BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 11:55 گرينويچ - شنبه 02 سپتامبر 2006 - 11 شهریور 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
گسلهای اجتماعی و فقدان اعتماد سياسی در افغانستان

افغانستان
گذشته از تفاوتها و تمايزهای ساختاری و نهادی شرايط اجتماعی ـ فرهنگی جوامعی که نظامهای سياسی و اقتصادی متفاوتی دارند، برخی پارادايمهای هنجاری و ارزشی که از سوی گروههای فرهنگی، قومی و... مورد پذيرش قرار می‌گيرد، بومی شرايط زيستی خاصی است که مشابه آن را نمی‌توان در زيست‌بوم ديگری با همان شرايط ساختارمند و نهادينه شده يافت.

شرايط گذار سياسی در افغانستان پس از طالبان نشان می‌دهد که فضای سياسی که متأثر از ساخت اجتماعی قدرت در اين کشور است، بيش از نمونه‌های مشابه، پتاسيل پذيرش کنش‌های بازگونه رفتار و گفتار سياسی را دارا است.

نگاهی گذرا به تحولات سياسی در سه دهه اخير بيانگر کنشهای متفاوت و گاها منتاقض بازيگران، بازيگردانان و نخبگان حوزه سياست در افغانستان است.

از سوی ديگر، با فرض پذيرش نگاه ماکياوليستی که "در عالم سياست دوست و دشمن دائمی وجود ندارد و تنها منافع دايمی است"؛ اما بايد اذعان داشت که تعاريف "حوزه سياست، "دوست"، "دشمن"، "منافع" و... در عباراتی اينچنين، بحث مفصلی را می‌طلبد که علاوه بر توجه به رهيافتهای زبانشناختی، خود متأثر از شرايط اجتماعی، فرهنگی و سياسی خاص است.

تعميم و تطبيق مفاهيم فوق به کليه رفتارها و کنش‌ها در جامعه، پيامدهای مصيبت‌باری برای جوامع انسانی در پی خواهدداشت.

بنا براين چه در سطح نظريه‌پردازی و چه در حوزه سياسی بين طرفهای تعامل يا منازعه، نخستين گام توجه به تعاريف مفاهيم بنيادی و شفاف ساختن نقاط افتراق و اشتراک در برداشتهای انتزاعی و ذهنی از واژگان کليدی، ضروری به نظر می‌رسد.

پس از آن تعيين مصاديق عينی و واقعی است که احتمال فرصت‌های چالش‌برانگيز و نهايتا بنيان‌برافکن را به شدت کاهش می‌دهد.

تنوع، گوناگونی و سيال بودن ائتلافها، افتراقها و جبهه‌بنديهای سياسی در سه دهه اخير تاريخ افغانستان بيانگر واقعيت‌هايی است که بيش از هر زمان و مکان، ميزان اعتماد سياسی را به عنوان يک فاکتور اساسی هويت‌بخش در جامعه داعيه‌دار ارزشها و هنجارهای اسلامی ـ اخلاقی به شدت کاهش داده‌است.

در يک برررسی ژرفانگر، دلايلی چند را در بيان ظهور و بروز اين نوع کنش می‌توان بيان کرد:

۱ـ چندلايه بودن گسلهای اجتماعی جامعه: حضور اقليتهای قومی، مذهبی و فرهنگی متکثر، اعمال انواع تبعيضها و رفتارهای دوگانه‌ سياسی، اجتماعی، فرهنگی و... از سوی نظامهای سياسی وقت و... بخشی از استعداد و پتانسيلی است که زمينه دخالت مستقيم و غيرمستقيم قدرتهای ذينفع خارجی را در ايجاد بحران و بلوای سياسی در افغانستان فراهم آورده و می‌آورد.

از سوی ديگر چون هر کدام از تفاوتهای موجود، خود يک ”شکاف اجتماعی“ محسوب می‌شود، در کنار هم قرار گرفتن مجموعه‌ای از اين شکافها باعث پيچيدگی و چندلايه شدن گسلهای اجتماعی و نهايتاً پايايی و مانايی بحرانهای سياسی را باعث می شود.

ساختارمندی و نهادينه بودن اين واقعيتهای اجتماعی باعث شده تا جامعه افغانستان در برابر ورود جريانهای سياسی، فکری و ايدئولوژيک دنيای مدرن مقاومت کرده و هرگز تصور پوست‌اندازی سنتهای اجتماعی را نداشته باشد.

