نگاه کشورهای عرب خلیج فارس به ایران پس از جنگ با اسرائیل چگونه است؟

    • نویسنده, بخش مانیتورینگ
    • شغل, بی‌بی‌سی

پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ماه گذشته، کشورهای عرب خلیج فارس برخلاف انتظارها تلاش کرده‌اند وضعیت و شرایط پیش از جنگ را حفظ کنند و در رویکرد خود تغییری نداده‌اند.

این در حالی است که حمله ایران به پایگاه هوایی عدید در قطر، نقطه پایان این جنگ تقریباً دو هفته‌ای را رقم زد. ناظران این حمله را بی‌سابقه می‌دانند، به‌ویژه با توجه به اینکه قطر از نزدیک‌ترین متحدان ایران در منطقه است.

کشورهای عرب خلیج فارس بلافاصله این حمله را محکوم کردند، اما این واکنش‌ها به‌سرعت از صدر خبرها کنار رفت و جای خود را به گزارش‌هایی داد که از استمرار و قوت روابط تازه شکل‌گرفته ایران با کشورهای اصلی خلیج فارس حکایت می‌کرد.

در یکی از اظهارنظرهای قابل توجه که پس از پایان جنگ ایران و اسرائیل از طرف کشورهای خلیج فارس مطرح شد، انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات، در پستی در ایکس نوشت: «کشورهای خلیج موضعی قوی و موثر علیه جنگ اسرائیل با ایران داشتند. اما ایران حاکمیت کشور برادر، قطر، را هدف قرار داد؛ حمله‌ای که بر همه ما تأثیر می‌گذارد.»

اما در ادامه گفت که با پایان جنگ، «تهران همچنان وظیفه دارد اعتماد همسایگان خلیجی خود را بازسازی کند.»

در ادامه، ارزیابی‌های بخش مانیتورینگ بی‌بی‌سی درباره روابط ایران با مهم‌ترین کشورهای خلیج فارس پس از جنگ ارائه می‌شود.

عربستان سعودی

واکنش عربستان به جنگ ایران و اسرائیل و حمله به پایگاه عدید نشان می‌دهد که ریاض خواهان حفظ روابط با ایران است؛ روابطی که پیش از درگیری‌های ژوئن به گفته بعضی، به بالاترین سطح خود در سال‌های اخیر رسیده بود.

این موضوع به‌ویژه در ادامه تماس‌های دوستانه و سطح بالای دو کشور به‌خوبی دیده می‌شود، از جمله دیدار محمد بن سلمان، ولیعهد‌ عربستان، با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در ۸ ژوئیه در جده.

با اینکه توافق آشتی و بهبود روابط ریاض و تهران، که به‌ واسطه پکن در مارس ۲۰۲۳ امضا شد، توجه جهانیان را جلب کرد، رسانه‌ها و مقامات سعودی در گزارش‌ها و اظهارنظرهای خود درباره روند اجرای آن با احتیاط عمل کردند، که نشان‌دهنده تردید عربستان برای پایبندی به توافق، در صورت تغییر منافعش بود.

اما روند بهبود روابط ایران و عربستان از اواخر سال ۲۰۲۴ و در سال ۲۰۲۵ شتاب گرفت؛ در دوره‌ای که نفوذ منطقه‌ای ایران به‌ دلیل عملیات اسرائیل علیه حزب‌الله در لبنان و سقوط دولت بشار اسد – که از حمایت تهران برخوردار بود – در سوریه به‌شدت کاهش یافته بود. عربستان سعودی از رهبری جدید لبنان، که خلع سلاح حزب‌الله را در اولویت خود قرار داده است، حمایت کرده و هم‌زمان در حال برقراری روابط سیاسی و اقتصادی نزدیک با مقامات دولت انتقالی سوریه است.

