پروانه معصومی؛ از شمایل اسطوره‌ای «زن» فیلم‌های بهرام بیضایی تا نقش‌های مادرانه در سینمای پس از انقلاب

پروانه معصومی در صحنه‌ای از فیلم غریبه و مه ساخته بهرام بیضایی

منبع تصویر، PUBLIC DOMAIN

توضیح تصویر، پروانه معصومی در فیلم غریبه و مه ساخته بهرام بیضایی

پروانه معصومی بازیگر شناخته شده سینمای ایران در روز ششم آذر بر اثر بیماری ریوی درگذشت. بازیگری که با حضور در سه گانه ماندگار بهرام بیضایی در سینمای ایران تثبیت شد و پس از انقلاب هم با فیلم‌های تماشاگرپسند و سریال‌های تلویزیونی حضورش را ادامه داد.

اما شاید بتوان گفت نگاه سیاسی و نزدیکی به حکومت و گرایش‌های مذهبی‌اش در دو دهه آخر عمر بود که تا حدود زیادی کارنامه بازیگری او را زیر سایه خود قرار داد. همین باعث شد درگذشت او با واکنش‌های زیادی در فضای مجازی روبرو شود که اکثر آن‌ها متفاوت با واکنش‌های عادی سینما دوستان در فقدان یک هنرپیشه قدیمی سینما و تلویزیون بود.

از رگبار تا کلاغ

پوستر فیلم کلاغ

منبع تصویر، Chronicle of Iranian Cinema

توضیح تصویر، بازی در فیلم‌های بهرام بیضایی، پروانه معصومی را وارد جریان موج نوی سینمای ایران کرد

پروانه معصومی پیش از انقلاب از دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه ملی که پس از انقلاب دانشگاه بهشتی نامیده شد، فارغ التحصیل شد.

او بعد از نقش کوتاهی که در فیلم «بی‌تا» ساخته هژیر داریوش در کنار گوگوش بازی کرد - فیلمی که گفته بود برای اولین بار آن را در سال ۱۳۷۴ دیده است- به عنوان هنرپیشه اصلی زن در فیلم «رگبار» اولین فیلم بلند بهرام بیضایی و محصول سال ۱۳۵۱ شناخته شد. حضور او در مقابل پرویز فنی‌زاده در این فیلم، یکی از متفاوت‌ترین زوج‌های سینمایی جریان موج نو را در ابتدای آن دهه رقم زد.

پروانه معصومی در گفت‌و‌گویی با خبرگزاری ایسنا، ورودش به آثار بهرام بیضایی را چنین شرح می‌دهد: «شوهر من عکاس تبلیغاتی بود، آقای بیضایی عکسی از من برای تبلیغ یک کالا دیده بودند که باعث شد توسط آقای احمدرضا احمدی برای بازی در نقش عاطفه (رگبار) به من پیشنهاد شود. من در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده‌ام و دوره‌ای وارد سینما شدم که این کار خیلی خوشایند نبود به همین جهت اصلا قصد بازیگری نداشتم. می‌دانستم بازیگر شدنم با مخالفت‌های وحشتناک خانواده‌ام مواجه خواهد شد.»

او در رگبار نقش زنی را بازی می‌کرد که در یک مثلث عشقی نامتعارف قرار می‌گرفت و حضورش آمیزه‌ای از شرم و حیای زن رشد کرده در مناسبات خانوادگی سنتی و زن مایل به رهایی بود. سکانس گفتگوی دو نفره پروانه معصومی و پرویز فنی زاده در حضور شاگردان، یکی از به یادماندنی‌ترین سکانس‌های تاریخ سینمای ایران است.

پروانه معصومی با اشاره به اینکه رگبار اکران موفقی نداشت و فقط دانشجویان و تحصیلکرده‌ها به تماشای آن می‌رفتند درباره ادامه کارش در سینما می گوید: «بعد از رگبار متوجه شدم که جنس دیگری از سینما به وسیله بهرام بیضایی شروع شده است و با غریبه و مه دارد ادامه پیدا می‌کند.»