به عنوان مثال عليرغم شکل‌گيری برخی فرصتهای سياسی متأثر از شرايط اجتماعی و ايدئولوژيکی برون‌مرزی در زمينه (context) ساختار سنتی جامعه افغانستان در هيبت جمهوری‌خواهی، فعال شدن افکار و جريانات چپ، اسلام سياسی و اخيراً دموکراسی؛ جولان شکافهای اجتماعی در بافت سياسی مانع از تثبيت و نهادينه شدن اصول و ارزشهای ياد شده می شود.

به همين دليل هرچند در مقاطعی شاهد برخی حرکتهای دموکراتيک و مدرن هستيم اما در مقام عمل سياسی متأثر از ساختارهای ذهنی قوام و دوام‌يافته‌ی فرهنگی ـ اجتماعی بوده و هنوز زندگی و پويندگی ميراث سنتهای خاص‌گرای اجتماعی را ملاحظه می‌کنيم.

۲ـ فقدان درکی روشن از ارزشها و منافع ملی توسط نخبگان سياسی: بازيگران و بازيگردانان حوزه سياست و نخبگان جامعه هر کدام بسته به موقعيت و شرايط خاص زمانی و مکانی درکی ناروشن و يا فاقد درکی صحيح از منافع ملی و ارزشهای سرزمينی بوده‌اندکه البته اين مهم در يک رابطه‌ی علی، معلول ساختار و بافتار اجتماعی و سياسی ويژه خود بوده‌است.

به عنوان مثال در تاريخ افغانستان نخبگان سياسی، غالباً فاقد تصويری از منافع و ارزشهای سرزمينی ـ ملی بوده‌اند و آنها هم که قادر به درک بوده‌اند، همواره منافع ملی و منافع قومی‌شان را در هم مستحيل می‌ديدند.

در نگاه اينچنينی به "منافع ملی" هرگونه تهديد عليه منافع قومی خاص به منزله‌ی تهديد هنجارها و باورهای ملی محسوب شده و با فرد خاطی به شدت برخورد می‌شد.

عدم توجه به خاص‌گراييهای فرهنگی، پلوراليسم هنجاری و ارزشی ناشی از تکثر خرده‌فرهنگها، هم‌عرض پنداشتن منافع ملی با منافع قومی خاص، در شرايطی بحران‌زا و بنيان‌برافکن می‌شود که توسط شاخصه مهم ديگری چون "عصبيت مذهبی" همراهی شود، به عبارت ديگر استحصال بی‌رويه از ذخاير دينی در راستای منافع کتله‌ای و قومی باعث گسترش گسل‌های اجتماعی‌شده و سامان سياسی در اينگونه جوامع دستخوش بحران بيش از پيش شکننده‌ای خواهدشد.

از سوی ديگر نخبگان اجتماعی ـ سياسی اقوام محکوم هم نه تنها خود را فاقد هر گونه حقوق شهروندی می‌دانستند بلکه موجوديت و حضور فيزيکی‌شان پذيرفته نبود.

آنها برای زنده ماندن در واحد سرزمينی به نام افغانستان همواره با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند؛ تصور اينکه سرزمين افغانستان می‌تواند به آنها هم تعلق داشته و آنها نيز می‌توانند در برابر اين جامعه و سرزمين مسئول و پاسخگو باشند، دشوار می‌نمود.

بنابراين جهان‌بينی سکتاريستی (فرقه گرايی) نخبگان سياسی حاکم و محروميت‌های تاريخی اجتماعی توده‌های محروم در ادوار گذشته تاريخ افغانستان بخشی از دلايل ابهام در مفهوم ”منافع ملی ـ سرزمينی“ در نزد نخبگان سياسی و اجتماعی محسوب می‌گردد.

در جمعبندی نهايی می‌توان گفت که چندلايه بودن شکافهای اجتماعی و فقدان درکی روشن از منافع و ارزشهای ملی توسط نخبگان سياسی ـ اجتماعی با نگره‌های قومی و برداشت بی‌رويه از ذخاير دينی و سنتهای ديرپای اجتماعی که خود معلول شرايط تاريخی ريشته‌دارتری است، باعث شده تا فرايند "اعتماد سياسی" در پستوهای ذهنی و کنشهای سياسی بازيگران و بازيگردانان جامعه‌ی افغانستان به تحليل رود.

محصور شدن رفتارهای سياسی در قالبهای بسته و محدود ارزشها و جاذبه‌های قومی، منطقوی، جناحی، باندی و... بيانگر اين واقعيت است که هنوز درکی روشن، شفاف و ارزشی از مقوله‌ "منافع ملی ـ سرزمينی" در اين کشور شکل نگرفته‌است.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران