
شهر شانتیی در شمال پاریس میزبان گردهمایی دو روزه میان گروههای افغان بود
نشست پاریس مهمتر و جدیتر از آن است که در تحلیلها و اظهارنظرها میشنویم.
گرچه در این کنفرانس پای سندی امضا نشد و نه گروههای متخاصم خود را به تعهدی ملتزم کردند، اما طیف شرکتکنندگان و روندی که آغاز شده است، انتظاراتی را در افغانستان و جامعهی جهانی به وجود آورده.
وزارت خارجه فرانسه، پیش از آغاز نشست آن را یک "سمینار اکادمیک" به میزبانی بنیاد تحقیقات استراتیژیک خواند.
سخنگوی طالبان، آن را "تبیین موضع رسمی طالبان به جامعه جهانی" دانست و به گفته آنها در گذشته "مواضعشان توسط دشمن نمایندگی میشده است."
رهبران جبهه شمال نیز در اظهار نظرهای خود دستاورد مهمی را قابل انتظار ندانستند.
با این همه، پیدا است که نشست پاریس فراتر از یک سمینار اکادمیک بود. برای آماده سازی این نشست مراحل زیادی طی شد.
این نشست غیررسمی بود و بدون بیانیهای به کار خود پایان داد.
نمایندگان ملاعمر مواضع ملایمتری از این گروه را ارائه دادند. آنها با آنکه "امارت اسلامی" را تا هنوز تنها حکومت مشروع نامیدند اما خواستار نوعی حکومت همراه با دیگر گروههای افغان شدند.
نیویورک تایمز، در مقالهای در مورد این نشست از شکاف میان شورای رهبری طالبان و قوماندانهای رزمی آن به گفته منابع نزدیک به طالبان خبر میدهد.
آنها در برابر این پرسش اساسی قرار گرفته اند که آیا تن به گفتگو دهند و آن را مشروع بدانند یا صرف به گونهایی تاکتیکی برای جلب حمایت عمومی بهره ببرند.
"رهبرانی که سالها در برابر هجوم طالبان مقاومت کرده بودند، مدعیاند که آنها باید با طالبان در روند مصالحه اشتراک کنند نه حکومت کرزی. این رهبران اپوزیسیون، رهبران و بزرگان قومهایی هستند که بیشترین هراس را از بازگشت طالبان ابراز میکنند."
مقاله نیویورک تایمز از به حاشیه رانده شدن ملا عبدالقیوم ذاکر فرمانده عمومی رزمی طالبان- زندانی پیشین در گوانتانامو - توسط رقیبان میانهرو و جاگزینی ملا اخترمحمد منصور، معاون دوم ملاعمر به عنوان فرد میانه رو نام میبرد که خواستار پایان جنگ از طریق یک مصالحه میباشد.
نمایندگان طالب در نشست پاریس نیز نزدیک به ملا منصور میباشند. بیانیههای طالبان نیز نشان دهنده تمایل رهبری این گروه به گفتگو است.
آنها از "عفو عمومی" کسانی که علیهشان جنگیدهاند و ادامه کار ارتش، پلیس ملی و نهادهای ملی دیگر صحبت کرده اند. نمایندگان طالب در مصاحبه اخیر گفتند این تغییر نشان از اذعان ملاعمر به تغییر در افغانستان است.
نمایندگان ملاعمر بار دیگر مذاکره مستقیم با حکومت کرزی را رد کردند و خواستار خروج همه نیروهای خارجی، حتی مشاوران پس از ۲۰۱۴ شدند.
به گفته آنها قانون اساسی باز از نو بنا به قوانین شریعت اسلامی نوشته شود و انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰۱۴ را بیمعنا خوانده اند، برای این که در زمان حضور نیروهای خارجی انجام میگیرد.
افغانها و جامعه جهانی نیز با در نظرداشت تجربههایی که طالبان از ده سال گذشته آموخته اند، منتظر شنیدن ماهیت نظام سیاسی مورد نظر این گروه هستند و این که چه اهدافی برای پس از ۲۰۱۴ دارند.
هر یک از بازیگران صحنه پیچیده افغانستان نتایج مورد نظر خود را از این سمینار میجویند. همین دلیل کافی است که برگزار کنندگان آن را پنهانی برگزار کردند و از هر گونه اظهارنظری که بر نشست تاثیری احتمالی میگذاشت، جداً پرهیز کردند.
طرفهای اصلی طالبان

بیانیههای طالبان نیز نشان دهنده تمایل رهبری این گروه به گفتگو است.
