نامههایی به مقصد تهران؛«پیامبران» چه کسانی بودند؟

منبع تصویر، TASNIM
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
کمتر کسی فکر میکرد که یک دیپلمات اماراتی حامل پیام دونالد ترامپ به تهران باشد. صبح بیست و دوم اسفندماه ۱۴۰۳ که وزیر خارجه ایران گفت نامه رئیس جمهور آمریکا از طریق یک کشور عربی در راه است، همه نگاهها به شکل سنتی به کشور عمان و قطر و عراق بود، بخصوص که چند روز پیش از آن نیز امیر قطر با علی خامنهای در تهران دیدار کرده بود.
انتشار تصاویر انور محمود قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات متحده عربی به نوعی رونمایی از یک بازیگر جدید در عرصه دیپلماسی میان ایران و آمریکا بود که به حدس و گمانهای زیادی درباره نقش امارات در روابط ایران و آمریکا منجر شد.
وزیر خارجه ایران در حالی نامه رئیس جمهور آمریکا را در یک دیدار رسمی پذیرفت که حامل نامه در جایگاه «مشاور» دولت امارات قرار داشت. ولی در سال ۱۳۹۸ رهبر جمهوری اسلامی ایران حاضر نشد در دیدار با نخست وزیر ژاپن، نامه دونالد ترامپ را در مقابل دوربینهای خبری دریافت کند.
امارات چند دهه است که با ایران برسر جزایر سهگانه کشمکش دارد، با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کرده است، با قدرتهای جهانی از جمله چین و روسیه نیز روابط نزدیکی دارد و در عین حال از نظر اقتصادی، این کشور نقش مهم و کلیدی در اقتصاد ایران برای دور زدن تحریمها بازی میکند.
مرور تاریخ ۴۶ ساله جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد که بسته شدن راه مذاکرات مستقیم بین ایران با چند کشور موثر در روابط بینالملل و به طور مشخص آمریکا منجر به پیدایش «پیامبران» متعددی شده است.
در طول چند دهه گذشته، کشورها و شخصیتهای مهم سیاسی در برهههای مهم تاریخی و متناسب با شرایط منطقهای و بینالمللی پیامهای محرمانهای به شکل علنی و غیرعلنی میان ایران با عراق (در زمان جنگ هشت ساله)، آمریکا و حتی اسرائیل مبادله کردهاند که بخشی از آنها رسانهای شده است، بخشی از محتوای آنها اعلام شده است و به احتمال زیاد پیامهای بیشتری نیز مبادله شده است که نه رسانهای شده و نه خبری از محتوای آن به بیرون درز کرده و ممکن است در آینده در رسانهها و خاطرات مقامهای سیاسی و دیپلماتیک منتشر شود.
از سوی دیگر روابط ایران و آمریکا در شرایط خاص منطقهای و بینالمللی مانند حمله آمریکا به افغانستان در مهرماه ۱۳۸۰، حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۸۱ یا مذاکرات هستهای موجب گفتوگوهای مستقیم میان دو کشور و حذف کشورهای ثالث شد و حتی منجر به مذاکرات مستقیم نیروی قدس سپاه پاسداران با آمریکاییها شد.
در ماههای اخیر و بخصوص با روی کار آمدن مسعود پزشکیان موضوع مذاکره بدون واسطه میان ایران و آمریکا بسیار داغ شد ولی رهبر جمهوری اسلامی ایران مذاکره با آمریکا را رد کرد. وزیر خارجه ایران نیز روز ۲۳ اسفندماه بار دیگر روی «مذاکرات غیر مستقیم» تاکید کرد. با رد مذاکرات مستقیم میان دو کشور، به نظر رفت و آمدهای دیپلماتیک کشورهای ثالت برای ارسال پیامهای دو طرف ادامه خواهد داشت و بازیگران جدیدی ممکن است به چرخه انتقال پیام میان دو کشور اضافه شود.

منبع تصویر، Getty Images
سکوتوره؛ مرد محبوب جمهوری اسلامی ایران
در سالهای جنگ ایران و عراق کشورهای مختلفی تلاش داشتند که نقش میانجی برای پایان جنگ را داشته باشند و یا حامل پیام از طرف سازمانهای بینالمللی و حتی صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق بودند.
