جنگ اسرائیل و ایران؛ نبردی که جمهوری اسلامی به افکار عمومی و عواطف بسیاری از مردم ایران باخت

ساختمان‌های ویران شده در تهران

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, ناصر مدنی
    • شغل, بی‌بی‌سی

«یادت نره داروهات‌رو سر وقت بخوری... می‌دونی که چقدر دوستت داریم... » این آخرین کلماتی بود که از مادرم در ایران شنیدم، پیش از آنکه اینترنت به مدت سه روز قطع شود و بدون آن که بدانیم چه زمانی دوباره وصل می‌شود. بدون اینکه میلیون‌ها ایرانی بدانند چطور با بحران جنگی که انتظارش را نداشتند، مقابله کنند.

روایات تکان‌دهنده شهروندان از زندگی‌ای که ناگهان در یک شب تغییر کرده بود، فراوان است. کاربری ایرانی ساکن در اروپا نوشته بود «بمب‌هایی که در سرزمین مادری‌ بر زمین می‌خورند، هزاران کیلومتر دورتر در تنهایی‌ام، آوار را بر سرم خراب می‌کنند.»

در ژوئن ۲۰۲۵، هنگامی که آسمان ایران و اسرائیل زیر باران موشک‌ها و انفجارها به لرزه درآمد، قلب میلیون‌ها انسان در دو کشور با ترس و امید به تپش افتاد و جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، نه‌ تنها سنجش عیار چند دهه شعار مقام‌های دو طرف علیه یکدیگر بود، بلکه صحنه‌ای شد برای آزمودن اعتماد میان مردم و حاکمان دو کشور.

اطلاع‌رسانی در ایران: جست‌وجوی حقیقت در سایه‌ها

خبرنگاران حکومتی در حال گزارش از حمله اسرائیل به ساختمان‌ها در تهران

منبع تصویر، Getty Images

بامداد جمعه ۲۳ خرداد صدای چندین انفجار در نقاط مختلف شمال و غرب تهران شنیده شد، خبر کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی ایرانی و ویدیوهایی از انفجار محل سکونت آنها دست به دست می‌چرخید، اما در صدا و سیما برای مدت کوتاهی هیچ خبری از انفجار و حمله نبود، حکومت با چالش بزرگی مواجه بود که چطور اطلاع‌رسانی کند که هم روحیه و اعتماد عمومی از بین نرود و هم ضعف اطلاعاتی و امنیتی‌اش به چشم نیاید.

کم‌کم همه شبکه‌های تلویزیونی در داخل ایران خبر را پوشش دادند، ابتدا با زیرنویس و بعد مفصل در بخش‌های خبری. مردم در بهت به سر می‌بردند اما کم‌وبیش حدس می‌زدند چه کسی پشت ماجراست.

آنچه مقام‌های جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه نگرانش بودند، رخ داده بود اما کسی برایش آماده نبود.

صداوسیما تلاش می‌کرد تصویری از مقاومت و پایداری نشان دهد، تماس با فرمانداری‌ها و شهرداری‌ها و دریافت جزئیات با تاکید براینکه «همه‌چیز تحت کنترل است»، خبر هر لحظه بزرگ‌تر می‌شد و مردم هرلحظه بیشتر نمی‌دانستند چه باید بکنند.

در میانه روز اول، سخنگوی دولت، اولین پیام‌ ویدیویی را منتشر کرد. در سه دقیقه اول فقط تکرار می‌کرد «مورد تجاوز قرار گرفتیم اما خیالتان راحت، همه‌چیز تحت کنترل» است. از آن همه سازمانی که هرسال هنگام ارائه لایحه بودجه کنار نامشان اعداد و ارقام بزرگ دیده می‌شود خبری نبود: سازمان پدافند غیرعامل، ستاد مقابله با بحران و ...

سرانجام بیانیه‌هایی از وزارت بهداشت، و سپاه پاسداران پنجره‌ را به عمق فاجعه گشود: جنگ شده.

