حزبالله بدون نصرالله؛ شیر بییال و دم یا پلنگ زخمی؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, کیوان حسینی
- شغل, بیبیسی
نزدیک به پنج ماه بعد از ترور حسن نصرالله، رهبر معروف و با نفوذ گروه حزبالله لبنان، تشییع او در بیروت بار دیگر نگاهها را متوجه این گروه و تحولات لبنان کرده است؛ مراسمی که برای این گروه و متحدانش در منطقه به فرصتی برای نمایش قدرت و حمایت مردمیاش تبدیل شده است. در تبلیغات حزبالله و حامی اصلیاش، جمهوری اسلامی در ایران، ترور نصرالله هیچ خللی در «مقاومت» این گروه در برابر اسرائیل ایجاد نکرده است. تصویری که آنها از وضعیت حزبالله در این روزها ارائه میکنند، پلنگی زخمی است که از گذشته حتی خطرناکتر هم شده است. اما در مقابل منتقدان و مخالفان میگویند که حزبالله بدون نصرالله، شیر بییال و دم و اشکمی است که دیگر توان تهدیدهای گذشته را ندارد.
در دوران رهبری ۳۲ ساله نصرالله، حزبالله از یک گروه شبهنظامی نه چندان مهم در لبنان، به یکی از بازیگران اصلی این کشور در عرصههای مختلف تبدیل شد. این گروه به عنوان مهمترین عضو بلوک سیاسی «مقاومت» در پارلمان و ائتلاف «هشت مارس» در ساختار قدرت لبنان حضوری مستقیم داشت. علاوه بر این، به رغم قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت که در آن تاکید شده بود حزبالله باید خلع سلاح شود، شاخه نظامی این گروه چنان گسترده و مجهز بود که بسیاری آن را با یک ارتش ملی مقایسه میکردند.
اما حالا که نزدیک به پنج ماه از کشته شدن حسن نصرالله گذشته، شرایط این گروه شباهتی به دوران رهبری او ندارد. حزبالله لبنان در این مدت نه تنها از نظر نظامی، عملکردی به مراتب ضعیفتر از خود نشان داد، بلکه با سلسله اقدامات رقبای داخلی و دشمنان خارجی روبهرو شد که همگی در تلاش بودند از میزان قدرت و نفوذ این گروه بکاهند. در همین زمان، سقوط بشار اسد رئیسجمهوری سوریه نیز موجب شد تا روند ارسال کمکهای حیاتی ایران به این گروه با دشواریهایی روبهرو شود.
حزبالله بدون نصرالله، در میدانهای مختلف – از جنگ با اسرائیل گرفته تا ساختار سیاسی داخلی لبنان – چه عملکردی داشته و وضعیت این گروه در حال حاضر چگونه است؟

منبع تصویر، Getty Images
فعالیتهای نظامی
به گفته ارتش اسرائیل، گروه حزبالله تحت رهبری نصرالله به یک نیروی نظامی قدرتمند تبدیل شد. بر اساس گزارشهای اطلاعاتی اسرائیلیها، حزبالله در آن دوران بین ۲۰ تا ۲۵ هزار سرباز تمام وقت در اختیار داشت. همچنین انبار مهمات این گروه نیز پر بود از تسلیحاتی مانند موشکهای دوربرد (حدود ۴۰۰ فروند)، میانبرد (پنج هزار فروند) و کوتاه برد (۶۵ هزار فروند). این گروه همچنین در پی حمله هفتم اکتبر حماس و آغاز جنگ غزه، برای مدت بیش از یک سال تقریبا هر روز به سوی خاک اسرائیل موشک، خمپاره و راکت شلیک میکرد.
