از کربلای قزاقها تا یزدیها؛ تیغ سانسور برسر «محرم»؟
مسعود آذر
بی بی سی

منبع تصویر، IRNA
دهه اول محرم گذشت. هیاتهای عزاداری جمع شد. نذریها خورده شد و لباسهای مشکی از تن بیرون آمد اما حاشیههای این دهه، همچنان ادامه دارد.
ویدئوها و فیلمهای جدی و طنز از هیاتهای مذهبی، تعزیه و سخنرانیها در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود.
در بعضی از فیلمها (که لزوما مربوط به مراسم امسال نیز نبود) مشاهده میشود «شیری» دوچرخه سواری میکند یا به اصحاب یزید پشت پا میزند! در مراسم تعزیهها به جای مقتل خوانی، موسیقی و ترانههای امروزی میخواندند، خیمهای آتش میگیرد، ترقه بازی و انفجار، جای شمشیر و نیزه را میگیرد و سربازان «ابن زیاد» پس از کشتن یاران امام سوم شیعیان، با ترانه «بابا کرم» رقص و پایکوبی میکردند...
در کنار چنین ویدئوهای طنز، اتفاقات و حوادث مختلفی که رخ داد، فیلمهایی از مداحیهای جدی هم منتشر شد که بطور مشخص اکثرشان مربوط به شهر یزد بود و خبرهایی از ممنوع الکار شدن تعدادی از مداحان و ممانعت از حرکت چند هیات سینهزنی باعث شد که بیش از گذشته، مراسم سینهزنیهای یزدیها در کانون توجه مردم و رسانهها قرار بگیرد.
چند سالی است که متن نوحه و اجرای مداحی یزدیها توجه بسیاری از علاقمندان و حتی غیرعلاقمندان به مراسم محرم را به خودش جلب کرده و باعث شده شمار گردشگران داخلی و خارجی برای دیدن مراسم عزاداری در یزد بیشتر از گذشته شود. آنچه مراسم محرم در یزد را بیشتر برجسته کرد این بود که رسانههای ایران از جمله اعتماد آنلاین ۱۶مردادماه نوشتند «به دنبال مانعتراشی، اعمال ممیزیهای سختگیرانه و فلهای، و فشارهای برخی نهادهای خاص بر مداحان و حسینیهها، جای برنامههای عزاداری و سینهزنی دو هیئت بزرگ و معروف یزدی (فهادان و بعثت) در عزاداریهای امسال خالیست».
همچنین نشریه پیام اقتصاد از قول فرهاد داریوش، مداح یزدی نوشت « فشارهای برخی نهادهای خاص بر هیئتها و حسینیههای یزد چنان شدت گرفته که متن نوحهها را عوض میکنند».
این مداح گفت «علاوه بر سانسور کلمات نوحه، مداحان را نیز ممنوعالکار میکنند یا بخاطر تائید نشدن شعر، مانع از حرکت هیاتهای سینهزنی میشوند، کاری که فقط در دوره رضاخانی سابقه داشته است».

منبع تصویر، IRNA
رضاخان و هیاتهای مذهبی
انگار تاریخ پس از صد سال دوباره به نوعی تکرار شده است. براساس نوشتههای کتابهای تاریخی، از سال ۱۳۰۰ که رضا شاه به عنوان «سردار سپه» به فرماندهی بریگارد قزاق منصوب شد، برگزاری مراسم عاشورا و تاسوعا در تهران با حضور نیروهای نظامی شکل و شمایل تازهای به خود گرفت.
رضاخان میرپنج خودش هیات سینهزنی داشت و برای جلب نظر علما و مردم، خودش را فردی مذهبی نشان میداد. او با نیروهای قزاق به محلات تهران و شمیرانات میرفت و به نوشته کتابهایی مانند «خاطرات من» به قلم حسن اعظامقدسی، هیات سینهزنی قزاقها میخواندند (اگر در كربلا قزاق بودی/ حسین بییاور و تنها نبودی).
