چه طور بیلی با مولی - سمور دریایی - آشنا شد و این سمور عضو خانواده او شد

- نویسنده, اندریا راسکوا
- شغل, گزارشگر اسکاتلند
وقتی یک توله سمور آبی گرسنه نزدیک در خانه بیلی و سوزان میل ظاهر شد زندگی آنها را برای همیشه تغییر داد.
روز ۳ مارس ۲۰۲۱ بود که بیلی متوجه شد حیوان لاغری که بعدا مولی نام گرفت در نزدیکی خانه آنها در شتلند در حال شکستن و خوردن خرچنگ بود.
بیلی میگوید که بازگرداندن سلامت به این توله سمور آبی باعث شد تا احساس شادی را که بعد از مرگ والدینش از دست داده بود بازیابد.
و ماجرای این سمور آبی الهام بخش چارلی همیلتون-جیمز شد تا دوستی عجیب آنها را به یک مستند تبدیل کند که برنده جایزه شد.

منبع تصویر، National Geographic
ماجرا چطور شروع شد؟
همه چیز از آنجا شروع شد که بیلی، ۵۷ ساله، در خانهاش نشسته بود که این توله را دید که از روی یک پل شناور به داخل آب شیرجه میرود.
او میگوید: «از سر کنجکاوی من تصمیم گرفتم ببینم چقدر میتوانم به آن حیوان نزدیک شوم».
بیلی میدانست که وقتی حیوانی که معمولا از انسان میترسد کنار او مینشیند تا طعمهاش را بخورد اشکالی در کار است.
او میگوید: «او از خوردن دست کشید، به چشمان من نگاه کرد و سپس خوردن را از سر گرفت. من فکر کردم که یک جای کار اشکال دارد، سمور آبی وحشی باید از آنجا فرار میکرد.»

منبع تصویر، National Geographic
بیلی میدانست که اخیرا جسد یک سمور ماده در آن منطقه پیدا شده بود و بنابراین فکر کرد که این توله سمور، بچه یتیم اوست.
او میگوید: «او واقعاً لاغر و تکیده بود، اما ناسالم نبود - فقط گرسنه بود.»
یک پناهگاه حیات وحش محلی به او توصیه کرد که غذا دادن به حیوان به شرطی که او را اهلی نکند مجاز است.
و بعد از دریافت موافقت همسرش سوزان، مولی سمور عضوی از خانواده میل شد.
جان تازه
این زوج میگویند که مولی در زمان بسیار خوبی وارد زندگی آنها شد.
هردو آنها به تازگی والدینشان را از دست داده و به شتلند، که بیلی اصالتا اهل آن بود، نقل مکان کرده بودند.
علاوه بر این، درست زمانی که آنها ساختن یک اتاق جدید در خانهشان را شروع کرده بودند، محدودیتهای زمان همهگیری کووید برقرار شد.»
آمدن مولی برای هر دوی آنها به منزله «جانی تازه» بود.
بیلی میگوید: «در آن زمان چیزهای زیادی اتفاق میافتاد و مولی درست در میانه این وقایع ظاهر شد. ظاهر شدن او تنوعی جذاب بود.»

منبع تصویر، National Geographic
سوزان، ۵۹ ساله، مدیر فرودگاه بود و متوجه تغییر در خلق و خوی شوهرش شد.
او میگوید: «تماشای حالتی که از کمک به یک حیوان محتاج کمک به بیلی دست میداد به شکلی باورنکردنی عاطفی و تاثیرگذار بود.»
اما سوزان میگوید که شروع ارتباط او با مولی سخت بود چون توله سمور آبی روی گلدانهایش غلت میزد و وقتی بیلی آنجا نبود، او را تا داخل انبار باغ دنبال میکرد.
او میگوید که کمی میترسید زیرا قبلا با یک حیوان وحشی ارتباطی نداشته است.
او میگوید: «هرچه بیشتر تماشا کردم و چیز یاد گرفتم، بیشتر متوجه می شدم که مقصود او اصلا تهاجم نبود.»