احمد سکوتوره، اولین رئیس جمهور گینه از جمله کسانی بود که در اوایل جنگ ایران و عراق بارها به ایران سفر کرد. او بیشتر حامل پیام کشورهای غیرمتعهد برای آتشبس میان ایران و عراق بود اگرچه به عنوان بازیگر سیاسی نقشی میانجیگری را هم ایفا میکرد. او حدود ۲۶ سال رئیس جمهور گینه بود و در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی و سخنان علی خامنهای بارها درباره او سخن گفته شده است.
علی خامنهای در آبانماه ۱۳۸۰ درباره احمد سکوتوره گفته بود «از شخصیتهایى که من او را فراموش نمىکنم، احمد سکوتوره است. او رئیس جمهور گینه کوناکرى در غرب آفریقا و یکى از شخصیتهاى برجسته و بسیار محترم در قاره آفریقا بود... از رجال سیاسى دنیا، کمتر شخصیتى را به قوّت او دیدم. او تقریباً سه مرتبه به ایران آمد...».
در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی از دوران جنگ در کنار نام احمد سکوتوره نام کسانی مانند ضیاءالحق رئیس جمهور وقت پاکستان، قاضی عبدالستار رئیس جمهوری بنگلادش، بلند اولوسو نخست وزیر پیشین ترکیه و حبیب شطی دبیرکل پیشین اتحادیه عرب به عنوان افرادی که برای برقرار آتش بس یا نقش میانجی داشتند یا حامل پیام بودند، ذکر شده است.
در یکی از خاطرات آقای هاشمی در اول آبانماه ۱۳۶۱ نوشته شده است: «احمد آقا (خمینی) آمد... راجع به شرایط صلح باعراق مذاکره کردیم. امام گفتهاند که با صدام صلح نمیکنیم ولی با شرایطی آتش بس و متارکه جنگ را میپذیریم. تلفنی با رئیس جمهور مذاکره کردم که معلوم شد [احمد] سکوتوره که بنا بود بیاید، خودش نیامده و در عوض وزرای خارجه چند کشور واسطه آمدهاند و پیام آوردهاند. قرار شد که بعد از ملاحظه پیام، در امر جواب مشورت شود».
پس از پایان جنگ در اردیبهشتماه ۱۳۶۹ مکاتباتی بین روسای جمهور ایران و عراق صورت گرفت که حامل نامه صدام حسین، یاسر عرفات رهبر وقت سازمان آزادی بخش فلسطین بود.
رئیس جمهور وقت عراق، علی خامنهای و اکبر هاشمی رفسنجانی را خطاب قرار داده بود و خواستار «ملاقات مستقیم» شده بود و پیشنهاد کرده بود که «در این ماه مبارک رمضان... ملاقات مستقیمی بین ما صورت بگیرد که در آن از سوی ما، بنده خدا، فرستنده این نامه، و آقای عزت ابراهیم و از سوی شما آقایان علی خامنهای و هاشمی رفسنجانی شرکت کنند.» او خواهان برگزاری این دیدار در «مکه» شده بود.
آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ، نامهای بدون سلام و احوالپرسی به صدام حسین نوشت و پیشنهاد مطرح شده برای دیدار مستقیم را نادیده گرفت.
اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطراتش نوشته است «سه روز بعد از دریافت نامه، برای بررسی مضامین پیام صدام و تهیه جواب و برخورد مناسب با موضوع جلسه شورای عالی امنیت ملی در حضور آیت الله خامنهای تشکیل شد . . . با مشورت و دقت همه جانبه جواب نامه تهیه شد و از طریق نمایندگی در ژنو به نماینده عراق در آنجا تحویل شد».
براساس نوشته سایت مشرق بین مقامهای ایران و عراق ۱۲ نامه طی چند ماه رد و بدل شد.

منبع تصویر، Getty Images
سوئیس؛ مهمترین پیامرسان میان دو کشور
روابط پر کشمکش و پرحاشیه ایران و آمریکا به گونهای پیش رفته که «پیامبران» و بازیگران چند کشور در مقاطع مختلف نقش پیامرسان را ایفا کردهاند.
