اسرائیل به دنبال چیست؛ جنگ برای مهار یا فروپاشی؟

منبع تصویر، KHOSHIRAN/Middle East Images/AFP via Getty Images
- نویسنده, حمیدرضا عزیزی
- شغل, پژوهشگر امنیت بینالمللی در بنیاد علم و سیاست برلین
در جریان چهار روز نخست جنگ بعد از حمله به ایران، ارتش اسرائیل فهرست بلندی از اهداف نظامی، علمی، زیرساختی، اطلاعاتی و حتی شهری را هدف قرار داده است.
اما آنچه اهمیت دارد نه فقط فهرست اهداف، بلکه الگوی انتخاب، توالی و ترکیب آنهاست. با فهم هندسه حملهها، میتوان به درک بهتری از اهداف استراتژیک، سیاسی و حتی روانی اسرائیل در این جنگ دست یافت.

منبع تصویر، ATTA KENARE/AFP via Getty Images
اهداف اسرائیل در ایران
فرماندهان ارشد نظامی: فرماندهان ارشد مانند سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، سرتیپ امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، سرتیپ غلامرضا محرابی، معاون اطلاعات ستاد کل نیروهای مسلح و سرتیپ مهدی ربانی، معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح، از جمله فرماندهان نظامی هستند که کشته شدهاند. در برخی از موارد به منازل این فرماندهان در مناطق مسکونی حمله شده که به کشته شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان منجر شده است. همچنین مراکز فرماندهی نیروی هوافضا و ستاد کل در غرب تهران از اهداف عملیات بودهاند.
دانشمندان و زیرساختهای هستهای: کشته شدن دستکم ۱۲ دانشمند از جمله اعضای باقیمانده پروژه «آماد» از نتایج این عملیات بوده است. آماد پروژه تحقیقات سلاح هستهای ایران است که سال ۲۰۰۳ متوقف شد. همچنین تأسیسات هستهای، به خصوص تأسیسات روی زمین در نطنز هدف قرار گرفته است.
زیرساختهای موشکی و پدافندی: موشکاندازهای متحرک، سکوهای پرتاب و سامانههای دفاعی در شمالغرب و مرکز ایران هدف قرار گرفته است. موساد در این عملیاتها از نفوذ اطلاعاتی خود در داخل و پایگاههای پهپادی مخفی در خاک ایران نیز استفاده کرده است.
پایگاههای نیروی هوایی: پایگاه نوژه همدان، شکاری تبریز و سایر پایگاههای غرب و مرکز کشور از اهداف تخریبشده اسرائیل بودهاند.
زیرساختهای اقتصادی و صنعتی: در حمله به فاز ۱۴ پارس جنوبی، انبار نفت شهران و مراکز پالایش نفت و انرژی، زیرساختهای حیاتی کشور هدف قرار گرفته شده است.
ساختمانهای حکمرانی و کنترل امنیت داخلی: ساختمان وزارت اطلاعات، فرماندهی نیروی انتظامی، وزارت نفت و ساختمانهای حکومتی دیگر در پایتخت آماج حملات بودهاند.
مراکز شهری و مسکونی: در مناطق غیر نظامی، به خصوص مراکز پرجمعیت و تجاری کلیدی تهران در نارمک، تهرانپارس، میدان انقلاب، ولیعصر نیز حملاتی انجام شده است.
سازمان صدا و سیما: در چهارمین روز از حملات اسرائیل گزارش شد که ساختمان پخش شبکه خبر نیز هدف حمله قرار گرفته است. بخشی از این حمله در پخش زنده دیده شد.
الگوی این حملات چه نشان میدهد؟
ترکیب و چینش این اهداف به ما نشان میدهد که اسرائیل صرفا به دنبال تاخیر در برنامه هستهای ایران یا واکنش به تهدید فوری نیست.
آنچه دیده میشود، یک تلاش همهجانبه برای شکستن ستون فقرات امنیتی و نظامی کشور، ایجاد فروپاشی در زنجیره فرماندهی و تصمیمگیری، تسریع فروپاشی داخلی از طریق فلج کردن زیرساختها و خدمات شهری و عملیات روانی است.

