پیامدهای کرونا برای افغانستان؛ تبعات قرنطین و کاهش کمکهای آمریکا

- نویسنده, کامبیز رفیع
- شغل, پژوهشگر، دانشگاه یو سی ال
دو ماه پیش در سخنرانی در مجمع جهانی اقتصاد، محمد اشرف غنی به مهمانهای این نشست اطمینان داد که افغانستان برای کاهش نیرویهای نظامی آمریکا "کاملا آماده است". دو ماه پیش ویروس کرونا بیشتر در شهر ووهان چین محدود بود و امور جهان به روال عادی ادامه داشت، واقعیتی که دیگر به گونه روزافزونی با جهان اینروزها بیگانه به نظر میرسد. شیوع این ویروس به ۱۷۰ کشور از آن زمان، چالشهای سریع و ناشناختهای را در پی داشته است.

منبع تصویر، Getty Images
تبعات شیوع این ویروس برای افغانستان در دو شکل رونما خواهد شد:
چالش نخست ناشی از تهیه امکانات صحی و همزمان با آن، اجرای اقدامات پیشگیرانه در برابر شیوع این ویروس است. افغانستان در مقایسه با کشورهای به مراتب پیشرفتهای که در مقابله با این چالشها در ماندهاند، برای هیچ کدام آمادگی ندارد.
دوم، حمایت آمریکا - کشوری که حالا بالاترین تعداد مبتلا به این ویروس را دارد - به افغانستان به عنوان بزرگترین شریک این کشور است که با اوج گرفتن شیوع این ویروس آیندهاش چندان روشن نیست.
باید گفت که رسیدگی به هر دو چالش به تصامیمِ فوری در رهبری دولت نیازمند است، که اکنون اختلافات میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله، دو نامزدی که هر دو خود را برنده انتخابات اخیر ریاست جمهوری اعلام کردهاند، خود چالش جدی دیگریست.
خدمات صحی و پیامدهای اجرای قرنطین
نخست، تعدادِ ثبتشده مبتلا به این ویروس در افغانستان با امکانات محدودِ تشخیص، آنهایی را که علایم این بیماری را دارند، در بر نمیگیرد. ردیابی این گونه مبتلایان تا حال در هیچ جای دنیا امکانپذیر نبوده. با این حال، تصور اینکه واقعا تعداد مبتلا به این ویروس در افغانستان کمابیش دو صد نفر است، به گونه خطرناکی خوشبینانه است.
برعلاوه اینکه افغانستان برای بهبود خدمات صحی به کمکهای عاجل بیرونی نیازمند است، اقدامات پیشگیرانه، از جمله قرنطین تنها با وادار ساختن مردم به نشستن در خانه پایان نمییابد. تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که تکلیف کار اتفاقا فردای اجرای آن آغاز میشود.
خانهنشین ساختن مردم برآیند مستقیماش برچیدن فُرصتهای شُغلی در کشور است. در افغانستان، تعداد بیشمارِ خُردهبازرگان (دستفروش، دکاندار و مالکان رستوران) به مکانهای مزدحم برای ادامه کارشان نیاز دارند، که با اجرای قرنطین این مکانها باید برچیده میشوند.
در شهرهای بزرگ درصد کوچک نفوس شاغل معاش ماهوار میگیرد و به حسابِ بانکی دسترسی دارد، که شاید حقوقشان را در جریان قرنطین هم بگیرند. اما برای اکثریت، پیامد قرنطین از فردای اجرای آن آغاز خواهد شد. آنهایی که به همان اندازه پول در میآورند که برای مصرف روزانه شان کافی باشد، باید راضی شوند که اگر خانه بمانند، خود و خانوادهیشان با مرگ ناشی از گرسنگی مواجه نخواهند شد.
اگر در هر حال با هلاکت رو به رو باشند، ترجیح خواهند داد مرگ حتمی از گرسنگی را با مرگ احتمالی از ویروس کرونا تعویض کنند. اگر این طور شود، کنترل شیوع این ویروس تا ماهها و شاید سالها طول بکشد.
سوم، موقعیت افغانستان در همسایگی ایران، افغانستان را به گونهی ویژهای در میان کشورهای فقیر در معرض این ویروس قرار میدهد. ایران یکی از بالاترین آمار ابتلا و مرگِ ناشی از کرونا را در جهان دارد. در عین حال، بنا بر آمار سازمان ملل روزانه از ده تا پانزده هزار پناهنده افغان از ایران وارد این کشور میشوند. دیری نخواهد گذشت که پاکستان، کشور هممرز دیگر نیز که شمار زیاد مهاجر افغان در آن مقیم است، با سرنوشت ایران دچار شود. چیزی که میزان خطر را افزایش میدهد این است که برخی از بازگشتکنندگان از ایران و پاکستان به ولسوالیها خواهند رفت، که میتواند دامنهی این ویروس را در سراسر کشور گسترش بدهد.
