|
'آلوچه' اولين آلبوم هديه رستگار | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آخرين بار هديه رستگار را دو ماه پيش در هامبورگ آلمان ديدم. شش سال و ده ماه داشت. وجيهه و فريد رستگار يکی از آهنگهای خود را تمرين می کردند، هديه زير بغلی (ضرب - دمبک) را گرفت و شروع به نواختن کرد. زير بغلی زير انگشتان کوچکش بزرگی می کرد؛ اما بقدری خوب می نواخت که تعجب کردم. گفتم: هديه جان واقعا خوب می نوازی. گفت: کاکا هارون "جاز بند" هم می نوازم. در مکتب "جازبند" نواختنم خوبتر است. پرسيدم" آواز می خوانی؟ چيزی نگفت. اما مادرش وجيهه آهسته بمن گفت : "گاهی از اوقات می خواند، وقتی من و فريد خانه نيستيم." آلبوم هديه حدود يک هفته پيش به فريد رستگار زنگ زدم. از وجيهه و حالش پرسيدم؛ از فرزندانش رزما، تهمينه و ميلاد و البته از هديه و زير بغلی نواختن او. گفت: گپ (صحبت) از زيربغلی نواختن هديه گذشته و بزودی آلبوم آهنگهايش بدستت می رسد. فکر کردم فريد با من شوخی می کنه. فريد ادامه داد: می خواهی يکی يا دو تا از آهنگهايش را از طريق پست الکترونيکی برايت بفرستم؟ گفتم: بفرست. آهنگها را از طريق کامپيوتر گرفتم. آنقدر خوب بود که باورم نمی شد. هديه خواننده يکی دو روز پيش به هديه زنگ زدم تا از زندگی و کار وبار هنری خود برايم بگويد. گفت: "هميشه برنامه های موسيقی تلويزيونی آلمان و جهان را می بينيم. همه آهنگهای معروف انگليسی و آلمانی را تقريبا حفظ کرده ام. "در آلمان متولد شده ام و اگرچه می توانم فارسی حرف بزنم اما نمی توانم فارسی بخوانم و يا بنويسم. " آهنگهای آلبومم را که اولين آلبومم است با الفبای لاتين نوشتم و هر روز يکی يا دو آهنگ ضبط می کردم. "آلبومم سيزده آهنگ داره که يازده تای آن را خودم خواندم و يکی از آهنگها را رزما خواهرم خوانده و من با او همراهی کردم و يک آهنگ را هم بهمراه پدر و مادر و خواهرم اجرا کردم. "اشعار آهنگها هم از سميع حامد است. "آهنگها فکر می کنم هم برای کودکان جالب است و هم شايد نکات آموزشی داشته باشه؛ در آنها نامهای تاريخی برخی از نقاط کشور مثل پل باغ عمومی، سمنگان، روضه مبارک و غيره وجود داره." از او خواستم درباره چيزهای ديگری که دوست داره و يا انجام می ده برام بگويد. ادامه داد: "غير از موسيقی، ورزش و رقص را هم دوست دارم. "و البته گاه گاهی در برخی از محافل با پدر و مادرم زير بغلی هم می زنم. "هنوز مدرسه موسيقی نمی رم؛ اما قرار است برای تحصيل پيانو و آواز خوانی يک دوره را بگذرانم. "چيز ديگری که خيلی دوست دارم شيرينی ست؛ اگرچه اشتهايم زياد خوب نيست." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||