کرونا در افغانستان؛ مردهها نیز غریبانه دفن میشوند

- نویسنده, علی حسینی
- شغل, بیبیسی
کابل، پرجمعیتترین شهر افغانستان در "قرنطینه کامل" قرار گرفته است. یکهزار و ۶۰۰ پلیس اجرای این برنامه سختگیرانه بر رفتوآمد را برعهده دارند. شمار مبتلایان به ویروس کرونا در سراسر کشور به ۶۰۷ نفر رسیده است. ۱۹ نفر هم جان دادهاند.
برای بسیاریها در افغانستان قرنطینه، به شمشیر دو دم میماند. از یکطرف اگر مانع گسترش ویروس کرونا میشود، از طرف دیگر مانع کسب و درآمدشان شده است. پیامدهای منفی ویروس کرونا، از جمله تاثیرات اقتصادی آن در تمام جاها دیده میشود؛ از کسبوکارهای کلان گرفته تا کاروبار پسری نوجوان در قبرستان که با آوردن آب و خواندن قرآن درآمد دارد.
در دامنه یکی از تپههای پر از قبر در غرب کابل، سه نوجوان به سمت موتر/ ماشینی که سرنشینان آن برای خواندن فاتحه آمده و در حال بازگشت بودند، دویدند و گفتند: "کاکا قرآن بخوانیم؟ راننده به آنها مقداری پول داد و رفت. هر سه نوجوان پس از گرفتن پول به سمت قبر حرکت کردند. دو نفر از آنها خطاب به سومی گفتند: او که رفت، ولی باید قرآن بخوانی، نخوانی گناه است. گناه.
آنها برای مصاحبه، سه نام تازه برای خود انتخاب کردند: محمد، میرآغا و فیروز. نمیخواستند با نام خودشان یاد شوند. وقتی از آنها خواستم که درباره تاثیر اوضاع پیشآمده بهعلت همهگیری کرونا بر کاروبارشان باهم صحبت کنیم، پذیرفتند.
ماههای قبل اگر گذرتان به این قبرستان میافتاد با پسرها و دختران زیادی سر میخوردید که هنوز نرسیده به شما، از دور داد میزدند: کاکا/خاله آب بیاریم؟
اما حالا در تمام قبرستان فقط سه چهار نفرشان دیده میشوند، در بین آنها هیچ دختری، برخلاف گذشته، دیده نمیشود.
کار محمد آوردن آب برای شستن سنگ قبرهاست. به دو قوطی پلاستیکی روغن، ریسمان باریکی بسته و با آن آب میآورد و پول میگیرد. "قبل از کرونا، بیش از دوصد افغانی/ دو و نیم دالر کار میکردیم، اما حالا حدود چهل افغانی گیرمان میآید."

میرآغا وسط حرف محمد میپرد و میگوید:" اوضاع قبرستان نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده. قدیم در تشییع جنازه، افراد زیادی میآمدند، گاهی اوقات نزدیک به سیصد نفر، اما حالا اینطور نیست."
موضوع جالب توجه "کمشدن جنازهها" در "قبرستان شهرک" است؛ بزرگترین قبرستان در غرب کابل، منطقهای با تراکم زیاد جمعیت.
به گفته محمد در گذشته روزانه بیش از ده جنازه به این قبرستان آورده میشد، اما حالا " دو یا سه جنازه" منتقل میشود.
حرف میرآغا و فیروز هم با محمد یکی است: "تعداد جنازهها در یک ماه گذشته کمتر شده."
میپرسم حالا که موضوع کرونا داغ شده، اگر جنازهای آورده شود، به آن نزدیک میشوند؟
میرآغا و فیروز کارشان خواندن قرآن بر سر قبر و نوشتن نام متوفی روی سنگ قبر است. پاسخ هر دو یکیست: "پدر و مادرم میگویند که به جنازه و قبر نزدیک نشو، اما من نزدیک میروم، چون نام مرده را روی سنگ مینویسم."
"حالا با هر جنازه، کمتر از ده نفر میآیند، قبلا صد، دوصد و یا سیصد نفر بود. در گذشته حدود سی-چهل موتر/ماشین میآمد اما حالا فقط یک موتر."
میرآغا ادامه داد: " دیروز یک جنازه را آورده بودند که میگفتند مشکوک است. ما پرسیدیم که به خاطر کرونا فوت شده؟ جواب درستی نگفتند که کرونا داشته یا نداشته. آنهایی که با جنازه آمده بودند از دو متر نزدیکتر نمیرفتند. ماسک زده بودند. دستکش داشتند. خودشان روی قبر آب نریختند، به ما گفتند که آب بریزیم. جنازه را هم در تابوت آورده بودند که آنرا در قبرستان رها کردند و با خود نبردند."