مرور اخبار و سخنان مربوط به روابط ایران و آمریکا نشان میدهد که در اکثر نوشتهها، اخبار و خاطراتی که منتشر شده است اشارهای به هویت اصلی افراد و کشورهای واسطه نشده است و به صورت کلی گفته شده است که پیامی از آمریکا دریافت کردیم و در مقاطعی نیز اشاره شده است که پیامهایی به شکل مستقیم بین دو کشور مبادله شده است.
کشور سوئیس به عنوان «حافظ منافع آمریکا در ایران» نقش مهمی در تبادل پیامها میان دو کشور دارد و در بحرانها و درگیریهای بخصوص منطقه بارها اعلام شده است که سفارت سوئیس در تهران نقطه و محور اصلی تبادل پیام میان دو کشور است.
خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، نقش مهم سوئیس در ارسال پیام میان دو کشور ایران و آمریکا را نشان میدهد. او در ششم اردیبهشتماه ۱۳۶۹ نوشته است: «[سیدحسین] موسویان از وزارت امور خارجه آمد. گفت سفیر سوئیس - حافظ منافع آمریکا - آمده و پیامی از [جورج] بوش، رئیسجمهوری آمریکا آورده است. او در این پیام به طور خصوصی از کمک ما در آزادی [رابرت] پل هیل، گروگان آمریکایی تشکر کرده...»
در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی افق تازهای برای تنشزدایی میان روابط ایران و آمریکا باز شد. مصاحبه آقای خاتمی با تلویزیون سیانان، نشانهای از حضور رئیس جمهور جدیدی در پاستور داد که ظاهرا تمایل به حل و فصل مشکلات دو کشور دارد. ولی در داخل مخالفان روابط با آمریکا این مصاحبه را «تضعیف رهبری» تحلیل و تفسیر کردند. خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی نشان میدهد که این مصاحبه موجب دلخوری علی خامنهای نیز شده بود ولی دولت آمریکا پیام این مصاحبه را جدی گرفته بود.
آقای هاشمی رفسنجانی در خاطراتاش نوشته است که بعد از جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام با محمد خاتمی دیدار کرده است و آقای خاتمی خبر داده که «پیامی از سوی دولت آمریکا از طریق سفارت سوئیس رسیده که اظهار آمادگی برای مذاکره کردهاند. موضوعات قابل طرح از سوی خودشان را نوشتهاند و افرادشان را هم تعیین کردهاند... گفتم قبلا نظر رهبری را بگیرند و سپس مذاکره کنیم».
مرور اخبار چند سال اخیر نشان میدهد که نقش سفارت سوئیس در ارسال پیام مقامهای آمریکایی کاهش نیافته است. در آذر ماه ۱۴۰۲ و همزمان با درگیریها در غزه، حسین امیرعبداللهیان، وزیر پیشین خارجه ایران در مصاحبه با الجزیره گفته بود: «ما پیامهایی را در شش هفته گذشته از آمریکا از طریق دیپلماتیک، به طور مشخص از طریق سفارت سوئیس در تهران، دریافت کردیم».
در مهرماه امسال به دنبال حملات موشکی ایران به اسرائیل (وعده صادق۲)، عباس عراقچی، وزیر خارجه در تلویزیون دولتی ایران اعلام کرد «از طریق سفارت سوئیس به آمریکا هشدار دادیم که کنار بکشند و دخالت نکنند».

منبع تصویر، KHAMENEI.IR
سلطان «پیام و میانجیگری»
عمان در روابط با کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی نقشی بیطرف، همانند کشور سوئیس را در منطقه ایفا میکند. نظام حکمرانی در این کشور مبتنی بر تعامل با کشورهاست و در بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس روابط دیپلماتیک بهتری با جمهوری اسلامی ایران دارد. از طرف دیگر حمایت محمد رضا پهلوی و ارتش ایران در سرکوب شورشیان ظفار در سال ۱۳۵۰ باعث شده است که از نظر تاریخی میان ایران و عمان روابط حسنهای شکل بگیرد.
