عبدالغنی نیک سیر نویسنده و پژوهشگر |  |
 | | | در آن زمان غیر از نشرات رادیو - تلویزیون و مطبوعات دولتی دیگر نشراتی وجود نداشت که مردم را از جریانات با خبر کند |
زمانیکه کودتای ثور و یا به اصطلاح انقلاب هفت ثور سال ۱۳۵۷خورشیدی در افغانستان صورت گرفت و جمهوریت محمد داوود خان سرنگون شد، من به حیث مسئول مجله هرات در ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات کار می کردم. شب هشتم ثور از رادیوی افغانستان خبر کودتا را شنیدم و فهمیدم که بجای رژیم سردار محمد داوود، تعدادی عناصر چپی از حزب دموکراتیک خلق افغانستان قدرت را بدست گرفته اند. مطبوعات افغاستان از فردای همان شب بطور جدی متوجه این مساله شد. یک نوع سر درگمی در کار فرآورده های مطبوعاتی و نشراتی به نظر می خورد؛ به این معنی که کسی درست نمی فهمید چه بنویسد، برای که بنویسد و یا به نفع چه کسان و یا چه جناحی تبصره کند. در چند روز اول اما، کم کم اوضاع روشن شد و بعد از اینکه فرمانهای شورای انقلابی و کمیته مرکزی حزب به منظور جابجایی وزیران کابینه صورت گرفت و مسئولین امور معرفی شدند، مطبوعات رنگ جناحی به خود گرفت و صف آرایی ها روشن شد و دستورات اکید برای تبلیغ و ترویج اندیشه های پیشرو عصر و دوکتورین نوین صادر شد. با گذشت هر روز، از چهره روزنامه ها و مجلات و نشرات مرکز و ولایات خنده پیروزی انقلاب شنیده می شد و سیمای مطابع و رادیو - تلویزیون آراسته به خط و خال سرخگونه انقلاب شده بود و به اصطلاح، خون انقلاب در همه شریان های کشور جریان داشت. 'چهره مه آلود مطبوعات' عکسهای زعیم بزرگ و رهبر انقلاب و معاونین و اعضای شورای انقلابی کمیته مرکزی و هیات وزیران جمهوری دموکراتیک افغانستان بر سر و صورت مطبوعات کشور نقش بسته بود و مردم نیز آگاهانه یا ناآگاهانه از این رویداد پشتیبانی می کردند.  | سر درگمی   یک نوع سر درگمی در کار فرآورده های مطبوعاتی و نشراتی به نظر می خورد؛ به این معنی که کسی درست نمی فهمید چه بنویسد، برای که بنویسد و یا به نفع چه کسان و یا چه جناحی تبصره کند  |
در این روزگار غیر از نشرات رادیو - تلویزیون و مطبوعات دولتی دیگر نشراتی وجود نداشت و هرکس باید از حلقوم رژیم نفس می کشید. در این زمان در هرات دو نشریه وجود داشت که یکی روزنامه اتفاق اسلام و دیگری مجله هرات بود که هر دو مکلف بودند رویدادها و رخدادها و تبصره های انقلاب و رژیم را به نشر برسانند. روزنامه های انیس، خلق، اصلاح و هیواد نیز روزنامه های دیگر دولتی بودند که در کابل چاپ می شدند. به هر اندازه هفته ها و ماه ها سپری می شد، انعکاساتی از اختلافات درونی حزب بین دو جناح عمده حزب بطور غیر ملموس در مطبوعات برملا می شد. در آن وحله، از جریانات پشت پرده هیچ نکته ای به نشرات داده نمی شد و تنها مردم از ورای امواج رادیو و تلویزیون و چهره مه آلود مطبوعات جریانات روز را پی می گرفتند و روزتاروز می دانستند که سایه اختناق بر سرشان می افتد و مطبوعات فقط جاده یک طرفه است که بگونه حتم باید به همان راه رفت و به بن بست رسید.
|