غرش در جنگل؛ پنجاه سالگی مسابقه افسانه‌ای بوکس به روایت شاهدان عینی

محمد علی با ناک‌اوت کردن فورمن در راند هشتم، دنیا را شگفت‌زده کرد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، محمد علی با ناک‌اوت کردن فورمن در راند هشتم، دنیا را شگفت‌زده کرد
    • نویسنده, نوشته آدی آدیدوین با ویرایش بن دیرز
    • شغل, بی‌بی‌سی

این مجموعه ابتدا در سال ۲۰۱۴ به مناسبت چهلمین سالگرد این مسابقه که با نام «غرش در جنگل» شناخته می‌شود، در بخش ورزشی بی‌بی‌سی منتشر شد.

آیا این بزرگ‌ترین رویداد ورزشی تاریخ بود؟ شاید برخی مخالف باشند. آیا تأثیرگذارترین مبارزه بوکس تاریخ بود؟ شاید نه. اما قطعاً جذاب‌ترین نمایش ورزشی قرن بیستم بود.

داستان از اینجا آغاز می‌شود که روزی حاکم دیوانه‌ای از یک سرزمین عجیب و غریب به یک غول شکست‌ناپذیر پیشنهاد داد تا برای نگه‌داشتن تاج قهرمانی سنگین‌وزن خود در کشور دورافتاده او مبارزه کند و در عوض ثروتی بی‌کران به او اعطا کند.

رقیب این غول، پادشاه خوش‌چهره و کاریزماتیک این ورزش بود که ناعادلانه سال‌ها از تاج و تخت خود کنار بود و حالا به دنبال بازپس‌گیری آن بود.

به مناسبت چهلمین سالگرد مبارزه «غرش در جنگل»، بخش ورزشی بی‌بی‌سی با تعدادی از شاهدان آن مسابقه مصاحبه کرد و نتیجه آن، داستانی افسانه‌ای شد.

کالین هارت (خبرنگار بوکس بریتانیایی): اولین بار حدود هفت ماه قبل از مبارزه درباره آن شنیدم. در کاراکاس ونزوئلا بودم و در حال پوشش مبارزه فورمن در برابر کن نورتون. در کنفرانس مطبوعاتی قبل از مبارزه، دان کینگ، برگزارکننده تازه‌کار بوکس اعلام کرد که برنده این مبارزه قرار است با محمد علی (کلی) در کینشاسا در زئیر (جمهوری دموکراتیک کنگو امروزی) مبارزه کند.

کینگ همچنین گفت که مبارزه ساعت چهار صبح برگزار خواهد شد. وقتی شنیدم از خنده تقریباً از صندلی افتادم. با خودم گفتم این دیگر چه دلقکی است. اما هفت ماه بعد، ساعت ۴ صبح، من آنجا کنار رینگ در کینشاسا بودم.

جین کیلروی (مدیر برنامه‌های محمد علی): رئیس‌جمهور زئیر، موبوتو، این ایده را مطرح کرد تا تبلیغ گردشگری برای کشورش کند. او مبلغ زیادی برای برگزاری این مبارزه اختصاص داد. کینگ به سیاتل رفت و در ملاقات با جورج، به او گفت این مبارزه آسانی خواهد بود و فورمن هم این پیشنهاد را پذیرفت.

جورج فورمن: این مبارزه برای من شبیه کار خیریه بود. شنیده بودم محمد علی به‌شدت نیاز به پول دارد، پس فکر کردم کمکش می‌کنم. پنج میلیون دلار گرفتم و می‌خواستم او هم پنج میلیون دلار بگیرد. گفتم که می‌روم آنجا و او را می‌کشم. مردم گفتند خواهش می‌کنیم، نگو که می‌خواهی محمد علی را بکشی. گفتم باشه، فقط او را به زمین می‌زنم. تا این‌ اندازه از آسانی مسابقه مطمئن بودم.

