از قمر تا پرستو؛ صدسال تابوشکنی زنان

پرستو احمدی

منبع تصویر، Parastoo Ahmadi

    • نویسنده, شهاب میرزایی
    • شغل, بی‌بی‌سی

اجرای «کنسرت زنده شبانه» پریسا احمدی در «کاروانسرا»، هزاران نفر از ایرانیان در سراسر جهان را به تماشای خود کشاند. حامیان حقوق زنان و جنبش زن، زندگی، آزادی از سویی با دیدن آن به ابراز شادمانی وخوشحالی پرداختند و در مقابل حکومت ایران و طرفدارانش به آن تاختند تا آنجا که قوه قضائیه علیه او و گروهش اعلام جرم کرد.

آنچنان که بسیاری در این روزها گفته و نوشتند این کنسرت را می‌توان ادامه تلاش و مقاومت زنان ایرانی در صد سال اخیر در برابر جامعه و قوانین و حاکمان مردسالار دانست . تلاشی که از کنسرت قمرالملوک وزیری در۱۳۰۳ آغاز شد و با اجرای پرستو احمدی در آذر۱۴۰۳ به شکل‌های مختلف و متنوع، علیرغم محدودیت‌ها و محکومیت‌های سال‌های پس از انقلاب ۵۷ ادامه داشته است.

قمر الملوک وزیری
توضیح تصویر، قمرالملوک وزیری اولین زن ایرانی که بدون حجاب خوانندگی کرد

«بالاخره کار خودت را کردی»

«دم ماشین بودم اما همین‌که راننده در رو وا کرد سوار شم، چند تا مأمور گردن‌ کلفت اومدن سراغم و من رو بردن نظمیه. انگار خواب می‌دیدم. همه‌ خوشی‌هام یه طرف، این نظمیه‌ وامونده یه طرف! تو دلم گفتم زن نترس، گیرم اعدامت کردن، مهم نیس. چون بالاخره کار خودت رو کردی. کم‌کم آروم شدم...»

این روایت قمرالملوک وزیری از اولین اجرای زنده‌اش در سال ۱۳۰۳ آن هم بدون حجاب اسلامی در کنسرت گراندهتل تهران است که با استقبال هنرمندان و روشنفکران و مخالفت وسیع روحانیون و بسیاری از مردم روبرو شد.

قمر در ادامه روایتش از آن شب را با اشاره به گفت‌و‌گوی دوستانه‌اش با مامور پلیس که خودش هم اهل موسیقی بوده را چنین ادامه می‌دهد: « یک‌کمی نگهتون می‌داریم و بعدش میری خونه، فقط باید زیر این ورقه رو امضا کنی. اونجا من باید تعهد می‌دادم که دیگه کنسرت ندم و مخصوصاً بی‌حجاب جایی نرم...».

اما این بازداشت و تذکرهایی مانند «زنهار که به حکم شرع می‌کشیم تو را»‌ نه تنها به معنای پایان کار خوانندگی قمرالملوک نبود که او در ادامه موفق شد در شهرهای همدان در حضور عارف قزوینی که در تبعید بود و مشهد هم کنسرت برگزار کند و پس از آغاز به کار رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ از اولین خوانندگان رادیو شود.

در سال‌های آغازین سده گذشته اگرچه به نظر می‌رسید اصلاحات سیاسی و اجتماعی مورد نظر مشروطه‌خواهان به بن بست رسیده و عوامل داخلی و خارجی مانع تحقق آن‌ها شده‌اند، اما رویاها و آرزوهای آنان در جذب نشانه‌های فرهنگ و هنر و آموزش مدرن در موسیقی و تئاتر و سینما کم کم راه خود را در جامعه ایرانی باز کرده بود که یکی از نشانه‌های آن حضور هرچند محدود زنان و محدودتر زنان بی‌حجاب همزمان با درهم شکستن تابوهای مذهبی و سنتی بود.

