BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 19:40 گرينويچ - پنج شنبه 12 اوت 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
'بازی پسر بچه ای در ميان خرابه بوداهای باميان'

"بازی پسر بچه ای در ميان خرابه های بوداهای باميان" در نگاه اول يک فيلم "مستند" بنظر می رسد اما اين فيلم از حد يک "مستند سازی" فراتر رفته است
"بازی پسر بچه ای در ميان خرابه های بوداهای باميان" در نگاه اول يک فيلم "مستند" بنظر می رسد اما اين فيلم از حد يک "مستند سازی" فراتر رفته است
بزرگترين جشنواره فيلم استراليا که 21 ژوئيه در شهر ملبورن آغاز شد و تا 8 اوت ادامه داشت، با استقبال گسترده ای مواجه شد.

در اين جشنواره کارگردانان مختلف از سراسر دنيا شرکت کردند و نمايش فیلم همه روزه در سالن های شهر ملبورن ادامه داشت.

آنچه که در جشنواره امسال خود نمايی می کرد، حضور بی سابقه فيلم سازان آسيايی بويژه فيلم سازمشهور ايرانی عباس کيارستمی بود. فيلم "پنج عصر" سميرا مخلباف هم در جشنواره حضور داشت.

از افغانستان هيچ فيلمی ديده نمی شد؛ اما چندين فيلم با موضوع افغانستان از کارگردانان خارجی با استقبال غير منتظره ای مواجه شد.

مهمترين فيلم در باره افغانستان از کارگردان انگليسی "فيل گربسکی" بود که توجه بسياری را بخود جلب کرد.

"بازی پسر بچه ای در ميان خرابه های بوداهای باميان" در نگاه اول يک فيلم "مستند" بنظر می رسد اما اين فيلم از حد يک "مستند سازی" فراتر رفته است.

آقای گربسکی خودش معتقد است که اين فيلم همانند فيلم های سينمايی يک فيلم "مستند" بلند بشمار می آيد. اين فيلم قبل از اين نيز در جشنواره های مختلف دنيا شرکت کرده است و جايزه های معتبری را بخود اختصاص داده است.

بار اول وقتی برای ديدن اين فيلم رفتم چنان شلوغ بود که نتوانستم جايی گير بياورم. صف طولانی مردم در بيرون تالار آنهم در اين هوای سرد زمستانی دور از انتظار بود. ناگزير برای آخرين نمايش آن از چند روز قبل جا رزرو کردم.

داستان فيلم

اين فيلم سرگذشت یک پسر بچه هشت ساله هزاره را به تصویر می کشد که بدليل جنگهای خانمانسوزاز زادگاهش "دره صوف" آواره شده و همراه با پدر و مادر پيرش در مغاره های (سموچهای) بوداهای باميان زندگی مشقت باری را سپری می کند.

در آغاز فيلم قامت بودای باميان پيش از تخريبش توسط طالبان در مارس 2001 نشان داده می شود؛ گویا کارگردان می خواهد شکوه و عظمت تاريخ این منطقه مجسم کند.

بزودی پرده ی سياهی بر پرده سينما سايه می افکند و لحظه انفجار آن به تصوير کشيده می شود.

"ميرحسين" کودکی که در دنيايی کودکی اش مزه تلخ زندگی را با کم ترين امکانات تجربه می کند، کمتر لبخند از لبانش فرو می غلتد. در چشمان براقش می توان اميد به آينده را ديد، اما اين اميد زياد هم زودرس نخواهد بود.

از يکسو زندگی برای مير محدود شده به تونل های پيچ در پيچ مغاره ها و از سويی تغييرات سياسی در دره باميان با آمدن کاروان های پر طمطراق وزير دفاع، که نيروهايش سالها قبل در تخريب و جنگهای سالهای 1992 دست داشته، دو گانگی و تفاوت زندگی مردم و شکوه هييت های که از کابل می آيند را به مقايسه می گيرد.

آقای گربسکی واقعيت های زندگی ابتدايی مردم را در دره باميان بخوبی به تصوير کشيده است.

مردمی که سالها دربدری را تجربه کرده اند و حالا با سقوط طالبان می خواهند به زندگی عادی برگردند و با وعده های دولت و سازمان های بين المللی از نو خانه هايشان را بسازند. در اين ميان اما بازهم "مير" می ماند با همان آواره گی سابقش.

وی نمی تواند از کمک های وعده داده شده دولت مبنی بر دستيابی خانه نو به آوارگان بهره مند شود زيرا وی با خانواده اش متعلق به اينجا نيستند.

بعدا "مير" با کمک سازمان ملل به زادگاهش بر می گردد تا در آنجا زندگی تازه ای را شروع کند؛ درس بخواند و معلم شود تا بتواند پدر پير و مادر پيرش را سر پرستی کند. فيلم با آهنگ "ای زمانه" داود سرخوش به پايان می رسد.

اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران