ولسوالی «سنگین» در هلمند پس از ۲۰ سال جنگ جان می‌گیرد

عبدالستار، مرد افغان سه انگشت دست راست خود را بالا گرفته است
توضیح تصویر، عبدالستار، مردی که در یک شب ۱۷ عضو خانواده‌اش را از دست داد
    • نویسنده, یما بارز
    • شغل, گزارشگر اعزامی بی‌بی‌سی
    • در, هلمند، افغانستان

عبدالستار، در حیاط خانه‌ گلی خود، روی زمین نشسته و سه انگشت از دست راستش را بالا می‌آورد.

صدایش می‌لرزد وقتی نام فرزندان از دست‌رفته‌اش را می‌برد:

«کریمه فقط سه ماهه بود... کامیلا ۹ ساله، زین‌الله هفت ساله، عبیدالله چهار ساله...»

لحظه‌ای برای تاکید بر حرف‌هایش و برای حفظ آرامش خود مکث می‌کند. ‌

عبدالستار، کشاورزی از روستایی دورافتاده در ولسوالی سنگین در ولایت هلمند، در حال بازگو کردن شبی است که در یک حمله‌ هوایی ۱۷ نفر از اعضای خانواده‌اش کشته شدند.

«طالبان اطراف خانه‌ ما موضع گرفته بودند و نیروهای خارجی کمی دورتر، در سمت شرق مستقر بودند.»

عبدالستار از ترس جان، خانواده‌اش را به روستای مجاور منتقل کرد. اما با شدت گرفتن درگیری‌ها، جنگ هم با آن حرکت کرد.

«دو موشک به خانه‌ای که خانواده‌ام در آن پناه گرفته بودند، اصابت کرد. آن شب ۳۵ نفر در آنجا کشته شدند، ۱۷ نفر از آنها اعضای خانواده من بودند. بیشترشان زن و کودک بودند.»

عبدالستار معتقد است که این موشک‌ها از یکی از پایگاه‌های نظامی خارجی شلیک شده بودند، اما این موضوع هرگز تایید نشد.

این حمله در سال ۲۰۱۰ رخ داد، اما وقتی عبدالستار درباره آن صحبت می‌کند، گویی همین دیروز اتفاق افتاده است.

با هم به قبرستانی در دره‌ای آرام می‌رویم. او خودش این قبرها را کنده و عزیزانش را در دو ردیف طولانی دفن کرده است. سنگ‌ریزه‌هایی محل دفن هر یک را نشان می‌دهد.

در غروب خورشید بر مزار عزیزان از دست داده‌اش دعا می‌خواند
توضیح تصویر، عبدالستار هنگام غروب خورشید بر مزار عزیزان از دست داده‌اش دعا می‌خواند. هیچ عکسی از عزیزان از دست رفته‌اش ندارد

«اگر می‌توانستم آنها را به دادگاه سکولار یا اسلامی می‌کشاندم»

او روی زمین می‌افتد و لب‌هایش را بر سنگ‌ها می‌فشارد. این قبرها تنها پیوند فیزیکی او با زندگی گذشته‌اش هستند.

عبدالستار با چشمانی پر از اشک می‌گوید: «حتی عکسشان را هم ندارم. هیچ چیزی باقی نمانده است.»

او ادامه می‌دهد: «من هرگز نمی‌توانم آنچه اتفاق افتاد را فراموش کنم. اگر ۱۷ مرغ را از دست بدهید، ناراحت می‌شوید. من ۱۷ عضو خانواده‌ام را از دست دادم – در یک روز، در یک مراسم خاکسپاری. فکر می‌کنید چقدر درد دارم؟»

تقریباً در هر خانه‌ای در سنگین، عزیزی از دست رفته است. این منطقه تا سال ۲۰۲۱، به مدت دو دهه، یکی از خونین‌ترین میدان‌های نبرد افغانستان بود و به کانون جنگ میان طالبان و ائتلاف نیروهای ناتو و ارتش افغانستان تبدیل شده بود.