نشست پاریس از این نظر نیز که رهبران طرفهای درگیر با طالبان در جبهه شمال- اکنون به عنوان اعضای اپوزیسیون – در عالیترین سطح حضور داشتند، نشست یگانهایی بود که حتی از ۱۹۹۶ سابقه نداشته است.
رهبرانی که سالها در برابر هجوم طالبان مقاومت کرده بودند، مدعیاند که آنها باید با طالبان در روند مصالحه اشتراک کنند نه حکومت کرزی.
این رهبران اپوزیسیون، رهبران و بزرگان قومهایی هستند که بیشترین هراس را از بازگشت طالبان ابراز میکنند.
نشست پاریس فرصتی بود برای آنها تا نگرانیهای خود را مستقیم به جانب طالبان ارائه کنند.
طالبان و حزب اسلامی خواستار تعدیل و تغییر در قانون اساسی شدند که در کلیت وجه مشترکی با اپوزیسیون داخلی است.
اپوزیسیون نگران برگزاری انتخابات شفاف در ۲۰۱۴ نیز هستند و علاقمند اند که نقش طالبان را در انتخابات بدانند.
طالبان نیز که فقط علاقه به مذاکره مستقیم با امریکا را ابزار کرده است، دریافته است که طرفهای داخلیشان همین رهبران و گروههای قومی است، کنفرانس پاریس فرصتی برای بیان اجندای مصالحه ملی میان اقوام افغانستان نیز هست.
امریکا و ناتو مترصد اعلان پیروزی
کشورهای غربی نیاز شدید به اعلام یک "پیروزی" در ماموریت افغانستان برای افکار عمومی خود دارند.
آمادگی ارتش افغانستان در به عهده گرفتن عملیاتهای نظامی تا پایان سال ۲۰۱۳ و خروج کامل نیروهای رزمی آمریکا و ناتو تا پایان ۲۰۱۴ تنها در صورتی میتواند توام با اعلام "پیروزی" در ماموریت افغانستان باشد که همراه با یک راهحل سیاسی برای پس از ۲۰۱۴ تکمیل شود.
در غیر آن، ادامه نبردها به شکل کنونی و تکیه صرف بر ارتش افغانستان به گمانهزنیها در مورد ناکافیبودن توان ارتش افغانستان و بیثباتی سیاسی در افغانستان دامن خواهد زد. میان شکست و پیروزی در افغانستان فاصله ظریفی بیش نیست.
مقامهای آمریکایی برگزاری موفقانه انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰۱۴ را در واقع آخرین صحنه ماموریت خود در افغانستان میدانند و شماری دیگر از اعضای ناتو و غیر ناتو حتی پیش از آن افغانستان را ترک کردهاند.

نشست پاریس حتی بدون توجه به نتایج آن یک گام بلند به سوی مصالحه ملی باید ارزیابی شود. گامی که برخی از مهمترین اجندای مذاکرات آینده را تبیین خواهد کرد
ثانیهها، شمارش معکوس را برای کابل و غرب مینوازند، آهنگی که برای طالبان پیروزی معنا میشود. اما رهبری طالبان نیز به این واقعبینی رسیدهاند که بایست از این امتیاز اکنون بهرهبرداری کنند و گرنه در درگیری با طرفهای داخلی پس از ۲۰۱۴ محدودیت زمانی بیمعنا خواهد بود.
بدترین سناریو آن خواهد بود که این کشورها مجبور شوند، برای ثبات افغانستان یا برای جنگیدن با ترویسم بار دیگر به افغانستان نیرو بفرستند.
بدون یک توافق سیاسی این سناریو نیز کم وبیش قابل پیشبینی است.
رئیسجمهور کرزی که از طرح صلح پروسه قطر که منجر به ایجاد یک دفتر سیاسی طالبان در قطر بدون نظر حکومت شد، با اکراه رضایت داد. اکنون از هر نوع گامی برای صلح پشتیبانی میکند. دیگر مانند گذشته بر رهبری حکومت افغانستان در هر نوع طرح مصالحه پافشاری ندارد.
اداره کرزی با وجود آزادسازی زندانیان طالب و رهبران طالبان حامی مصالحه از پاکستان و بیرون آوردنشان از لیست سیاه شورای امنیت و لحن برادرانه با طالبان تا هنوز نتوانسته به اندازه کافی این گروه را تشویق به مذاکره با حکومت کند.
نشست پاریس حتی بدون توجه به نتایج آن یک گام بلند به سوی مصالحه ملی باید ارزیابی شود. گامی که برخی از مهمترین اجندای مذاکرات آینده را تبیین خواهد کرد.





















