چگونه دنیای پر سروصدا به سلامتی ما آسیب جدی وارد میکند

- نویسنده, جیمز گالاگر
- شغل, گزارشگر بیبیسی
یک قاتل نامرئی ما را احاطه کرده است. قاتلی چنان حاضر در همه جا و فراگیر، که ما به سختی متوجه میشویم عامل کوتاهی عمر ماست.
این عامل باعث حملات قلبی، دیابت نوع ۲ میشود و مطالعات اخیر آن را حتی با زوال عقل مرتبط میداند.
این عامل به نظر شما چه چیزی میتواند باشد؟
پاسخ سروصدا است. و تاثیر سروصدا بر بدن انسان بسیار فراتر از آسیب رساندن به شنوایی است.
پروفسور شارلوت کلارک، از بیمارستان سنت جورج دانشگاه لندن میگوید: «این یک بحران برای بهداشت عمومی است. ما شمار زیادی از مردم را در زندگی روزمره خود در معرض خطر قرار میدهیم.»
این بحرانی است که ما از آن حرفی نمیزنیم.
بنابراین من در حال بررسی این موضوع بودهام که چه موقعی سر و صدا خطرناک میشود، با افرادی که سلامتشان آسیب دیده است صحبت کردهام تا ببینم آیا راهی برای غلبه بر دنیای پرسروصدا ما وجود دارد یا نه.
این بررسی را با آشنایی با پروفسور کلارک در یک آزمایشگاه صدا که ساکت بود، شروع کردم. میخواهیم ببینیم که بدن من چگونه به سروصدا واکنش نشان میدهد. به من دستگاهی داده شده که شبیه یک ساعت هوشمند بزرگ به نظر میرسد.
این دستگاه ضربان قلب و میزان تعریق پوستم را اندازهگیری میکند.

چیزی که به نظر من واقعا مهیج است، صدای ترافیک در داکا، پایتخت بنگلادش است که به پر سروصداترین شهر جهان شهرت دارد. بلافاصله احساس میکنم در یک ترافیک سنگین و پر استرس هستم.
حسگرها اضطراب مرا ثبت میکنند: ضربان قلبم بالا میرود و پوستم بیشتر عرق میکند.
پروفسور کلارک در حالی که صدای بعدی را آماده میکند، میگوید: «شواهد واقعا خوبی وجود دارد که سروصدای ترافیک بر سلامت قلب اثر میگذارد.»
فقط صداهای شاد زمین بازی روی بدنم اثری آرامبخش دارند. پارس کردن سگها و مهمانی همسایه در ساعات اولیه بامداد به واکنش منفی منجر میشود.
اما چرا صدا باعث تغییرات در بدن من میشود؟
پروفسور کلارک میگوید: «شما به صدا واکنش عاطفی دارید.»
گوش صدا را تشخیص میدهد و آن را به مغز منتقل میکند. منطقه مغزی «آمیگدال» ارزیابی عاطفی صدا را انجام میدهد.
این بخشی از واکنش «بجنگ یا فرار کن» طبیعی بدن است که به ما کمک میکند تا به صداهایی مانند حرکت یک شکارچی از میان بوتهها واکنش سریع نشان دهیم.
پروفسور کلارک میگوید: «درنتیجه ضربان قلب شما بالا میرود، سیستم عصبی شما شروع به کار میکند و هورمونهای استرس ترشح میشود.»
همه اینها در مواقع اضطراری خوب است، اما با گذشت زمان شروع به آسیب رساندن به ما میکند.
پروفسور کلارک میگوید: «اگر شما برای چندین سال در معرض این صداها قرار بگیرید، بدن شما همیشه چنین واکنشی نشان میدهد و خطر ابتلا به بیماریهایی مانند حملات قلبی، فشار خون بالا، سکته مغزی و دیابت نوع ۲ افزایش مییابد.»
این خطر به شکلی موذیانه، حتی زمانی که ما در خواب عمیق هستیم، به ما آسیب میزند. وقتی که ممکن است فکر کنید خود را با سروصدا وفق دادهاید.
زمانی که در یک خانه اجارهای نزدیک یک فرودگاه زندگی میکردم چنین تصوری داشتم. اما شرایط بیولوژیکی داستانی دیگر را تعریف میکند.
پروفسور کلارک میافزاید: «شما هیچوقت گوشهای خودتان را خاموش نمیکنید. و زمانی که خواب هستید، همچنان در حال گوش دادن هستید. بنابراین این نوع واکنشها، مثل افزایش ضربان قلب، در حالی روی میدهند که خواب هستید.»

