریه هنوز دقیق روشن نیست، اما در دو ماه و نیمی که از سقوط اسد گذشته، حکومت جدید به وضوح نشان داده که در خط کشیهای موجود در میان کشورهای خاورمیانه، به رقبای ایران پیوسته است. احمد شرع، رئیسجمهور جدید سوریه در نخستین سفرهای رسمیاش از عربستان و ترکیه دیدار کرد؛ کشورهایی که برای دورانی طولانی مخالف حکومت بشار اسد بودند.
اکثریت جمعیت سوریه عرب هستند. همچنین اکثریت مسلمانان این کشور نیز سنی هستند. به همین دلیل نزدیکی فعلی دمشق به آنکارا و ریاض، فارغ از عملکرد آنها در دوران ۱۴ ساله جنگ داخلی سوریه، تصمیمی قابل پیشبینی به نظر میرسید.
چه بسا آنچه پرسشبرانگیز است، سابقه ۴۵ سال دوستی استراتژیک سوریه با جمهوری اسلامی ایران است؛ کشوری که تحت حاکمیت یک نظام اسلامگرای شیعه قرار دارد. رهبران حکومت ایران از سکولاریسم بیزارند و هیچ میانهای با ملیگرایی عربی ندارند.
اما این تضادها موجب نشد تا ایران در جریان جنگ داخلی سوریه، از حاکم سرکوبگر این کشور حمایت نکند؛ سیاستی که از نگاه ژوبین گودرزی، به یک «لکه ننگ» برای ایران تبدیل شده و آثار این سیاست در روابط آینده دو کشور نیز دیده خواهد شد.
اسرائیل؛ دشمن مشترک
چه شد که سوریه به مهمترین متحد عرب ایران در خاورمیانه بدل شد؟ ژوبین گودرزی، استاد دانشگاه وبستر در شهر ژنو معتقد است که آغاز نزدیکی تهران و دمشق که همزمان با انقلاب سال ۵۷ کلید خورد، علاوه بر تحولات داخلی ایران، به شدت از دو اتفاق دیگر نیز اثر گرفت:
«در آستانه انقلاب ایران، مصر به رهبری انور سادات با اسرائیل صلح کرد که از نگاه حافظ اسد، رهبر سوریه در آن زمان شکستی بزرگ برای اعراب محسوب میشد. کمی بعد از انقلاب هم او تلاش کرد تا یک اتحادیه سیاسی با عراق به وجود بیاورد، اما مذاکراتش با صدام حسین شکست خورد و بین دو رژیم بعثی اختلافاتی شکل گرفت. از اینجا بین این دو کشور بر سر اینکه رژیم بعثی واقعی کدام است، رقابتی آغاز شد.»
آقای گودرزی معتقد است که این تحولات موجب شدند تا حافظ اسد به ایران روی بیاورد؛ کشوری که در پی انقلاب به یکی از مخالفان سرسخت اسرائیل تبدیل شده بود و در فاصلهای کوتاه ناچار شد در برابر تجاوز نظامی عراق از خود دفاع کند. سوریه برخلاف دیگر کشورهای عربی نه تنها از عراق حمایت نکرد، بلکه طرف ایران را گرفت.
این کارشناس امور اعراب میگوید: «حافظ اسد معتقد بود که جهان عرب باید از تغییر رژیم ایران استقبال کند و میگفت که اعراب میتوانند از دست رفتن مصر را با به آغوش گرفتن ایران، جبران کنند.»
سوریه تا این زمان چندین بار در جنگهای اعراب و اسرائیل، در کنار دیگر کشورهای عربی از اسرائیل شکست خورده بود و حتی بخشهایی از خاک این کشور در بلندیهای جولان، در اشغال اسرائیل بودند. برخلاف صحرای سینا که بعد از صلح مصر و اسرائیل به مصر بازگردانده شد، اسرائیل هیچ تمایلی برای بازگرداندن خاک سوریه نداشت.

منبع تصویر، Getty Images
اسرائیل در نهایت بلندیهای جولان را در سال ۱۹۸۱ به خاک خود ضمیمه کرد و چشمانداز حل و فصل این مساله از مسیر دیپلماتیک، به شدت تضعیف شد. این در حالی بود که برخلاف دهههای پیشین، سوریه در برابر اسرائیل دیگر نمیتوانست بر روی حمایت برادران عربش مانند عراق و مصر حساب کند. بدین ترتیب نزدیکی او به تهران بیشتر هم شد و این کشور به حمایت فعال از ایران در نبردش در برابر عراق روی آورد.
ژوبین گودرزی میگوید: «در فاصله کوتاهی بعد از آغاز جنگ، حمایتهای سوریه از ایران شروع شد. دو سال بعد هم وقتی که ایران میخواست در عملیات فتحالمبین، عراق را از خاک خودش بیرون کند، سوریه قرارداد صادرات روزانه ۶۰۰ هزار بشکه نفت عراق را از طریق خط لولهای که از این کشور عبور میکرد، قطع کرد. این کار زیان بزرگی به عراق وارد کرد و صادرات نفت عراق نصف شد.»
در مقابل این کمکهای سوریه به ایران، این کشور از حمایت شیعیان لبنان برخوردار شد که موقعیتشان در جریان جنگ داخلی لبنان و تحولات آن سالها، روز به روز بهتر میشد. به گفته آقای گودرزی، سوریه، لبنان را «حیاط خلوت و حوزه نفوذ خود» میدانست و حمایت شیعیان لبنانی از دمشق، برای حافظ اسد بسیار با ارزش بود.