بهرام بیضایی از همان ابتدا به نقش «زن» در فیلم‌هایش اهمیت می‌داد و به عنوان فیلمسازی شناخته می‌شود که تصویری اسطوره‌ای از زنان در تئاتر و سینما ارائه می‌دهد. بیضایی سه بار دیگر نیز پروانه معصومی را برای حضور در فیلم‌هایش برگزید. در فیلم کوتاه «سفر» محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دو فیلم بلند «غریبه و مه» و «کلاغ» که به ترتیب در سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۶ ساخته شدند.

بخصوص حضور پروانه معصومی در فیلم نمادین و بی‌زمان و مکان «غریبه و مه» یکی از نقاط اوج کارنامه او را رقم زد و با گذشت چند دهه از یک اثر کمتر شناخته شده آقای بیضایی به اثری پیشگویانه درباره تاریخ و اجتماع ایران تبدیل شد. تابستان ۱۴۰۲ نسخه ترمیم‌شده این فیلم در جشنواره‌ای در ایتالیا روی پرده رفت و همزمان بهرام بیضایی در یادداشتی که در رادیو فردا منتشر شد نوشت که «انقلاب واپس‌گرای ایران» حدود پنج سال پیش از وقوع در این فیلم پیش‌بینی شده است.

کلاغ که حدود یک سال پیش از انقلاب اسلامی ساخته شد، آخرین همکاری خانم معصومی با بهرام بیضایی بود و این فیلمساز سرشناس بعد از چهار همکاری مشترک با او، برای تصویر کردن شخصیت‌های زن مورد علاقه‌اش سراغ سوسن تسلیمی رفت.

پروانه معصومی در فیلم کلاغ در نقش آسیه، همچون کارآگاهی خصوصی در جست‌وجوی زنی گمشده بود. این کاوش به سنت آثار بیضایی به سفری ذهنی و درعین حال اسطوره‌وار برای یافتن هویت زن ایرانی تبدیل می‌شد.

خانم معصومی در نسخه سینمایی شهر قصه هم بازی کرد و به گفته خودش یک حضور ناموفق هم در تئاتر و در همکاری با علی رفیعی در سال ۵۶ داشته است.

پوستر فیلم گلهای داوودی

منبع تصویر، PUBLIC DOMAIN

توضیح تصویر، بازی در فلیم پرفروش «گل‌های داوودی»، پروانه معصومی را به چهره‌ای تثبیت شده در سینمای پس از انقلاب تبدیل کرد

از گل‌های داوودی تا ناصرالدین شاه آکتور سینما

پروانه معصومی که پس از انقلاب ۵۷ به فرانسه رفته بود بعد از بازگشت، اولین بازی‌اش حضور در فیلم «راه دوم» به کارگردانی حمید رخشانی بود.

اثری که خانم معصومی آن را یک فیلم بد ساخته شده بر اساس یک داستان خیلی خوب از یک نویسنده موفق می‌داند که نامش درشناسنامه فیلم درج نشده است: « فیلم راه دوم را شروع کار زن در سینمای بعد از انقلاب می‌دانم، تا قبل از آن زن‌ها به عنوان یک مشت سیاهی که می‌روند و می‌آیند در فیلم‌ها حضور داشتند، اما در این فیلم زن به عنوان فردی بود که وجود داشت.»

او در ادمه این دهه به بازیگر پرکاری تبدیل شد و علاوه بر همکاری با ناصر تقوایی، یکی دیگر از سینماگران موجی نو در «ناخدا خورشید» که یکی از بهترین آثار کارنامه سینمایی کارگردانش به شمار می‌رود، در فیلم‌های چهره‌های مهم نسلی از فیلمسازان که بعد از انقلاب کار خود را آغاز کردند، مقابل دوربین رفت.

او با تاسف از اینکه تجربه‌ همکاری با ناصر تقوایی دیگر تکرار نشد، می‌گوید: ‌«بعد از فیلم ناخدا خورشید همیشه آرزو داشتم دوباره با ایشان کار کنم. آقای تقوایی جزو کسانی هستند که وقتی گروه کاری‌شان را تشکیل می‌دهند می‌بینید که همه چیز سر جای خودش است. برای فیلم «رومی و زنگی» با ایشان قرارداد داشتم و قرار بود نقش یک زن ارمنی را بازی کنم که متاسفانه این فیلم ساخته نشد.»

