|
سکوت در سالگرد خاموشی خليلی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارده ثور امسال، نوزدهمين سالگرد درگذشت استاد خليلالله خليلی شاعر نامدار افغانستان تقريباً در سکوت سپری شد. رسانهها کمتر بدان پرداختند و شاعران کمتر يادی از آن کردند. بيم آن میرود که اهل ادب افغانستان، کم کم اين روز مهم تاريخی را از ياد ببرند. گفتم روز مهم، و به راستی اگر در بين ایام سال در پی روزی ويژه برای بزرگداشت مقام شعر و ادب در افغانستان باشيم، از اين مناسبتر زمانی نخواهيم يافت. خليلالله خليلی در ۱۲۸۶ خورشيدی در کابل به دنيا آمد. پدرش محمدحسينخان مستوفیالممالک از بزرگان منطقه کوهستان در شمال کابل و از رجال عهد امير حبيبالله خان بود که بعدا به فرمان امانالله خان به دار آويخته شد. کودکی و نوجوانی خليلی در محنت از دست دادن پدر و مادر و آوارگی و تبعيد گذشت. ولی او به زودی توانست به مدد قريحه و استعداد خويش، مدارج کمال را بپيمايد.
او سالهای ميانی عمر خود را در اوج شهرت گذراند و در کنار خدمات اداری، از سرايش، پژوهش و شرکت در محافل و مجامع رسمی باز نماند. با برپايی حکومت کمونيستی و سپس تجاوز شوروی به افغانستان، خليلی به صف مقاومت پيوست و کوشيد با شعر خويش، "رشادتها و مظلوميتهای ملت افغانستان" را تصوير کند. بدينگونه سالهای پايانی عمر او نيز با نيکنامی و افتخاری ويژه سپری شد و استاد بعد از هشتاد سال زندگی سودمند، در ۱۴ ثور ۱۳۶۶ در اسلامآباد پاکستان درگذشت. خليلی شخصيتی چندجانبه داشت. شاعری توانا بود و پژوهشگری ژرفنگر; هم در نظم استاد بود و هم در نثر. چنين بود که در کنار مجموعه شعرهای متعدد، آثار پژوهشی و داستانی بسياری نيز از او بر جای مانده است همچون آثار هرات ،فيض قدس ،احوال و آثار حکيم سنايی، از بلخ تا قونيه، يمگان، نینامه، سلطنت غزنويان،عقاب زرين و عياری از خراسان. کهن سرا و نو انديش
تأليفات منتشرشده و منتشرنشده او، بيش از شصت عنوان است که بيشتر به فارسی است و بعضی نيز به عربی و پشتو. استاد خليلی، شاعری بود کهنسرا، ولی نوانديش. او هرچند در طول دوران شاعری خود به قالبهای کهن فارسی وفادار ماند، در محتوا و طرز بيان تا حد زيادی مقتضيات روز را در نظر داشت و به همين لحاظ در تحوّل و تکامل شعر کلاسيک افغانستان مؤثر بود. بيشترين توانايی او در قالبهای قصيده و غزل بود و البته در چهارپارهسرايی نيز مهارتی داشت. ولی در هر حال نبايد منکر فراز و فرود شعرهای استاد خليلی شد. او شاعری بود پرکار، با طبعی جوشان و البته افتوخيزی که لازمه چنين طبعی است. با اين هم در کارنامه شعری خليلی آنقدر آثار پخته و مؤثر هست که بتوان او را برجستهترين شاعر افغانستان در عصر خود شمرد. 'شاعر ملی'
در شعر خليلی، بسياری از مفاهيم و مضامين روز حضور دارد همچون وطندوستی، آزادیخواهی، طلب مساوات و عدالت و بالاخره احساسات عاشقانه. از همين روی، برای غالب خواستها و نيازهای عام جامعه افغانستان، در ديوان خليلی میتوان شعر يافت. البته عبارت "شاعر ملی"، به معنای قویترين شاعر از همه جهات و با همه معيارها نيست، همچنان که سرود ملی کشورها نيز الزاماً قویترين سرود کشور نيست. آنچه در اينجا مهم است، جامعيت محتوايی و تناسب اين شعر، با مسايل ملی کشور است. با اين وصف، به نظر میرسد که تجليل ساليانه اين شاعر برجسته زبان فارسی از سوی اهل قلم اين کشور ضروری است و نيز رسميتبخشيدن به روز درگذشت او با عنوانی خاص در سالنامه رسمی افغانستان کاری پسنديده و نيکو خواهد بود. برخی از آثار چاپ شده استاد خليلی
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||