اعتماد ایران و کشورهای غربی به این کشور باعث شده است که عمان برای چند دهه نقشی فراتر از سفارت سوئیس در تهران بازی کند و کشوری برای رد و بدل شدن زندانیان بین ایران و آمریکا، مذاکرات هستهای و مذاکرات دو جانبه میان ایران و آمریکا شود.
در تیرماه ۱۳۷۵ براثر انفجار در برجهای «الخبر» در عربستان ۱۹ آمریکایی کشته شدند و سازمان «افبیآی» پس از سه سال تحقیق اعلام کرد سپاه پاسداران ایران در این ماجرا دست داشته است. از این رو بیل کلینتون، رئیس جمهوری آمریکا نامهای از طریق عمان به دست مقامهای ایرانی رساند و خواهان برخورد با عاملان بمبگذاری شد. محمد خاتمی در پاسخ به نامه آقای کلینتون القاعده را مسئول آن معرفی کرد و نوشت «جمهوری اسلامی قصد ندارد در این زمینه تحقیق کند».
در نمونهای دیگر از نقش مهم عمان در ارسال پیام میان ایران و آمریکا میتوان به مصاحبه علی اکبر صالحی، وزیرخارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران با ماهنامه «دیپلمات» اشاره کرد.
آقای صالحی در آذرماه ۱۳۹۴ گفته بود «مذاکرات محرمانه با آمریکا با یادداشت شفاهی مشاور سلطان قابوس کلید خورد... در نهایت سلطان قابوس نامهای برای مقام معظم رهبری در مورد آمادگی آمریکایی ها جهت مذاکره با ایران ارسال کرد».
وزیر خارجه دولت احمدی نژاد گفته بود که نامه پادشاه عمان از طریق علیاکبر ولایتی به رهبر جمهوری اسلامی ایران رسیده بود و در دیدار خصوصی «خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم».
روایت آقای صالحی از نقش عمان در میانجیگری و رد و بدل کردن پیام یک روی سکه است و روایت دیگر نوشتههای هیلای کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا در آن زمان است.
هیلاری کلینتون، در کتاب «گزینههای دشوار» درباره تماسها و مذاکرات محرمانه با ایران در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و حسن روحانی ، جزئیاتی نوشته است.
خانم کلینتون در فصل هجدهم کتاب با عنوان «ایران: تحریمها و اسرار» سلطان قابوس پادشاه عمان را به عنوان «رابط اصلی» آمریکا معرفی میکند و مینویسد که روز ۱۲ ژانویه سال ۲۰۱۱ در سفر به مسقط، سلطان قابوس، پادشاه عمان پیشنهاد برقراری تماس و مذاکره بین ایران و آمریکا داد.
خانم کلینتون می نویسد «پیشنهاد سلطان قابوس برای او و باراک اوباما .جذاب واقع شد چرا که بهترین شانس برای پرهیز از درگیری نظامی با ایران بود.»
سلطان قابوس در دیماه سال ۱۳۹۸ درگذشت اما یکی از مهمترین میراث او در سیاست خارجی نقش آفرینی میان دو کشور ایران وآمریکا بود.

منبع تصویر، Getty Images
اوگاندا در قامت یک «پیامبر»
باراک اوباما، رئیس جمهوری وقت آمریکا از اردیبهشتماه سال ۱۳۸۸ تا مهرماه سال ۱۳۹۳چهار نامه محرمانه به علی خامنهای نوشت. درباره اینکه چگونه این نامهها به دست رهبر جمهوری اسلامی ایران رسیده است، اطلاعاتی منتشر نشده است و درباره محتوای نامهها نیز گمانهزنیهایی درباره زمینههای همکاری و هشدارها منتشر شده است.
دوران ریاست جمهوری آقای اوباما با ریاست جمهوری محمود احمدینژاد و حسن روحانی همراه بود.