منبع تصویر، Mail Family
شیرین کاریهای سمور ابی
با وجود آموختن نحوه همزیستی با مولی، سوزان بیشتر وقتها خود را در نقش «پلیس بد» در این رابطه می دید.
یک روز، او بستهای با دهها توپ پلاستیکی رنگی پیدا کرد که برای مولی فرستاده شده بود.
او میگوید: «با خودم گفتم امکان ندارد که او اینها را برای او خریده باشد اما او این کار را کرده بود.»
چند دقیقه بعد، مولی داشت در حوضی از توپها بازی میکرد.
این کار بیلی تلاش برای شبیهسازی بازی توله سمور بود - کاری که مولی اگر در طبیعت بزرگ میشد بیشتر روز خود را همراه با سمورهای دیگر به آن میپرداخت.
سوزان بعدا متوجه شد که حوض پر از توپ استخر تازه شروع کار است.
بیلی به جای کار روی بهسازی خانه که مدتی طولانی به طول انجامیده بود، یک لانه کوچک برای سمور ساخت که دارای دوربین مدار بسته، اینترنت بیسیم و مجموعهای از عکسهای خانواده میل بود.

منبع تصویر، National Geographic
بیلی و مالی بر پرده سینما
طولی نکشید که دیگران متوجه دوست جدید بیلی شدند.
چارلی همیلتون جیمز، فیلمساز، که از دوران نوجوانی مرتبا به شتلند سفر میکرد، داستان مولی را شنید با این زوج قرار ملاقات گذاشت.
بیلی میگوید: «من قبلا نمیدانستم چارلی کیست. اما معلوم شد که او یکی از عکاسان برتر نشنال جئوگرافیک بوده است.»
او با این نظر به سراغ این زوج رفت تا از ماجرای غیرعادی آنها فیلم بسازد.
بیلی میگوید: «من گفتم امکان ندارد، ما بعد فکر کردیم خوب، زندگی خیلی کوتاه است، بیایید دنبالش برویم».
فیلم بیلی و مولی: داستان عشقی سمور دریایی در ماه مارس در جشنواره ساوث بای ساوث وست تگزاس نشان داده شد.
سوزان میگوید دیدن برش نهایی فیلم او را به گریه انداخت.
او میگوید: «اعضای خانواده من میگویند که من زنی با قلبی مثل سنگ هستم، اما فیلم من را احساساتی کرد.»
پس از آن، این فیلم در جشنواره وایلداسکرین بریستول برنده جایزه شده است و در مسابقه مستندهای منتخب منتقدان آمریکا نامزد چندین جایزه شده است.

منبع تصویر، National Geographic
آیا پایان خوشی در کار بود؟
این زوج میگویند که همیشه میدانستند، مهم نیست که مولی چقدر دوست داشتنی و قابل ستایش است اما در هر حال او یک حیوان وحشی است.
پس از ماهها وقت گذراندن روزانه با او، بیلی تصمیم گرفت از غذا دادن به توله سمور خودداری کند و به او فرصت لازم را بدهد تا یاد بگیرد که چگونه قبل از زمستان از خود مراقبت کند.
سوزان میگوید: «او میدانست که زمان مناسب رسیده است که او را در طبیعت رها کند.»
فاصله ملاقات بامولی بیشتر و بیشتر شد تا اینکه به کلی متوقف شد.
بیلی که نمیدانست چه اتفاقی برای او افتاده است، هفته ها نگران احتمال مرگ او در زمستان سخت شتلند در سال ۲۰۲۲ بود.
اما در یک شب برفی، دوربین لانه مولی به طور خودکار روشن شد و به این زوج هشدار داد که یک بازدیدکننده داخل شده است.
او برگشته بود و تنها نبود.
بیلی میگوید: «ما واقعاً خوشحال شدیم که او هنوز زنده است، هنوز در حال رشد و در شرایط بسیار خوبی است. امتیاز بیشتر این بود که او باردار شده بود.»
مولی توله خود را در «خانهاش» به دنیا آورد و آن دو هنوز هم از بازدیدکنندگان دائمی باغ خانواده میل هستند.

منبع تصویر، National Geographic
سوزان میگوید: «مهمترین چیزی که مولی به من آموخت، شفقت بود.»
او همچنین شادی تازهای به زندگی بیلی آورد و باعث شد دوباره عاشق طبیعت شود - چیزی که مدتها پیش فراموش کرده بود.
او میگوید: «اینکه این بچه سمور آبی را که بامزه و دوستداشتنی بود، اما به شدت نیاز به کمک داشت، بگیری و او را تغذیه و پرورش دهی تا از دوران نوجوانی عبور کند و به یک بزرگسال کامل تبدیل شود، و سپس برود و با خانواده خودش باشد - مشاهده این چرخه زندگی و همچنین بخشی از آن بودن، فوقالعاده ارزشمند بود.»














