کابوس کاله؛ آنچه قاچاقچیان انسان به ایرانیها نمیگویند

- نویسنده, ناصر مدنی
- شغل, بیبیسی
در قلب اروپا، در جنگلهای کاله در فرانسه، هزاران ایرانی، بدون دسترسی به خدمات بهداشتی، غذای گرم یا سرپناه، در چادرهایی که در گل فرو رفتهاند شب و روز را سپری میکنند، با این امید که روزی سوار بر قایقهای کوچک بادی غیرقانونی خودشان را به بریتانیا برسانند. بسیاری از آنها میگویند تنها بدنبال یک زندگی «معمولی» هستند.
زن و مرد، پیر و جوان، از مناطق مختلف ایران و افغانستان، مهارتهای زندگی در جنگل را به یکدیگر آموزش میدهند تا مثلا چطور هیزم را در آتش بریزند که دیرتر خاموش شود. بسیاری از آنها تحصیلات دانشگاهی دارند.
فرشاد (نام مستعار) میگوید پس از دانشگاه، دوازده سال در بیمارستانی در یکی از شهرهای غرب ایران پرستار بوده و با پایان همهگیری کرونا و تعدیل نیروها، اخراج شده و چارهای نداشته است جز اینکه قدم در این راه بگذارد.
سحر (نام مستعار) عکسهایی از روی سکو رفتن و قهرمانیاش در تکواندو را به ما نشان داد، میگفت «وقتی با دوستانم به اردوهای ورزشی خارج میرفتیم خیلی روی نرم یا سفت بودن تشک حساس بودم. مطمئنم هیچکدام از دوستانم باور نمیکنند اگر ببینند حالا در چه شرایطی زندگی میکنم.»
در جنگلهای کاله، گروهی از مهاجران که قصد عبور از کانال مانش را دارند، هفتهها و گاه ماهها در انتظار «فرصت مناسب» میمانند. با خانوادهای گفتوگو کردیم که بیش از یک سال است در این شرایط زندگی میکنند؛ خانوادهای که میگویند تنها به دلیل داشتن کودکی خردسال، قاچاقبران حاضر نیستند آنها را همراه خود ببرند.
پدر خانواده توضیح میداد که والدینی که کودک کوچک دارند نمیتوانند هنگام فرار از پلیس به سرعت سایر مهاجران بدوند. همین موضوع باعث میشود نه قاچاقبران، نه سایر مهاجران حاضر نباشند با خانوادههایی که فرزند کوچک دارند همگروه شوند یا به اصطلاح رایج خودشان «گیم» بزنند.
شبی که قرار است مهاجران «گیم» بزنند، گروهی به ساحل نزدیک میشوند و در تاریکی نزدیک ساحل پنهان میمانند تا دستور قاچاقبران برسد. معمولا ساعاتی پیش از طلوع خورشید، با اشاره قاچاقبران باید دواندوان به سوی قایق بادی کوچکی بروند که از پیش در آب رها شده است.
در بسیاری موارد، پلیس فرانسه زودتر از آنها به قایق بادی میرسد و آن را پاره میکند. اما اگر مهاجران از چشم پلیس دور بمانند، موتور قایقشان سوخت کافی داشته باشد و روشن شود، ممکن است بتوانند از ساحل فاصله بگیرند و راهی بریتانیا شوند.
طبق روایت مهاجران، زمانی که به آبهای بریتانیا نزدیک میشوند، خودشان با نیروهای مرزبانی تماس میگیرند و کمک درخواست میکنند.
براساس آمار دیدهبان مهاجرت، که زیر نظر دانشگاه آکسفورد فعالیت میکند، بیش از ۵۰ هزار ایرانی و افغان از ابتدای سال ۲۰۱۸ تا پایان سال ۲۰۲۴ با قایقهای کوچک بادی خود را به بریتانیا رساندهاند.
عوامل باندهای قاچاق انسان، که در منطقه فعالند، از ملیتهای مختلف و عمدتا مجهز به سلاح کمری هستند. اولین کشوری که مهاجران افغان سفر خود را از آن آغاز میکنند ایران است و اولین مرحله سفر برای ایرانیها معمولا ترکیه است.

ایرانیها و افغانها در طول مسیر با قاچاقچیان در تماس هستند و مرحلهبهمرحله به هر کشوری که میرسند با خانوادههایشان در ایران تماس میگیرند تا بخشی دیگر از مبلغ قرارداد را به حساب قاچاقچیان واریز کنند تا مرحله بعدی سفر در کشور بعدی آغاز شود.
پس از عبور از ترکیه، عمدتا از یونان و بعد ایتالیا میگذرند تا وارد فرانسه شوند. سپس خود را به کاله در شمال غرب این کشور میرسانند تا مرحله پایانی و سختترین بخش سفر را پشتسربگذارند: سوار شدن بر قایق و رسیدن به بریتانیا.
قاچاقچیان به آنها وعده سفرهایی امن و نه خیلی طولانی را میدهند که در طول مسیر دسترسی به هتل و مسافرخانه هم ممکن است؛ وعدههایی که کوچکترین شباهتی به واقعیت ندارد.
تنها در نیمه اول سال میلادی ۲۰۲۵ امدادگرها بیش از پنج هزار مهاجر سرگردان را از آبهای کانال مانش بین فرانسه و بریتانیا نجات دادهاند.

