|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
افغانستان دوسال پس از سقوط طالبان
دوسال پيش در چنين روزی (13 نوامبر 2001) امارت اسلامی طالبان در افغانستان، به دنبال حملات نيرهای ائتلاف بين المللی ضد تروريسم به رهبری آمريکا سقوط کرد. آمريکا و متحدانش که حمله به افغانستان را با دو هدف سقوط رژيم طا لبان و دستگيری اسامه بن لادن و ملا محمد عمر رهبران القاعده و طالبان آغاز کرده بودند، هنوز به هدف دوم خود، يعنی دستگيری رهبران القاعده وطالبان نرسيده اند. افزون بر آن، در ماههای اخير به نظر می رسد که بقايای طالبان نسبت به يک سال پيش حضور بيشتر و فعال تري يافته اند و هر از گاهی دست به حملاتی عليه نيروها ائتلاف ودولت انتقالی افغانستان می زنند. خطر ظهور مجدد طالبان حملات افرادی که بقايای طالبان خوانده می شوند بر نيروهای بين المللی ائتلاف ضد تروريسم به رهبری آمريکا، نيروهای دولتی و کارمندان سازمان ملل متحد و سازمانهای غير دولتی اخيرا از گزارشهای روزانه رسانه های جمعی افغانی و بين المللی است. درتازه ترين مورد، حامد کرزی رييس دولت انتقالی افغانستان نسبت به افزايش حملات طالبان در آستانه برگزاری لويه جرگه قانون اساسی و انتخابات سراسری هشدار داد. او گفت: "اين بعيد نيست که دشمنان افغانستان در آستانه برگزاری لويه جرگه و يا بعد از آن در زمان انتخابات که مردم افغانستان به طرف نظام سازی پيش می روند، حملات شان را افزايش دهند." طالبان از کجا قدرت می گيرد؟ دوسال پيش باتوجه به همکاری جامعه جهانی با افغانستان، تصور بر اين بود که طالبان ديگر حتی به عنوان يک سازمان و تشکل سياسی نظامی متلاشی شده است. پس دليل يا دلايل ظهور مجدد آنها به عنوان يک تهديد بالقوه برای دولت افغانستان چه می تواند باشد؟
برخی از کارشناسان مداخله دولت پاکستان و نارضايتی برخی مردم از دولت کرزی را دوعامل مهم دراين زمينه به حساب می آورند. حبيب الله رفيع کارشناس مسايل سياسی در کابل می گويد: "طالبان به همکاری دوستان خارجی شان در پاکستان تجديد قوا کردند، آنها اگر حمايت پاکستانی ها را با خود نمی داشتند نمی توانستند دوباره بروز کنند؛ از سوی ديگر بعد از سقوط طالبان از سوی برخی گروهها در دولت، مخالفت با پشتون ها شروع شد و اين مساله سبب شد که شماری از مردم به صف مخالفان بپيوندند." افراسياب ختک کارشناس مسايل سياسی پاکستان و افغانستان نيز با آقای رفيع هم نظر است. او سياست های پاکستان درقبال افغانستان در دو دهه گذشته را، که به گفته او در دست ژنرالان ارتش پاکستان بوده است، ناقص و به ضرر هردو کشورمی داند. اين کارشناسی پاکستانی مسايل سياسی، معتقد است که " سياست پاکستان در دو دهه اخير در قبال افغانستان به ضرر هردو کشور بوده است". آقای ختک می افزايد: "مسلما اگر پاکستان با طالبان همکاری نکند، آنها نمی توانند در سه مايلی مرز مشتر ک اين دو کشور دست به عمليات نظامی بزنند". دولت مقتدر راه مقابله با طالبان اما دولت افغانستان، چه راهی برای مقابله با طالبان و تهديدهای بالقوه آنان می تواند داشته باشد؟ برخی از آگاهان امور براين باورند که تنها راه مقابله با طالبان تقويت دولت مرکزی و از بين بردن مراکز متعدد قدرت و تصميم گيری است. راشد رستمی فعال سياسی درکابل می گويد: "دولت با يد ابتدا مشکلات داخلی اش را حل کند و از تعدد مراکز تصميم گيری و قدرت در داخل دولت و کشور بکاهد، آنگاه می تواند از يک جايگاه بالاتر با مخالفانش به مذاکره بنشيند". با اين حال، تشکيل يک دولت قوی مرکزی در افغانستان، به نوبه خود به چگونگی تصويب قانون اساسی که قرار است در ماه آينده برگزارشود و چگونگی انتخابات سراسری ، در سال آينده بستگی دارد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||