در همین کتاب اشاره شده که در شب یازدهم محرم، سردار سپه سر و پای برهنه و شمع در دست با نیروهای قزاق در مراسم «شام غریبان» شرکت کرد.
رضا خان با گذاشتن تاج پادشاهی بر سر، سال به سال از آیین محرم کم کرد و ده سال بعد، تعطیلات محرم را از چهار روز به سه روز کم کرد. آرام آرام محدودیتها بیشتر شد و شهربانی از هیئتداران خواست برای برگزاری مراسم ماه محرم اجازه بگیرند.
در سال ۱۳۱۴ به دستور رضاشاه عزاداریها فقط در تکایا و مساجد برگزار شد، سینهزنی و به راه انداختن دسته در خیابان نیز قدغن شد.
دو سال بعد روضهخوانی هم ممنوع شد و گفته میشود برای «خارج کردن مردم از خرافات و آشنا نمودن مردم به تمدن امروز» دست به چنین اقدامی زده میشود و در محرم سال ۱۳۱۹ به سران اصناف و بنگاهها دستور داده میشود تا همزمان با ماه محرم، «کارناوال شادی» به راه بیندازند.
یزد و روزگار شعر و مداحی
زمانی آیتالله خمینی بینانگذار جمهوری اسلامی میگفت «محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است»، انگار همین ماهها برای حکومت نگرانیهایی را به همراه دارد و هیات حاکمه را مجبور کرده، ممنوعیتها و محدودیتهایی برای عزاداریها در ایران، اعمال کند و نظارت سختگیرانهتری را برای برگزارکنندگان این مراسم در نظر بگیرد.
به طور معمول و به روال گذشته، حکومت هیاتهای مذهبی و مداحان را موظف کرده که از طریق «سامانه طوبی» وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت کنند و مجوز بگیرند.
در چنین شرایطی، هیئتها و مداحان به دلایل مختلف انضباطی یا اخلاقی میتوانند از ادامه فعالیت یا برگزاری مراسم مذهبی محروم شوند.
در چارچوب همین اساسنامه و سیستم نظارتی بود که در سال نود و شش، حرف و حدیثهایی درباره ممنوع الکار شدن تعدادی از مداحان یزدی از جمله مصطفی محسنزاده و سروش رحمانی به گوش میرسید. آقای محسنزاده در همان زمان در گفتوگو با «آفتاب یزد» ممنوع الکار بودنشان را رد کرد و خبر داد که ازهیأت معروف «کوچه بیوک» به هیات «آبشور» رفتهاند.
این دو مداح در شهریورماه سال نود و هفت در هیات «آبشور» نوحهای با این مضون خواندند که «این خانه برآب است/این چشمه سراب است/ ای موج بلا کی میرسی/صاحبان زور و زر از حال مردم بی خبر/با نوای اهل حق زودا که برگردد ورق». این نوحه بازتاب گستردهای در ایران داشت و دوباره موضوع ممنوع شدن فعالیت آنها مطرح شد.
نماینده ولی فقیه در استان یزد، در آذرماه همان سال، در حالی که ماههای محرم و صفر سپری شده بود، در جلسه «جلوگیری از آسیب های احتمالی به سبک عزاداری در یزد»، خواهان جلوگیری از «ورود خرافات» و« نظارت قوی» بر روی هیئتهای مذهبی و تنظیم آییننامهای با ضمانت اجرایی شد.
نماینده آیتالله خامنهای زمانی چنین جلسهای را تشکیل داد که هیاتهای مذهبی یزد، متناسب با شرایط سیاسی و اقتصادی ایران و بخصوص اعتراضات سال نود و شش، اشعاری را در ذم «حاکمان ظالم» خواندند. اشعار مداحان اگرچه درباره عاشورا بود اما به نوعی تداعی کننده رفتار حکومت با مردم بود.