اما این فیلم پرفروش«گل‌های داوودی» به کارگردانی رسول صدرعاملی و بازی او در نقش مادر و سرپرست یک خانواده با فرزندی نابینا بود که پروانه معصومی را به چهره‌ای تثبیت شده در سینمای پس از انقلاب و در خاطره جمعی تماشاگران تبدیل کرد.

پروانه معصومی درباره چگونگی ایفای این نقش با یادآوری خاطره‌ای از دوران قبل از انقلاب می‌گوید: « یک جلسه که با مادرم به ملاقات پدرم در زندان رفتیم متوجه شدیم دیگر پدری وجود نداشت، یعنی آمدند گفتند نیست. من آن چیزی که دیدم مادرم بود که فقط خیلی آرام گفت، نیست؟ گفتند هر چه پیج می‌کنیم نمی‌آید. مادرم خیلی یواش دستش را به دیوار گرفت و آرام روی یکی از نیمکت‌ها نشست و فقط نگاه کرد، چون بچه‌هایش همراهش بودند هیچ جوری نمی‌خواست خودش را بشکند.»

او نوع بازی در گل‌های داوودی را حاصل تجربه همین احساس مادرش پس از اعلام مرگ پدرش می‌داند و می‌گوید با اینکه نویسنده فیلم‌نامه به بازی بیرونی و عزاداری همراه با گریه و شیون اصرار داشت او به کارگردان می‌گوید این صحنه را در سکوت و نشان دادن درهم‌شکستن درونی بازی می‌کند.

خانم معصومی می‌گوید صحنه‌ای که جمشید مشایخی می‌گوید پدر پسرش فوت کرده «عینا یادآور آن روز بود. پدرم وجود نداشت و منتظر بودیم که بگویند جسدش را به فلان جا برده‌ایم.»

پروانه معصومی برای این فیلم جایزه سیمرغ بهترین بازیگر زن را از سومین دوره جشنواره فیلم فجر برد.

او در ادامه حضورش در سینمای دهه ۶۰، در فیلم‌های «تاتوره» ساخته کیومرث پوراحمد، «خارج از محدوده» اثر رخشان بنی‌اعتماد، «جهیزیه‌ای برای رباب» به کارگردانی سیامک شایقی و «سال‌های خاکستر» ساخته مهدی صباغ‌زاده بازی کرد و همچنین دو بار با جلال مقدم، یکی دیگر از فیلمسازان سرشناس سینمای متفاوت پیش از انقلاب در همین دهه کار کرد.

خانم معصومی در ششمین دوره جشنواره فیلم فجر، جایزه بهترین بازیگر زن را برای فیلم «جهیزیه برای رباب» دریافت کرد.

کارنامه پروانه معصومی در دهه ۱۳۷۰ قطورتر هم شد و هرچند در سینما حضورش کمرنگ شده بود در عوض در تلویزیون پرکارتر شد و امتداد این حضور تا دهه ۹۰ نیز ادامه یافت.

دو بازی تاثیرگذار او در این دهه «ناصرالدین شاه آکتور سینما» به کارگردانی محسن مخملباف و «مسافر ری» به کارگردانی داوود میرباقری بود.

اگرچه خانم معصومی می‌گوید هیچگاه فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما را ندیده اما کارگردان «آن چیزی که برای من عنوان کرد این بود که فیلم‌شان یک نوع حق‌شناسی نسبت به آقای بیضایی است و من هم قبول کردم تا بازی کنم.»

سال‌های تغییر و تفاوت

پروانه معصومی در بیت رهبر جکهوری اسلامی ایران

منبع تصویر، KHAMENEI.IR

توضیح تصویر، پروانه معصومی تیرماه سال ۱۳۸۹ در دیدار آیت‌الله خامنه‌ای با مسئولان وهنرمندان صدا و سیما در مورد نقش زن در تلویزیون صحبت کرد

پروانه معصومی با آغاز دهه هشتاد و زندگی در گیلان که از مدت‌ها پیش آغاز شده بود، همزمان با حضور کمرنگ تر بر پرده سینما و تلویزیون به ابراز نظرات و دیدگاه‌های بحث برانگیزی پرداخت.