بیش از ۱۰۰ نفر از ۴۵۷ سرباز بریتانیایی که در افغانستان کشته شدند، در همین‌جا جان باختند. طبق داده‌های برنامه اطلاعات درگیری اوپسالا، تعداد کل کشته‌شدگان، از جمله غیرنظامیان افغان، به هزاران نفر می‌رسید.

عبدالستار سال‌ها به دنبال عدالت بوده است. او در مورد پرونده‌اش با دولت سابق افغانستان تماس گرفت و بعد از بازگشت طالبان به قدرت، به آن‌ها نیز مراجعه کرد.

او نامه‌ای از دولت قبلی را به من نشان می‌دهد که در آن به ازای هر جان باخته، ۱۰۰ هزار افغانی (معادل حدود ۱۵۰۰ پوند یا ۲۰۰۰ دلار در آن زمان) پیشنهاد شده بود. اما او این پیشنهاد را رد کرد.

او می‌گوید: «احساس ناتوانی می‌کنم. اگر می‌توانستم، آنها را به دادگاه می‌کشیدم، چه دادگاهی سکولار باشد و چه دادگاهی اسلامی. خودت را جای من بگذار. آیا کسی می‌تواند چنین بی‌عدالتی را تحمل کند؟»

سنگین، پس از چهار سال حکومت طالبان

از زمانی که طالبان در سال ۲۰۲۱ دوباره به قدرت بازگشت، خبرنگاران بین‌المللی به‌ندرت اجازه ورود به منطقه سنگین را داشته‌اند. من به آنجا سفر کردم تا ببینم پس از نزدیک به چهار سال حکومت طالبان، صلح چه شکلی دارد.

جاده‌ای که از لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند، به ولسوالی سنگین می‌رسد، روزگاری پر از خطر بود، مملو از مین‌های زمینی، تحت نظارت نیروهای بین‌المللی و صحنه کمین‌های مکرر طالبان.

حتی در ماه‌های پایانی حکومت تحت حمایت ناتو، این مسیر همچنان ناامن بود.

اما اکنون، وسایل نقلیه با آزادی در آن رفت‌وآمد می‌کنند.

دو نفر سوار بر یک موتورسیکلت در جاده ولسوالی سنگین به لشکرگاه
توضیح تصویر، جاده ولسوالی سنگین حالا برای تردد افراد و وسایل نقلیه امن است

در مسیر سنگین، هنگام فیلم‌برداری، راننده‌ای در خودروی تویوتایش دستم را می‌گیرد و می‌گوید: «دوربینت را خاموش کن، تا بگویم.»

«روزهای وحشتناکی بود. نمی‌توانستیم آزادانه رفت‌وآمد کنیم. بین طالبان، نیروهای خارجی و ارتش افغانستان گیر افتاده بودیم. آنها برای تصرف سنگین می‌جنگیدند، اما ما قربانی می‌شدیم.»

«هیچ زندگی انسانی‌‌ای باقی نمانده بود و هر طرف خودش را توجیه می‌کرد، انگار ما مقصر بودیم. انگار همه ما مجرم بودیم. هیچ‌کدامشان هرگز مسئولیت اشتباهاتشان را نپذیرفتند.»

خانه‌ای ویران شده در سنگین
توضیح تصویر، ساختمان دفتر ولسوالی سنگین که قابل ترمیم نیست
محل‌های مشخص شده سنگین و لشکرگاه در نقشه افغانستان

نشانه‌هایی از بازسازی

«در حومه‌های روستایی سنگین و در خود شهر، ویرانی همچنان آشکار است. ساختمان قدیمی فرمانداری که در جریان جنگ بمباران شد، دیگر قابل ترمیم نیست و ویرانه‌ باقی مانده است. دیوارهای روستاها هنوز از جای گلوله‌ها زخم خورده‌اند. تقریباً هر فردی که در اینجا ملاقات می‌کنم، شاهد نبردهای وحشیانه بوده است.