منبع تصویر، Getty Images
سناریوهای احتمالی چیست؟
۱- مهار هستهای
در این فرضیه، هدف اسرائیل صرفا مختلسازی یا نابودی زیرساختهای هستهای ایران است. اسرائیل با از میان بردن دانشمندان، اسناد و زیرساختها میخواهد توان نظامی ایران را «ناقص و بیاثر» سازد. اما حجم و گستردگی حملات نشان میدهد که اسرائیل تنها به دنبال اجرای این سناریو نیست، بلکه شاید این مرحله اول برنامه اسرائیل باشد.
۲- ارتقای جایگاه منطقهای، نمایش قدرت و ایجاد الگوی وحشت
حمله به عمق ایران، حتی تا مشهد و تهران، پیامی صریح برای کشورهای منطقه است: اسرائیل میتواند، بدون حضور ارتش آمریکا، زیرساخت یک کشور بزرگ و پیچیده را در عرض ۷۲ ساعت فلج کند. این نوع مهندسی هدایت ذهنی میتواند به تقویت جایگاه منطقهای اسرائیل و وادار کردن کشورهای منطقه به پذیرش نظمی جدید کمک کند که در آن، اسرائیل دست برتر را دارد. رهبران اسرائیل بارها از هدف خود برای «تغییر چهره خاورمیانه» سخن گفتهاند.
۳- تغییر نظام و فروپاشی از درون
در سناریوی سوم که شبیه سناریوی اجرا شده در لبنان و سوریه است، اسرائیل با حمله به نهادهای حکومتی، اطلاعاتی و شهری، بهویژه در تهران تلاش دارد بیثباتی داخلی و نافرمانی مدنی را تحریک کند. این حملات، همراستا با عملیات خرابکاری، نفوذ اطلاعاتی، جنگ سایبری و اظهارنظرهای صریح مقامهای اسرائیل درباره «لبنانیزه کردن تهران» و «تغییر رژیم» است.
نتیجه این سناریو می تواند به سه شکل بروز کند: اول، تغییر سریع در نظام سیاسی یا دوم، تضعیف شدید جمهوری اسلامی و از بین رفتن توان نظامی و هستهای آن و سوم، آشوب طولانیمدت، جنگ داخلی و تجزیه.
۴- آمادهسازی مسیر دخالت آمریکا یا فشار برای مذاکره
اسرائیل ممکن است به دنبال تضعیف راهبردی ایران تا آستانه تسلیم کامل باشد، تا یا آمریکا برای حمله به تاسیسات فردو و ضربه نهایی مداخله کند، یا ایران با مشاهده فشار نظامی و روانی عظیم، به میز مذاکره بازگردد، در حالی که در موضع ضعف کامل است.

منبع تصویر، KHOSHIRAN/Middle East Images/AFP via Getty Images
ملاحظات کلیدی درباره اهداف اسرائیل در ایران
زیرساختهای خراب شده در ایران در مدت کوتاه قابل بازسازی نیست. اما اسرائیل با کمک غرب میتواند خرابیهای خود را به سرعت بازسازی کند؛ این عدم تقارن در پایداری جنگ، یک مزیت راهبردی برای اسرائیل است.
هر روز که بگذرد و یک پرتابگر دیگر موشک ایران از بین برود، توان بازدارندگی این کشور بیش از پیش تحلیل میرود.
ضربههای اسرائیل تا اینجا نه تنها به توان نظامی ایران، بلکه به حس امنیت ذهنی و مشروعیت سیاسی حکومت ایران آسیب زده است.
نفوذ داخلی موساد و بمبگذاریهای شهری، نشان میدهد این جنگ فقط نظامی نیست، بلکه تمامعیار و ترکیبی است.
هدف نهایی ممکن است ترکیبی از همه سناریوهای بالا باشد، اما نقطه تمرکز آن بهوضوح چیزی فراتر از هستهای است: این جنگ برای بازتعریف جایگاه اسرائیل در منطقه و نظم امنیتی خاورمیانه طراحی شده است.
در مجموع، اهداف هدفگیریشده توسط اسرائیل در چهار روز اول جنگ، نشاندهنده یک طراحی هوشمندانه برای فروپاشی تدریجی امنیت، اقتدار و انسجام ایران است. اگر در دهههای گذشته، «گزینه نظامی» علیه ایران تنها یک تهدید بازدارنده بود، حالا اسرائیل در عمل مشغول پیادهسازی آن است؛ اما نه در یک ضربه ناگهانی، بلکه بهصورت مرحلهای، محاسبهشده و چندبعدی.
پیام این جنگ آن است که احتمالا هدف واقعی اسرائیل، دیگر صرفا خنثیسازی تهدید نظامی نیست، بلکه مهندسی محیط استراتژیک آینده منطقه از طریق تضعیف، یا حتی حذف یک بازیگر مهم به نام ایران است.















