|
نگاهی به دهه ۱۹۸۰ میلادی درافغانستان به قلم کشتمند | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نخست برای جلوگیری ازخلط مبحث، می خواهم آشکارا ابراز بدارم که دراین نوشته فشرده نه درپی دفاع از ورود و حضور نیروهای شوروی سابق درافغانستان هستم و نه اینکه به نرخ روز به بدگوئی دراینباره می پردازم. من درحالیکه در رابطه به ورود آنها نقشی نداشتم و درآن هنگام هنوز در زندان بسر می بردم؛ ولی درشرایط حضورآنها درافغانستان، صرف با رهبری حزب خویش کار می کردم و اتفاقاً آغاز دومین دوران کار من بعنوان صدراعظم با خروج نیروهای شوروی از افغانستان همراه بود. درهرحال، لازم می پندارم که دراینجا برخی دلایل را برای حضورنیروهای شوروی سابق درافغانستان ارائه و به برخی استنتاجها و یافته ها درآن زمان، اشاره نمایم. مسأله اساسی را در رابطه به ورود نیروهای شوروی به افغانستان درشرایط جنگ سرد، همانگونه که از سوی آن کشور اعلام گردیده بود، هدف جلوگیری ازنفوذ سیاسی و ایدئولوژیک کشورهای غربی به رهبری ایالات متحده امریکا از طریق مرزهای جنوبی آن زمان شوروی تشکیل می کرد. بهمین جهت بر پایان مداخله از سوی پاکستان به امور افغانستان پافشاری می گردید. درمقابل از سوی کشورهای غرب و وابستگان آنها، این اقدام شوروی بعنوان تلاش برای رسیدن به آبهای گرم و منابع نفتی حوزه خلیج فارس خوانده می شد. کشمکش میان دوسو، تداوم یافت و افغانستان به محل جنگ سرد مبدل گردید. این وضع تازمانی دوام کرد که تغییرات معینی در درون اتحاد شوروی سابق رخ داد و درپی آن امتیازاتی بسود غرب از سوی شوروی سابق عرضه شد که منجر به قطع جنگ سرد در پهنه جهانی گردید.
در اين بين بايد گفت مقامات اتحاد شوروی سابق با امضای موافقتنامه های ژنو از لحاظ صوری آنچه را درنظرداشت گویا برآورده شده تلقی نمود، به عبارت ديگر توافقی برای قطع همه جانبه مداخله از خارج به امور افغانستان؛ ولی درواقع به شکست دراین زمینه تن درداد. اما مداخله صرف از سوی اتحاد شوروی سابق قطع گردید، ولی جانب مقابل کماکان درموضع مداخله گرانه خود استوار باقی ماند و در نتیجه آن، نخست مجاهدین به قدرت رسیدند و سپس همان نیروهای مداخله گر، طالبان را درافغانستان براریکه قدرت نشاندند و مرزهای جنوبی شوروی پیشین نیز از نفوذ بنیادگرائی اسلامی و مداخله سیاسی مصئون باقی نماند. ورود شوروی و سقوط امين گفتنی است که نیروهای شوروی بخاطر برانداختن رژیم حفیظ الله امین با نیروهای داخلی فعالانه همکاری کردند و در نتیجه درآستانه سال ۱۹۸۰ شمار بزرگی از زندانیان سیاسی و عقیدتی، بیش از شانزده هزار تن که جان سالم بدر برده بودند و من هم دراین میان بودم، رهائی یافتند و به آغوش خانواده های داغدیده خویش بازگشتند. این نیروها درحالیکه هدف خویش را بازگرداندن ثبات و امنیت درافغانستان قرار داده بودند، ولی با حضور طولانی آنها، به مخالفین که بویژه از برون تحریک می شدند، بهانه داده می شد و آتش جنگ تیزتر می گردید. بهمین مناسبت ما مخالف اقامت طولانی نیروهای متذکره درکشور بودیم تا اینکه زمینه خروج کامل آنها فراهم گردید، اما جنگ به هیچ وجه پایان نیافت. آنچه پس از آن حائز اهمیت بود اینکه، افغانستان نخست باید به لانه بنیادگرائی از نوع طالبانی آن مبدل نمی گردید و دوم اینکه دست کم به فرصت سوزیها و خرابکاریها مجال داده نمی شد و روند رشد و انکشاف افغانستان تداوم می یافت. روندی که ازسالهای ۱۹۵۰ آغاز گردیده بود و تا سال ۱۹۹۲ با فرود و فرازهای معین، گاهی با تندی نسبی و زمانی با کندی، به پیش می خزید.