اگر باد و باران شدید باشد، قایق مهاجران ممکن است بهراحتی تغییر مسیر دهد و از شمال و جنوب کانال مانش وارد اقیانوس اطلس شود و هرگز پیدا نشود. همین، آخرین مرحله از سفر را برای مهاجران مرگبار میکند. جنازه بسیاری از این مهاجران در یک دهه گذشته یا هرگز پیدا نشد، یا پس از مدتها به ساحل بازگشت.
آنها در قبرهایی بینامونشان،در گوشهای از گورستانی کوچک در شمال کاله، به خاک سپرده شدهاند.
برای مهاجران، سفر با قایق از کاله به بریتانیا آخرین مرحله از یک سفر طولانی است. آنها باید میان اینکه این قدم آخر را بردارند تا «شاید» به بریتانیا برسند یا منصرف شوند و به همان زندگی قبلی برگردند، یکی را انتخاب کنند. انتخاب هرکدام از این دو تصمیم، شهامت زیادی میخواهد. بسیاری منصرف شدند و برگشتند و بسیاری هم جان خود را به خطر انداختند و دل به دریا زدند.

مهاجرانی که غیرقانونی وارد بریتانیا شدهاند کمتر از دو درصد از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند. در سالهای اخیر مسئله مهاجران به یکی از جنجالیترین موضوعات سیاسی بریتانیا بدل شده است. احزاب پیش از هر انتخابات سراسری، طرحهایی را برای مقابله با ورود غیرقانونی مهاجران ارائه میکنند؛ برنامههایی که عمدتا به نتیجه دلخواه طراحانش نرسیده و نتوانسته مهاجران را از انتخاب این مسیر پرخطر منصرف کند.
شکست پیاپی دولتهای بریتانیا در جلوگیری از ورود غیرقانونی مهاجران با قایق و همچنین انتقادهای عمومی از اسکان پناهجویان در هتلها، باعث محبوبیت گروهها و چهرههایی شده که هوادار سیاستهای سختگیرانهتر در مقابله با مشکل مهاجرت هستند. در همین حال دولت فعلی بریتانیا هم تغییراتی گسترده در سیاست پناهندهپذیری خود اعلام کرده است که شامل تسریع اخراج پناهجویان غیرقانونی و تغییرات اساسی در قوانین حقوق بشر است.
بر اساس این تغییرات، که دولت بریتانیا آن را «گستردهترین اصلاحات برای مقابله با مهاجرت غیرقانونی در دوران معاصر» توصیف کرده، اخراج مجرمان خارجی و متقاضیان پناهندگی که درخواستشان رد شده است، تسریع خواهد شد.
سازمانهای حقوق بشری و امدادی و حتی شماری از نمایندگان حزب حاکم کارگر، در انتقاد از این طرح، میگویند این تغییرات شاید باعث بیخانمان شدن پناهندگانی شود که در بریتانیا ساکن شدهاند.
اما دولت میگوید که میخواهد افرادی را منصرف کند که میخواهند با قایقهای کوچک و عبور از کانال مانش، خود را غیرقانونی از فرانسه به بریتانیا برسانند.
بر اساس اطلاعات موجود درخواستهای پناهندگی در بریتانیا به بالاترین حد خود رسیده است؛ طبق آمار رسمی در ۱۲ ماه منتهی به ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۱۱۱ هزار درخواست پناهندگی ثبت شده است.
در تازهترین توافق میان بریتانیا و فرانسه که «یکی در ازای یکی» نام دارد قرار است مهاجرانی که این مسیر را انتخاب میکنند پس از اینکه از آبهای بریتانیا نجات داده شدند، زندانی شوند و مقدمات بازگرداندن آنها به فرانسه فراهم شود. در ازای هر مهاجری که بازگردانده میشود یک مهاجر دیگر که دلایل «قابل قبول» برای پناهندگی دارد و هرگز سعی نکرده از آبهای کاله خود را به بریتانیا برساند، به بریتانیا آورده میشود.
میهنا کیباس، پژوهشگر موسسه دیدهبان مهاجرت، میگوید تغییر سیاست داخلی در بریتانیا خیلی کم در آمار ورود مهاجران تاثیر میگذارد.
میهنا کیباس میگوید: «جایی که باید جلو مهاجران گرفته شود، فرانسه است نه بریتانیا.» به همین دلیل است که تغییر سیاست در بریتانیا به تنهایی نمیتواند به کاهش آمار مهاجرانی منجر شود که مسیر کاله را برای ورود به بریتانیا انتخاب میکنند.

مهاجرانی که ماهها و شاید سالها در مسیر ایران تا بریتانیا در شهرهای کوچک و بزرگ گرفتار بودهاند حتی اگر به بریتانیا برسند و بتوانند ماندگار شوند، با چالشهای زیادی روبهرو هستند.
پذیرفته شدن در جامعه میزبان، کنار آمدن با فرهنگ و زبان جدید، پیدا کردن سرپناه، پیدا کردن شغلی مناسب، گرفتن پذیرش دانشگاه در رشتههای تحصیلی درآمدزا برای فرزندان و مشکلات مالی، تنها بخشی از چالشهایی است که خانوادهها در سالهای اولیه بعد از مهاجرات و پناهندگی با آن درگیرند.
با هر مهاجری که صحبت کردیم، روشن بود که در آغاز از ابعاد واقعی خطری که پیشرو داشت آگاه نبوده است. تنها نقطه مشترک روایتهای آنها این بود که «اگر وطنشان جای بهتری برای زندگی میبود، هرگز آن را ترک نمیکردند».










