|
زرمينه در جدال برای گريز از ازدواج اجباری | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
زرمينه ۱۳ ساله را در جريان بازديدم از ولايت فارياب، در دفتر کميسيون مستقل حقوق بشر ديدم. لباس سياه مکتبی به تن داشت. چادر کوتاه سفيد بر سر کرده و پای برهنه وارد اتاق رييس دفتر شد. پدر پيرش با لباس کار و دستان ترکيده از دنبالش آمد. زرمينه دست رييس دفتر کميسيون حقوق بشر فارياب را بوسيد و با سر و صورت ژوليده روی چوکی نشست؛ به زبان فارسی شکسته و مخلوط با ازبکی داستان زندگی اش را تعريف کرد: "پنج ساله بودم که يک قوماندان (فرمانده) پدرم را لت و کوب کرد و مرا به زور برای بچه اش نامزد کرد. برنج پخته کرد و مرا روی تخت نشاند و بعد به خانه ما رفت و آمد می کرد. پدرم نمی توانست به او اجازه ندهد" زرمينه با ترس و نگرانی ادامه داد که اين داستان چند سال ادامه يافت و او نمی دانست که چرا او را روی تخت نشانده اند. اين دختر که حالا سيزده ساله شده است، توضيح می دهد: "حالا که سيزده ساله شده ام، اين قوماندان باز پيدا شده، پدرم را لت می کند و می گويد که مرا به شوهر بدهد. من راضی نيستم. از اين بچه خوشم نمی آيد. پدرم هر روز گريه می کند. قوماندان می گويد که پدرت تو را فروخته و بايد به خانه آنها بروی." داستان زرمينه را دنبال کردم؛ او می گويد پيش از اينکه به دفتر حقوق بشر فارياب مراجعه کند، به پليس، ولايت، دادگاه و نهادهای ديگر دولتی رفته، اما کار به جايی نرسيده است. قاضی دادگاه پيش از اين که داستان زرمينه را بشوند، از مساله باخبر بوده است. از اين رو، قبل از اينکه شکايت اين دختر را بشنوند گفته است که "برو! تو نامزد شده ای و ديگر نيازی به دعوا نيست. برو به خانه شوهرت." زرمينه می افزايد که اين فرمانده سابق به دادگاه هم پول داده است. به دادگاه فارياب رفتم و با محمد شريف، رييس ديوان مدنی دادگاه در اين رابطه گفتگو کردم. آقای شريف می گويد که دين اسلام اجازه می دهد دختران در سن نه سالگی ازدواج کنند و می افزايد که اين دختر سيزده ساله است و آماده شوهر کردن است. اين درحالی است که قانون اساسی افغانستان صراحت دارد که ازدواج دختران زير سن ۱۵ سال غيرقانونی است؛ ولی در عمل صدها دختر در فارياب و ديگر مناطق افغانستان در بدل پول و مسايل ديگر خريد و فروش می شوند که می تواند نتايج بسيار تکان دهنده ای داشته باشد. بسياری از زنان ولايت فارياب مثل زرمينه جرات و فرصت آنرا ندارند که به دفاتر مدافع حقوق زنان مراجعه کنند؛ اما با وجود آن، زرمينه همچنان در هراس زندگی می کند؛ از اين رو در هراس است که مطمئن نيست آيا قادر خواهد شد از خشونت خانوادگی بگريزد يا سرانجام به حکم دادگاه به خانه قوماندان خواهد رفت. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||