خانم کلینتون در کتاب «گزینههای دشوار» نوشته است در آوریل سال ۲۰۱۰ میلادی، شخصا از یووری موسوینی، رئیس جمهوری اوگاندا میخواهد که به محمود احمدی نژاد «پیام محکم» واشنگتن را ابلاغ کند که «هنوز ایران فرصت دارد رفتارش را تغییر بدهد» و در مورد هرگونه اقدام احتمالی ایران در تنگه هرمز به تهران «هشدار» دهد.
یوری کاگوتا موسونی، حدود ۳۹ سال است که رئیس جمهور اوگاندا است و با روسای جمهور ایران از اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته تا ابراهیم رئیسی دیدار داشته و بارها به تهران سفر کرده است.
در ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ هم سخنگوی وزارت خارجه ایران از نامه نگاری میان حسن روحانی و باراک اوباما خبر داد.
مرضیه افخم، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه ایران به خبرنگاران گفته بود که «سازوکار تبادل این گونه نامهها از کانالهای دیپلماتیک جاری انجام میشود» اما در پاسخ به این سئوال که این تبادل از طریق سفارت سوئیس در تهران انجام شده یا نه، حاضر به دادن توضیح نشد.
چند روز بعد حسن روحانی، رئیس جمهور ایران برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل عازم نیویورک شد. در پنجم مهرماه حسن روحانی پیش از ترک نیویورک با باراک اوباما تلفنی صحبت کرد.
این گفتوگوی مستقیم بین روسای جمهور دو کشور بیسابقه بود وتاکنون تکرار نشده است.

منبع تصویر، Getty Images
ژاپن و دست رد خامنهای
یکی از مهمترین پیامهایی که از سوی رئیس جمهور آمریکا به رهبر جمهوری اسلامی ایران ارسال شد به سفر شینزو آبه، نخستوزیر وقت ژاپن در خردادماه ۱۳۹۸ به تهران برمیگردد.
نخستوزیر وقت ژاپن پس از دیدار با حسن روحانی، رئیسجمهوری ایران گفته بود «به هر قیمتی» باید جلوی درگیری و افزایش تنش در منطقه خاورمیانه گرفته شود و ژاپن میخواهد «نقش حداکثری» را در این زمینه ایفا کند.
علی خامنهای در دیدار با نخستوزیر ژاپن گفته بود ایران با آمریکا مذاکره نخواهد کرد و «شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمیدانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد».
سفر آقای «آبه» به تهران یکی از نقاط عطف برای فتح باب گفتوگو میان ایران و آمریکا به شمار میرود. این سفر در رسانههای داخلی بازتاب گستردهای داشت. ژاپن به دلیل جایگاهی که از نظر اقتصادی و سیاسی در جهان دارد، به حامل نامه اعتبار ویژهای داده بود.
بعضی از تحلیلگران سیاسی در روزهای اخیر به مقایسه جایگاه و اعتبار نخست وزیر ژاپن با دیپلمات اماراتی پرداختند و نوشتند به جای اینکه وزیر خارجه ایران پیام را دریافت کند «شاید یک مدیرکل وزارت خارجه باید نامه را تحویل میگرفت».
پیامهای آمریکا به ایران گاهی فراتر از بازکردن گره روابط دو جانبه بوده است و به مسایل داخلی آمریکا ارتباط داشته است. موضوع آزادی گروگانهای آمریکایی نمونهای از کشمکش قدرت در داخل آمریکا بود که ایران را به عنوان برگ برنده وارد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کرد.
در اسفندماه ۱۴۰۱ نیویورک تایمز از قول «جان کانلی» فرماندار وقت تگزاس خبر داد که در سال ۱۹۸۰ برای کمک به شکست جیمی کارتر در مقابل رونالد ریگان به تهران پیام داده بود «۵۲ گروگان آمریکایی را تا قبل از انتخابات آزاد نکند.»
آقای کانلی در دیدار با رهبران کشورهای خاورمیانه از جمله اردن، سوریه، لبنان، عربستان، و مصر، از آنها میخواهد که این پیام را به ایران منتقل کنند که «گروگان های آمریکایی را تا پیش از انتخابات آزاد نکنید و در این صورت رونالد ریگان بعد از پیروزی معامله بهتری برای تهران خواهد داشت».













