|
مسعود حسينی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در کابل به دنیا آمدم و به قول مادرم بسیار بد قدم بودم. پدرم می گوید: تو که به دنیا آمدی جنگ شروع شد. من چیزی از آن روزها به یاد ندارم و همین که چشم باز کردم با بچه های همسایه بودم و با آنها بازی می کردم. مشهد یک شهر مذهبی بود و برای همسایه های ما مهم نبود که ما از کجا هستیم. من تا وقتی که به مدرسه نرفته بودم، نمی دانستم که چه تفاوتی با بقیه دارم. روزی که با مادرم برای ثبت نام رفتم مسوول ثبت نام نگاهی به من و نگاهی به کارت آبی ام انداخت و به مادرم گفت که باید از شورای افاغنه نامه بیاوریم و آنجا بود که فهمیدم تفاوت من با حمید و حسن (همسن و سالانم) چیست. کلاس دوم دبستان تازه شروع شده بود که خانم معلم برای مشخص کردن نماینده کلاس چند معما پرسید و من تند تند به همه معماها جواب دادم و نماینده کلاس شدم. من خانم معلم را خیلی دوست داشتم و با کمک او توانستم کلاس سوم را جهشی بخوانم. سال ها گذشت و از آنجا که در لباس و لهجه و چهره تفاوتی با یک ایرانی نداشتم، مشکل خاصی هم نداشتم تا اینکه در سال 1376 که سوم دبیرستان بودم زندگیم رنگ دیگری یافت. من حرفهای آقای خاتمی را خیلی دوست داشتم در واقع همانطور که همسن و سال های من از حرفهای او برانگیخته می شدند من هم لذت می بردم و در میتینگ های سیاسی دوم خرداد شرکت می کردم. در تبلیغات انتخاباتی برای آقای خاتمی شرکت کردم، دوستانی که مرا می شناختند از من دلیل این کار را می پرسیدند ومن می گفتم "فقط برای هیجان" در حالی که در واقعیت نمی خواستم در مورد سرنوشت کشوری که در آن زندگی می کنم بی تفاوت باشم در صورتی که حتی حق رای دادن هم نداشتم. بعد از 11 سپتامبر 2001 هویت "افغانی" در ایران تفاوت کرد. لحظات سخت تصمیم گیری برای من درست بعد از تشکیل دولت موقت افغانستان پیش آمد. باید تصمیم می گرفتم که بدون حق شهروندی در ایران بمانم یا با جدا شدن از تمام تعلقات زندگیم در ایران، به وطن خودم برگردم. بالاخره با اینکه تمام خانواده مخالف بودند، 4 ماه بعد از تشکیل دولت به تنهایی و بدون خانواده به کشورم بازگشتم. از ایران خاطرات شیرین و تلخ دارم.هیچگاه خود را جدا از آن قسمت زندگیم در ایران نمی دانم و امیدوارم که برای دیدن دوستانم بتوانم به ایران سفر کنم. از زندگیم در افغانستان راضی هستم و در زمینه مطبوعات در کابل و همچنین به عنوان خبرنگار عکاس با آژانس های خارجی کار می کنم و می دانم که در ایران چنین موقعیتی برایم پیش نمی آمد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||