سفر تاریخی خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، به ایران در آوریل و دیدارش با محمد باقری، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح ایران، و آیت‌الله خامنه‌ای، نماد تمایل عربستان به تقویت روابط با ایران تضعیف‌شده بود.

در آغاز جنگ اسرائیل و ایران، مقامات ارشد سعودی و رسانه‌های مهم این کشور موضعی بسیار گرم نسبت به ایران داشتند. محمد بن سلمان به مسعود پزشکیان تسلیت گفت و حمله ۱۳ ژوئن اسرائیل را به‌شدت محکوم کرد. رهبری سعودی همچنین دستور داد تدابیری ویژه‌ برای بازگرداندن امن زائران ایران از راه گذرگاه‌های زمینی اتخاذ شود.

هرچند ریاض حمله ایران به پایگاه عدید را به‌شدت محکوم کرد و مقامات و رسانه‌ها بر پیام همیشگی پایداری و ثبات تأکید داشتند، اما رسانه‌های سعودی خیلی زود پوشش خود را بر اعلام آتش‌بس متمرکز کردند.

در گزارش مربوط به گفت‌وگوی تلفنی ۲۴ ژوئن بن سلمان و پزشکیان، هیچ اشاره‌ای به حمله به عدید نشده بود. در هفته‌های بعد هم رسانه‌ها از ادامه تماس مقام‌های سعودی و ایران برای کاهش تنش‌ها در منطقه خبر دادند که سرانجام با میزبانی بن سلمان از عراقچی در جده به اوج رسید. رسانه‌های سعودی بار دیگر از روابط «برادرانه» دو کشور نوشتند، بدون آن‌که به حمله ایران به قطر اشاره‌ای کنند.

تمایل عربستان به حفظ ثبات منطقه‌ای و پرهیز از تغییر حکومت در ایران در تحلیل‌های رسانه‌ای این کشور بازتاب یافته؛ به‌ویژه در سرمقاله‌ای تند از یک روزنامه‌نگار لبنانی و مجری پیشین شبکه العربیه در روزنامه الشرق الاوسط – که گفته می‌شود روابط نزدیکی با خاندان سلطنتی سعودی دارد – که طرح ادعایی اسرائیل برای ترور علی خامنه‌ای را «دیوانه‌وار» خوانده است.

قطر

به نظر می‌رسید دوحه پس از حمله ایران در ۲۳ ژوئن در موقعیتی دشوار قرار گرفته باشد. اما قطر و تهران به‌سرعت بر تمایل خود به «مهار تنش» تأکید کردند و نشان دادند که روابطشان همچنان بدون تغییر باقی مانده است.

نخست‌وزیر قطر گفت این حمله «تأثیر منفی» بر روابط با ایران گذاشته اما ابراز امیدواری کرد که مناسبات به حالت عادی بازگردد. برخلاف روابط ایران با دیگر کشورهای خلیج فارس، رابطه تهران و دوحه از زمان تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ هرگز به بن‌بست نرسیده است.

پس از حمله، مقام‌های ارشد دو کشور برای کاهش آسیب به روابط، تلفنی گفت‌وگو کردند. رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه ایران هم در تماس با مقام‌های ارشد قطر و از طریق رسانه‌ها تلاش کردند هر آسیبی را که حمله موشکی به قطر ممکن بود به روابط دوجانبه و منطقه‌ای وارد کند، مهار کنند.

سفیر ایران در دوحه در تاریخ ۳۰ ژوئن به شبکه العربی قطر گفت که روابط دو کشور «الگویی از هماهنگی و تفاهم در مواجهه با چالش‌های منطقه‌ای» بوده است.

رسانه‌های قطری حمله ایران به عدید را به‌تفصیل پوشش دادند و روزها به پیامدهای آن و پیام‌های همدلی و همبستگی کشورهای عرب و جامعه جهانی پرداختند.

رسانه‌ها همچنین به‌شدت از انگیزه‌های اسرائیل در حملاتش به ایران انتقاد کردند.