سروصدا چیزی ناخواسته است. صدای وسایل حمل و نقل -ترافیک، قطار و هواپیما- منبع اصلی سروصدا هستند، اما صداهای خوشگذرانی ما هم همینطور است. مهمانی لذتبخش یک نفر به منزله سروصدای تحملناپذیر برای دیگری است.
با کوکو در آپارتمانش در طبقه چهارم ساختمانی در منطقه تاریخی ویلا د گراسیا در بارسلون دیدار میکنم.
یک کیسه لیموی تازه چیده شده به در آپارتمان بسته شده است. این بسته را یکی از همسایهها هدیه داده است. در یخچال او یک تورتیلا دیده میشود که همسایه دیگری پخته است. کوکو کیکهای فانتزی دستپخت همسایهای دیگر را به من تعارف میکند.
از بالکن آپارتمان میتوان کلیسای معروف شهر بارسلون، ساگرا دا فامیلیا را دید. به سادگی میتوان فهمید که چرا کوکو عاشق زندگی در این آپارتمان است. اما سکونت در اینجا هزینه زیادی دارد و او فکر میکند مجبور خواهد شد اینجا را ترک کند.
او به من میگوید: «این محل بسیار پر سروصدا است. اینجا ۲۴ ساعته سروصدا است.»
اینجا پارکی برای سگها هست که صاحبانشان میتوانند سگهای خود را برای گردش به اینجا بیاورند.
کوکو میگوید: «ساعت دو، سه، چهار یا پنج صبح صدای پار کردن سگها را میشنوی». حیاط این مجتمع یک فضای مشترک عمومی است که برای همه منظوری از آن استفاده میشود. از جشن تولد کودکان گرفته تا کنسرتهایی که تمام روز طول میکشند و با آتشبازی پایان مییابند.
او تلفنش را بیرون میآورد و صدای موسیقی ضبط شدهای را پخش میکند که آنقدر بلند بود که شیشه پنجرههایش را میلرزاند.
خانه کوکو باید پناهگاهی برای فرار از استرس کار روزمره باشد، اما او میگوید که «سروصدای این محل من را دچار یاس میکند و دلم میخواهد گریه کنم.»
او دو بار به خاطر درد قفسه سینه در بیمارستان بستری شده است و «کاملا» اطمینان دارد که سروصدا باعث استرس میشود و به سلامت او آسیب میرساند. او میگوید: «احساس میکنم یک تغییر فیزیکی صورت میگیرد. مطمئنا با بدن شما کاری انجام میدهد.»
به گفته دکتر ماریا فوراستر، پژوهشگری که شواهد مربوط به صدا را برای سازمان بهداشت جهانی بررسی کرده است، سروصدای ترافیک سالانه در بارسلون سالانه باعث۳۰۰ حمله قلبی و ۳۰ مورد مرگ میشود.

سروصدای محیطی در سرتاسر اروپا بهطور سالانه با ۱۲ هزار مورد مرگ زودهنگام، میلیونها مورد اختلال خواب شدید و همچنین ناراحتی جدی ناشی ازسروصدا مرتبط است که میتوانند بر سلامت روان تاثیر بگذارند.
دکتر فوراستر را در کافهای ملاقات کردم که پارکی کوچک آن را از یکی از شلوغترین خیابانهای بارسلون جدا کرده است. دستگاه صداسنج من صدای ترافیک دوردست در این محل را بیشتر از۶۰ دسیبل نشان داد.
ما توانستیم خیلی راحت و بدون بلند کردن صدای خود با وجود سروصدا گپ بزنیم، اما این حجم صدا هم ناسالم است.
او به من میگوید که عدد بسیار مهم برای سلامت قلب ۵۳ دسیبل است و هر چه بالاتر برود خطر آن برای سلامتی بیشتر میشود.
دکتر فوراستر میگوید: «عدد ۵۳ به این معنی است که ما باید در یک محیط نسبتا ساکت باشیم.»

این فقط برای طول یک روز است. ما برای خواب حتی به سطوح پایینتری از صدا نیاز داریم. او میگوید: «ما شبها به آرامش نیاز داریم.»
اگرچه این فقط به حجم صدا مربوط نیست بلکه اینکه صدا تا چه حد اخلال ایجاد میکند و شخص چقدر روی آن کنترل دارد بر واکنش عاطفی ما به سروصدا تاثیر میگذارد.
دکتر فوراستر استدلال میکند که تاثیر صدا بر سلامتی «در حد آلودگی هواست اما درک آن بسیار دشوارتر است.»
او میگوید: «ما به درک این موضوع عادت کردهایم که مواد شیمیایی میتوانند بر سلامتی ما تاثیر منفی بگذارند و سمی هستند، اما درک اینکه یک عامل فیزیکی، مانند سر و صدا، هم میتواند بر سلامت ما فراتر از سلامت قوه شنوایی تاثیر بگذارد چندان آسان نیست.»
یک مهمانی پر سروصدا میتواند سرگرمی خوبی برای شرکتکنندگان باشد و به آنها نشان دهد که زندگی ارزش زیستن را دارد، اما همین میهمانی سر و صدای غیرقابل تحملی را برای دیگران ایجاد میکند.
صدای ترافیک بیشترین تاثیر را بر سلامتی ما دارد زیرا افراد زیادی در معرض آن قرار دارند. اما ترافیک صدای ناشی از حرکت ما برای رسیدن به محل کار، خرید و بردن بچهها به مدرسه است. مقابله با سروصدا به این معنی است که باید از مردم بخواهیم زندگی خود را به شکلی متفاوت بگذرانند که خود مشکلاتی را ایجاد میکند.
دکتر ناتالی مولر، عضو موسسه بهداشت جهانی در بارسلون، من را برای قدم زدن به مرکز شهر برد. از یک خیابان شلوغ شروع میکنیم: صداسنج من بیش از ۸۰ دسیبل را نشان میدهد. سپس آرام به سمت خیابانی ساکت و درختکاری شده میرویم که سروصدای آن بین ۵۰ تا ۶۰ دسیبل است.