در فاصله کوتاهی بعد از ترور حسن نصرالله در روز ۲۷ سپتامبر سال ۲۰۲۴ (ششم مهرماه ۱۴۰۳)، اسرائیل به شکلی برنامهریزی شده به سراغ دیگر چهرههای مطرح و فرماندهان حزبالله رفت. در جریان بمبارانهای هوایی اسرائیل، در یک بازه زمانی حدودا یکماهه ابتدا هاشم صفیالدین، رئیس شورای اجرایی حزبالله و کسی که گفته میشد جانشینی نصرالله را برعهده خواهد گرفت، کشته شد. سپس حملات به فرماندهان عالیرتبه این گروه آغاز شد که به کشته شدن حدود ۲۵ تن از این فرماندهان از جمله حسین علی هزیمه، مهمترین چهره اطلاعاتی حزبالله انجامید.
دقیقا یکماه بعد از ترور حسن نصرالله بود که در تحولی دور از انتظار اعلام شد اسرائیل و لبنان بر سر آتشبس توافق کردهاند؛ توافقی که بر مبنای آن حزبالله نه تنها پذیرفت که از موشکپرانی به اسرائیل دست بکشد، بلکه تمامی مناطق مرزی جنوب لبنان را تخلیه کند. علاوه بر این دولت لبنان تعهد کرد که با اجرای مفاد قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل، امنیت مرزها به دست ارتش این کشور سپرده شود. اسرائیل هم پذیرفت که نیروهایش را از جنوب لبنان خارج کند. بدین ترتیب در فاصله تنها یک ماه که دوران جدید حزبالله بدون نصرالله آغاز شده بود، این گروه در یکی از حساسترین لحظات مبارزه «محور مقاومت» با اسرائیل که همزمان در جبهههای مختلف ادامه داشت، از میدان عقب کشید.
در نهایت این آتشبس در حالی به نتیجه رسید و تا همین امروز برای نزدیک به پنج ماه ادامه یافت که اسرائیل در تمام این مدت از اجرای تعهداتش شانه خالی کرد. استدلال اسرائیل این بود که روند ورود ارتش لبنان به منطقه حائل مرزی در جنوب لبنان کند است و به همین دلیل، به رغم اینکه تنها ۶۰ روز مهلت داشت نیروهایش را از لبنان خارج کند، تاریخ خروج را تا روز ۱۸ فوریه (۳۰ بهمن ماه) عقب انداخت. با این حال در آستانه رسیدن به این روز، اسرائیل اعلام کرد که نیروهایش را به شکل کامل از خاک لبنان خارج نخواهد کرد و در پنج نقطه، ارتش اسرائیل کماکان بر روند تحرکات جنوب لبنان نظارت خواهد کرد.
حزبالله میگوید نیروهای اسرائیلی که در لبنان میمانند از نظر آنها، «نیروهای اشغالگر» هستند. اما در عمل وضعیت به گونهای نیست که شرایط حفظ آتشبس با خطر جدی روبهرو شود. آمریکا و فرانسه در کمیتهای بر حفظ آتشبس نظارت میکنند. فرانسه پیشنهاد کرده که نیروهای این کشور جای نیروهای اسرائیلی را بگیرند تا در کنار نیروهای حافظ صلح سازمان ملل، ضامن حفظ آتشبس و جلوگیری از حمله حزبالله به اسرائیلیها باشند. پایان دادن به اشغال ۲۲ ساله جنوب لبنان، یکی از مهمترین دستاوردهای گروه حزبالله محسوب میشد که نقشی قابل توجه در ارتقای موقعیت حسن نصرالله و افزایش محبوبیت او در لبنان و کشورهای منطقه بازی کرد.

منبع تصویر، Getty Images
سیاست داخلی لبنان
موقعیت گروه حزبالله در غیاب رهبر کاریزماتیک و محبوبش، در ساختار سیاسی داخل لبنان نیز ضربهای جدی خورده است. اساسا بعد از کشتهشدن نصرالله و دیگر چهرههای مهم حزبالله، گروههای سیاسی مخالف که از حمایت کشورهای غربی یا عربی بهره میبرند، کارزار سیاسی-تبلیغاتی گستردهای را آغاز کردند تا از موقعیت به وجود آمده بهره ببرند و به بن بست سیاسی این کشور برای تشکیل کابینه پایان دهند. در نخستین گام آنها موفق شدند نامزدی را که دو سال به دنبال ریاستجمهوریاش بودند به این مقام برسانند: جوزف عون، فرمانده ارتش لبنان که وقتی به قدرت رسید، از لزوم انحصاری بودن حق حمل سلاح برای حکومت صحبت کرد. بسیاری این سخنان او را اشاره مستقیم به علاقهاش برای خلع سلاح حزبالله تفسیر کردند. او با حمایت چهرههای سرشناس منتقد حزبالله مانند سمیر جعجع و ولید جنبلاط به قدرت رسید.