رهبران دو کشور شروع به تهدید یکدیگر کردند: نتانیاهو گفت «عملیات هرچند روز زمان ببرد، آماده است»،‌ خامنه‌ای گفت «جنگ را آنها شروع کرده‌اند ما تمام می‌کنیم.»

از هر سمت تهران ستون دود در آسمان دیده می‌شد، دولت اعلام کرد پایتخت ایران به مدت یک هفته تعطیل است. تصمیمی پر از ابهام که سوال‌های تازه‌ای را مطرح می‌کرد: «در خانه بمانیم؟ یا شهر را ترک کنیم؟»

مردم پاسخ را از رئیس جمهور آمریکا شنیدند، دونالد ترامپ با حروف درشت نوشت: «تهران را هرچه سریعتر ترک کنید.»

دولت ایران اگر به شهروندان می‌گفت در تهران بمانند، مسئول جان کشته‌شدگان غیرنظامی تلقی می‌شد و اگر می‌گفت تهران را ترک کنند جنگ روانی را به دونالد ترامپ باخته بود. در نهایت فقط گفت «رئیس جمهور آمریکا با انگیزه ارعاب شهروندان می‌گوید تهران را ترک کنید.»

یک بار دیگر مردم بدون یک دستورالعمل مشخص برای مواجهه با بحران رها شدند. صف‌های طولانی به سرعت مقابل پمپ بنزین‌ها شکل گرفت، بسیاری از خدمات شهری مختل شد، کسب و کارها تعطیل شدند. دختر جوانی در شبکه ایکس عکس داروی پدرش را منتشر کرده بود و از کاربران خواهش می‌کرد اگر کسی چنین دارویی در خانه دارد به او پیام دهد.

در بسیاری از تصاویری که مردم در شبکه‌های اجتماعی از حملات اسرائیل منتشر می‌کردند صدای گریه و ترس کودکان از پشت دوربین شنیده می‌شد. دو سوال تازه میان کاربران ایرانی فراگیر شد: «ما چرا پناهگاه نداریم؟ چرا پیش از حملات اسرائیل، صدای آژير قرمزی شنیده نمی‌شود؟»

سخنگوی دولت در پاسخ گفت‌: «آژیر برای وقتی است که موشک می‌زنند و می‌شود آن را رهگیری کرد، برای حملات هوایی که در لحظه اتفاق می‌افتد آژیر کارساز نیست» و در پاسخ به تقاضاها برای پناهگاه هم گفت «مردم تهران اگر می‌ترسند شب‌ها را می‌توانند در ایستگاه‌های مترو بگذرانند‌»،‌ اما نگفت کدام ایستگاه،‌ هنگام بمباران شبانه، وقتی مردم به سمت ایستگاه‌های قطار رفتند در بسیاری از موارد با در بسته مواجه شدند و ایستگاه‌هایی که درب آنها به‌ روی مردم باز بود، امکانات اولیه برای اسکان مردم نداشت.

در میان این هرج و مرج خبر آمد که دو بانک هک شده، از جمله بانک سپه که حقوق نظامیان را واریز می‌کند. شکل تازه‌ای از نگرانی پیدا شد: «مبادا هر چه در بانک‌ها داریم به باد برود». صف‌های طولانی در مقابل بانک‌ها شکل گرفت، رییس بانک مرکزی با تکرار همان تک جمله «مردم نگران نباشند، همه‌چیز تحت کنترل است»، سعی کرد اوضاع را آرام کند.

و درست همینجا بود که دولت تصمیمی گرفت که انتقادها را بیشتر برانگیخت: قطع اینترنت با هدف «کنترل اوضاع و جلوگیری از رخنه‌های سایبری و امنیتی». ارتباط میلیون‌ها ایرانی با خانواده‌هایشان در خارج از کشور قطع شد، دسترسی به پیام‌رسان‌های خارجی ممکن نبود، هشدارهایی که ارتش اسرائیل پیش از بمباران هر منطقه می‌داد یا نقشه‌هایی که همراه با دستور تخلیه مناطق منتشر می‌کرد به دست شهروندان در ایران نمی‌رسید.

