دانشآموز خجالتی که پرافتخارترین بازیکن اسپانیا شد؛ اینیستا حالا چه خواهد کرد؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, گییم بالاگه
- شغل, خبرنگار فوتبال اسپانیا
آندرس اینیستا به همه افتخارات فوتبال، البته به جز توپ طلای فوتبال که به اعتقاد بسیاری حقش بوده، رسیده است.
بازیکنان کمی هستند که برنده سه جام مهم دنیای فوتبال یعنی لیگ قهرمانان اروپا، جام ملتهای اروپا و جام جهانی شده باشند و در میان آنها، اینیستا تنها بازیکنی است که توانسته جایزه بهترین بازیکن مسابقه فینال هر سه رقابت را کسب کند. در نتیجه از این نظر او بسیار برجسته و خاص است.
زادگاه این جادوگر کوچک فوتبال که اکتبر امسال، پس از سالها کسب افتخار، در چهل سالگی بازنشسته شد، فوئنتهآلبیا، روستایی کوچک در استان آلباسته در شرق اسپانیا، است.
سفر او از آلباسته به بارسلونا آغاز شد. جایی که به عنوان یک نوجوان دوازدهساله خجالتی و دلتنگ خانواده، مسیر پیشرفت را طی کرد و به پرافتخارترین بازیکن اسپانیا تبدیل شد.
او ۳۵ جام از جمله ۲ سهگانه با بارسلونا، ۹ قهرمانی لالیگا، ۴ قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا، یک جام جهانی و ۲ قهرمانی جام ملتهای اروپا را به دست آورد.
سال ۱۹۹۹، زمانی که اینیستا بهعنوان کاپیتان زیر پانزده سال بارسلونا، گل پیروزی را در جام «نایک پرمیر» زد، کاپیتان تیم بزرگسالان، پپ گواردیولا به همتیمی خود ژاوی، گفت: «تو قرار است من را بازنشسته کنی.» و بعد با اشاره به اینیستای جوان اضافه کرد: «اما او همه ما را بازنشسته خواهد کرد.»
امروز پس از گذشت یک ربع قرن، اینیستا با آرامش و جذابیتی که از پس دوران درخشان و پرافتخار خود کسب کرده، در فکر دوران بازنشستگی و اهداف آیندهاش است.
پس از شش فصل حضور در باشگاه ژاپنی ویسل کوبه، او در آخرین ایستگاه سفرش، یک فصل در امارات متحده عربی بازی کرد، جایی که قصد دارد مدارک مربیگری خود را دریافت کند.

منبع تصویر، Getty Images
«برای گام بعدی کاملاً آمادهام»
اینیستا در مورد بازنشستگی میگوید: «اکنون در مرحله دیگری هستم. اما همچنان برنامههای روزمرهام را دارم، خواه بردن بچهها به مدرسه باشد یا کارهای دیگر. با آرامش آماده مرحله بعدی زندگی هستم.»
او با اشاره به کیفیت و استعداد بازیکنانی مانند مسی، بوسکتس، ژاوی، تیری آنری و بسیاری دیگر که در کنارشان بازی کرده و شاهد صحنههای تکنیکی بسیاری بوده، میگوید: «خیلی خوب است که شغلی داشته باشید و در آن بتوانید از دیدن چنین لحظاتی واقعاً لذت ببرید.»
من به او خاطرهای را یادآوری میکنم که سالها پیش تعریف کرده بود. در اولین جلسه تمرین پس از آن که مسی در ژانویه ۲۰۱۱ توپ طلا را برد و رأی بین اینیستا و ژاوی پس از قهرمانی اسپانیا در جام جهانی تقسیم شد، مسی آنقدر خارقالعاده بازی کرد که هر دو قبول کردند او به راستی شایسته تمامی آن جوایز است.
اینیستا میخندد و میگوید: «آن روز را به یاد ندارم. اما مهم نیست و حرفت را قبول دارم، اغلب اوقات این احساس را داشتم که در کنار انسان خارقالعادهای هستم.»
بسیاری از مربیان بزرگ، هر کدام به شیوه خود کمک کردند تا اینیستا بازیکن بهتری شود. گواردیولا با دیدگاهش، مربیانی چون لوئیس انریکه و لوئیس آراگونس با قاطعیت و نقشههایشان برای بازی و نحوه برخورد با بازیکنان، یا لوئیس فان خال با صراحت و شفافیت خود و اینکه فرصت اولین بازی را به او داد.