ولی درسالهای ۱۹۹۰، کشورهای غربی که در تصمیم گیریها و سیاست گذاریها به مقیاس جهانی دست بالا یافته بودند، همانگونه که رهبران آنها خود اذعان کرده اند، بایستی به نیروهای عقب گرا که خود موجبات نیرومندی آنها را فراهم آورده اند، اجازه نمی دادند تا کار رشد و توسعه اقتصاد و فرهنگ متوقف گردد و حتی سیر قهقرائی بخود بگیرد. بویژه دوران طالبان قابل یادآوری است که آنان با اتخاذ مواضع سرسختانه، چرخش واپسگرایانه را در جامعه مسلط ساختند و بدینگونه با منافع ملی کشور بازی صورت گرفت. اما درسالهای ۱۹۸۰ که مورد بحث کنونی است، برغم حضور نیروهای شوروی سابق درافغانستان، برغم مداخله گسترده ازبرون و بویژه ازسوی پاکستان و ویرانگریهای گروه های مسلح مخالف و برغم اینکه بخش قابل ملاحظه درآمدهای دولتی صرف مصارف نظامی نیروهای داخلی درجنگ تحمیلی می گردید؛ ولی انجام کارهای اقتصادی و اجتماعی در صدر وظایف حزب و حکومت قرار داشت. درآن سالها، دوهدف عمده پیگیری می شد: نخست، بهبود بنیادهای فعالیت اقتصادی و زیرساختهای آن و بهبود مدیریت اقتصادی و اداره دولتی و دوم، فراهم آوردن امکانات کاربرای مردم و نیروی کار اضافی که بگونه روزافزون از روستاها به شهرها سرازیر می شد، بویژه برای قشر فزاینده جمعیت جوان کشور که از مؤسسات رو به رشد آموزشی و پرورشی فارغ می گردیدند. درآن سالها، درحالیکه کلیه کشورهای غربی و متحدین آنها بشمول سازمانهای مالی و پولی وابسته به آنها و حتی سازمانهای اختصاصی ملل متحد هرگونه همکاری اقتصادی با افغانستان را قطع نموده بودند؛ اتحاد شوروی و برخی از کشورهای سوسیالیستی و هند کمکهای با ارزش اقتصادی دردسترس قرار می دادند و ما را برای رسیدن به هدفهايمان در زمینه رشد اقتصاد و فرهنگ درشرایط دشوارتا حدودی یاری می رساندند. با آنهم، باید درنظر گرفت که در راه انجام تلاشهای ما بندشهای پرشماری وجود داشت. دراین میان، از نبود ثبات و امنیت لازم درکشور، کمبود انباشت سرمایه و نبود سرچشمه های کافی برای سرمایه گذاریها از سوی بخشهای دولتی و خصوصی، عدم دستیابی به امدادهای مالی و کمک های لازم از کشورها و سازمانهای پولی خارجی، میتوان نام برد. ما تلاش کردیم تا سطح مناسبات سیاسی و حسن همجواری با کشورهای گوناگون و همسایه ها را ارتقا بخشیم وهمکاریهای اقتصادی آنهارا جلب نمائیم، ولی در جو جنگ سرد این امر امکان پذیر نگردید. درهرحال، افغانستان کماکان بعنوان یک عضو برابر ازلحاظ حقوقی درسازمان ملل شناخته می شد و جایگاه معین خویش را درمیان کشورهای جهان سوم، سوسیالیستی و غیر متعهد حفظ کرده بود. جنبش عدم انسلاک (غير متعهدها) که از نفوذ و اعتبار بزرگی درآن سالها برخوردار بود، افغانستان را ازهمان آغاز یکی از بنیادگذاران این جنبش و درسالهای ۱۹۸۰ بعنوان عضو وفادار خویش می شناخت. چنانکه من دوبار در کنفرانسهای سران کشورهای غیر متعهد درسالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ منعقده در هند و زيمبابوه شرکت کردم و درگردهمآئیهای آن جنبش هیأتهای افغانستان پیوسته درسطح مناسب پذیرفته می شدند. با تمام آنچه در