جین کیلروی: یادم است در یک کنفرانس مطبوعاتی در رستوران معروف جک دمپسی (قهرمان سنگین‌وزن دهه ۱۹۲۰) در برادوی نیویورک، جورج که وارد شد، محمد علی مستقیماً به چشمان او نگاه کرد و گفت: «سانی لیستون (کسی که محمد علی او را در سال ۱۹۶۴ شکست داد تا برای اولین بار قهرمان سنگین‌وزن جهان شود) هم وقتی تو هنوز بچه بودی، این کارها را می‌کرد. فکر می‌کنی از تو می‌ترسم؟ همین الان اینجا تو را شکست می‌دهم.» جورج راهش را گرفت و رفت و محمد علی نشست و گفت: «آقای دمپسی، من همین حالا راند اول را بردم…»

جری آیزنبرگ (خبرنگار بوکس آمریکایی): کمی قبل از رفتن محمد علی به آفریقا، به دیدن تمریناتش در دیرلیک، پنسیلوانیا رفتم. وارد سالن که شدم، آنچه دیدم را نمی‌توانستم باور کنم؛ محمد علی داشت به کیسه سنگین ضربه می‌زد در حالیکه نزدیک به یک سال و نیم بود چنین تمرینی نکرده بود.

جین کیلروی محمد علی را پیش پزشکی در فیلادلفیا برده بود و به توصیه او، به جای درمان آرتروز با تزریق، هر روز سه بار دستانش را در پارافین داغ فرو می‌برد. محمد علی همان‌طور که به کیسه ضربه می‌زد نگاهی به پشت سر انداخت و گفت: «می‌خواهم این لعنتی را ناک‌اوت کنم.»

روی فورمن (برادر کوچکتر جورج فورمن): جورج در ۱۳ سالگی، با قدی حدود ۱۸۸ سانتی‌متر و وزنی حدود ۹۰ کیلوگرم، غول وحشتناک محله‌ بود. وقتی از بقیه بزرگ‌تر و قوی‌تر باشی، هر چه بخواهی برای توست. او ممکن بود دوچرخه‌ات را بگیرد چون می‌توانست؛ یا ممکن بود سیگارت را بگیرد. تنها دلیلی که لباس‌هایت را نمی‌گرفت این بود که اندازه‌اش نمی‌شد.

او با همین ویژگی به رینگ بوکس رفت و می‌گفت می‌خواهم روزی کسی را در رینگ بکشم. با شناختی که از او داشتم کاملاً باور داشتم راست می‌گوید.

جورج فورمن: اولین مبارز سنگین‌وزنی که دیده بودم، سانی لیستون بود و تصمیم گرفتم از او تقلید کنم. اما لیستون در مقایسه با من خیلی مهربان بود. بعد از قهرمانی سنگین‌وزن جهان، خشونتی در من رشد کرده بود که یک بوکسور هرگز نباید داشته باشد. از بوکس خوشم نمی‌آمد، از آن متنفر بودم، اما تنها کاری بود که می‌توانستم انجام دهم.

به هر جای حریف ضربه می‌زدم، به زمین می‌افتاد. حتی بعد از مصدومیت از ناحیه چشم، همچنان احساس برتری داشتم و با یک چشم سالم هم احساس می‌کردم می‌توانم حریف را نهایتاً در سه راند ناک‌اوت کنم. هیچ ترسی نداشتم.

جیم براون: «قرار بود گزارشی خبری از جورج تهیه کنم که در آن دستکش بپوشم و با او وارد رینگ شوم. اما وقتی ضربات او به کیسه سنگین را دیدم، منصرف شدم و گفتم هرگز با او وارد رینگ نمی‌شوم»

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جیم براون: «قرار بود گزارشی خبری از جورج تهیه کنم که در آن دستکش بپوشم و با او وارد رینگ شوم. اما وقتی ضربات او به کیسه سنگین را دیدم، منصرف شدم و گفتم هرگز با او وارد رینگ نمی‌شوم»

جیم براون: وقتی جورج به زئیر رسید، مردم رفتار خوبی با او نداشتند. چرا که محمد علی را دوست داشتند و او هم آن‌ها را. گاهی اوقات محمد علی می‌گفت: «برویم قدم بزنیم.» می‌گفتم: «کجا برویم؟» می‌گفت: «فقط برویم قدم بزنیم و با مردم صحبت کنیم.» او رفتار بسیار فروتنانه‌ای با مردم داشت.

جورج فورمن: نه، مردم زئیر با من هم مهربان بودند، اما محبت ویژه‌ای به محمد علی داشتند. هرگز کاری نکردند که احساس کنم از من خوششان نمی‌آید. در واقع، برخی حتی قبل از مبارزه پیش من می‌آمدند و می‌گفتند «لطفاً برنده شو.»

جیم براون: قرار بود گزارشی خبری از جورج تهیه کنم و در آن دستکش بپوشم و با او وارد رینگ شوم. اما وقتی ضربات او به کیسه سنگین را دیدم، منصرف شدم و گفتم هرگز با او وارد رینگ نمی‌شوم.