اما ویسنته دل بوسکه جایگاه خاصی در قلب اینیستا دارد، زیرا با آرامش خاصی تیم را هدایت و برنامهها و ایدههای خود را به بازیکنان منتقل میکرد.
به عقیده اینیستا، همه این مربیان یک ویژگی مشترک داشتند: «مغزهای فوتبالی شگفتانگیز، چون آنها بهترین هستند.»

منبع تصویر، Getty Images
از بازیکن بزرگ به نماد ملی
راه رسیدن او به جاودانگی در فوتبال بدون هزینه هم نبود، هم شخصی و هم حرفهای.
مرگ دوست عزیزش، دنی خارکه بر اثر حمله قلبی، در حالی که تنها ۲۶ سال داشت و در کمپ تمرینی پیشفصل اسپانیول در فلورانس با دوست دخترش در حال صحبت تلفنی بود، در کنار مصدومیت مزمنش قبل از جام جهانی ۲۰۱۰ که او را به افسردگی کشاند و تاثیر عمیقی بر زندگیاش گذاشت، به شکل جدی کارنامهاش را تهدید کرد.
اگرچه مشاوره حرفهای و عشق و حمایت نزدیکانش، به ویژه همسرش، آنا اورتیز، او را از تاریکترین روزها نجات داد، اما گل پیروزی در فینال جام جهانی ۲۰۱۰ مقابل هلند و واکنش او به آن، پایانی بود بر آن دوره از زندگیاش و در عین حال او را از یک بازیکن بزرگ به یک نماد ملی تبدیل کرد.
ادای احترام ساده و صادقانه او به دوستش با نشان دادن عبارت «دنی خارکه - همیشه با ما» زیر پیراهنش، تبدیل به یکی از لحظات احساسی و نمادین فوتبال شد.
او در هر جایی از اسپانیا که همراه با بارسلونا بازی میکرد، حتی در خانه رقیب همشهری، اسپانیول و یا حریف دیرینه بارسا در الکلاسیکو، رئال مادرید، ایستاده تشویق میکردند. تشویقی که معنایی فراتر از فوتبال داشت.
آینده اینیستا چه خواهد بود؟
اکنون که او بازنشسته شده، ممکن است وقت بیشتری با همسرش آنا بگذراند. اینیستا و آنا در سال ۲۰۰۸ با هم آشنا شدند و در سال ۲۰۱۲ ازدواج کردند. آنها دارای سه دختر و دو پسر هستند. در سال ۲۰۱۴ هم متأسفانه فرزند پسری را به دلیل سقط جنین از دست دادند.
همچنین این بازنشستگی شاید به او فرصت بیشتری برای حضور در باشگاه محبوبش، «آلباسته بالومپی»، که چندین بار از لحاظ مالی کمکشان کرده، بدهد.
اینیستا که الان در دبی زندگی میکند، گفت: «برنامه ما این بود که اینجا در امارات فوتبال خود را تمام کنم و در یک دوره مربیگری شرکت کنم.»
«تمام عمرم بهعنوان یک بازیکن فکر میکردم، اما اکنون باید شکلی دیگر فکر کنم. این دنیای جدیدی است. البته نه کاملاً جدید، اما چیزهای زیادی است که باید یاد بگیرم. مانند زمانی که شروع به بازی کردم، تنها هدفم یادگیری بود و هرچه بیشتر یاد میگرفتم، بهتر میشدم. حالا هم تلاش میکنم همین کار را در مقام مربی انجام دهم.»
اینیستا کاملاً آگاه است که سالها حضورش در بارسلونا تأثیر زیادی بر سبک مربیگری او خواهد گذاشت.
او میگوید: «بدیهی است که من با دیدگاه و احساس خاصی نسبت به فوتبال بزرگ شدهام. چیزی که در تمام دوران حضورم در بارسلونا، با مربیان و فلسفه آن باشگاه تجربه کردم. بنابراین، قصد دارم تیمی داشته باشم که به سبک من تا حد امکان نزدیک باشد.»
برای اینیستا، تبدیل شدن به یک فوتبالیست بزرگ تنها بخشی از داستان بود. به عقیده او، آنچه بیشتر از رنگ و تیم و رقابت اهمیت دارد، انسان خوب بودن است.
بدون شک چه در زمین، چه در اتاق هیأت مدیره یا هر جای دیگری در زندگی جدیدش، این آخرین بار نخواهد بود که از آندرس اینیستا میشنویم.











