اشعار بکتاش آبتین؛ بافتههایی از عشق و آزادی بر دیوارههایی از مرگ و خون

منبع تصویر، SOCIAL MEDIA
- نویسنده, بیتا ملکوتی
- شغل, نویسنده، شاعر و منتقد هنری
«آنها تشنهی خون ما بودند و
ما
تشنهی آزادی
رویارویی ما در جغرافیایی این چنین بود
تختهایی فرسوده
پتوهایی زمخت
و دیوارهایی خونی!
ما
و ساسها
در زندانی مشترک
حبس میکشیدیم»
شعر «ساس» اولین شعر از مجموعه شعر «مرثیهای برای گلهای پژمرده» است، سروده بکتاش آبتین که به تازگی توسط «نشر باران» در استهکلم سوئد منتشر شده است. این کتاب شامل آخرین شعرهای سروده شده توسط آقای آبتین در زندان و پیش از جان باختناش بر اثر بیماری کرونا و عدم رسیدگی پزشکی به موقع است.
رویای رسیدن به آزادی مضمون بیشتر شعرهایی این مجموعه است که یک زندانی سیاسی در طول مدت حبس خود در میان دیوارهای سلول سروده و این تضاد که هم حقیقی و هم نمادین است، باعث شده که شعرها با حسی نوشته شود که از اعماق جان و روح شاعر زندانی برمیخیزد و همانقدر صریح و تاثیرگذار بر ذهن و روان مخاطب بنشیند.
زبان اشعار ساده و با کلمات روزمره روزگار مردمی است که در یک سال و نیم اخیر با صریح ترین و بیپرواترین شکل ممکن خواستار تغییر حکومت شدهاند. همانطور که از اسم مجموعه شعر پیداست، اشعار اغلب لحنی غمگین و حزنآلود دارند، اما عشق نیز حضوری پررنگ دارد. انگار شاعر در میان تباهی پشت میلههای زندان، با عشق، تخیل رویاهایش و تجسم آنچه که دوست دارد، به دنبل کورسویی از نور و امید میگردد.
«پدرم
با دهان مهرباناش
درباره آزادی
حرف میزد
به دخترم نگاه کردم
بیشک او
برای ملاقات امروز
لبخندی امیدوارانه
پسانداز کرده بود
او عاقبت خندید
و رقص بخاری نرم
در سالن سرد زندان دیدنی بود
به کفشهایشان خیره شدم
کفشهای پدرم
ساده و سیاه بود
کفشهای دخترم
ظریف و زیبا
دمپاییهای من اما
زمخت رنگپریده بود
با خودم فکر میکردم
ما و سه نسل کفشهایمان
در زندانهایی بیروح
برای آزادی
پا به پا میکردیم»

منبع تصویر، Baran
یکی از ویژگیهای مهم این مجموعه این است که تمامی شصت شعر با دستخط خود شاعر منتشر شدهاند. به نظر میرسد شاعر خود تمامی این مجموعه را در زندان سروده و بعد آنها را با خطی زیبا و پاکیزه پاکنویس کرده است.
طرح روی جلد کتاب نیز کولاژی با ایده و اجرای خود شاعر است. انتشار دستخط خود شاعر به نظر ایدهای است برای حفظ میراث زندگی شاعری که عمر خود را بر سر آرمانها و عقایدش گذاشت و برای رسیدن به همان آرمانها زمانی که تنها ۴۷ سال داشت، جان سپرد.
مسعود مافان مدیر نشر باران در مورد چرایی این تصمیم در گفتوگو با بیبیسی میگوید: «شاید اگر حکومت اسلامی سبب مرگ بکتاش آبتین نمیشد و اومیتوانست زنده بماند و زندگی کند، کتاب او مانند دیگر کتابها با حروف چاپی منتشر میشد و دستخط او فقط به عنوان نمونه اصلی کارش در آرشیو شخصی خودش و خانوادهاش میماند.»
