|
کنسرت دريا در کابل | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه (13 مه)، برای نخستين بار در دست کم سيزده سال گذشته، يک کنسرت در ورزشگاه "غازی" شهر کابل برگزار شد. دهها هزار نفر از شهروندان شهر کابل اعم از مرد، زن، پير و جوان، نزديک به سه ساعت، آهنگهای و ترانه های خواننده محبوب شان فرهاد دريا را از نزديک شنيدند، شادی کردند و به همراه او ترانه هايش را که به اکثر زبانهای ملی افغانستان خوانده شد، زمزمه کردند. کنسرت در محل اعدام آغاز گزارش کنسرت در ورزشگاه غازی شهر کابل، با ياد آوری اين جملات که اين مکان، تا دو و نيم سال پيش، شاهد اعدامها، قصاصها و دست و پا بريدنها بوده است، ممکن است قدری کليشه ای و تکراری به نظر برسد، اما وقتی ديدم با هر يک از شرکت کنندگان کنسرت صحبت می کنم گريزی می زند به آن سالها و آنچه در اين استاديوم ديده و شنيده، ناگزير بايد خاطرنشان کنم که فرهاد دريا، امشب سکوی اجرا و نماد کنسرتش را درست در همان جايی برپا کرده است که تا کمتر از سه سال پيش، جايگاه طناب دار و محل قطع دست و پا بود. امشب در ورزشگاه غازی شهر کابل، به گفته برگزار کنندگان کنسرت، چند هزار مرد، زن، پير و جوان شرکت کرده اند تا برای نخستين بار در دست کم سيزده سال گذشته، شاهد برگزاری کنسرتی به اين وسعت، از يکی از آواز خوانان محبوبشان، فرهاد دريا باشند. سکوهای اطراف ورزشگاه، جايگاه ويژه مهمانان، زمين چمن و حتی روی ديوارها، مملو از جمعيت است. يک شب به ياد ماندنی مردم با کف زدنهای ممتد و زمزمه ترانه هايی که فرهاد می خواند، او را همراهی می کنند و در جای جای ورزشگاه نيز، جوانان در حال رقص و پايکوبی ديده می شوند. اين احساس تقريبا در همه وجود دارد که امشب، يک شب به ياد ماندنی است. از يکی از جوانان که به گفته خودش دو ساعت تمام مشغول رقصيدن و شادی کردن بوده است می خواهم تا نظرش را در مورد کنسرت امشب بگويد. او می گويد که برای نخستين بار است که در افغانستان در يک کنسرت شرکت می کند و بهترين آزادی و شادی مردم افغانستان بعد از طالبان را، در کنسرت امشب ديده است. ديگری يک عکاس است که برای تهيه عکس از کنسرت فرهاد دريا به ورزشگاه آمده است، او می گويد که بيشتر سالهای عمرش را در ايران گذرانده و برای نخستين بار است در کنسرت شرکت می کند. يک مرد کهن سال نيز در ميان شرکت کنندگان در کنسرت، توجهم را به خود جلب می کند. او نيز که به گفته خودش پنجاه و پنج سال دارد، می گويد که در بيست و پنج سال گذشته، نخستين بار است که در کنسرت شرکت می کند. به گفته اين شهروند کابلی، کودک يک ساله افغان در جنگ بيست و پنج ساله شده است و به جز جنگ، مصيبت و خشونت چيز ديگری نديده است. زنان و دختران هم حضور داشتند اين را هم بهتر است اضافه کنم که به صورت محدود و در جاهای مختلف ورزشگاه، زنان و دختران نيز ديده می شدند. می توان گفت که از زمان سقوط دولت دکتر نجيب الله در سيزده سال پيش، اين نخستين حضور زنان در ورزشگاه کابل است. تمام زنان و دختران به همراه خانواده هايشان آمده بودند و مانند مردان پسران، زياد از خود شور و شوق و تحرک نشان نمی دادند. اما با اين وجود، نفس حضور زنان در يک کنسرت مختلط، آن هم در کشوری مثل افغانستان اميدوار کننده است. آنگونه که يک خانم جوان می گفت، بی نظمی و کمبود جا، يکی از مشکلات اصلی کنسرت امشب بود که در مواردی، باعث درگيری فيزيکی نيروهای امنيتی و مردم نيز شد. قطع برق نيز يکی از مشکلاتی بود که در دو سه مورد، کنسرت فرهاد دريا را با وفقه مواجه کرد. فرهاد دريا، ديروز و امروز فرهاد دريا، که اکنون چهل و چهار سال دارد، آواز خوانی را از اواسط دهه هشتاد ميلادی با تشکيل گروه باران آغاز کرد. او چهارده سال پيش در سن سی سالگی کشورش را ترک کرد و هم اکنون نيز در آمريکا زندگی می کند. فرهاد برای نخستين بار پس از يک مهاجرت درازمدت، در ماه اوت سال گذشته به کشورش بازگشت و برای ادامه کار هنری در افغانستان ابراز تمايل کرد. سی دی "افغانستان سلام"، از کارهای فرهاد دريا در دوران بازگشت او به کشور است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||