چیزی متفاوت در مورد این خیابان وجود دارد. اینجا قبلا یک خیابان شلوغ بود، اما الان به عابران پیاده، کافهها و باغ اختصاص داده شده است. میتوانم بازماندهی طرح کلی یک چهارراه را ببینم که اکنون به یک باغچه تبدیل شده است. وسایل نقلیه هنوز هم میتوانند از اینجا عبور کنند، اما فقط به آرامی.
به یاد داشته باشید که قبلا در آزمایشگاه متوجه شدیم که برخی صداها میتوانند بدن را آرام کنند.
دکتر مولر میگوید: «اینجا کاملا بدون صدا نیست، اما درک متفاوتی از سروصدا وجود دارد.»

طرح اولیه شامل ایجاد بیش از ۵۰۰ منطقه شبیه به این بود که به آنها «سوپر بلوک» میگویند. مناطق مناسب برای عابران پیاده که با گروهبندی چندین بلوک شهری در کنار هم ایجاد میشوند.
دکتر مولر با انجام این تحقیق پیشبینی کرد که کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی سروصدا در شهر، از حدود ۱۵۰ مرگ زودرس سالانه جلوگیری میکند. مرگهای که فقط ناشی از سروصدا است. این «فقط نوک کوه یخ» مزایای سلامتی چنین طرحی است.
اما در واقع تنها شش سوپربلوک تاکنون ساخته شده است. شورای شهر بارسلون از اظهارنظر در این مورد خودداری کرد.
گسترش شهری
خطرات ناشی از سروصدا همچنان در حال افزایش است. شهرنشینی افراد بیشتری را وارد شهرهای پر سر و صدا میکند.
داکا یکی از شهرهای بزرگ جهان است که سریعترین میزان رشد و گسترش را دارد. این رشد، ترافیک بیشتر و موسیقی متن ناموزونی از بوق ماشینها را همراه داشته است.
مومن الرحمن رویال، نقاش، بعد از اعتراضات خاموش خود به «قهرمان تنها» معروف شد. این اعتراضات توجه دیگران را به مشکل سروصدای شهر داکا معطوف کرده است.
او هر روز برای حدود ۱۰ دقیقه در تقاطع چند جاده شلوغ با یک پلاکارد زرد رنگ بزرگ میایستد و رانندگانی را که با صدای بلند بوق میزنند متهم می کند که باعث ایجاد مزاحمت شدید میشوند.

او پس از به دنیا آمدن دخترش این ماموریت را به خود داد. او میگوید: «میخواهم تمام بوق زدنها را نه تنها در داکا، بلکه در بنگلادش متوقف کنم.»
او گفت: «اگر پرندگان یا درختان یا رودخانهها را ببینید، هیچکدام بدون انسان سروصدا نمیکنند. پس انسانها مسول هستند.»
در اینجا اما تصمیم سیاسی نیز وجود دارد. سیده رضوانه حسن، مشاور محیط زیست و وزیر در دولت بنگلادش ، به من گفت که در مورد تأثیرات سروصدا بر سلامتی «بسیار نگران» است.
برای پایین آوردن سطح سروصدا درصدد برگزاری یک کارزار آگاهیبخشی برای کاهش بوق زدن و اجرای سختگیرانهتر قوانین موجود است.
او گفت: «انجام این کار در یک یا دو سال غیرممکن است، اما فکر میکنم میتوان اطمینان داد که سروصدا کمتر میشود و وقتی مردم به این نتیجه برسند که اگر سروصدای کمتری باشد احساس بهتری دارند، مطمئنم عادت آنها نیز تغییر خواهد کرد.»
راه حلهای مقابله با سروصدا میتواند دشوار، پیچیده و چالش برانگیز باشد.
آنچه به دست آوردهام آگاهی جدیدی است در مورد اهمیت یافتن فضایی در زندگی برای فرار از سروصدا، زیرا به قول دکتر مسرور عبدالقادر، استاد دانشگاه فنی بنگلادش، سروصدا «یک قاتل خاموش و یک سم تدریجی» است.