روندی که در سال‌های بعد و تا پیش از پیروزی انقلاب ایران کم و بیش ادامه داشت و باعث حضور بیش از پیش زنان در مدارس و دانشگاه‌ها و عرصه هنر و فرهنگ ایرانی شد. اما با برآمدن جمهوری اسلامی در پی انقلاب۵۷ این حرکت رو به رشد ناگهان متوقف شد.

با وضع محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی که یکی پس از دیگری از سوی حکومت جدید اعلام می‌شد به نظر می‌رسید زنان‌ یکی از اهداف اصلی هستند.

روحانیون شیعی پیش از انقلاب هم بارها نگرانی خود را از حضور زنان آن‌هم بدون حجاب در جامعه اعلام کرده بودند و بخصوص به دیده شدن تن آنان و شنیدن صدایشان در موسیقی و سینما بسیار حساس بودند.

در سال‌های اول حکومت جدید، حتی مردان هم در عصره موسیقی با محدودیت روبرو بودند. تنها تعداد معدودی از موسیقی‌دانان و خوانندگان مرد آن هم با توجه به تهیه و پخش سرودهای انقلابی در مخالفت با حکومت سابق توانستند از این بگیر و ببندها گذر کنند و آلبوم‌هایی در دهه اول انقلاب به بازار عرضه کنند.

با پایان جنگ ایران و عراق، مرگ روح‌الله خمینی و آغاز به کار دولت جدید، برخی از محدودیت‌های اجتماعی کم کم لغو شد و فضا تا حدودی بازتر شد اما مقاومت روحانیون در برابر زنان نه تنها برای آواز خواندن که حتی در ساز زدن هم ادامه پیدا کرد.

در تمامی این سال‌ها خوانندگان زن مشهور مانند سیما بینا، پریسا و هنگامه اخوان یا مجبور به خانه نشینی و سکوت و آموزش موسیقی شدند یا به اجبار و با اکراه کنسرت‌هایی فقط برای زنان در داخل یا در خارج از ایران برگزار کردند.

خوانندگان دیگری هم که در پی انقلاب در ایران مانده بودند کم‌کم مانند حمیرا، لیلا فروهر، مرضیه و گوگوش با خروج از ایران موفق شدند در کشورهای دیگر برای مخاطبانشان کنسرت برگزار کنند.

در این میان به جز مواردی معدود، اغلب موسیقی‌دانان و خوانندگان مرد به عدم حضور زنان اعتراض نکردند.

از جمله کسانی که به این موضوع اشاره کردند می‌توان به اظهار نظر حسین علیزاده، موسیقی‌دان و نوازنده شناخته شده اشاره کرد: «یکی از عواملی که باعث شد با قاطعیت روی همنوایی کار کنم ممنوعیت صدای زن بود. این ممنوعیت به من این انگیزه را داد که در آثارم، حداقل در شکلی که حضورش احساس شود، صدای زن وجود داشته باشد.»

محمدرضا شجریان، استاد آواز و موسیقی هم با بیان اینکه «صدای زن از موسیقی ایرانی حذف شدنی نیست» در مصاحبه‌ای گفته بود: «بخشی از موسیقی ما نیست. بخشی از صدای موسیقی ما نیست. مانند این ساز که چهار سیم دارد و سیم اول را برداریم. این صدا را می خواهیم، این صدای زن است.»

اما به رغم این اعتراضات گاه به گاه و مقطعی، مخالفت با اجرای موسیقی زنان تا جایی پیش رفت که امامان جمعه در شهرهایی مانند مشهد و اصفهان به رغم مجوز وزارت ارشاد اسلامی با حضور زنان در گروه‌های موسیقی مخالفت کردند و پخش صدای مبهم و گنگ چند ثانیه‌ای یک زن از موسیقی متن یک فیلم در یک برنامه تلویونی، منجر به عذرخواهی مقامات رادیو و تلویزیون دولتی ایران شد.