در ابتدا گروه حزبالله تلاش کرد که از طریق مذاکرات سیاسی با جوزف عون، همچنان در تحولات نقشی جدی ایفا کند. اما در میانه ژانویه، محمد رعد از اعضای حزبالله و رئیس فراکسیون پارلمانی این گروه گفت که آنها در ابتدا برای همکاری به سوی عون «دست دوستی» دراز کردند، اما خیلی زود دستشان «قطع شد». اشاره آقای رعد به انتخاب نواف سلام برای پست نخستوزیری لبنان بود؛ یک حقوقدادن معتبر در سطح بینالمللی که زمانی ریاست دیوان بینالمللی دادگستری را برعهده داشت. نخستوزیری نواف سلام همانند ریاست جمهوری جوزف عون، نشانهای روشن از کاهش میزان قدرت و نفوذ حزبالله در ساختار سیاسی لبنان ارزیابی شد.
آقای سلام همچنین تاکید کرد که به دنبال اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل خواهد بود؛ اشارهای دیگر به اینکه او نیز همانند جوزف عون علاقهمند است تا حزبالله لبنان خلع سلاح شود. علاوه بر این، نخستوزیری نواف سلام، چراغ سبزی نیز به کشورهایی مانند عربستان سعودی یا امارات بود که پیش از این در سیاست داخلی لبنان نفوذ داشتند، اما در سالهای اخیر و به دنبال اوج گرفتن قدرت حزبالله، عملا فرصت و قدرتی برای اعمال نظر در این کشور نداشتند. ایالات متحده نیز از نخستوزیری نواف سلام استقبال کرد. او میگوید که به سرعت تلاش خواهد کرد تا با اصلاحات اقتصادی و سیاسی، لبنان را از بحرانی که در آن گرفتار است نجات دهد.
در نهایت اگرچه گروه حزبالله موفق شد که در کابینه لبنان حضور داشته باشد و دو تن از اعضای این گروه به عنوان وزیر بهداشت و وزیر کار انتخاب شدند، اما آنها قدرت وتوی تصمیمات کابینه را از دست دادند؛ قدرتی که نزدیک به دو دهه در دست حسن نصرالله بود. در حال حاضر مجموع وزرای حزبالله و متحدانش، شش وزارتخانه است، در حالی که برای وتوی تصمیمات کابینه لبنان که ۲۴ عضو دارد، به رای حداقل هشت نفر (یک سوم اعضای کابینه) نیاز است.

منبع تصویر، khamenei.ir
رابطه با ایران
حسن نصرالله مشخصا کسی بود که روابط بسیار نزدیکی با عالیترین سطوح مقامهای جمهوری اسلامی ایران داشت و حتی سالهای بسیاری را در ایران سپری کرده بود. حتی رهبری او از نگاه برخی ناظران تحولات حزبالله، در نتیجه همین نزدیکی به تهران به دست آمده بود. او در تمامی سالهای رهبریاش، این روابط نزدیک را حفظ کرد. او تلاش میکرد که از خود چهرهای وفادار به شخص آیتالله خامنهای بسازد و در نهایت، کشته شدن او نیز با ناراحتی قابل توجه خامنهای همراه شد. او در این پنج ماه به موضوع تبلیغات گسترده حکومت در ایران تبدیل شده است؛ از پوسترهای خیابانی و نقاشیهای عظیم گرفته تا برنامههای تلویزیونی و حتی آهنگهای حماسی و کتابهای تبلیغاتی، همگی بخشی از کارزار گستردهای بودهاند که در ایران با حمایت مالی حکومت اجرا شد.