گاهی برای یک یا دو ساعت اینترنت در بعضی از شهرها وصل می‌شد و بعد دوباره قطع می‌شد، هرازگاهی با یک پست در شبکه‌های اجتماعی مواجه می‌شدید که می‌گفت «اگر قصد تماس با نزدیکانتان در ایران را دارید شماره تماس آنها را بدهید تا از طریق آشنایی که در ایران به اینترنت ماهواره‌ای دسترسی دارد غیرمستقیم با آنها تماس گرفته شود تا از سلامتشان مطمئن شوید»، ‌انگار پرتاب شده‌ بودید به چند دهه قبل که ارتباط مستقیم ممکن نبود.

مردم در شهرهای مختلف شب‌ها یا نمی‌توانستند بخوابند یا با صدای انفجار از خواب می‌پریدند و در وحشتی مداوم به سر می‌بردند. پیام‌های زیادی از کاربران نشان می‌داد که این ناکامی‌ها تأثیر عمیقی بر آنها داشت، همان مردمی که بیش از چهار دهه شعار نابودی اسرائیل را بر دیوارهای شهر می‌دیدند، در صف صبحگاه مدرسه از بلندگوها می‌شنیدند، و مدام در رادیو و تلویزیون حکومتی شاهد تهدید برای از بین بردن اسرائیل بودند، حالا ناگهان با واقعیت تازه‌ای روبرو شدند: قدرت نظامی اسرائیل به مراتب بالاتر از ایران است، آسمان ایران شبانه‌روز در اختیار اسرائیل است و هرجا را که بخواهد بمباران می‌کند، رهبران نظامی کشته شده بودند و رهبری که می‌گفت جهادی است، حالا در مخفیگاه پنهان شده است.

اطلاع‌رسانی در اسرائیل: اطمینان در برابر وحشت جنگ

یک اسرائیلی در حال نگاه کردن به روزنامه‌هایی که به دیوار نصب شده‌اند

منبع تصویر، AFP via Getty Images

در اسرائیل، وضع کمی متفاوت بود، ایران توان حمله‌های سریع با هواپیماهای جنگنده را نداشت در نتیجه اگر موشکی از سمت ایران به یکی از شهرهای اسرائیل ردگیری می‌شد، آژیر خطر در آن شهر به‌صدا در می‌آمد و مردم دست‌کم پانزده دقیقه‌ وقت داشتند خود را به نزدیک‌ترین پناهگاه برسانند.

در بعضی از تصاویری که از روزهای اول جنگ از پناهگاه‌ها در اسرائیل منتشر می‌شد، شهروندان در حال شوخی و خنده و رقص با سرودهای حماسی بودند، چون عمده موشک‌ها پیش از اصابت به زمین در آسمان ردگیری و منهدم می‌شدند. با این حال بسیاری از موشک‌ها از چند لایه سامانه دفاعی گنبد آهنین عبور کردند و در شهرهای مختلف اسرائیل فرود آمدند، همین باعث شد بسیاری از مردم شب‌های بیشتری را در پناهگاه‌ها بگذرانند و کم‌کم شرایط برای غیرنظامیان غیرقابل تحمل می‌شد.

با ادامه موشک‌باران‌، ایران موشک‌های کمتر اما با هدف‌گیری دقیق‌تری را شلیک می‌کرد. ارتش اسرائیل در پایان جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد ۳۶ موشک از لایه‌های دفاعی رد شد، آسمان شهرهای مختلف اسرائیل را شکافت و به زمین اصابت کرد و در نهایت ۲۸ نفر کشته شدند.

به گفته ارتش اسرائیل، اکثر کشته‌ها غیرنظامی بودند، کسانی که دیگر به پناهگاه نمی‌رفتند.