بالا گفته شد، اهرمهای تبلیغاتی که در برابر حاکمیت طی سالهای ۱۹۸۰ ایجاد گردیده بود، در سرتاسر دهه نود نه تنها دست نخورده باقی ماند، بلکه گستره بیشتر و خصلت خرابکارانه تر بخود گرفت. این درحالی بود که دیگر جنگ سرد درعرصه جهانی و برسر مسأله افغانستان واقعاً به سردی و حتی به خاموشی گرائیده بود و کارکردهای متفاوت دو دهه هشتاد و نود برهمگان آشکار شده بود. صرف نظر از آن، با تأسف در طی سالهای اخیر نیز نتایج کارهای انجام شده برغم تفاوتهای مشهود مثبت و منفی، سازندگی و ویرانگری مجزا ازهم، درنتیجه گیریها از سوی برخی از نظریه پردازان، یکسان شمرده می شوند. چنانکه درکنار نکوهش از بدیهای دهه نود، خوبیهای نسبی دهه هشتاد نیزآگاهانه یا غیر آگاهانه مورد سرزنش قرار می گیرد و این منصفانه نیست. درپایان می خواهم به این نکته اشاره نمایم که برپایه تجارب خویش، از سوی حکومت درسالهای ۱۹۸۰ دربرابر کارکردهای مثبت حکومتهای پیشین؛ در زمینه پیشرفتها و نتایج بدست آمده درعرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ دررابطه به کادرهای فنی، اداری و مسلکی و درمجموع دربرابرکارمندان و کارشناسانی که خود مایل به کار و همکاری بودند، ازابراز بدبینی و بدگمانی احترازبعمل میآمد. اکنون نیز این آرزومندی وجود دارد که حکومت کنونی افغانستان، پس ازسپری کردن سه سال تجربه دردوران حکومتهای مؤقت و انتقالی و آزمایش دشواریها، اجازه ندهد که حساسیت بیمورد مشخصه دوران جنگ سرد، دربرابر کارکردها و کارمندان دوران دهه هشتاد ازسرگرفته شود. برغم اینکه اخیراً کابینه جدید باعضویت شماری ازکارشناسان و تحصیل کرده ها تشکیل گردیده است و برغم اینکه ميلیاردها دلار امدادهای خارجی قابل دسترسی است، ولی به کار و همکاری کادرهای با تجربه، با دانش مسلکی و صادق به میهن درسطوح مختلف نیاز وجود دارد؛ کادرهائیکه آرزوی ایشان صرف بهروزی و پیروزری مردم خویش و کاهش بی ثباتی و تأمین امنیت عادلانه درکشور است. همکاری این گروه بزرگ دهها هزار تنی از کارشناسان و تحصیلکرده های سالهای ۱۹۸۰ در اداره یا شرکت درارگانهای انتخابی مردم و یا تشکل درسازمانها و احزاب دموکراتیک درصورتی امکانپذیر است که بدبینیها و بدگمانیهای ایدئولوژیک پیشین و دیدگاه های دوران جنگ سرد ديگر درفضای بازسیاسی که مدعی آنند، جائی نداشته باشد و ایشان درشرایط دموکراتیک برای کاربرد دانش و تجربه، اندیشه و نقش خویش ازامکانات واقعاً دموکراتیک برخوردارگردند. * در سلسله مطالب و گزارشهای راديويی و همچنين خاطرات مردم از ورود نيروهای اتحاد شوروی سابق به افغانستان در صفحه ويژه بيست و پنجمين سالگرد اشغال افغانستان توسط اتحاد شوروی سابق در سايت فارسی بی بی سی، سلطانعلی کشتمند، نخست وزير افغانستان در دهه 80 ميلادی در مطلب فوق نگاهی کرده است به سالهای 80 ميلادی در اين کشور. لازم به ذکر است که آقای کشتمند اولين نخست وزير شيعه و هزاره افغانستان برای تقريبا يک دهه بود. او يکی از رهبران برجسته حزب دمکراتيک خلق افغانستان نيز بوده است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||