|
پرنده جنگی: 'مست کننده تر از شراب' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
از سالها پيش، وقتيکه تلويزيون و اينترنت، پارک و سينماها هنوز برای مردم افغانستان نامهای تازه آشنا و حتی ناشناخته ای بود، مردان افغان در برخی شهرها و روستاها، دسته دسته با بازی با پرندگان سرگرمی و خوشگذرانی می کردند. بعضی ها از آوازخوانی و شادابی پرندگان لذت می برند، اما گروهی هم از جنگاندن پرندگان طبع خوش می شوند. اينکه اين زوق ريشه در شرايط غالباً جنگی افغانستان داشته يا مثل هر پديده ديگر به طور طبعی بوجود آمده است، روشن نيست. اما آنچه روشن است اينکه خروس، بودنه (بلدرچين يا کرک) و کبک جنگی همچنان در ميان مردان افغان محبوبيت زيادی دارد و از شتل و پيخ زدن و کوبيدن سروصورت پرندگان در ميدانهای جنگ، که مدام اطراف آن از سوی مردان احاطه می شود، طبع خوشی وافر به اين گروه از مردان دست می دهد. در افغانستان به اين مردان می گويند پرنده باز يا بودنه و کبک باز. و بهترين "پرنده بازان" کسانی شمرده می شوند که پرندههای کلنگی (اصيل) داشته باشند. اين پرندهها توان و تحمل زدوخورد دوامدار در ميدان جنگ دارند و برخی شان تا وقتيکه در ميدان جنگ جان ندهند، "مبارزه" می کنند. اما در مقابل، آنهايی که زودتر از ميدان جنگ می گريزند، به نام طعنه آميز "خسکی" معروف اند. اين صفت، گاهی هم برای مردان ترسو و بزدل در افغانستان، کاربرد دارد. سابقه پرنده جنگی
پرنده باز ها رابطه نزديکی با پرندگان شان دارند. آنها خود به پرندههای شان بادام، هسته و غذا می دهند، آنها را پروش می دهند، پر و بال اضافی آنها را مثل موهای انسان اصلاح می کنند و برخی هم فقس های سيار برای نگهداری پرندهها در داخل اتاق می سازند. عبدالکريم، ۴۲ ساله، می گويد از سه پشت بودنه باز است و بودنه بازی را از اجدادش به ارث برده است. او که پرنده ای کم جان را در کف يک دستش محکم نگه داشته و در کف ديگرش برای او دانه ريخته است، می افزايد: "تمام اعضای خانواده ام به نحوی با اين پرنده در تماسند. بعضی بچه ها آب و دانه اين پرنده بی زبان را درست می کنند، بعضی شان هم قفسش را پاک می کنند و من هم آن را به مسابقات بودنه جنگی می برم. من اين را خيلی دوست دارم" عبدالکريم که بودنه اش را به يک کيسه پارچه ای رنگين کوچک انداخته و به ميدان بودنه جنگی در گوشه ای از شهر مزارشريف آورده است، می گويد: "من اين بودنه خود را خيلی دوست دارم. چند جنگ را برايم برنده شده است. از درک (بابت) آن، نان خورده ام. تا زمانی که نمرده، هيچ وقت از خودم دورش نمی کنم و نگهش می دارم." کسب درآمد
اين يک معادله جالبی است؛ هزاران افغانی بر سر پرنده جنگی قمار زده می شود و در ميدانهای جنگ پرندگان، قدرت های نهايی پرنده ها به نمايش در می آيند. در گذشته، فرماندهان و زورمندان هم جزو گروهی پرندهبازان می شدند و آنگاه بود که به مقدار "بيانيه" ها افزايش چشمگيری مشاهده می شد. عبدالکريم که يک کارگر معمولی است می گويد بلندترين قيمتی که در حضور او در ميدانهای پرنده جنگی، قمار زده شده، حدود ۱۰۰ هزار افغانی (معادل دو هزار دلار) بوده است. علاقه اما پرندهبازان اين کار را قمار نمی دانند که در دستورات اسلامی ممنوع شده است. الله داد ۷۲ ساله، می گويد ۱۵ سال پيش به بودنه جنگی روی آورده است. او می گويد: " تنها شوق زندگی که برای من باقی مانده، همين جنگ دادن بودنه و لذت بردن از آن است. ديگر چيزی نيست که ساعت تيری (وقت گذرانی) کنيم." آنفلوانزای پرندهی
'مست کننده تر از شراب' اما در يک ميدان بودنه جنگی که برای تهيه گزارش آمده ام، با وصف نگرانی های زياد از احتمال سرايت آنفلوانزا به اين پرندهان، بازی در فضای عاری از نگرانی و مملو از شور و شوق و هياهو ادامه دارد. يکی از بودنه بازان می گويد: " وقتی پرنده ام در ميدان جنگ پيروز می شود، تمام دردهای وجودم غيب می زند؛ مست و نشئه می شوم و فکر می کنم سلطان جهان هستم. مزه اين کار، خيلی بيشتر از شراب و می است." وقتی در مورد شيوع ويروس کشنده آنفلوانزای پرندهی که در اثر تماس انسانها با پرندگان آلوده به ويروس شايع می شود، از اين پرندهبازان پرسيدم، يکی از آنها گفت: "حالا خطر آمدن ويروس کشنده پرنده به مزارشريف و پرندههای ما خيلی دور است، بگذاريد لذت ببريم. تازه ما گاو مرگی را ديده ايم، اين که پرنده مرگی است." ديگر همقطارانش نيز با شنيدن اين جملات، با صدای بلند می خندند و به تماشای جنگ پرندهها ادامه می دهند.
از سوی ديگر، سازمانهای بهداشتی در افغانستان به سبب آسيب های جنگ در سطحی نيست که بطور قناعت بخش با اين بيماری مبارزه کنند. هرچند، به تازگی، وزارت بهداشت افغانستان با چاپ و انتشار برگه های تبليغاتی سعی کرده است سطح آگهی مردم را در مورد بيماری کشنده آنفلوانزای پرندهی در تمام ولايات افغانستان بلند ببرد. اما وقتی که در پايان جنگيدن پرندهها در مزار شريف و کاهش احساسات عميق پرنده جنگی، از يکی از تماشاچيان گردهمايی بودنه بازی که او هم پرنده ای در دست داشت، در مورد آنفلوانزای پرندهی پرسيدم، گفت: "اگر اين مرض راستی در افغانستان سرايت کند، تلفات سنگينی به همراه خواهد داشت. چراکه می دانيد ما مردم خيلی ناآگاه هستيم و مراکز درمانی هم کم است." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||