چهارم، بزرگترین چالش برای افغانستان احتمالا بیماریِ ناشی از کرونا نه بلکه عدم دسترسی به مواد غذایی خواهد بود. در حالی که ایران، پاکستان و چین، سه بزرگترین شریک تجاری افغانستان درگیر این ویروس استند و شمار زیاد اقلام خوراکی افغانستان را نیز همینها تهیه میکنند، شاید برای بیرون شدن از بحرانِ ناشی از این ویروس اجازه ندهند مواد اولیه غذایی به بیرون صادر شود.
در هند، یکی از اقدامات حمایوی دولت پس از اجرای قرنطین توزیع مواد غذایی برای هر خانوار است. بعید نیست پاکستان و ایران نیز ناگزیر به چنین اقدامی دست بزنند. در این صورت، افغانستان شدیدا با کمبود مواد غذایی مواجه خواهد شد.
پنجم، در صورت فراهمبودن مواد غذایی نیز، توزیع عادلانه آن در میان میلیونها باشندهای که باید خانه بنشینند، خود به برنامه و امکاناتِ فوقالعاده نیاز دارد. دکانها و عمدهفروشهای مواد غذایی اگر با پیروی از قرنطین دروازههایشان را ببندند، مثل کشورهای دیگرامکانِ تهیه حد اقل ضروریات برای مردم در افغانستان فراهم نیست.
ششم، در نظر گرفتنِ زمان قرنطین برای برنامهریزیِ کمکها مهم است. در کشورهای دیگری که مقررات قرنطین در آنها خیلی جدی اجرا شده، بینِ شش هفته تا دو ماه نیاز بوده تا شیوع ویروس تا حدی زیر کنترول درآید. در افغانستان احتمالا به زمانِ بیشتری نیاز خواهد بود چون اجرای قرنطین با خلاهایی همراه خواهد بود.
از جملهی اینها، مردمی که با کشتار و خشونت عادت کرده اند، بعید است به خاطر ترس از موجودی که به چشم دیده نمیتوانند آنها را هفتهها خانهنشین کند. عادات فرهنگی بینِ مردم، مثل همنشینی، هم مُمدی برای شیوع این ویروس است. حفظ فاصله در جامعهای که از سلام دادن تا نشستن و مراودات عادی با عالمی از تماس فزیکی همراه است، خود چالش دیگریست.
هفتم، راهکار عاجل برای رسیدگی به برخی از این مشکلات، سوق دادن نیروهای امنیتی برای اجرای قرنطین و رساندن مواد اولیه غذایی به مردم است، که برای آن دولت به اعلانِ هر چه عاجل آتش بس با گروه طالبان نیاز دارد و توان ادامه نبردِ همزمان با طالبان و ویروس کرونا را ندارد.
نُهم، رساندن کمک در افغانستان با چالشهای لژستیکی بزرگی همراه است. در کشورهای توسعهیافته که تا حال بیشتر کانون شیوع کرونا بودهاند، دولتها بررغم نهادها و زیربناهایِ پیشرفته، در رساندن کمک اقبال چندانی نداشته اند. افغانستان برعلاوهی نداشتن زیربنای کافی، با عدم دسترسی به مناطق کوهستانی در حالت شیوع شدید این ویروس نیز بایستی راه حل بسنجد.
تداوم حمایت آمریکا
در مقالهای بارنت روبین، کارشناس مسایل افغانستان در دانشگاه نیویورک نوشته است در حالی که آمریکا با پخش سریعِ این ویروس در داخل مرزهایش مواجه است، ادامهی کمکهای آمریکا به افغانستان به گونه سابق نامُحتمل است، واقعیتی که تلاشهای عاجل حکومت افغانستان برای دستیابی به منابع بدیل را میطلبد تا به باور او، با فروپاشیِ همانندِ حکومت داکتر نجیبالله پس از قطع کمکهای اتحاد جماهیر شوروی، مواجه نشود. او به عقیده است که پیشگیری از چنین فروپاشیِ ممکن است؛ مشروط به اینکه اختلافات میان عبدالله عبدالله و اشرف غنی، دو نامزدی که هر دو خود را برندهی انتخابات ریاست جمهوری اخیر اعلان کرده اند، با تشکیل حکومتِ همهشمول هر چه عاجل به پایان برسد.
چنین حکومتی شاید خوبتر بتواند تا آمریکا و شرکایش را به ادامه کمکهایشان تشویق کند و حمایت کشورهای منطقه، چین، روسیه، پاکستان و ایران را تحتِ رهبری سازمان ملل برای رسیدن به صلح نیز جلب کند.
در هر حال، شاید کاهش کمکهای آمریکا به افغانستان از همین حالا آغاز یافته است. اولین نشانهی آن کاهش یک میلیارد از نزدیک به چهار میلیارد کمک این کشور به افغانستان بود، که هفته پیش از سوی وزیر خارجهی آمریکا مایک پومپییو پس از سفرش به کابل اعلام شد.