وقتی به دیدن تمرینات محمد علی رفتم، به او گفتم: «تو دوست من هستی و دوستت دارم اما فکر نمی‌کنم بتوانی جورج را شکست بدهی.» علی و آنجلو داندی (مربی علی) به من نگاه کردند و گفتند: «تو دیوانه‌ای، ما او را ناک‌اوت خواهیم کرد.»

جین کیلروی: ما تمام مبارزات فورمن را دیده بودیم. وقتی مبارزه فریزر با او را در سال ۱۹۷۳ دیدیم که در آن فریزر شش بار به زمین افتاد و تاج قهرمانی سنگین‌وزن جهان را از دست داد، محمد علی گفت: «دوباره پخش کن، ببین چطور به طناب‌ها تکیه می‌دهد، استقامت ندارد. تا پایان راند سه، چهار و یا پنج منتظر باش…او خیلی زود انرژی‌اش تمام می‌شود.»

جورج فورمن: ما قبل از مبارزه به‌ندرت یکدیگر را می‌دیدیم و من هیچ‌یک از مصاحبه‌های محمد علی را ندیده بودم. بنابراین، هیچ‌چیز تحریک‌کننده‌ای از او تا زمانی که وارد رینگ شدیم، نشنیده بودم.

دیدار محمد علی با موبوتو سسه سکو، رئیس‌جمهور فاسد زئیر در آن زمان

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دیدار محمد علی با موبوتو سسه سکو، رئیس‌جمهور فاسد زئیر در آن زمان

جین کیلروی: به اتاق جورج رفتم و بوی مرگ را در هوا حس کردم. برگشتم پیش محمد علی و پرسید: «چه می‌گویند؟» گفتم: «دارند درباره فرستادن بچه‌هایت به یتیم‌خانه صحبت می‌کنند.» محمد علی گفت: «برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کنم.»

درست قبل از مبارزه، محمد علی تماسی از الیاجاه محمد، رهبر گروه «ملت اسلام» که عضو آن بود، داشت. او گفت: «چطور ممکن است فورمن تو را شکست دهد؟ تو الله را در کنار خود داری.» این حرف مثل تقویت‌کننده‌ای برای علی بود و به همین دلیل ترسی نداشت.

کاس داماتو (مربی قهرمانان سنگین‌وزنی مانند فلوید پترسون و مایک تایسون) به محمد علی گفت: «ترس مثل آتش است و می‌تواند خانه‌ات را بسوزاند. فورمن زورگوست، تو باید اولین مشت را بزنی.»

بعد از به صدا درآمدن زنگ اول، فورمن با مشت‌های گره‌کرده به جلو آمد و محمد علی چنان محکم به فکش ضربه زد که چهار دقیقه خاموش شد. فورمن با خود فکر کرد: «این دیگر چیست؟» او نتوانست محمد علی را بترساند و این محمدعلی بود که به یک تهدید تبدیل شد.»

جورج فورمن: او اولین ضربه را زد، اما بعد از آن آنقدر باهوش بود که مرا بغل کند. مرتب به او ضربه می‌زدم، ضربات محکمی می‌زدم و او هم مدام مرا بغل می‌کرد و نگه می‌داشت. به او ضربات فوق‌العاده‌ای زدم که بیشتر آدم‌ها را از پا درمی‌آورد. اما وقتی زنگ پایان راند به صدا درآمد و به گوشه رینگ برگشت، انگار با خودش می‌گفت: «خدای من، موفق شدم.»

دیوید هی: هیچ‌کس تمرین نمی‌کند که مشت‌هایش به خطا برود؛ شما برای فرود آوردن ضربات آموزش می‌بینید. بنابراین، وقتی کسی باعث شود ضرباتتان خطا برود، کم‌کم از نفس می‌افتید و دلسرد می‌شوید، چون نمی‌توانید به هدف بزنید. در این مرحله شروع می‌کنید ضربات را کوتاه‌تر بزنید یا به شیوه‌ای متفاوت مشت بزنید که باعث می‌شود از بازی خارج شوید.

کالین هارت: بیشتر خبرنگاران بوکس فکر می‌کردند که محمد علی نه تنها شکست خواهد خورد، بلکه ممکن است کارش به بیمارستان بکشد. من تنها خبرنگار بریتانیایی بودم که معتقد بودم محمد علی پیروز می‌شود چون شنیده بودم فورمن استقامت ندارد.