تحلیلگران در وب‌سایت الجزیره گفتند تغییر رژیم در ایران «نتیجه معکوس» دارد چون «ترور فرماندهان نظامی ایرانی باعث شد افکار عمومی به جای بی‌ثبات کردن حکومت، در حمایت از آن متحد شود».

یکی از مفسران گفت «ضربه شدید اسرائیل ایران را متحد کرد و فراخوان‌های مخالفان برای تغییر سیاسی جای خود را به شعار دفاع از کشور داد».

همچنین در گزارشی از الجزیره هشدار داده شد که «در صورت فروپاشی حکومت ایران، احتمال وقوع جنگ داخلی و گسترش بی‌ثباتی فاجعه‌بار فراتر از مرزهای ایران وجود دارد». این گزارش تأکید کرد که «تغییر رژیم در ایران واقع‌بینانه نیست» چون «ساختار ارتش ایران برای مقاومت در برابر کودتا طراحی شده است».

امارات متحده عربی

امارات از معدود کشورهای عربی است که با هر دو طرف اسرائیل و ایران رابطه دارد؛ امری که کار ابوظبی را برای جانب‌گیری دشوار کرد و این کشور را وادار ساخت به رویکرد سیاست خارجی «اول صلح» پایبند بماند.

در سطح رسمی، امارات حمله اسرائیل به ایران و نقض حاکمیت این کشور را به‌شدت محکوم کرد و محمد بن زاید آل نهیان در تماس تلفنی با همتای ایرانی خود مسعود پزشکیان «همبستگی با ایران و مردمش» را ابراز کرد.

امارات حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی عدید در قطر را هم، که در واکنش به حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام شد، محکوم کرد.

اما برخی تحلیلگران اشاره کردند که پشت این زبان حقوق بین‌الملل و صلح‌طلبانه، هدفی عملگرایانه‌تر قرار دارد: حفظ بقا.

امارات که میان دو کشور درگیر قرار گرفته بود، تلاش‌های پشت‌پرده‌اش را برای مهار بحران، جلوگیری از گسترش تنش در منطقه و پیشگیری از واکنش ایران افزایش داد.

نزدیکی جغرافیایی به ایران در جریان تبادل حملات موشکی، خطر آلودگی هسته‌ای و نگرانی از تأثیر جنگ بر ثبات منطقه، ابوظبی را واداشت که با جدیت برای حفظ وضعیت موجودِ پیش از جنگ تلاش کند.

ابوظبی هیچ نشانه‌ای از تمایل به حمایت از تغییر رژیم در تهران نشان نداد و از سلطه‌طلبی منطقه‌ای اسرائیلِ تحت حمایت آمریکا هم جانبداری نکرد.

به‌نظر می‌رسد که این کشور به دنبال برقراری توازن قوا در منطقه و حفظ روابط با هر دو طرف باشد.

امارات در شکل‌گیری توافق تاریخی ابراهیم – با میانجی‌گری آمریکا – برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل در سال ۲۰۲۰ نقشی محوری داشت و مسیر را برای دیگر کشورهای عرب باز کرد. با این حال، تغییرات اخیر در منطقه پس از جنگ غزه و اکنون جنگ اسرائیل و ایران، چشم‌انداز و آینده این‌گونه توافق‌ها را به‌شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.

حفظ سیاست حسن همجواری با ایران برای ابوظبی اهمیت دارد، چرا که به ثبات اقتصادی و منافعش در دریای سرخ کمک می‌کند.

گرم‌تر شدن روابط ابوظبی و تهران، که از ۲۰۲۱ آغاز شده بود، پس از توافق با میانجی‌گری چین در مارس ۲۰۲۳ برای بازگشت روابط عادی ایران و عربستان، شتاب بیشتری گرفت.