پرنیان
توضیح تصویر، پرنیان مشیدی، خواننده زنی که پیش از این در مصاحبه با بی‌بی‌سی از اذیت و آزارهای خوانندگی در ایران گفته بود

«محور مقاومت» در «تاریخ آزادی»

«من، پرستو؛ دختری که می‌خواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقی است که نمی‌توانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. این‌جا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکه‌ای که تاریخ و اسطوره‌های ما به هم پیوند می‌خورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را…»

این یادداشت‌های پرستو احمدی در کانال یوتیوب‌اش درباره اجرای کنسرت «کاروانسرا» است.

امیرهوشنگ افتخاری‌راد نویسنده و پژوهشگر فلسفه در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی با اشاره به اینکه «خود زن بودن در جمهوری اسلامی یعنی مقاومت»، با «ستایش از شجاعت انجام چنین کاری» درباره هزینه‌ها و پیامدهای این گونه فعالیت‌ها می‌گوید: «در حکومتی که بیرون آمدن چهارتار موی یک زن ممکن است باعث مرگ او شود، یک نفر کنسرتی اجرا می‌کند که حتی می‌تواند جانش را به خطر بیندازد. اگرچه ممکن است حکومت آسیبی هم به او نرساند اما به همان میزان هم ممکن است به او آسیب بزند. آن‌ها به راحتی و در یک بازداشت‌گاه معمولی یا در زندان سر متهم را به دیوار می‌کوبند. همانطور که قبلا شاهد سرنوشت زنانی مانند زهرا بنی‌یعقوب و زهرا کاظمی در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی بوده‌ایم.»

در این اجرا که احسان بیرقدار، سهیل فقیه‌نصیری، امین طاهری و امیرعلی پیرنیا نوازندگان همراه پرستو احمدی بودند اشعاری از مهدی اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و ابوالقاسم لاهوتی و چند ترانه فلوکلور و قدیمی هم خوانده شدند.

زنان در ایران حق خوانندگی به تنهایی را ندارند و اجرای پرستو احمدی واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت.

عبدی کلانتری نویسنده و منتقد در یادداشتی اینستاگرامی نوشت: «کنسرت غیرمجاز پرستو احمدی با اجراگری بدن در یک موقعیت ویژه، ادامه حرکت ویدا موحد و آهو دریایی است. موسیقی‌اش هم ادامه کار استادانی چون محمد نوری ... یا هنرمندانی چون مینو جوان، سیمین قدیری و پری زنگنه که برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خوانده بودند و با انقلاب اسلامی به خاموشی محکوم شدند.»

آقای کلانتری با اشاره به اجرای حرفه‌ای این گروه از «نورپردازی مینیمال نارنجی در طاق‌های کاروانسرا و فرشی که لبه سکو را پوشانده» تا «حرکت‌های نرم دوربین و یک سه پایه و لیوان آب» نوشته است: «بنیانگذار جمهوری اسلامی گفته بود "اینها از آزادی اینا میخوان". دقیقا. محور مقاومت ماست. تن پوش بلند و نازک شب، بی آستین و شال، گردنبندی سبک بر پوست برهنه، تنی موزون و پر انرژی، طنز و طنازی و به سخره گرفتن مردان قدرت با حنجره‌ای پرتوان.»

خانم احمدی پیش از این هم با اجرای قطعه «از خون جوانان وطن» عارف قزوینی در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ و «هوای آزاد» در ۱۴۰۳ با شعری از فاطمه دوگوهرانی که به گفته خودش ادای دینی به جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود مورد پیگرد قضایی قرار گرفته بود.

او برای اجرای دوم به دادسرای امنیت تهران احضار و با هجوم ماموران به منزل، وسایل شخصی‌اش توقیف و آوازهایش از اینستاگرامش برداشته شد. با این حال او، با انتشار ترانه‌ای با شعر هوشنگ ابتهاج سکوت چهار ماهه خود را شکست. داستان زنان خواننده هم‌چون خود پرستو احمدی در ایران است.