منبع تصویر، SNN.IR
تاریخ اسلام، آینه امروز حاکمان ایران؟
در سالهای اخیر شرایط حکمرانی در جمهوری اسلامی به گونهای پیش رفته که تولید و پخش بسیاری از آثار تاریخی ایرانی و مذهبی به نوعی تداعی کننده، وضعیت حکومت امروز ایران شده است. اکثر سریالها و فیلمهای مذهبی مانند «امام علی» قابلیت پخش ندارند و با ممیزی زیادی روبرو میشوند.
این سریالهای مذهبی که معمولا با هزینه هنگفتی ساخته میشود، اگرچه میخواهد حقانیت امامان شیعه یا پیروان آنها را نشان دهد و دلایل قیام یا شهادت آنها را بازگو کند اما وقتی داستان روایت میشود، به طور غیرمستقیم شرایط حکومت امروز ایران و رهبران آن را تداعی میکند که به نوعی نماد «حاکم جائر» شده و حق و حقوق مسلمانان را ضایع کرده و قیام علیهشان را منطقی و «عدالتخواهانه» نشان میدهد.
اردیبهشتماه سال گذشته، محمد بیکزاده، تهیهکننده سریال «امام علی» در گفتوگو با روزنامه فرهیختگان گفته بود در سال ۱۳۷۵ در زمان پخش این سریال، دویست دقیقه از بخشهایی که مربوط به بحث «عدالت» در دوران امام اول شیعیان بود، حذف شد و هم اکنون این سریال امکان پخش در شبکه پرمخاطب تلویزیون را ندارد.
در تازه ترین نمونه، بهروز غريبپور، کارگردان تئاتر روز چهارشنبه گذشته در گفتوگو با روزنامه اعتماد گفت اپرای «عاشورا» -كه چهارده سال روی صحنه بوده- قرار است بار ديگر از سوی شورای نظارت بازبينی شود و پس از دريافت مجوز روی صحنه برود.
در بین آثار تاریخی، صرفا میتوان به سریال مختار اشاره کرد که دوازده سال پیش ساخته شده و به گفته دست اندرکاران تلویزیون، دوازده بار نیز از شبکههای مختلف تلویزیون دولتی ایران پخش شده است.
مداحی نمادی از اعتراض؟
واکنش حکومت در برابر این انتقادها معمولا به سکوت میگذرد یا تکذیب میشود. چنانکه اداره کل تبلیغات اسلامی استان یزد نیز در اطلاعیهای اعلام کرده ایجاد محدودیت و ممنوعیت برای فعالیت دو هیات عزاداری صحت ندارد و مشکل فقط برسر پخش زنده تلویزیونی از شبکه استان بوده است و چون «از قبل هماهنگی های لازم را با سازمان تبلیغات و صدا و سیمای استان» انجام نشده، از پخش زنده این مراسم در تلویزیون یزد جلوگیری شده است.
با وجود واکنش گستردهای که خبرهای مربوط به حذف دو هیئت یزدی مطرح شد، مدیریت و خطدهی اکثر هیئتهای مهم در دست مداحان نزدیک به حکومت است.
حکومت بیش از دو دهه است که روی هئیتهای مذهبی و مداحان سرمایهگذاری ویژهای باز کرده و به عنوان بازوهای تبلیغاتی نظام نقش فعالی در مسایل سیاسی دارند و به عنوان یک پروژه امنیتی به آن نگاه میکند.
بخشی از مداحان در زمان بخصوص انتخابات ریاست جمهوری سال هشتادو چهار، به شکل علنی پا به عرصه موضعگیری و حمایت از نامزدی محمود احمدینژاد گذاشتند. آنها اگرچه نفوذ گذشته را بین مردم ندارند اما صدا و سیما و رسانههای تبلیغی حکومت تمام و کمال در اختیارشان است و آیتالله خامنهای هرسال با آنها دیدار میکند و رئوس برنامههای آنها را گوشزد میکند.
شاید بتوان گفت در میان جریان غالب آنچه درایام محرم در ایران رخ میدهد نوحهخوانی در یزد و چند شهر دیگر، آغاز یک راه برای تغییر متن و محتوای نوحهخوانی در ایران است.










