|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نگاهی به انتشار كتابفروش كابل
كتابفروش كابل نوشته آسنه سيرستد تلفيقی از گزارش، سفرنامه و يک رمان است. جا نيفتادن اين کتاب در يک فرم ( ساختار )، به جای آنکه نقطه ضعف آن باشد، برعکس توانسته متجلی کاری منفرد و نوين باشد. کاری که اگر به آن به عنوان سفرنامه بنگريم، می تواند شرح کشوری باشد و مردمی و شيوه زندگی آنها با زيبايی و زشتی هايش. اما اگر به آن کسوت يک گزارش را بدهيم،خواهيم دريافت که کتاب شاهد عينی از آنچه در روز و شب در افغانستان بعد از سقوط طالبان می گذرد، است. و اگر بخواهيم مايه های يک رمان را در آن در بيابيم، لازم است که فقط فصلی از کتاب را بخوانيم و ببينيم که چگونه، تنها در يک فصل حجمی از تخيل زيبا در قالب زبان شاعرانه و با مهارت قصه گويی گنجانيده شده است. در اين مورد خود نويسنده چنين می گويد :"من اين کتاب را با زبان ادبی نگاشته ام، اما در واقع آنچه نوشته ام از واقعيت های عينی زندگی مردم است و يا مخلوطی از روايات و همچنين گفته هايی است که از مردم شنيده ام."
افرادی که نوشته ام را خوانده اند از من می پرسند که "چگونه توانسته ام در ذهن يک خانواده افغانی داخل شوم و آنچه را که اعضای اين خانواده می انديشند دريابم. البته در اين مورد نمی خواهم ادعا کنم که من قادر بوده ام روان فکری خانواده ای را به طور کلی دريابم." او می افزايد:"هيچگاه نتوانستم که به زبان دری مسلط شوم، اما تعدادی از اعضای خانواده سلطان خان (قهرمان داستان)، به زبان انگليسی خيلی خوب وارد بودند. آنچه که من در مورد اين خانواده نوشتم در حقيقت تصويری از خانواده ای است با شيوه رفتار، کردار و طرز پندار که در ديگر خانواده های افغانستان معمول نيست.“ آنچه که نويسنده در اين کتاب به آن توجه بيشتر داشته تا خواننده را بدان معطوف سازد، ترسيمی است از زندگی مردم افغانستان که با سه تحول سياسی يعنی ظهور دولت کمونيستی، مجاهدين و طالبان سه شکل کاملا مجزا و مشخص را به خود گرفته است. اين مفارقت اشکال به خصوص در زندگی زنان افغانستان قابل ملاحظه است. زندگی زنانی که در دوران کمونيسم از آزادی خوبی برخوردار بودند تا اينکه اين آزادی در زمان مجاهدين خدشه می يابد و در زمان طالبان کاملا سلب می گردد. مشخص است که نويسنده در تحقيقش به اسناد تاريخی و موثق رجوع کرده و سعی دارد به جهانيان نشان دهد که زن افغان با آن تصويری که ما از آن در حالت کنونی داريم فرق می کند، و چهره تاريخی ديگر داشته که اين چهره در زمان های متفاوت به گونه ديگری در صفحات تاريخ نمايان می شود. بطور مثال اين کتاب به طور غير مستقيم به تاريخچه برقع می پردازد و خواننده با تعجب در می يابد که حتی در دين، سنت برقع پوشيدن زنان رسمی نوين است و باز توسط مردی ( حبيب الله خان پدر امان الله خان) به ابتکار درآمده که خود معروف به "زنبارگی" بوده است. واژه های استفاده شده در کتاب با تفسير از وقايع جاری و به طوری پيوند دادن اين وقايع با گذشته، مهارت داستان نويسی اين نويسنده جوان را نشان می دهد. مهارت نويسنده به خصوص رخنه کردن در حريم پوشيده زنان افغانستان و حلاجی کردن و تفسير زندگی آنان است. بطور نمونه می توانيم ژرف نگری و دقيق يابی او را در فصلی که زنی ( خواهر سلطان ) به عقد نکاح مردی که از زن ديگرش ده فرزند دارد و تقريبا دو برابر عمر عروس ، سن دارد، دريافت. در اين فصل است که در می يابيم که چرا شب عروسی برای يک زن افغان که بايد از شب های بسيار خوش و پر خاطره باشد ، شبی است غمگين. شبی که عروس با اعضای خانواده اش می گريد به جای آنکه بخندد و دليل آن: - چی خواهد شد که اگر شوهر آينده مرد خشنی باشد؟ - آيا اين مرد زنش را خواهد زد؟ - آيا به زن اجازه ديدار از خانواده اش می دهند؟ - و آيا اين آخرين باريست که دختری با خواهران ، برادران و مادرش نشسته و بعد از اين شب زندگيش کاملا تغيير می کند ، يعنی زنی به بردگی کشانده می شود؟ انتخاب عنوان کتاب يعنی "کتاب فروش کابل" هم سليقه خاص نويسنده بوده که به ظاهر، خواننده پيش از خواندن کتاب چنين می انگارد که بايد موضوع آن روی مدار کتاب فروشی و يا خانواده يک کتاب فروش بچرخد، اما نويسنده با مهارتی، کتاب فروشی را پس منظری از حوادث مهم تاريخی ساخته و با قلم توانايش مسائل حاد سی سال اخير افغانستان را پيش روی خوانندگان کشانده و از ظلم و رجعت گرايی در زمان مجاهدين و طالبان حکايت کرده است به خصوص در مورد زن و اين که چگونه اجتماع زن و ارزش او را در اجتماع ناديده می انگارد. آنچه در اين کتاب به طور شاعرانه تداعی می شود، عطش شهروندان کابل است برای مطالعه و اينکه هرچند که کتاب فروشی در زمان طالبان تحريم شده ، ولی همچنان مثل قديم بازار دارد و کتاب ها به فروش می رسند. اين داستان می تواند يک کتابخوان افغان را به گريه بياندازد، بخصوص زمانی در طول داستان که نسخه های خطی آرشيوها و کتابخانه های کابل را مجاهدين و طالبان در مقابل پشيزی به بازارهای پاکستان عرضه می کنند. حتی سلطان کتابفروش از اين اوضاع بی بهره نمی ماند. وی کتابی خطی در اختيار دارد که سفارت ازبکستان حاضر شده با پرداخت ۲۵۰۰۰ دلارآنرا بخرد تا در موزه تاشکند ، جايی در خور مقام اين کتاب تهيه گردد. درباره نويسنده خانم اسنه سيرستر نويسنده جوان نروژی است که در سال ۱۹۷۰ ميلادی متولد شده است. او بعد از اتمام تحصيلاتش در تاريخ ، فلسفه ، زبان روسی و اسپانيايی به عنوان يک خبرنگار از صحنه های داغ جنگ ، نخست در روسيه بين سالهای ۱۹۹۳- ۱۹۹۴ ميلادی و به دنبال آن از نا امنی های چين در سال ۱۹۹۷ ميلادی ، ز تشنج و خونريزی های کوزوو و سرانجام از نا امنی ، بی ثباتی ، فقر ، جنگ ، تحريم حقوق زن و بی حرمتی به حقوق انسانی از کابل در سال ۲۰۰۱ گزارش تهيه کرده است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||