با اینحال، نشانه‌هایی از بازسازی دیده می‌شود. بازار مرکزی سنگین، که در طول جنگ سه بار به‌طور کامل ویران شد، دوباره رونق گرفته است.

از زمانی که بازسازی در سال ۲۰۲۲ آغاز شد، مغازه‌ها یکی پس از دیگری باز شده‌اند و از میوه‌ها و ادویه‌های رنگارنگ گرفته تا فرش و پوشاک می‌فروشند. در روزهای بازار، که دو بار در هفته برگزار می‌شود، مردم از روستاهای دوردست برای تهیه مایحتاج خود به اینجا می‌آیند.

برای بسیاری از مردم سنگین، این حس زندگی عادی چیزی است که سال‌ها از آن محروم بوده‌اند.

«سه سال پیش، مغازه ما به‌کلی ویران شده بود»، نظام‌الدین، فروشنده پارچه، درحالی‌که با افتخار مقابل کسب‌وکار خانوادگی‌اش ایستاده، می‌گوید: «حالا اوضاع خوب است. مردم برگشته‌اند. خیلی خوشحالیم.»

کریم‌خان، مغازه‌دار دیگری، در کنار مغازه کوچک خود با لبخند می‌گوید: «کسب‌وکار عالی است.»

صحنه‌ای پرجنب‌وجوش در بازار سنگین، با خریداران، فروشندگان و موتورسیکلت‌های پارک‌شده
توضیح تصویر، بازار سنگین سه بار در جنگ‌ها ویران شده بود، دوباره رونق گرفته است

طالبان و سنگین؛ دو روایت متفاوت

«برخی چندان خوش‌بین نیستند. محمدخان، که از یک گاری پسته، تخمه کدو و ذرت بو داده می‌فروشد، می‌گوید به‌سختی هزینه زندگی‌اش را تأمین می‌کند.

سنگین مدت‌ها یکی از مراکز تولید تریاک بوده و نقش مهمی در اقتصاد محلی داشته است. در طول جنگ، طالبان از این تجارت سود زیادی بردند. اما در آوریل ۲۰۲۲، آن‌ها کشت خشخاش را ممنوع کردند و این باعث شد بسیاری از کشاورزان با مشکلات اقتصادی روبه‌رو شوند.

فراتر از بازار، اکنون کلینیک‌هایی خدمات بهداشتی اولیه ارائه می‌دهند و مدارس بازگشایی شده‌اند – البته نه برای دختران نوجوان.

حکومت طالبان این ثبات شکننده را به ارمغان آورده، اما بهایی سنگین برای آن پرداخت شده است.

وقتی از نماینده رسمی طالبان در هلمند پرسیدم که چه پیامی برای خانواده‌هایی دارد که عزیزانشان را در سنگین از دست داده‌اند، ازجمله آن‌هایی که در حملات طالبان کشته شدند، بدون تردید پاسخ داد:

«جنگی که اینجا رخ داد، برای استقلال ما بود. چیزی شخصی در میان نبود. هر اقدامی، واکنشی دارد. اگر کسی بخواهد ما را اشغال کند، با پاسخی مشابه روبه‌رو خواهد شد.» این را مولوی قاسم ریاض می‌گوید.

«سنگین مانند مناره‌ای تاریخی از جهاد ماست. اینجا یک پایگاه جهادی است.»

برای طالبان، سنگین نمادی از مقاومت آن‌هاست.

اما برای ساکنانش، اینجا چیز دیگری است – مکانی از رنج، تاریخ و بقا.

اکنون که طالبان کنترل کامل آن را در دست دارند، مردم امیدوارند که ثبات برقرار بماند. اما فضای عدم اطمینان همچنان بر زندگی‌شان سایه انداخته – درباره اقتصادشان، آزادی‌هایشان و آنچه در آینده در انتظارشان است.»