در ظاهر، کشته شدن نصرالله در نزدیکی این گروه با ایران خللی ایجاد نکرده است. این گروه به طور کلی به شکلی قابل توجه به حمایتهای مالی، تسلیحاتی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران وابسته است. علاوه بر این، چنانکه نعیم قاسم، دبیر کل فعلی حزبالله در کتابش نوشته است، اصولا ایدئولوژی سیاسی این گروه، همان ایدئولوژی سیاسی شیعهگرایی جمهوری اسلامی ایران است؛ تا جایی که او تاکید کرده «ولی فقیه» در ایران، در واقع رهبر معنوی و مذهبی گروه حزبالله لبنان نیز محسوب میشود. حالا که خود او به دبیرکلی حزبالله رسیده، کمتر کسی انتظار دارد که در این روابط خللی ایجاد شود.
اما در عین حال، در همین مدت کوتاه، تحول بزرگ دیگری که در ظاهر ارتباط مستقیمی به رابطه حزبالله و ایران ندارد، بر روی این رابطه اثری قابل توجه گذاشته است. بشار اسد، رئیسجمهوری سوریه حدود دو ماه بعد از کشته شدن نصرالله سرنگون شد و در سوریه کسانی به قدرت رسیدند که نه میانهای با ایران دارند و نه حزبالله لبنان. بدین ترتیب، مسیر ارتباط زمینی ایران و لبنان که از خاک عراق و سوریه عبور میکرد، عملا قطع شد. از همان نخستین روزهای سقوط اسد، این مساله به عنوان ضربهای به حزبالله تفسیر شد. و البته خیلی زود روشن شد که این تفسیر، چندان بیراه هم نیست.
در اواخر ژانویه اسرائیل به شکل رسمی شکایتی مبنی بر نقض آتش بس به کمیته نظارت بر توافق تسلیم کرد که در آن گفته شده بود دیپلماتهای ایرانی، «با چمدانهای پر از پول» از مسیر هوایی کمکهای مورد نیاز را در اختیار حزبالله قرار میدهند. بر اساس توافق آتشبس، دولت لبنان موظف است که کنترل تمامی ورودیهای کشور را در دست بگیرد و نگذارد که دیگران به گروه حزبالله، سلاح برساند. در این توافق صحبتی از پول نقد نیست. ایران در نهایت این اتهام را تکذیب کرد، اما بهرحال با توجه به تحریمهای سختگیرانهای که علیه ایران و حزبالله وجود دارد، هرگونه انتقال پول و تسلیحات از ایران به لبنان، به آسانی گذشته نیست.
این مساله به حدی جدی شد که در اواخر بهمن ماه، لبنان به یک هواپیمای مسافربری ایرانی اجازه نداد تا در فرودگاه بیروت فرود بیاید. ایران نیز در تلافی این اقدام، حاضر نشد که به دو هواپیمای مسافربری لبنانی اجازه بدهد تا به آسمان ایران وارد شوند. در لبنان طرفداران حزبالله تلاش کردند تا برپایی یک تظاهرات در روز ۱۵ فوریه (۲۷ بهمن) به تصمیم دولتشان اعتراض کنند، اما این تجمع به خشونت کشیده شد و ارتش لبنان به سوی هواداران حزبالله گاز اشکآور شلیک کرد. اسرائیل میگوید که اجازه نخواهد داد حزبالله بار دیگر از طریق کمکهای ایران، خود را بازسازی کند؛ موضعی که ظاهرا در دولت لبنان نیز طرفدارانی دارد و موجب شده که تنشی کم سابقه بین تهران و بیروت شکل بگیرد.