تصاویر خرابی‌های به‌جا مانده از حملات موشکی ایران دست‌به‌دست می‌شد. دولت اسرائیل با اطلاع‌رسانی منظم و شفاف‌تر نسبت به دولت ایران، تلاش کرد به مردم اطمینان دهد اوضاع تحت کنترل است. بنیامین نتانیاهو در پیام‌های ویدیویی‌اش و ارتش اسرائیل در بیانیه‌هایش، از موفقیت در حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران و قدرت دفاع سامانه گنبد آهنین کشورشان می‌گفتند و اینکه خسارت‌ به‌جا مانده از جنگ در اسرائیل به مراتب کمتر از آن چیزی است که در ایران می‌گذرد.

با این حال هرچه می‌گذشت اعتراض و نگرانی غیرنظامیان از ادامه‌دار شدن جنگ در اسرائیل بیشتر می‌شد. یک پدر اسرائیلی در ویدیویی از یک پناهگاه می‌گفت: «ما به دولت و ارتش اعتماد داریم، می‌دانیم که برتریم، اما نمی‌خواهیم فرزندانمان در سایه جنگ باصدای آژیر بزرگ شوند.»

پس از آتش‌بس، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بارها اذعان کرد که اسرائیلی‌ها از ادامه جنگ خسته شده‌ بودند و دیگر در آن مقطع توان ادامه نداشتند.

ساختمان‌های تخریب شده در تهران

منبع تصویر، Getty Images

ایران چقدر برای بحران آماده است؟

این جنگ برای بسیاری یادآور هرج‌ومرج دوران کرونا بود. در روزهای اول مقام‌های جمهوری اسلامی مدعی بودند درباره ویروس کووید ۱۹ بزرگنمایی می‌شود تا مردم قم در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت نکنند.

پس از همه‌گیر شدن ویروس، ماه‌ها طول کشید تا دولت با قرنطینه موافقت کند هرچند نتوانست ورود و خروج از پایتخت را کنترل کند.

وقتی واکسن کووید در جهان به تولید انبوه رسید،‌ همه نفس راحتی کشیدند اما در ایران «ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی» ممنوع شد و ایران جزو آخرین کشورهایی بود که توانست واکسن وارد کند.

همزمان، ایران با اختصاص میلیاردها تومان، ۸ نوع واکسن کووید را به مرحله آزمایش رساند که هیچکدام به تایید اولیه سازمان بهداشت جهانی نرسید، با این حال در نهایت مقام‌های جمهوری اسلامی گفتند در مدیریت بحران کرونا از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان بهتر عمل کردند.

آمار مشخص یا نظرسنجی دقیقی در دست نیست که پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، میزان رضایت ایرانیان از عملکرد دولتشان چقدر بوده و آیا دولت درس‌های لازم را گرفته که در شرایط مشابه در آینده بهتر عمل کند؟

بسیاری در شبکه‌های اجتماعی نوشتند «فارغ از اینکه جمهوری اسلامی چقدر از ‌لحاظ نظامی در دفاع از کشور یا حمله به اسرائیل موفق بوده، بار دیگر به آنها ثابت شده که حکومت خواسته یا ناخواسته در زمان بحران توان حفظ امنیت و آرامش ۹۰ میلیون ایرانی را ندارد،‌ بازی را باخته و مردم احساس می‌کنند خود باید دست‌ به کار شوند.»

در این جنگ در شرایطی که برق در ایران به دلیل کمبود انرژی قطع بود، چشم و گوش کودکان بسیاری پر شد از صدا و نور انفجار و والدینی که برای چنین شرایطی آماده نبودند، دربه‌در به‌دنبال اطلاعات برای ایمن نگه‌داشتن عزیزانشان بودند.‌ برای نمونه، وقتی بخش شبکه‌های اجتماعی بی‌بی‌سی فارسی یک دستورالعمل ساده برای توضیح شرایط بحرانی برای کودکان منتشر کرد، با بازخورد مثبت و پیام تشکر والدین مواجه شد.