سالگرد كشته شدن حسن نصرالله؛ تلاش حزبالله برای قدرتنمایی زیر فشار

- نویسنده, نفیسه کوهنورد
- شغل, خبرنگار ارشد خاورمیانه بیبیسی، بیروت
خيابانهای منتهی به مزار حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله لبنان، پر است از عکسهای او و هاشم صفیالدین، که هر دو پارسال در حمله اسرائیل کشته شدند. روی پلاکاردها نوشته شده است: «انا علی العهد».
طرفداران حزبالله که غالبا سیاهپوش هستند، پیاده در حال حرکت به سوی محل برگزاری سالگرد کشتهشدن آنها هستند. بعضیها پرچمهای ایران را هم همراه پرچمهای زرد رنگ این گروه حمل میکنند. از بلندگوهایی که در مسیر کاشته شدهاند گاه موسیقی پخش میشود که کارن همایونفر، آهنگساز ایرانی، برای آقای نصرالله ساخت و گاه بخشهایی از سخنرانیهای آتشین رهبر سابق حزبالله، و گاهی هم صدای نعیم قاسم دبیرکل کنونی که وعده میدهد بر سر عهدشان با آقای نصرالله هستند.
هر قدر که میگذرد جمعیت بیشتر میشود. اطراف محل برگزاری مراسم پر است از عکسهای تمامقد علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران. خیلیها مثل زینب عکس حسن نصرالله را همراه عکسهای عزیزانشان که در جنگ با اسرائیل جان باختهاند، در دست دارند. او میگوید: «من هنوز هم منتظرم که همه اینها یک خدعه جنگ باشد، و سید یک روز در تلویزیون ظاهر شود و بگوید که زنده است.»
یک سال پس از ترور هدفمند حسن نصرالله از سوی اسرائیل، هنوز خیلیها مثل زینب نبود او را هضم نکردهاند.

زینب از اهالی خیام است. از شهرهای کوچک مرزی جنوب لبنان که با بمبارانهای اسرائیل تقریبا با خاک یکسان شده است. او مانند بسیاری دیگر اینجا برای شرکت در مراسم اولین سالگرد کشته شدن آقای نصرالله آمده است که سر قبر او در حومه بیروت برگزار میشود.
«ما سال ۲۰۰۶ هم خانه خود را از دست دادیم و آواره شدیم و بعد از نو ساختیم. من عمو و برادرم را از دست دادم. اما همیشه میگفتیم همه چیز فدای سید. من حاضرم کلا آواره بمانم اما بگویند او زنده است. ما بدون او آوارهایم.»
مردی که صحبتهای ما را با دقت گوش میکند یکباره وسط حرف زینب میپرد: «ما زندهایم. نگاه کن به جمعیت! میخواهند بگویند حزبالله بدون سید مرده است! اما ما هستیم و تا آخر هم سر عهدمان با او خواهیم ماند. نه آواره میمانیم و نه سلاح زمین میگذاریم.» او که مردی سیاهپوش و میانسال است خود را ابوعلی مینامد.
بستگان زینب او را از ما دور میکنند و جمعیت اطرافمان که با حرفهای ابوعلی به هیجان آمدهاند شعار میدهند «لبیک یا نصرالله!»
گفتگوی کوتاه ما با زینب و ابوعلی چکیدهای است از فضای حاکم بر طرفداران حزبالله.

از زمان تاسیس، این گروه هرگز تا این حد خود را تحت فشار ندیده است. سال قبل در عرض کمتر از دو سه ماه حزبالله بسیاری از فرماندهان ارشد خود را در حملات اسرائیل از داد و در نهایت در بمباران مهیب عصر جمعه ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ که زمین را زیر پای ساکنان بیروت لرزاند، با کشته شدن حسن نصرالله ضربهای کمرشکن خورد.
با آنکه این گروه بهسرعت بازسازی ساختار و جانشینی فرماندهان و رهبر جدید را آغاز کرد، کمتر کسی اینجا باور دارد که این حزبالله همان حزبالله پیشین است.
در نبود آقای نصرالله بهوضوح میدان برای جبهه مخالف این گروه و حامی اصلیاش جمهوری اسلامی ایران، چه در داخل و چه خارج لبنان، بازتر شده است. اکنون ماههاست که موضوع خلع سلاح حزبالله به مهمترین مساله لبنان بدل شده است و آمریکا و متحدانش هرگونه کمک به این کشور را به اجرای این امر گره زدهاند. همزمان در داخل، مخالفان این گروه هر روز با لحن تندتر و تحقیرآمیزتری رهبر و مقامات حزبالله را خطاب قرار میدهند. دولت هم میگوید که درباره محدود کردن سلاح در دست ارتش مصمم است و از این تصمیم عقبنشینی نخواهد کرد.
به موازات این فشارها، تهران هم دیگر آن جایگاه قبلی را اینجا ندارد. باجههای ایرانایر و هواپیمایی ماهان در فرودگاه رفیق حریری بیروت حالا مدتهاست که تعطیل هستند و به انبار کارتنهای خالی تبدیل شدهاند.
پروازهای مستقیم و روزانه شرکتهای هواپیمایی ایرانی به بیروت ماههاست که لغو شده است. مقامات لبنانی دلیل را تهدیدهای اسرائیل برای هدف قرار دادن فرودگاه بیروت در صورت آمدن هواپیماهای ایرانی عنوان کردهاند و ماهها مذاکره مقامات جمهوری اسلامی ایران برای از سرگیری این پروازها هم کارساز نبوده است.
حتی همین چند روز پیش رسانههای محلی خبر از این دادند که گویا لبنان ابتدا برای دو پرواز از تهران اخیرا مجوز صادر کرده بود اما اجازهها را کمی بعد لغو کرد. پروازهایی که قرار بود حامل کسانی باشند که برای شرکت در مراسم سالگرد میخواستند بیایند.