به گفته او «شاید هم چون دستخط زیبایی داشت، از برشی از آن برای تزیین جلد کتاب استفاده میشد، اما وقتی شاعری آزادیخواه چون بکتاش آبتین را حبس میکنند، و او خلاقیت و آرمانگراییاش را در زندان هم ادامه میدهد و بعد به نوعی کشته میشود، این دفتر، این دستخط، این جلدی که توسط خود او با کولاژی از وی طراحی شده، معنای دیگری مییابد؛ و این معنا، این مبارزه، خوب است با مخاطب علاقهمند چه به موضوع شعر و چه به موضوع آزادیخواهی به اشتراک گذاشته شود.»
«هم بنیاد بکتاش آبتین و هم ما به عنوان ناشر فکر کردیم بهتر هست هرچه در این دفترچه به دستخط بکتاش آبتین هست، منتشر شود. از همین رو هم هست که این دفتر با شعری خط خورده، ناتمام و بدون عنوانی از بکتاش آبتین به اتمام میرسد که برای پدر بیمار خود سروده و در اضطراب شنیدن خبر مرگ پدر؛ پدری که در نهایت به علت تعلل عامیانه زندانبانان در رسیدگی به بیماری بکتاش، ازجمله حاضران در خاکسپاری فرزند میشود. به دلیل همین سندیت بود که ما نیز همچون بنیاد بکتاش آبتین فکر کردیم که چاپ این دستخط دارای اهمیت هست.»
مجموعه شعر «مرثیهای برای گلهای پژمرده»، بعد از جان باختن بکتاش آبتین، آنطور که در مقدمه کتاب آمده، «توسط انسانهای آزاده و شجاع و به سختی» به دست ناشر در سوئد رسیده است.
در مورد چگونگی پیمودن این روند از ناشر سئوال کردیم: «این دفتر شعر پس از کشته شدن بکتاش آبتین، توسط همسلولیهای او به دست خانواده وی رسانده شده. این مجموعه شعر شامل شعرهایی است که زندهیاد بکتاش در داخل زندان مابین مهر ۹۹ تا آبان ۱۴۰۰ خورشیدی سروده. پای هر شعر هم ماه و سال سرایش شعر توسط خود شاعر درج شده».
«جز یک شعر که در پای شعر نوشته شده: این شعر باید از این مجموعه حذف شود، زیرا قبلا در مجموعه «تنهایی دسته جمعی» به چاپ رسیده است. نام این شعر هست: «راز اندوه نقاشیها». هم بنیاد بکتاش آبتین، هم من و همکارانم به عنوان ناشر، فکر کردیم بهتر هست هرچه در این دفترچه به دستخط بکتاش آبتین آمده منتشر شود.»
شعر «مرثیهای برای گلهای پژمرده» که نام کتاب هم برگرفته از همین شعر است، در اسفند سال ۱۳۹۹ سروده شده اما طوری در این شعر دختران و زنان آزادیخواه، معترض و مبارز ایرانی توصیف شدهاند که انگار برای جنبش «زن، زندگی، آزادی» سروده شده است.
گویی بکتاش آبتین روزهای پس از مرگ خود را نیز پیشگویی کرده و آن روزها را به زیبایی و ظرافتی شاعرانه تجسم بخشیده است. اقای آبتین در شعر خود، کشته شدن مهساها، نیکاها، حدیثها، غزالهها و دیگر کشته شدگان اعتراضات اخیر را دیده و آن را سروده است. آیندهای که در گذشته اشعار او زنده شدهاند، چون رویاهای به خاک و خون کشیده بسیاری از جوانان هموطناش:
«بیست و سه گل سرخ
بر خاک سردی پژمرده بود
بیست و سه پاییز زیبا
این مقدمه رویاهای او نبود
تمام زندگیاش بود
کوتاه
شبیه نورافشانی شهاب سنگی بر تاریکی
او را به خاطر میسپارم
دختر جوانی که
برای پیدا کردن آزادی
لای گلولهها و خاکها
گم شده بود»

منبع تصویر، Baran
آن چیزی که اشعار بکتاش آبتین را در تاریخ ادبیات ایران پررنگ میکند، نه تنها سادگی و زلالی زبان و بکر بودن تصاویر آن است، بلکه بهایی است که خود با مبارزه و ایستادن پای اعتقاداتش با از دست دادن جان خود پرداخته است. بهایی برای رسیدن به آزادی که شعر بخشی از ابزار آن است و تصویر و مستندسازی بخش دیگری از آن.
