|
گاردین: 'در افغانستان با ناکامی روبرو هستیم' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روزنامه گاردین، چاپ لندن، مقاله ای به قلم پدی اشداون، از سیاستمداران برجسته بریتانیایی، در مورد روند جنگ افغانستان و پی آمدهای ناکامی در این جنگ را منتشر کرده است. نویسنده این مقاله که با عنوان "در افغانستان با ناکامی روبرو هستیم" در شماره پنجشنبه، 19 ژوئیه، گاردین منتشر شده است، سخنان ژنرال دیوید ریچاردز، فرمانده سابق نیروهای بین المللی در افغانستان در سال 2006 را یادآور می شود که گفته بود که اگرچه می توان در جنگ افغانستان پیروز شد، اما در صورت ادامه روندهای جاری، باید امکان شسکت در این کشور را نیز در نظر داشت. لرد اشداون، نویسنده مقاله گاردین، می نویسد که شکست در جنگ افغانستان اجتناب ناپذیر نیست اما تا زمانی که اقدامی در افزایش امکانات لازم برای جنگ صورت نگرفته و جامعه جهانی در صدد جبران کم کاری فاجعه بار خود برنیامده باشد، امکان ناکامی وجود دارد و غم انگیزتر اینکه علیرغم از خود گذشتگی قابل توجه و کارآیی حرفه ای سربازانمان شاهد چنین شکستی خواهیم بود. لرد اشداون اظهارات یکی از وزیران دولت بریتانیا را بازگو می کند که گفته بود روند جنگ افغانستان نویدبخش پیروزی است زیرا سربازان بریتانیایی تعداد بیشتری از طالبان را می کشند. با اینهمه، به نظر نویسنده این مقاله، موفقیت را نمی توان با شمار تلفات طالبان اندازه گرفت بلکه معیار موفقیت آمار مربوط به اجرای طرح های بازسازی منابع آب، تعداد شهروندان برخوردار از حکومت قانون و مدیریت مناسب، تعداد مشاغل ایجاد شده، و مهمتر از همه، پیروزی یا شکست در جلب افکار عمومی است. به گفته نویسنده مقاله گاردین، نظرسنجی های انجام شده از کاهش حمایت افکار عمومی مردم افغانستان از حضور نیروهای خارجی حکایت دارد و گرچه این کاهش هنوز اندک است، اما چنین روندی می تواند سرعت بگیرد و در چنین صورتی، توقف آن دشوار خواهد بود. لرد اشداون نبرد برای جلب حمایت مردم را نبردی حیاتی می داند که شکست در آن، به معنی شکست در جنگ افغانستان خواهد بود و می افزاید که اگر اقدامی برای جلب حمایت افکار عمومی صورت نگیرد، جامعه جهانی با شکستی دردناک تر از ناکامی در عراق دست به گریبان خواهد شد. عوامل دشواری نویسنده مقاله در ادامه، عواملی را که می توانند باعث بروز دشواری برای ائتلاف بین المللی در افغانستان شود نام می برد. وی کمبود امکانات و تجهیزات نیروهای بریتانیایی، تمرکز توجه آنان به هلمند بدون پرداختن به وضعیت کابل و قندهار که حساسیت بیشتری دارند و تیرگی روابط دولت های افغانستان و پاکستان را به عنوان عوامل اصلی ذکر می کند اما می افزاید که عامل مهمتر، نحوه برخورد جامعه بین المللی با مسایل افغانستان است. لرد اشداون می نویسد که در زمینه برنامه های بازسازی، جامعه بین المللی مرتبا اقداماتی را که قبلا بی نتیجه مانده تکرار می کند و فاقد استراتژی منسجم، وحدت نظر و هماهنگی عملیاتی است. به گفته نویسنده این مقاله، حتی در زمینه عملیات نظامی هم، که معمولا بر اساس وحدت فرماندهی شکل می گیرد، در افغانستان فقدان هماهنگی دیده می شود و به عنوان مثال، نیروهای آمریکایی به طور کامل تحت فرماندهی ناتو قرار ندارند و در موارد متعدد، عملیاتی را به اجرا گذاشته اند که با دیدگاه ناتو در مورد حداقل تلفات غیرنظامیان تعارض دارد. لرد اشداون می افزاید که بدتر اینکه عملیات واحدهای ویژه و عوامل سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا- سیا - از واشنگتن هدایت می شود و مدیریت این عملیات در دست افراد مستقر در افغانستان نیست. به نظر نویسنده مقاله، همین نوع فقدان وحدت فرماندهی بود که نیروهای آمریکایی در سومالی را گرفتار فاجعه کرد. نویسنده مقاله می افزاید که فقدان هماهنگی در زمینه برنامه های بازسازی به مراتب شدیدتر است به نحوی که توصیه های ناهمگون و گاه ضد و نقیض باعث سردرگمی مقامات دولت افغانستان می شود و نشان می دهد که جامعه بین المللی خود نمی داند باید به چه نحو عمل کند در حالیکه نماینده ویژه سازمان ملل نیز که وظیفه هماهنگی این اقدامات را برعهده دارد از قدرت یا حمایت لازم برای ایفای موثر این نقش برخوردار نیست. اهمیت افغانستان لرد اشداون به عنوان نمونه به برنامه مبارزه با کشت خشخاش اشاره کرده و می نویسد پانزده سازمان بین المللی و محلی در این زمینه فعالیت دارند و بریتانیا، که رسما مسئول ایجاد هماهنگی بین این سازمان هاست، به این مسئولیت خود عمل نکرده است در نتیجه، با وجود حدود دویست میلیون پوند برای پیشبرد این برنامه، محصول خشخاش به حد بالاترین میزان در تاریخ افغانستان افزایش یافته است. نویسنده یادآور می شود که منابع مالی و نفراتی که جامعه بین الملل به افغانستان اختصاص داده نسبت به جمعیت این کشور به مراتب کمتر از منابع و نفرات اختصاص داده شده به عملیات بوسنی و کوزوو بوده است و کمبود منابع می تواند باعث شکست در طرح استقرار امنیت و بازسازی افغانستان شود. به نظر نویسنده، بهای شکست در افغانستان به مراتب سنگینتر و خطرناکتر از شکست در عراق است زیرا شکست در افغانستان باعث بروز بی ثباتی در پاکستان و پی آمدهای خطرناک آن در منطقه می شود و بر امنیت داخلی بریتانیا نیز تاثیری منفی می گذارد. نویسنده مقاله می افزاید که بریتانیا افغانستان را یکی از اولویت های اصلی در سیاست خارجی خود معرفی کرده و یکی از با استعدادترین سفیران خود را به آن کشور اعزام داشته است که اقداماتی درست است زیرا افغانستان برای هیچ کشور دیگر غربی چنین اهمیتی ندارد. لرد اشداون در خاتمه می نویسد که شاید هیچ شخص دیگری بیش از دیوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا، به تغییر دادن روندهای جاری به مسیری مطلوب و جلوگیری از شکست در افغانستان علاقمند نباشد. (پدی اشداون Paddy Ashdown از اعضای ارشد حزب لیبرال دموکرات است و از سال 1988 تا 1997 رهبری این حزب را برعهده داشت و پس از کناره گیری از نمایندگی مجلس عوام در سال 2001، به دریافت عنوان لرد نایل آمد. وی از سال 2002 تا 2006 نماینده عالی جامعه بین المللی در امور بوسنی و هرزه گوین بود.) |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||