|
'انتخابات هم حق است هم ابزار' | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
انتخاباتی که قرار است در انتهای همين هفته در افغانستان برگزار شود، بی ترديد حادثه ای در حيات سياسی افغانها حادثه به حساب می آيد. برای نخستين بار است که حق مردم برای انتخاب رهبری سياسی شان، مورد اعتراف و قبول قرار می گيرد و آنها با اعتقاد به اينکه ايفای نقشی غير از نقش رعيت را بر عهده دارند و ديگر فقط مکلف به اجرای نقشی منفعلانه نيستند، بسوی صندوقهای رأی می روند که قرار است سرنوشت و تقدير آينده شان را رقم زند. آيا انتخابات، آزاد و عادلانه خواهد بود؟ البته خوشخيالی و حتی خودفريبی است اگر اميدوار باشيم که اين انتخابات حتی به صورت نسبی، انتخاباتی آزاد و عادلانه خواهد بود، زيرا هيچيک از شرايط، زمينه ها و امکاناتی که برگزاری انتخاباتی منصفانه و دموکراتيک را تضمين می کند، مد نظر اوليای امور قرار نگرفته است و پاره ای از ملاحظات خارجی و مصلحتهای برون مرزی، فوريت و قطعيت انتخابات را بدون در نظر داشت مقدمات و پيش زمينه های لازم آن، در دستور کار قرار داده اند. چرا کارت گرفته اند؟
روشن است که دست کم آگاهی لازم از انتخابات، ضرورت آن، عواقب و نتايج تاريخی آن وجود ندارد و بسياری از مردم، به فحوای اطاعت از اولی الامر و پيروی از فرمانهای مقامات عالی رتبه، ثبت نام کرده اند تا به زعم خود، پادشاه عادلی برای خود برگزينند، يا در ازای کارت ثبت نام، کيسه گندمی و قوطی روغنی نصيبشان شود. از سوی ديگر، ايجاد انگيزه های ناسالم و ضددموکراتيک تبارگرايانه و قوم پرستانه، از طريق اقدامات تحريک آميز و جنگ افروزانه، برای کشاندن مردم به حوزه های ثبت نام و بهره گيری از شيوه ها و شگردهای عوام برانگيز، برای پر رونق و نمايشی ساختن انتخابات و نظاير آن، دموکراسی و انتخابات را تا سطح معامله ای تقلبکارانه پايين آورده است. برداشت مردم از دموکراسی اين در حالی است که مردم افغانستان و اکثريت قاطع آنها، دموکراسی را در آيينه عملکرد بازيگران صحنه سياست می آموزند و از آنجايی که هيچ پيش زمينه ذهنی در مورد آن ندارند، اين عملکردها را به مثابه معتبرترين تعريف دموکراسی می شناسند؛ از اين رو، به خود حق می دهند آرای خود را به مزايده بگذارند و از همين حالا، در صدد سودا کردن آن برآيند. متأسفانه بازيگران ميدان سياست در کشور ما آنچه را می فهمند منافع روزمره شان است و نه آثار و نتايج و پيامدهايی که از سياستهای روزمره شان به ميراث می ماند. آنچه آزاد بودن انتخابات را زير سؤال می برد
به موازات آنچه گفتيم، بی امنيتی و استفاده از قدرت و ثروت باد آورده برای تهديد و در نهايت تطميع مردمی که قبل از هر چيزی به نان و لباس و مسکن و دارو نياز دارند، عوامل ديگری است که آزاد بودن انتخابات را زير سؤال می برد و نيز اين اميد را که مردم می توانند در اين اولين تجربه دموکراسی، اراده خويش را عملی کنند، ظرفيت سیاسی شان را به نمايش گذارند و طبیعی ترين حقشان را که عبارت است از حق مشارکت در امر بزرگ تعيين سرنوشت، اعمال کنند. با وجود تمام اينها، روشنفکران بايد با شرکت فعال در انتخابات و تشويق و ترغيب مردم به مشارکت در آن، وظيفه تاريخی شان را انجام دهند، زيرا بويژه انتخابات آينده دارای دو وجه است، يکی انتخاب به عنوان حق، که در هيچ حالتی تعطيل و توقف نمی پذيرد و ديگری انتخاب به عنوان ابزار يا وسيله ای برای انتخاب کسی که قرار است بر مسند قدرت بنشيند و فرمانروايی کند. انتخابات به مثابه حق با در نظر داشت اينکه دموکراسی ساختار از قبل آماده شده ای نيست که بيکبار پیاده شود، بلکه فرايندی است تاريخی و طولانی که حضور شعوری و آگاهانه مردم پشتوانه آن است، بسوی انتخابات بايد رفت تا انتخابات به عنوان حق نهادينه شود و مردم آن را به مثابه حق انفکاک ناپذيرخود باور کنند. ما (مردم افغانستان) با رفتن بسوی انتخابات و رأی دادن، هويت خويش را به مثابه شهروندان اين کشور اثبات می کنیم، وقتی اين مهم به سر آمد، خواهیم توانست از آن به عنوان ابزاری برای تحقق آرمانهای سرکوب شده هموطنان خود بهره ببريم. با شرکت در اين انتخابات با وجود تمامی نارسایيهای آن، فرد فرد ما به عنوان شهروند، عرض وجود می کنيم و جامعه ما به عنوان ملت، آغاز تولدش را جشن می گيرد، زيرا ملت با فرمان و لايحه و دستور ساخته نمی شود، بلکه با انتخاب آغاز می شود، همانگونه که انسان با آزادی متولد می شود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||