جورج فورمن: محمد علی قوی‌ترین مشت‌زن نبود، اما سرسخت‌ترین انسانی بود که تاکنون با او برخورد کرده‌ بودم. این را با اطمینان می‌گویم. او زیاد صحبت نمی‌کرد، اما در راند سوم یک مشت محکم به پهلویش زدم و روی من افتاد و گفت: «همین بود جورج؟» آن لحظه ترسیدم، فهمیدم که اوضاع خراب است.

او سنگین‌ترین ضربه‌ای که می‌توانستم به او بزنم را تحمل کرده بود و پس از راند چهارم انگار وارد یک سطل بتونی شده بودم. کاملاً خسته بودم و نمی‌دانستم چه می‌کنم.

جین کیلروی: هر کسی می‌تواند مشت‌های سنگینی به کیسه بوکس بزند، اما وقتی در رینگ ضربه می‌خوری، اذیت و خسته می‌شوی، روحیه‌ات از دست می‌رود. محمد علی پس از راند ششم به گوشه برگشت و گفت: «حالا دارمش، حالا دارمش...»

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جین کیلروی: هر کسی می‌تواند مشت‌های سنگینی به کیسه بوکس بزند، اما وقتی در رینگ ضربه می‌خوری، اذیت و خسته می‌شوی، روحیه‌ات از دست می‌رود. محمد علی پس از راند ششم به گوشه برگشت و گفت: «حالا دارمش، حالا دارمش...»

روی فورمن: از راند چهارم به بعد، ضربات کمی کندتر شدند و مشخص بود اعتماد به نفس محمد علی افزایش یافته است. تا آن زمان، هرگز ندیده بودم جورج از کسی بترسد، شاید فقط از مادرش.

کالین هارت: وقتی به راندهای پنجم و ششم رسیدیم، فورمن به‌وضوح ضعیف‌تر شده بود. او هنوز مشت می‌زد اما ضرباتش دیگر مانند راندهای اولیه به محمد علی آسیب نمی‌زدند و به‌سرعت داشت از انرژی خالی می‌شد.

جین کیلروی: هر کسی می‌تواند مشت‌های سنگینی به کیسه بوکس بزند، اما وقتی در رینگ ضربه می‌خوری، اذیت و خسته می‌شوی، روحیه‌ات از دست می‌رود. محمد علی پس از راند ششم به گوشه برگشت و گفت: «حالا دارمش، حالا دارمش...»

بعد از پایان مبارزه که با پیروزی محمد علی در راند هشتم همراه بود، از محمد علی پرسیدم: «چرا وقتی داشت سقوط می‌کرد به او ضربه نزدی؟» محمد علی گفت: «به اندازه کافی خورده بود.»

جیم براون: بعد از مبارزه به رختکن محمد علی رفتم، بسیار شلوغ و پر از افراد مختلف بود. بعد به رختکن جورج رفتم، فقط او، آرچی مور (اسطوره سبک وزن) و سگ جورج آنجا بودند.

این مبارزه اولین مسابقه قهرمانی سنگین‌وزن جهان بود که در آفریقا برگزار می‌شد. بیشتر مردم زئیر خواهان پیروزی محمد علی بودند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، این مبارزه اولین مسابقه قهرمانی سنگین‌وزن جهان بود که در آفریقا برگزار می‌شد. بیشتر مردم زئیر خواهان پیروزی محمد علی بودند

روی فورمن: در آن زمان، قهرمان سنگین‌وزن جهان بودن مثل این بود که رئیس‌جمهوری آمریکا باشید. حالا دیگر جورج به عنوان رئیس‌جمهور سابق جهان دیده می‌شد. از دوست دختر گرفته تا خواهر و برادرها، دیگر هیچ‌کس او را مانند گذشته ‌نمی‌دید و پیشوند «سابق» در جلوی نامش قرار داشت.

حدود هشت تا ده سال طول کشید تا جورج از شوک این شکست بیرون بیاید. او پنج میلیون دلار به دست آورده بود که در آن زمان مبلغ زیادی بود، پس شروع به خرید چیزهای مختلف کرد. یک خانه دیگر، یک ماشین دیگر، دوست دخترهای مختلف، سعی می‌کرد به همه نشان دهد که هنوز قهرمان است. اما دیگر قهرمان نبود، حالا یک بازنده بود.