پروین اردلان نویسنده فعال فمینیست در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «این تنها یک اجرای هنرمندانه نیست، خلاقیتی شورشی است. ثبت صدا، حرکت بدن و مقاومت در بستر جامعه است. این همان انقلاب در حال شدن ژینا مهسا امینی است که زنده و جاری و سرکوب نشدنی است. جنبشی است که هر بار در یک بدن، تصویر، صدا، حرکت بازتاب می‌یابد و استبداد را می‌خراشد. علیه آن لایحه و قانون و جرم می‌نویسند و می‌سازند، شلاق می‌زنند و زنان را به در و دیوار می‌کوبند، اما نمی‌دانند که انقلابیون این جنبش چند صدایی آماده و آگاه به پیامدهای حرکت شان پا بر صحنه می‌گذارند. هربار از جایی برمی‌کشند و فرود می‌آیند، غافلگیر می‌کنند، تکثیر می‌شوند و در خاطره جمعی ما ثبت و تکرار می‌شوند. آنها نه تنها از ترس عبور کرده‌اند و بلکه لرزه بر اندام سلطه انداخته‌اند و زیباترین شکل را از جنبش را ثبت می‌کنند.»

به گفته این فعال فمینیست: «جنبش در حال حاضر در بی‌سرترین و قدرتمندترین دوران خود است چون در همه بدن‌ها و جنسیت‌ها منتشر شده است. تاریخ امتداد است از یک سنگر به سنگر دیگر در میدان جنگی که همیشه علیه زنان در جریان بوده و هست. استراتژی‌های مشترک با تاکتیک‌های گوناگون. آن‌ها ترس را می‌درند، تخیل را قدرت می‌بخشند و با اقدامشان تخیل آینده را با اقدام حال شان یکی می‌کنند. این خود عین مبارزه است که با سکوت و مصلحت بیگانه است. پرستو احمدی، آهو دریایی، زارا اسماعیلی، ویدا موحد همینطور ادامه دهید تا ته تاریخ حضور، در این امتداد هستند.»

پیش ازاین اجرا، زنان خواننده بارها و به اشکال مختلف این خط شکنی‌ها و تابوشکنی‌ها را بخصوص در سال‌های اخیر انجام داده بودند که گاه پیامدها و نتایج تلخ و سختی هم برای آنان به همراه داشته است.

فرآواز (فاطمه ساربان‌ها)، جاستینا (فریما) و پرنیان (مشیدی) از جمله خوانندگان زن ایرانی بودند که در این سال‌ها با محدودیت‌ها و فشارهای زیادی برای انجام فعالیت‌هایشان روبرو بودند و در نهایت مجبور به ترک خاک ایران شدند.

زارا اسماعیلی هم یکی از این خوانندگان زن بود که بدون پوشش مد نظر حکومت ایران در اماکن عمومی مانند شهرک اکباتان، باغ فردوس تهران و مترو آواز می‌خواند و بسیاری در شبکه‌های اجتماعی کارهای او را دنبال می‌کردند. فعالیت‌هایی که در ادامه منجر به بازداشت او و انتقالش به زندان فشافویه و حذف آوازهایش از اینستاگرام شد.

حسام سلامت جامعه شناس اجرای این کنسرت را «تبلور ایده آزادی می‌خواند» و می‌گوید: «از کنسرت قمرالملوک وزیری در گراند هتل تهران که با "سر باز" برای نخستین بار در جمهور مردم آواز خواند تا کنسرت آنلاین پرستو احمدی و دوستانش در ۱۴۰۳ که یک ایران را از هرکجای جهان پای خود نشاند یک ایده زنده (که با وجود همه زخم‌ها و شکست‌هایش هیچگاه از زنده بودن دست نکشید) دمادم دستخوش شکوفایی بوده است: ایده آزادی... ضیافت سرخوشانه‌ای که به واسطه به صحنه آوردن آزادی (و آزادی امروز به زنانگی خود می‌بالد) همه مردگان و زندگان راه آزادی را یک‌جا گردآورده است تا سهم آنان در "تاریخ آزادی" را تصدیق کند.»