منبع تصویر، مانی مشکین قلم
تقریبا تمام باشندگان غرب کابل که شیعه هستند، عمدتا جنازهها را با استفاده از وسیلهای شبیه برانکارد تشییع میکنند نه تابوت.
اوضاع همانگونه که بر وفق مراد خیلیها نیست، به کام میرآغا هم نیست: "نزدیکان جنازه و یا آنهایی که برای فاتحه به قبرستان میآیند، نسبت به گذشته کمتر پول میدهند. میگویند کاروبار نیست. به خاطر کرونا خیلی کمتر شده است. قبلا برای خواندن قرآن حدود پنجاه افغانی/ بیشتر از شصت سنت میدادند، اما حالا ده افغانی، بیست افغانی. میپرسیم چرا کم میدهید، میگویند کار نیست، خودمان به غم نان ماندیم."
اسماعیل هم چند هفتهای است که سفارش سنگ قبر، نسبت به هفتههای قبلتر، کمتر گرفته است. "بعد از کرونا، خیلی جنازه کمتر شده، قبل از آن خیلی بود، روزی ده تا پانزده جنازه آورده میشد، بعد از این مریضی اما خیلی کمتر شده. نصف شده. امروز اصلا جنازهای آورده نشده."
داستان اینروزهای علیدوست که به نظر میرسد سنش از پنجاه گذشته هم شبیه افراد قبلی است. "بیشتر مردم ده افغانی ندارند به افرادی که سر قبر عزیزان آنها قرآن میخوانند، بدهند. به خدا، الان وقتی میرویم و پیش قبرها مینشینیم، میگویند محضا لله اگر قرآن میخوانید، بخوانید، اگر هم نمیخوانید، پول نداریم."
علیدوست کیسه پلاستیکی کوچکی که در داخل آن چند دانه خرما است را داخل جیبش میگذارد و میگوید: "بیکاری و گرانی غوغا کرده، باور کن الان من خانوادهای را میشناسم که نان شب را ندارد. کرونا نود درصد تاثیر منفی گذاشته."
این تاثیر منفی بهخوبی در صحبتهای جواد هم شنیده میشود. او دو سماوات/ سماور و یک کراچی/ چهارچرخه را در دامنه تپه قبرستان گذاشته و چای میفروشد.

منبع تصویر، مانی مشکین قلم
ویروس کرونا که کسبوکارش در جهان داغ شده، بساط چای جواد را اما سرد ساخته است.
روی یک بشکه آب مینشیند و میگوید: "از روزی که این مرض کرونا پیدا شده، تشییع جنازه کم شده. در گذشته متوسط روزانه ده جنازه منتقل میشد، اما این روزها بیشتر از شش جنازه را ندیدم. چون مردم احتیاط میکنند. به هر حال کم شده."
ادامه میدهد: " تشییعکنندهها هم کم میآیند. چند روز قبل دیدیم که با یک جنازه فقط شش نفر آمده بودند. همه مشکوک شده بودند که شاید جنازه مبتلا به کرونا بوده. نزدیک غروب، دو پسرش پیش ما آمدند. به آنها گفتیم قضیه چه است؟ اگر کروناست که ما به دولت خبر بدهیم تا ویروس تمام جا را نگیرد؟ یکی از پسرها گریه کرد و گفت که پدرم یک سال بیمار بود و حالا فوت شده، اما هیچ کس از ترس، دور و بر ما نیست. مجبور شدیم (با تعداد کم) او را دفن کنیم."
ترس از کرونا یکطرف، نگرانی از اوضاع اقتصادی کرونایی از طرف دیگر جواد را درمانده ساخته است. میگوید: "قبلا مشتری خوب بود، از روزگار پسمان نبودیم. اما از روزی که این مرض سبیلمانده پیدا شده، باور کن پول نان خشک را نمیتوانیم بهدست بیاوریم. کمک دولت هم به دست فقرا و نیازمندان نمیرسد. کاش دولت یا هر کس دیگری تنها نان خشک به ما کمک کند، به خدا از خانه بیرون نمیشویم. ما هم به اندازه دیگران جان خود را دوست داریم. اما پیدا کردن نفقه بسیار مشکل است. قبل از آمدن کرونا هفتهای یکبار میتوانستیم میوه بخوریم، حالا در این وضعیت تلویزیونها تبلیغ میکنند که این میوه و آن میوه را بخورید. قبلا شاید میتوانستیم بخوریم، اما حالا نمیتوانیم."
از جواد میپرسم اگر این وضعیت ادامه پیدا کند چه؟
میگوید: "اگر این وضعیت یک ماه دیگر ادامه پیدا کند، نه تنها من، که اکثر فقرا شاید سه وعده غذایشان، یک وعده غذا شود."