جورج فورمن: نمی‌توانستم باور کنم که تاج قهرمانی جهان را از دست داده‌ام. این مبارزه قرار بود یک مسابقه ساده بوکس باشد، اما تبدیل به شرم‌آورترین لحظه زندگی‌ام شد. از غرور به ترحم رسیدم و این فاجعه‌ بود.

فکر می‌کردم با پنج میلیون دلار برمی‌گردم و همه چیز خوب خواهد شد اما نمی‌توانی غرورت را بخری. تنها چیزی که می‌خواستم، دوباره قهرمان جهان شدن بود.

گاهی وقت‌ها آن مبارزه را دوباره نگاه می‌کنم و با خودم می‌گویم: «این بار می‌برم» یا ممکن است بیدار شوم و فکر کنم: «ای کاش این کار را انجام می‌دادم یا آن کار را انجام نمی‌دادم.»

جری آیزنبرگ: حدود یک ساعت پس از پایان مبارزه، بارانی سیل‌آسا شروع شد. سپس ناگهان خورشید درآمد، یکی از آن طلوع‌های بزرگ آفریقایی، همه سوار اتوبوس شدیم و به پایگاه نظامی که خبرنگاران در آن اقامت داشتند، برگشتیم.

سه نفر از ما به دنبال محمد علی رفتیم و او را در حالی که به رودخانه خیره شده بود، پیدا کردیم. او فقط نگاه می‌کرد. برای یک بار، سه خبرنگار ورزشی عقل و شعور داشتند که دهانشان را باز نکنند. گذاشتیم او در سکوت از آن لحظه لذت ببرد.

در نهایت، محمد علی به سمت ما آمد، دستانش را بالا برد و گفت: «شما هیچ‌وقت نخواهید دانست این پیروزی برای من چقدر اهمیت دارد.» در آن لحظه، او واقعاً پادشاه جهان بود.

مسابقات تاریخی بوکس

جان ال سالیوان مقابل جیم کوربت (۱۸۹۲):

جان ال سالیوان آخرین قهرمان سنگین‌وزن بوکس بدون دستکش و یکی از اولین چهره‌های مشهور ورزشی در آن دوران به شمار می‌رفت. اما در این مبارزه که تحت قوانین مارکیز کویینزبری و با استفاده از دستکش برگزار شد، کوربت، مدرن و تاکتیکی ظاهر شد و سالیوان را کهنه و قدیمی نشان داد. کوربت در نهایت سالیوان را در راند بیست و یکم ناک‌اوت کرد و پیروز میدان شد.

جک جانسون مقابل جیم جفریس (۱۹۱۰):

وقتی جک جانسون در سال ۱۹۰۸ به عنوان اولین قهرمان سنگین‌وزن سیاه‌پوست جهان شناخته شد، سفیدپوستان آمریکا به‌شدت شوکه و برآشفته شدند. جیم جفریس، قهرمان سابق سنگین‌وزن، به عنوان «امید بزرگ سفیدپوستان» معرفی شد تا او را به چالش بکشد. اما جانسون به راحتی او را شکست داد. این شکست موجب شورش‌های نژادی در آمریکا و متأسفانه کشته‌شدن بسیاری شد.

جو لوئیس مقابل ماکس اشملینگ (۱۹۳۸):

جو لوئیس دو سال قبل، یعنی در سال ۱۹۳۶ به اشملینگ باخته بود، اما مبارزه دوم‌شان فراتر از یک انتقام شخصی بود. اشملینگ در آن دوران به عنوان نماد نازیسم دیده می‌شد، در حالیکه لوئیس نماینده دموکراسی در آستانه جنگ جهانی دوم بود. این مبارزه به نمادی از تقابل فاشیسم و دموکراسی تبدیل شد. لوئیس در راند اول اشملینگ را ناک‌اوت کرد و پیروز شد.

جو فریزر مقابل محمد علی (۱۹۷۱):

محمد علی در سال ۱۹۶۷ به دلیل امتناع از پیوستن به ارتش آمریکا در جنگ ویتنام، از عنوان قهرمانی سنگین‌وزنش محروم شد. اما پس از سه سال و نیم دوری، به رینگ بوکس بازگشت و با جو فریزر، قهرمان وقت روبرو شد. این مبارزه که به «نبرد قرن» مشهور شد، یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای ورزشی جهان است. پس از پانزده راند پرهیجان و طاقت‌فرسا، فریزر توانست محمد علی را شکست دهد.