بهبود روابط ایران و عربستان زمینه‌ای شد تا ابوظبی در رقابت پنهانی با ریاض، تلاش کند خود را به‌عنوان قدرتی منطقه‌ای معرفی کند.

رسانه‌ها در امارات پیوسته اخبار جنگ را پوشش می‌دادند و همزمان بر نقش امارات به‌عنوان میانجی برای کاهش تنش تأکید می‌کردند.

کویت

طبق گزارش‌های رسانه‌ای، کویت مثل دیگر کشورهای منطقه، که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند، از تبادل آتش میان ایران و اسرائیل به‌شدت نگران بود. این کشور چند پایگاه نظامی آمریکا دارد، از جمله کمپ عریفجان، کمپ دوحه و پایگاه هوایی علی السالم.

اما کویت هم ، مانند دیگر کشورهای منطقه، به‌سرعت حملات اسرائیل را محکوم کرد. قابل توجه است که کویت برخلاف دیگر کشورها مانند بحرین و امارات، که به امضای توافق‌های دیپلماتیک با اسرائیل روی آورده‌اند، از منتقدان جدی عادی‌سازی روابط با اسرائیل باقی مانده است.

روابط کویت با ایران در سال‌های اخیر، در قیاس با دیگر کشورهای خلیج فارس، تا پیش از توافق میانجی‌گری‌شده توسط چین برای بازسازی روابط ایران و عربستان، نسبتاً قوی باقی مانده بود.

اما نقطه‌اصلی اختلاف ایران و کویت به حق بهره‌برداری از میدان گازی آرش برمی‌گردد. ایران به توافق امضاشده در ۲۰۲۲ میان عربستان و کویت برای توسعه این میدان اعتراض کرد و تأکید داشت که خود هم سهمی در آن دارد و بایست در پروژه گنجانده می‌شد. این اختلاف همچنان باقی است، به‌ویژه با ادامه برنامه‌ریزی عربستان و کویت برای توسعه این میدان.

رسانه‌های کویت با دقت تحولات جنگ را دنبال می‌کردند و به‌ویژه به‌دلیل نزدیکی جغرافیایی با ایران، نگران بودند که حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران پیامدهایی برای کشورشان داشته باشد.

برخی رسانه‌ها واکنش‌ها را در قالب موضع‌گیری منطقه خلیج فارس بازتاب دادند، مانند روزنامه الجریده، که گزارشی با تیتر «واکنش‌ها به حمله آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران» منتشر کرد.

الجریده از معدود رسانه‌هایی است که گهگاه گزارش‌های اختصاصی درباره ایران منتشر می‌کند؛ این گزارش‌ها معمولاً به نقل از منابع ناشناس در دولت، نهادهای مذهبی و سپاه پاسداران نقل می‌شوند. برای نمونه، در گزارش چهارم ژوئیه آمده بود که به‌گفته منبعی در شورای نگهبان، مجتبی خامنه‌ای فرزند آیت‌الله علی خامنه‌ای بر اساس رأی‌گیری داخلی، به رهبر شدن بسیار نزدیک شده است.

هرچند همه گزارش‌های اختصاصی الجریده الزاماً دقیق یا تأییدشدنی نیستند، گستره منابع این روزنامه در ایران نشان‌دهنده ارتباطاتی قابل توجه در داخل کشور است.

عمان

عمان با اتخاذ سیاست خارجی مبتنی بر گفت‌وگو، عدم مداخله و حل‌وفصل اختلافات با مذاکره، نقش خود را به‌عنوان بازیگری بی‌طرف در منطقه حفظ کرده است.

در سال جاری، مسقط چند دور گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن میانجی‌گری کرده است. سابقه میانجی‌گری عمان میان این دو کشور به سال ۲۰۱۳ برمی‌گردد که مسقط میزبان مذاکرات غیرعلنی‌ای بود که به‌عنوان نخستین گفت‌وگوهای سطح‌بالا ایران و آمریکا در چند دهه اخیر شناخته شد.