منبع تصویر، Getty Images
حزبالله امروز
به رغم همه فشارها و ضرباتی که گروه حزبالله لبنان خورده، این گروه میگوید که مصمم است خود را بازسازی کند و چون گذشته به فعالیتهایش ادامه دهد. حدود دو ماه بعد از کشته شدن حسن نصرالله، نعیم قاسم در یکی از نخستین اظهار نظرهایش به عنوان دبیرکل جدید لبنان گفت که این گروه بیش از ۵۰ میلیون دلار پول نقد را بین خانوادههایی که از حملات اسرائیل آسیب دیدهاند، تقسیم کرده است. او گفت که به هر نفر بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار پرداخت میشود و وقتی این کمکها به پایان برسد، ۲۳۳ هزار و ۵۰۰ نفری که به عنوان آسیبدیدگان این جنگ نامشان را ثبت کردهاند، این کمک را دریافت خواهند کرد. او که بهطور مستقیم از ایران بابت این کمکها قدردانی کرد، اعلام کرد که در مجموع، این کمکها به ۷۷ میلیون دلار خواهد رسید.
همچنین در اوایل ماه دسامبر سال ۲۰۲۴ (میانه آذرماه) نهادهای اطلاعاتی آمریکایی اعلام کردند که حزبالله در حال جذب نیروست و در تلاش است تا سطح تولید تسلیحاتی خود را افزایش دهد. بر اساس گزارشهایی که در آن زمان در رسانههای آمریکایی و به نقل از «منابع مطلع اطلاعاتی» منتشر شد، این گروه در تلاش است تا به شکل قاچاقی از طریق سوریه، تسلیحات لازم را به دست بیاورد. رویترز به نقل از یکی از منابع نوشت که ممکن است ضعف فعلی گروه حزب الله «موقت» باشد، و این گروه موفق شود که دوباره به تهدیدی جدی برای اسرائیل تبدیل شود.
گروه حزبالله از سوی ایالات متحده به عنوان یک گروه «تروریستی» شناخته میشود و این کشور تحریمهایی را علیه حزبالله وضع کرده است. بعد از کشته شدن نصرالله نیز، واشنگتن تحریمهای جدیدی را علیه حزبالله وضع کرد. به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، هدف از این تحریمها ضربه زدن به شبکهای است که کار انتقال پول از ایران به لبنان را انجام میدهد. بر اساس بیانیهای که این وزارتخانه در ماه نوامبر سال گذشته میلادی منتشر کرد، علاوه بر این کمکها، حزبالله از طریق «پروژههای اقتصادی در لبنان که برخی از آنها توسط ایران سرمایهگذاری شده» میلیونها دلار درآمد دارد و این تحریمها برای ضربه زدن به این درآمدها وضع شدهاند. آمریکا همچنین سه نفر از اعضای حزبالله را به اتهام دست داشتن در تولید «کپتاگون» که یک ماده مخدر است، تحریم کرده است.
البته حزبالله با تحریمها و فشارهایی از این دست بیگانه نیست. اما با توجه به تغییراتی که در ساختار سیاسی لبنان رخ داده و چرخشی که در سیاستهای دولت این کشور دیده میشود، دور زدن چنین تحریمهایی برای حزبالله دشوارتر خواهد شد. کاهش دسترسی حزبالله به منابع مالی، نه فقط بر روند بازسازی نظامی این گروه اثر خواهد گذاشت، بلکه اجرای یکی از استراتژیهای بسیار موثر این گروه برای ارائه خدمات رفاهی به هوادارانش را مختل خواهد کرد. هواداران حزبالله که عموما از شیعیان این کشور هستند، معتقدند که در جریان توزیع منابع در لبنان، به شکلی تاریخی به حاشیه رانده شدهاند و هدف تبعیض بودهاند. از دست دادن توان حمایتهایی مانند ارائه خدمات بهداشتی یا آموزشی به این گروه از شهروندان، عملا حزبالله بدون نصرالله را به حزبالله بدون هوادار نیز تبدیل خواهد کرد که برای این گروه شبهنظامی، کابوسی تلخ است.














