|
اهمیت "زمانی" طرح گفتگو با طالبان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
همزمان با داغ شدن خبر گفتگو میان دولت افغانستان و طالبان این سوال نیز بصورت جدی مطرح است که آیا گفتگو با طالبان می تواند بدیلی برای خشونت های جاری در افغانستان باشد؟ برخی کارشناسان با توجه به این که گفتگو های سیاسی در دو دهه اخیر بین جناح های مختلف معمولا با شکست مواجه شده، می گویند بعید است که مذاکرات با طالبان که به ارزشها و مفاهیم متفاوتی معتقدند، موفقیت آمیز باشد. با آنکه، اخیرا مقامات افغان اذعان کرده اند که گفتگوهای غیر رسمی میان دولت این کشور و برخی از اعضای سابق گروه طالبان در عربستان سعودی صورت گرفته، اما به نظر نمی رسد که این امر تغییری در موضع جنگ طلبانه طالبان ایجاد کرده باشد. گذشته از این، برخی تحلیلگران زمان برجسته شدن این مذاکرات را در خور تامل می دانند. به اعتقاد این کار شناسان، درپاکستان هم حزب حاکم و هم احزاب مخالف دولت، حملات هوایی آمریکایی ها به مناطق قبایلی پاکستان را با نگرانی دنبال می کنند.
به نظر می رسد این مناطق آشکارا به پناهگاه امن شورشیان القاعده و طالبان افغان و پاکستانی تبدیل شده و دولت پاکستان نیز ظاهرا از مهار تندروی در این مناطق عاجز است. از سوی دیگر، ادامه چنین حملات از سوی آمریکاییها در مناطق قبایلی، می تواند توانایی دولت پاکستان را نیز در حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی این کشور ناتوان زیرسوال ببرد. بحث مذاکره با طالبان در واقع در زمانی جدی شده که حملات آمریکا بر مواضع طالبان پاکستانی افزایش یافته است. گرچه دولت افغانستان نیز همواره از گروه طالبان خواسته که به روند صلح بپیوندند، اما سابقه دولت پاکستان در سازش با طالبان پاکستانی و همچنین نزدیکی این کشور با رژیم سابق طالبان، این فرضیه را نیز تقویت می کند که ممکن است پاکستان برای جلوگیری از ادامه حملات آمریکا در خاک خود و یا حداقل کند کردن آن، منافع خود را در نوعی معامله و توافق میان طالبان و دولت افغانستان جستجو کند. آنگونه که گفته شده در دیدار غیر رسمی اعضای سابق طالبان و نمایندگانی از سوی حکومت افغانستان در عربستان سعودی، نواز شریف، نخست وزیر سابق پاکستان، که زمانی از جمله حامیان رژیم طالبان نیز محسوب می شد، در این گفتگوها شرکت داشته است. برخی صاحب نظران نسبت به ضرورت چنین مذاکراتی، آن هم در شرایطی که طالبان از جبهه و قلمرو مشخص تحت کنترل یا فرماندهان نامور در داخل و یا رهبران مشهور در خارج بی بهره هستند، ابراز تردید می کنند و می پرسند، حتی اگر معامله و سازشی صورت گیرد، آیا گروه طالبان مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر آزادی بیان و فکر را را که اکنون اکثریت مردم افغانستان و جهان به آن متعهد اند، خواهند پذیرفت؟ زمان انتخاب شده برای مذاکرات از زاویه دیگر نیز در خور تامل است. در مدتی که تا پایان انتخابات آمریکا و ورود رئیس جمهور جدید به کاخ سفید (در ژانویه سال جدید میلادی،) باقی مانده، فرصتی است که بیشترصرف مبارزات انتخاباتی خواهد شد و عملا تصامیم مهم در این مدت به بعد از انتخابات موکول می شود. این فرصت برای علاقه مندان یافتن راهی به منظور بازگشت طالبان به عرصه سیاسی قدرت فرصتی مناسب پنداشته می شود. در افغانستان نیز نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری و ایجاد فضا برای اتحادهای جدید در عرصه سیاسی این کشور، شانس مطرح شدن برگه طالبان را بیشتر می سازد و ممکن است رای مردمی که به دلیل نارضایتی از حاکمیت کنونی، در انتخابات آینده متردد اند، به حساب طالبان شمرده شود. چیزی که هنوز جای بحث زیادی دارد. | مطالب مرتبط چالشهای موجود بر سر راه مذاکره با طالبان10 اکتبر، 2008 | افغانستان جبهه ملی افغانستان: مذاکره دولت با طالبان، نتیجه ندارد10 اکتبر، 2008 | افغانستان دعوت کرزی برای بازگشت طالبان به زندگی صلح آمیز30 سپتامبر، 2008 | افغانستان طالبان: چنددستگی در دولت مانع مذاکره شده است23 مارس، 2008 | افغانستان احمد رشید: مذاکره پاکستان با ستیزه جویان مشکل آفرین است 06 ژوئن، 2008 | افغانستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||