گفته می‌شود در جریان جنگ ۱۲روزه، عمان باوجود توقف مذاکرات هسته‌ای، در پشت‌پرده همچنان به ایفای نقش ادامه داد.

رسانه‌های عمان هم مانند سایر کشورهای منطقه، به‌طور گسترده رویدادهای جنگ را پوشش دادند.

عمان به دلیل رویکرد متعادل و توانایی در حفظ روابط خوب با هر دو طرف همواره تحسین شده است.

مانند دیگر کشورهای منطقه، رسانه‌های عمان هم تحولات میدانی را به‌طور گسترده پوشش دادند. رسانه‌های عربی بارها از نقش عمان در میانجی‌گری میان آمریکا و ایران تمجید کرده‌اند و توانایی این کشور در ایجاد فضایی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل، به دلیل روابط خوبش با هر دو طرف، در موارد مختلف تحسین شده است.

با وجود حفظ روابط خوب با ایران، عمان حمله تهران به پایگاه عدید در قطر را محکوم کرد و آن را «نقض حاکمیت» دوحه خواند.

در همان بیانیه، وزارت خارجه عمان اسرائیل را «مسئول» تشدید تنشی دانست که به واکنش ایران منجر شد و حملات ایران را پیامد این تنش قبلی اعلام کرد.

در ۱۸ ژوئن، پیش از حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، وب‌سایت رادیو الوصال عمان با تحلیلگرانی گفت‌وگو کرد که می‌گفتند عمان و سایر کشورهای خلیج فارس «به آمریکا اجازه استفاده از حریم هوایی‌شان را برای حمله به اهداف در ایران نخواهند داد».

با وجود محکومیت رسمی حمله موشکی ایران به قطر، برخی مقالات تحلیلی در رسانه‌های عمانی از «توان بازدارندگی» ایران ستایش کردند و به انتقاد از «تجاوزگری» اسرائیل ادامه دادند؛ در یکی از این مقالات، مناقشه آمریکا، اسرائیل و ایران «نبرد کرامت» برای ایران توصیف شده بود.

پیش‌بینی می‌شود عمان همچنان به ایفای نقش میانجی‌گرانه خود میان ایران و آمریکا ادامه دهد و همزمان موضعی هماهنگ با دیگر کشورهای خلیج فارس را حفظ کند.

بحرین

حملات در مقطعی حساس انجام شد که بحرین و ایران پس از بیش از یک دهه روابط پرتنش، در آستانه ازسرگیری روابط دیپلماتیک قرار داشتند.

در ۲۶ آوریل، وزارت امور خارجه بحرین گفت که در حال هماهنگی با وزارت خارجه ایران است تا «چارچوب‌های حقوقی لازم برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک دو کشور در کوتاه‌ترین زمان ممکن فراهم شود».

منامه در ژانویه ۲۰۱۶ در اعتراض به حمله به سفارت و کنسولگری عربستان در تهران و مشهد، روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرده بود.

بحرین بارها ایران را به حمایت از اعتراضات گسترده سال ۲۰۱۱ متهم کرده؛ اعتراضاتی که به رهبری شیعیان و با هدف سرنگونی خاندان سلطنتی سنی‌مذهب حاکم بر این کشورِ با اکثریت شیعه، شکل گرفته بود.

در روزهای ۲۴ و ۲۵ ژوئن، خبر حمله ایران به پایگاه هوایی در قطر در صدر عناوین روزنامه‌های بحرین بود. این روزنامه‌ها صفحات کاملی را به پوشش مواضع محکوم‌کننده بحرین، کشورهای عرب و جامعه جهانی در برابر این حملات اختصاص دادند.

روزنامه‌های بحرین سرمقاله‌هایی هم با موضوع وحدت سرنوشت کشورهای خلیج فارس منتشر کردند و در یادداشت‌هایی حمله ایران به عدید را محکوم کردند.