در چنین شرایطی حزبالله و طرفدارانش از هر فرصتی استفاده میکنند تا نشان دهند هنوز قدرت را در بسیاری از عرصهها در کشور در دست دارند و پابر جا هستند. مثل آنچه روز پنجشنبه رخ داد. حزبالله اعلام کرده بود که در راستای یک هفته مراسم بزرگداشت حسن نصرالله قصد دارد تصویر او و هاشم صفیالدین را با لیزر بر «روشه»، صخره معروف بیروت که نماد این شهر و حتی لبنان، بشمار میرود منعکس کنند.
منطقه اطراف روشه اما از دیرباز بیشتر سنینشین است و خارج از محدوده تحت نفوذ حزبالله. این تصمیم به جنجالی بزرگ بین نواف سلام، نخستوزیر لبنان، و این گروه تبدیل شد. تا حدی که آقای سلام تهدید کرد که ارتش را به اطراف آن منطقه خواهد فرستاد و با هر تجمعی از سوی حزبالله برخورد خواهد کرد. تنش آنقدر بالا رفت که در میانه گمانهزنیها و نگرانیها درباره رویایی احتمالی طرفداران و مخالفان حزبالله، نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، وارد میدان شد و با رایزنیهای فراوان در نهایت گویا توافق شد که تنها ۵۰۰ نفر به آن محل کنار دریا بروند و با صخره هم کاری نداشته باشند.
اما آن روز خیابان ساحلی اطراف «روشه» پر شد از هزاران نفر از حامیان حزبالله و تصاویر حسن نصرالله و هاشم صفیالدین هم بر صخره نقش بست. جالب آنکه اول تصویری از آقای نصرالله همراه رفیق حریری، نخستوزیر سابق لبنان، که با انفجاری بر سر مسیر خودرویش در سال ۲۰۰۵ ترور شد، بر روشه معکس شد. رهبران حزبالله سالها متهم به دست داشتن در این ترور بودند اما در نهایت دادگاه بینالمللی رای بر این داد که دلایل کافی در این باره وجود ندارد. اما کشته شدن آقای حریری سالها بر روابط بخشی از جامعه سنی لبنان با حزبالله و حتی در بعدی وسیعتر با شیعیان این کشور سایه انداخت.
این اقدام حزبالله از سوی بسیاری از یک طرف به دهنکجی این گروه به نواف سلام تعبیر شد و از طرفی تلاشی برای آنکه نشان دهند آقای نصرالله رابطه خوبی با رهبر محبوب سنیها داشته است و این پیام را بدهند که حسن نصرالله نه مهمترین رهبر شیعیان لبنان که رهبری مهم برای کل این کشور بود.
از همه مهمتر، خاتمه پیدا کردن بدون درگیری و تنش آن روز بهنوعی پیروزی برای حزبالله برای به کرسی نشاندن حرفش در مقابل مخالفان و حتی رئیس دولت شمرده شد و نشانی از اینکه هنوز این گروه آنقدر دستکم در داخل قدرت دارد که فعلا کسی نتواند آنطور که میخواهد با آن مقابله کند.

خیلی از کسانی هم که امروز به اینجا آمدهاند انگار سعی دارند به رسانهها بهخصوص نشان دهند که حزبالله با وجود سختیهایی که با آن روبروست میدان را خالی نخواهد کرد. هر چند بار تعدادی از طرفداران این گروه به سمت دوربینهایمان میآیند و پیامهایی مشابه را تکرار میکنند «نشان دهید! نشان دهید! بگذارید دنیا ببیند که حزبالله باقی است! شیعه لبنان باقیاست! سرمان بمب هم ببارد باز سر عهدمان هستیم.»
اینجا اما من چه از مخالفان و چه کارشناسان نزدیک به حزبالله این را بیش از پیش میشنوم که این گروه احتمالا روزهای سختتری در پیش رو داشته باشد. تهدیدهای اسرائیل تمام نشده است و با گذشت ۱۰ ماه از آتشبس جنوب و شمال شرق لبنان زیر بمبارانهای گاهوبیگاه جتهای اسرائیلی است و تقریبا روزی نبوده است که چند عضو حزبالله در حملات پهپادی اسرائیل کشته نشوند. حملاتی که همچنان جان غیرنظامیان را هم میگیرد. مثل آنچه هفته گذشته در بنت جبل در جنوب لبنان رخ داد و در آن سه کودک و پدرشان کشته شدند.