در سالهای بعد، همه این عوامل موجب شدند تا روابط دو کشور عمیقتر شود. بعد از فروپاشی شوروی، آمریکا در تلاش بود که از مسیر عادیسازی روابط اعراب و اسرائیل، در خاورمیانه صلح برقرار کند. در نتیجه این تلاشها، اردن، اسرائیل را به رسمیت شناخت و تشکیلات خودگردان فلسطینی تشکیل شد.
اما برای حافظ اسد، اسرائیل همچنان دشمن درجه یک بود؛ کشوری که بخش مهمی از یک منطقه استراتژیک را در جنوب سوریه اشغال کرده بود و برخلاف قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل، حاضر نبود این منطقه را پس بدهد. مواضع ایران و سوریه در قبال توافقهای صلح در دهه ۹۰، کاملا یکی بود و این نزدیکی چون گذشته ادامه داشت.
«محور شرارت»
حافظ اسد در سال ۲۰۰۰ از دنیا رفت و پسرش بشار اسد به قدرت رسید؛ کسی که در ابتدا مدعی اصلاحات و تغییرات جدی در کشورش بود، اما خیلی زود روشن شد که تفاوتی معنادار با پدرش ندارد. بعد از حملات ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱، جرج بوش، رئیسجمهوری آمریکا، ابتدا ایران، عراق و کره شمالی را «محور شرارت» نامید و در فاصلهای کوتاه، وزارت خارجه آمریکا، سوریه، لیبی و کوبا را نیز به این گروه اضافه کرد.
با آغاز جنگهای آمریکا در منطقه و سرنگون کردن حاکمان افغانستان و عراق، رهبران جمهوری اسلامی در ایران و بشار اسد در سوریه، خود را در برابر تهدیدی جدید دیدند: ابرقدرتی که دیگر حکومتهای مخالف را در خاورمیانه تحمل نمیکرد.
اما به گفته ژوبین گودرزی، آنچه که روابط ایران و سوریه را در دهه اخیر به شکلی جدی متحول کرد، انقلاب مردم سوریه علیه بشار اسد و آغاز جنگ داخلی در این کشور بود. ایران، تمام قد پشت اسد ایستاد و برخی اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در این جنگ در برابر سوریهای مخالف، اسلحه به دست گرفتند.
آقای گودرزی میگوید: «تصمیم ایران برای حمایت از اسد، در افکار عمومی جهان عرب به ایران صدمه زد. نکته این است که حمایت ایران از شیعیان لبنان در دورانی که جنوب این کشور در اشغال اسرائیل بود، قابل توجیه بود. حتی حمایت ایران از فلسطینیها در برابر اسرائیل هم همینطور. اما در سوریه مردم قیام کرده بودند و ایران تصمیم گرفت از حکومت در برابر مردم حمایت کند. این کار، نظر جهان عرب و جهان اسلام را درباره ایران تغییر داد و یک لکه سیاه بود برای ایران.»
این پژوهشگر روابط بینالملل معتقد است که در نهایت سقوط اسد یکی از بزرگترین شکستهای سیاست خارجی ایران در دوران جمهوری اسلامی را رقم زد؛ شکستی که در نتیجه آن، موقعیت ایران در منطقه به شدت آسیب دید.

منبع تصویر، Getty Images
بعد از سقوط اسد، نه تنها تهدید اسرائیل برای کشور سوریه از بین نرفت، بلکه ارتش این کشور در فاصله بسیار کوتاهی، بخش قابل توجهی از زیرساختهای نظامی سوریه را نابود کرد. علاوه بر این، اسرائیل در بلندیهای جولان نیز دست به پیشروی زد.
در واقع بعد از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷، دو سوم از بلندیهای جولان به اشغال اسرائیل در آمد و کماکان یک سوم از این منطقه در دست سوریه باقی مانده بود. در سال ۲۰۲۴ و در فاصله بسیار کوتاهی بعد از تایید خبر گریختن بشار اسد از سوریه، اسرائیل مناطق باقی مانده بلندیهای جولان را نیز به سرعت اشغال کرد.
اگرچه ضمیمه کردن بلندیهای جولان به خاک اسرائیل، از سوی جامعه بینالمللی و نهادهای معتبر مانند سازمان ملل به رسمیت شناخته نشده و این سرزمینها همچنان بخشی از خاک کشور سوریه محسوب میشوند، اما ایالات متحده در نخستین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به شکل یکجانبه این اقدام اسرائیل را به رسمیت شناخت.
این اقدام دولت ترامپ، چشمانداز بازگشت این سرزمینها به سوریه را از گذشته هم سختتر کرده است. به زبان ساده، یکی از مهمترین عواملی که موجب شد تا زمانی حافظ اسد به ایران روی بیاورد، همچنان بر سر جایش باقی است. اما چرا این بار، احمد شرع علاقهای به حفظ این دوستی استراتژیک ندارد؟
در نگاه آقای گودرزی، پاسخ در سیاست ۱۴ ساله ایران در قبال جنگ داخلی سوریه است؛ سیاستی که موجب شد ایران و متحدانش در جنگی ویرانگر در برابر آقای شرع و دوستانش جبهه بگیرد.
سیاست ترکیه وعربستان در برابر اسرائیل، هیچ شباهتی به مواضع سختگیرانه ایران ندارد. آنها اگرچه بر روی کاغذ خواستار بازگشت بلندیهای جولان به سوریه هستند، اما در دنیای واقعی در مسیر تحقق این خواسته، گامی جدی بر نمیدارند. ترکیه حتی با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارد و بعید نیست که دیر یا زود، عربستان نیز به عادیسازی روابط با اسرائیل روی بیاورد.
با این حال دستکم در کوتاه مدت، هیچ چشماندازی دیده نمیشود که سوریه با هدف باز پس گرفتن بلندیهای جولان یا مقابله با اسرائیل، به سراغ بازیگرانی چون جمهوری اسلامی ایران برود.













