|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خليلزاد و ماموريتی دشوار
جرج دبليو بوش، رئيس جمهور آمريکا، زلمی خليلزاد را به عنوان سفير اين کشور در افغانستان معرفی کرده است. آقای خليلزاد اولين آمريکايی افغان الاصل و شايد اولين مسلمانی باشد که در پله های قدرت آمريکا به قلب دستگاه حاکمه آن کشور راه يافته است. پيشرفت آقای خليلزاد تا اندازه ای با نقش او در سالهای 1980 و اوايل سالهای 1990 ميلادی به عنوان مشاور عمده وزارت خارجه و پنتاگون در جنگ ضد شوروی در افغانستان و مسايل منطقه بستگی دارد. سالهای 1990 و در دوران حکومت بيل کلينتون، اين آقای خليلزاد بود که با تهيه سندی به نام "کتاب سفيد در باره افغانستان" خواستار دخالت مجدد آمريکا برای تغيير وضع در افغانستان شد.
آقای خليلزاد پس از حمله 11 سپتامبر و سقوط رژيم طالبان مهمترين چهره دولت آمريکا در سياستهای آن کشور در ارتباط با افغانستان بوده است و حالا انتخاب او به عنوان سفير آمريکا و نماينده رئيس جمهور اين کشور در افغانستان که گفته می شود با صلاحيتهای گسترده ای همراه خواهد بود، آقای خليلزاد را به قلب سياست افغانستان می کشاند. اين انتخاب که ماهها درباره آن گزارشهای مختلفی منتشر شده با سياست جديد آمريکا در افغانستان رابطه دارد. اين سياست جديد که تقريبا از يکسال به اين طرف روی آن کار شده است، ظاهرا با اين هدف مطرح شده که از شکست آمريکا در افغانستان، بازگشت اين کشور به هرج ومرج، افراط گرايی و در نتيجه تبديل شدن دوباره افغانستان به يک پايگا تروريستی جلوگيری کند. برای اين هدف گفته می شود که واشنگتن به اين نتيجه رسيده است که با فرستادن يک مشاور بلند پايه مانند آقای خليلزاد که افغانستان را می شناسد و با بازيگران اين صحنه آشناست و با زبان همين مردم تکلم می کند در راس يک گروه بزرگ مستشاران افغانی- آمريکايی از يکسو و با اختصاص پول بيشتر برای بازسازی افغانستان و ادامه جنگ ضد القاعده و طالبان از سوی ديگر از هرگونه شکستی جلوگيری کند و با اعمال نفوذ گسترده تر تلاش برا ی ايجاد يک حاکميت جديد در افغانستان را به ثمر برساند. اگر هدف آمريکا از انتخاب آقای خليلزاد چنين است، به نظر می رسد که آقای خليلزاد با دشوارترين ماموريت زندگی خود روبرو شده است. البته اگر سياست پول بيشتر، حضور بيشتر و کنترل بيشتر آمريکا اگر آنهايی را که ترس دارند دستاوردهای صلح حدود دوسال اخير از دست نرود را خشنود می سازد، اما هنوز هستند کسانی که فکر می کنند آمريکا به غير از پول و حضوربيشتر به درک واقعيتهای پيچيده افغانستان، انديشيدن درباره کاربرد موثر منابع و امکانات برای تغيير اوضاع و جلب حمايت همه گروهها و اقوام کشور نياز دارد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||