او با این سفر قصد داشت موانع اجرای توافقنامه دوحه را که ۲۹ فبروری میان آمریکا و طالبان به امضاء رسید و به آمریکا اجازه میدهد از حضور نظامیاش در افغانستان بکاهد، بردارد. بخشی از سفرِ آقای پومپییو روی حل اختلافات میان آقایان غنی و عبدالله متمرکز بود، که میتواند تداوم آن اجرای توافقنامه دوحه را نیز با مشکل مواجه کند.
کاهش یک میلیارد دالر کمک، واکنش تنبیهی آقای پومپییو در برابر سماجتِ دولتمردان افغانستان بود که حاضر نیستند از مواضعشان کوتاه بیایند. قرار است یک میلیارد دالر دیگر در صورت ادامهی اختلافها، سال آینده کاهش یابد.
خروج نیروهای امریکایی از افغانستان از اهداف اصلی رییس جمهور ترامپ قبل از انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبر امسال در این کشور است. این روزها انتقادهایِ شدیدی از بابت واکنش دیرهنگام آقای ترامپ در برابر ویروس کرونا در آمریکا متوجه او است و دستاوردهای اقتصادیِ را که به آن میبالید، نیز شیوع این بیماری و خانهنشینشدن بیشتر از پنجاه درصد نفوس این کشور برباد داده است.
با این حال، پیامِ ختم جنگ در افغانستان تا جایی آقای ترمپ کمک خواهد کرد. با پخش گسترده ویروس کرونا در افغانستان، خطر ابتلا به این بیماری برای نیروهای آمریکایی هم بالا خواهد رفت. دولت آمریکا برای پیشگیری از این هم که شده، به خروج سربازهایشان از افغانستان شاید سرعت ببخشد.
آقای غنی در واکنش به قطع یک میلیاد دالر کمک آمریکا گفته است که دولت با پیش گرفتنِ "سیاستهای ریاضتی" و درخواست کمک از منابع دیگر میتواند خلا ناشی از قطع این کمک را پُر کند. ادعایی که شدیدا غیرواقعبینانه به نظر میرسد. در حالی که دولت برای مقابله با ویروس کرونا به منابع مالی نیاز دارد، معلوم نیست آقای غنی سیاست ریاضت اقتصادی را در کدام بخش دولت اجرا خواهد کرد.
ضمنا، کمکهای مالیِ جهانی به افغانستان عمدتا زیر نظارتِ چهار نهاد، بانک جهانی، سازمان ملل، ناتو، و بانک توسعه آسیایی به مصرف میرسند، که در چارچوب همکاری آمریکا به افغانستان فعالیت میکنند. پول را هم همین نهادها از کشورهای کمککننده دریافت میکنند، نه حکومت افغانستان که یک بخشِ کوچکی از کمکهای مالی به بودجه آن پرداخته میشود.
حکومت افغانستان به هر دلیلی قادر نبوده جهان را قانع کند که کمکهایش را مستقیم به آن بپردازد. اگر هم حکومت افغانستان در تلاشش برای پُر کردنِ خلایی که قطع کمکهای آمریکا به جا میگذارد موفق شود، مجبور است از مسیر این نهادها آنرا دریافت و مصرف کند. فراتر از این نهادها معلوم نیست چه چارچوبی را دولت افغانستان ایجاد خواهد کرد که بتواند اعتباری را که در هجده سال نتوانست کسب کند، در مدت کوتاه کسب کند، آنهم هنگامی که احتمالا با یک بحرانِ صحی رو به رو است.
راهِ دیگر دَور زدن این نهادها و دریافت مستقیم پول است (کاری که آقای کرزی با گرفتنِ پول از ایران میکرد)، که احتمالِ کاهش هر چه بیشتر کمکهای آمریکا و شاید تیره شدنِ روابط با این کشور را در بر داشته باشد. پیامدی که در وضعیت کنونی، به معنی بازی کردن با زندگیِ میلیونها شهروند افغانستان است. با افزایش موارد مبتلا به ویروس کرونا در افغانستان به این کمکها برای مجادله با آن شدیدا نیاز خواهد بود.
رو آوردن به رقبای امریکا در منطقه، چین و روسیه، در عین حال، خطرات جدیِ در قبال دارد و گمان نمیرود هیچکدام به خاطر خشنودیِ آقای غنی و گسترش نفوذششان در افغانستانِ فقرزده بخواهند آمریکا را دَور بزنند و روابط نیمبندشان با این کشور را بیشتر آسیب بزنند. چین یکی از بزرگترین شرکای تجاری آمریکا است و روسیه نیز در رویارویی با امریکا تلاش کرده تا حد امکان مرزهای متداول در رقابتهای جهانی را رعایت کند. اگر هم چین و روسیه بیمیل نباشند تا نقششان در افغانستان بیشتر شود، چنین تلاشهایی به یقین جایِ کمکهای گسترده آمریکا و شرکای اروپاییاش را نخواهد گرفت.