مسعود مافان، مدیر ناشر کتاب معتقد است بکتاش آبتین در تاریخ ادبیات ایران ماندگار است چرا که اشعارش در جهت برابریطلبی و آزادیخواهی است: «در تاریخ ادبیات ایران، از دیرباز تا عصر حاضر، کم نیستند شاعران آزادیخواهی که اشعاری برای آزادی و علیه استبداد و برای برابری سرودهاند که ماندگار هستند و نامشان همیشه با آزادی و مبارزه علیه ظلم پیوند خورده است؛ از مهستی گنجهای گرفته تا طاهره قرهالعین؛ از ملک شعرای بهار تا فرخی یزدی؛ از عارف قزوینی تا میرزاده عشقی؛ از سعید سلطانپور تا فریدون فرخزاد و… بکتاش آبتین».
«مخاطب، با شنیدن نام این افراد، صرف نظر از ارزشهای ادبی، در وهله اول به برابریطلبی و آزادیخواهی فکر میکند. شعرهای بکتاش آبتین در این مجموعه هم همه از فضای زندان میگوید. یعنی تصویرسازیها، فضاسازیها و عنوان شعرها و همه مفاهیم بیان شده، متاثر از آرمانخواهی و مبارزه و فضای زندان هستند.»
«خواننده با خواندن مجموعه «مرثیهای برای گلهای پژمرده»، چه امروز و چه در آینده، به یاد او و همه انسانهای آزادیخواه در فضای زندان و سبعیت حکومت اسلامی خواهد افتاد. همچنانکه سالها پس از اعدام سعید سلطانپور، خواننده با شنیدن اسم او و کتابهای او «آوازهای بند»، «از کشتارگاه»، «از زندان تا تبعید» و … میتواند به مبارزه آرمانخواهانه در تاریخ معاصر ایران فکر کند.»
«سه ماه پیش
پروازم را به پاریس کنسل کردم
ماه گذشته نیز
به سفر شمال نرفتم
این ماه اما
با دوستانم قرار گذاشتهایم
برای تعطیلات عید
دستهجمعی به جنوب نرویم
ما زندانیان سرخوشی هستیم
در پایان هر ماه
به سفری
تفریحی
نمیرویم»
بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز و فعال سیاسی-مدنی با نام اصلی مهدی کاظمی در سال ۱۳۵۳ در شهر ری به دنیا آمد. ابتدا به سرودن غزل روی آورد اما بعد به سرودن شعر نو پرداخت. از او هفت مجموعه شعر به جا مانده است که برای مجموعه شعر «پتک» توانست جایزه شعر خبرنگاران را از آن خود کند.
آقای آبتین همچنین چندین فیلم مستند ساخته که برای ساخت مستندی در مورد لوریس چکناواریان، آهنگساز مطرح ارمنی ایرانی، توانست جایزه بهترین فیلم پرتره را از ششمین فستیوال فیلم حقیقت دریافت کند. بکتاش آبتین در شال ۱۴۰۰ توانست جایزه «آزادی قلم» انجمن قلم آمریکا را به خاطر آثار و فعالیتهایش کسب کند.
بکتاش آبتین بارها به خاطر فعالیتهایش در دو دهه اخیر، مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بازداشت و زندانی شده بود. در سال ۱۳۹۸ دادگاه انقلاب به دلیل آنچه که «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» خوانده شد، او را به ۶ سال زندان محکوم کرد.
آقای آبتین در مهرماه سال ۱۳۹۹ برای اجرای حکم خود به زندان اوین رفت و در دوران گذراندن محکومیتش به بیماری کرونا مبتلا شد. اما به دلایل عدم رسیدگی پزشکی به موقع در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰ در بیمارستان ساسان تهران درگذشت. اتفاقی که بسیاری آن را عمدی خوانده و مسئول آن را نظام جمهوری اسلامی میدانند. او در امامزاده عبدالله شهر ری به خاک سپرده شده است.














