|
دو ديدگاه از رويدادهای هفت و هشت ثور | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هفتم ثور مصادف است با بيست و نهمين سالگرد کودتای نيروهای چپگرا در افغانستان و سقوط دولت جمهوری به رهبر محمد داوود. اين تحول، سرآغاز ورود افغانستان به دور جديدی از مرحله سياسی بود که تغيير وضعيت و توازن سياسی در منطقه و حتی جهان را در پی داشت. در طول همين روند بود که جنگ سرد ميان دو ابرقدرت به نقطه اوج و سپس به پايان رسيد و فروپاشی ديوار برلين و سقوط اتحاد جماهير شوروی را به دنبال داشت. اما خود افغانستان، به عنوان محل جرقه ای آغازين اين تحولات جهانی -- وارد سه دهه جنگهای خونين داخلی شد که دست کم يک و نيم ميليون قربانی گرفت و بيش از پنج ميليون را مجبور به ترک کشورشان کرد. دوران حاکميت جمهوری دموکراتيک خلق افغانستان، باوجود شعار دموکراسی و برابری و عدالت اجتماعی، اما با فشار و اختناق همراه بود و زندان و اعدام مخالفان اين رژيم. اما واقعا کودتای نيروهای چيگرا در بيست و نه سال پيش، چه اهدافی داشت؟ تا چه حد به اهداف خود رسيدند و چه ناکاميهايی را متحمل شدند و سرانجام اينکه، بيست و نه سال بعد از آن جريان، امروز نيروهای چپگرا نسبت به اهداف و عملکردهايشان چه تصوری دارند؟
حبيب منگل از اعضای سابق حزب دموکراتيک خلق افغانستان و ديپلمات پيشين، "ايجاد يک دولت نيرومند دموکراتيک، تحکيم استقلال و پيشرفته اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، تامين حقوق اساسی مردم و رفاه و عدالت اجتماعی " از اهداف حزب دموکراتيک خلق افغانستان بر ميشمارد، اما اذعان ميکند که "دخالت خارجی، مقاومت مسلحانه گسترده، و اشتباهات " باعث شد که اين حزب در رسيدن به اهدافش شکست بخورد. افغانستان، پس از پايان يافتن نبرد مجاهدين با نيروهای شوروی و رژيم چپ گرای تحت حمايت شوروی، اين بار درگير جنگ های مرگبار داخلی بين گروههای مختلف مجاهدين شد که بخش قابل توجهی از قربانيهای سی سال بحران افغانستان را به همراه داشت. محی الدين مهدی، مجاهد و سخنگوی شورای متحد ملی، معتقد است که نه گروههای چپ گرا و نه مجاهدين برنامه و طرح مشخصی نداشتند و اضافه ميکند که گروههای تئوريهای احزاب کمونستی را از اتحاد شوروی به عاريت گرفته و سعی داشتند که در افغانستان عملی کنند و از سوی ديگر، مجاهدين هم سعی در تطبيق ايديولوژی های اسلام گرايانه وارداتی از مصر و پاکستان و ايران را در افغانستان داشتند. در اوج درگيريهای داخلی در کابل، گروه تندرو طالبان بر افغانستان تسلط يافت که علاوه بر رکود اجتماعی و سياسی، و فشار و اختناق ناشی از عقايد تندروانه اين گروه، اين کشور را به محلی امن برای تندروان اسلامی از سراسر جهان بدل کرد. تندروانی که ايديولوژی خود را جهاد اسلامی در برابر غرب و فرهنگهای غير اسلامی ميدانستند. با حوادث يازدهم سپتمبر، افغانستان بارديگر و اين بار به سمتی کاملا جديد سوق داده شد. امريکا رژيم طالبان را از بين برد و نيروهای ائتلاف خارجی در افغانستان مستقر شدند و اين کشور در کانون توجه جهانی قرار گرفت. دولتی منتخب در افغانستان روی کار آمد و اين کشور بعد از سه دهه، دارای پارلمانی شد که تاحد قابل قبولی با معيارهای دموکراتيک در جهان سازگاری دارد. اکنون اگرچه افغانستان، هنوز هم درگير خشونت هايی است که از سوی گروه تندرو طالبان، باهدف تسلط دوباره بر اين کشور و گسترش آنچه را حکومت اسلامی و شرعی ميخوانند، دامن زده ميشود، اما به طور گسترده ای، ساختاری سياسی جاری در افغانستان، نيروهای رقيب سابق، يعنی جناحهای چپ و راست را در خود جای داده است. |
مطالب مرتبط انتقاد وردک از نیروهای خارجی در افغانستان 28 آوريل، 2007 | افغانستان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||