اما آنچه شاید بتوان گفت با واکنش عمومی، بخصوص سینمایی‌ها روبرو شد حضور خانم معصومی در سال ۱۳۸۹ و در دیدار «هنرمندان صدا و سیما» با آیت‌الله خامنه‌ای و سخنانش در‌«بیت رهبری» بود، آن هم در حالی که بدنه سینماگران کشور و تعداد قابل توجهی از بازیگران دیگر در انتخابات بحث برانگیز ۸۸ حامی میرحسین موسوی بودند.

پروانه معصومی در آن جلسه خطاب به علی خامنه‌ای گفت‌: «همسایگان ببینند فردا طور دیگری به من نگاه می­‌کنند، چون‌ که به حضور شما رسیده­‌ام و ساعتی در زیر آن سقفی بوده­‌ام که شما بوده‌اید. برای آنها باید زحمت کشید».

او بعدا درباره نوع پوشش در مقابل رهبر جمهوری اسلامی هم گفت: «به من گفتند که می‌توانی بدون چادر خدمت حضرت آقا برسی یعنی الزامی برای پوشیدن چادر وجود ندارد، اما من گفتم نه، خودم دلم می‌خواهد که چادر سر کنم، چون آقا یک جوری هستند که وقتی کنار آدم هستند، آدم احساس راحتی می‌کند.»

یکی دیگر از سخنان جنجالی او، واکنش به گفته‌های اعتراضی لیلا حاتمی به برخورد حکومت با معترضان در آبان ۹۸ بود. خانم حاتمی در کنفرانس مطبوعاتی در جشنواره برلین گفته بود: «می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و خشم و تاسف عمیقم را نسبت به نحوه برخورد اخیر با معترضان در ایران ابراز کنم. شرم‌آور است که در کشورم مردم فقط می‌توانند به قیمت جان‌شان اعتراض کنند.»

پروانه معصومی در گفت‌و‌گو با خبرنگاری گفته بود: «مگر در کشورهای دیگر به دستان معترضین بوسه می زنند؟ آنها هم می زنند... کسانی که دوست ندارند در این مملکت باشند خب بروند. اینجا کشور من است.»

این هنرپیشه زن بعدا در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین با اشاره به اینکه به خاطر این سخنان «می‌خواستند او را در وسط خیابان کتک بزنند» و رد اینکه حرف‌هایش در جواب لیلا حاتمی بوده، گفته بود: «منظور من این بود هر هنرمندی و هر انسانی در هر مملکتی که زندگی می کند حق دارد اعتراض کند. کما اینکه خود من خیلی اعتراض دارم. منتهی من این اعتراضم را در مملکت خودم می‌کنم.»

با این حال او در یکی از آخرین گفته‌های خود نشان داد همچنان بر مواضعش در حمایت از حکومت پابرجا است.

پروانه معصومی در واکنش به اعتراضات جنبش زن، زندگی، آزادی که حدود یک سال در سراسر ایران ادامه داشت و بسیاری از بازیگران زن، با رعایت نکردن حجاب اجباری اسلامی با آن همراهی کردند و ازسوی حکومت مجازات هم شدند در توئیتر نوشت: «انقلاب اسلامی ما را از بند ظلم و اسارت نفس رها کرد و تا آخرین‌نفس برای حفظش می‌جنگیم. توکل میکنم به آن زنده‌ای که هرگز نمی‌میرد.»

موضعی که با پیام تسلیت رئیس جمهور ایران، ابراهیم رئیسی برای درگذشت این بازیگر زن و برگزار نشدن مراسمی در خانه سینما و عدم حضور هنرمندان در مراسم خاکسپاری‌اش، از سوی موافقان و مخالفان حکومت مهر تایید و نفی بر آن زده شد.

مراسم خاکسپاری پروانه معصومی

منبع تصویر، Irna

توضیح تصویر، مراسم تشییع جنازه و خاکسپاری پروانه معصومی زیر سایه مواضع سیاسی او صبح چهارشنبه ۸ آذر ۱۴۰۲ و بدون حضور چهره‌های شناخته شده سینما برگزار شد