روز هفتم 'کاهش خشونتها'؛ شهروندان قندوز چه میگویند؟

- نویسنده, علی حسینی
- شغل, بیبیسی
باد پرچم افغانستان را در چهارراهی پر رفت و آمد شهر قندز به آرامی تکان میدهد. یک افسر پلیس با اشاره به این پرچم به من گفت هر وقتی که نیروهای طالبان به مدت کوتاهی این منطقه از شهر را تصرف کردند، اولین کارشان این بوده که پرچم سیاه و سفید خودشان را در اینجا به جای پرچم افغانستان بر افراشتند.
گروه طالبان در پنج سال گذشته توانستند دوبار پرچم خود را بر فراز این میدان شهر نصب کنند.
در گوشهای از همین چهارراهی، تابلویی نصب شده که عکس ده کشته نیروی پلیس و عضو مطبوعاتی پلیس ولایت قندوز از جمله سرور حسینی، سخنگوی پلیس در آن دیده میشود. حدود هفت ماه پیش طالبان به شهر قندوز حمله کردند. در زمان زد و خورد، فرمانده پلیس ولایت قندوز همراه تیم مطبوعاتی خود در اینجا جمع شده بودند. یک فرد انتحاری طالبان که قصد داشت به سمت فرمانده پلیس برود، توسط یک افسر پلیس شناسایی شده و در بغل گرفته میشود تا نتواند به نزدیک فرمانده پلیس برسد. براثر انفجار این ده نفر کشته میشوند.
هفت ماه بعد اما، در چهارمین روز "کاهش خشونتها" در این چهارراهی دستکم صد جوان جمع شدند تا "نشنیدن صدای جنگ و انفجار" را جشن بگیرند. آهنگ میهنی از بلندگو پخش میشد و شماری هم بادکنکهایی در دست داشتند که روی آنها به انگلیسی نوشته شده بود: دوستت دارم.
زاهد یکی از آنها گفت: "ما به حمایت از صلح جمع شدهایم. خیلی خوشحال هستم. روزهای گذشته در قندوز و سراسر کشور آرام بود. ما خواهان یک آتشبس دایمی هستیم."

امروز (۹ حوت/ اسفند) مهلت هفت روزه کاهش خشونتها پایان مییابد. گروه طالبان و ایالات متحده آمریکا پس از مذاکراتی هجده ماهه در دوحه قطر توافق کردند که قبل از امضای توافقنامه صلح، دوره کاهش خشونتها باشد. در ابتدا دولت افغانستان بر آتشبس تاکید داشت، اما در نهایت به کاهش خشونتها موافقت کرد. طی هفت روز گذشته این توافق بهصورت گسترده از هر دو جانب رعایت شده است.
از نظر آمریکا این دوره هفت روزه، آزمایشی بوده برای گروه طالبان تا نشان دهد که بر نیروها و فرماندههان میدانی خود تسلط دارد. به نظر میرسد طالبان تا حد زیادی توانستهاند که حرف خود را ثابت کنند. در این مدت "بهصورت گسترده" خشونتها کاهش یافت.
دوره کاهش خشونتها گام مهم در راستای روند صلح افغانستان محسوب میشود. از یکطرف پایانی برای "طولانیترین جنگ آمریکا" است و از طرف دیگر امیدواریها در بین افغانها را بیشتر کرده است.
حومههای شهر قندوز مکان اصلی حضور طالبان است که بارها شاهد درگیری خونین نیروهای امنیتی افغان با نیروهای این گروه بوده است. ما به روستای تلوکه سفر کردیم. این منطقه به تازگی و پس از سه سال، به دست نیروهای امنیتی افغان افتاد. در این سه سال، بسیاری از صد خانه این روستا خراب شده است. مثلا مکتب/ مدرسه روستا در یک حمله هوایی کاملا از بین برده شده است.

نصرالله، ۹۵ ساله، خانهاش در همسایگی همین مکتب است. حمله هوایی نیروهای خارجی خانه او را هم از بین برده است.
او گفت:"چهار طالب از روی دیوار خانه ما وارد حیاط شدند. به آنها گفتم که بیرون بروید، وگرنه حمله هوایی خانه ما را هدف قرار میدهد. اما آنها بیرون نشدند."
یک روستایی دیگر هم جای شلیک راکت روی دیوار خانهاش را به ما نشان داد و گفت: "من همراه خانمم نشسته بودیم که انفجار شد. خانمم زخمی شد." او ادامه داد:" یک راکت دیگر هم به آنجا اصابت کرد. من حالا هیچ پولی برای بازسازی خانهام ندارم."
با وجود این، امیدوار به نظر میرسد. از او درباره توافقنامه کاهش خشونتها پرسیدم، پاسخ داد: "من تلویزیون دارم. پیگیر خبرها هستم. هر وقت میشنوم که قرار است صلح شود، خیلی خوشحال میشوم."

در هر ورودی شهر قندوز، نیروهای پلیس موتر/ ماشینها را بازرسی میکنند تا از نفوذ نیروهای طالب به داخل شهر جلوگیری کنند. این نشان میدهد که توافق صلح آمریکا و طالبان به معنی پایان جنگ در افغانستان نیست. آنچه که سرنوشت جنگ این کشور را مشخص میسازد، گفتوگوهای بینالافغانی است. جاییکه افغانها خودشان باید به دنبال راه حل مشکلشان باشند. گفته میشود این گفتوگوها در آینده نزدیک در یکی از کشورهای اروپایی آغاز خواهد شد.
با صلاحالدین صافی، ۳۲ساله، به پشت بام خانهاش رفتیم. از آنجا مقر نیروهای امنیتی افغان در یک طرف و نیروهای طالب در طرف دیگر به خوبی دیده میشد. او گفت قبل از آغاز کاهش خشونتها هر دو هفته یکبار طالبان حمله میکردند. از یک سو طالبان، از سوی دیگر نیروهای امنیتی و خانه صلاحالدین با همسر و فرزندانش در میانه کارزار جنگ قرار گرفته است.
صلاحالدین گفت فرزندانش به جنگ عادت کردهاند، اما او نگران است که تاثیر مخربی بر روحیه آنها بگذارد.
او امیدوار است که صلح بیاید، اما نگران هم هست، اینکه جنگ به گونهای دیگر ادامه داشته باشد. او گذشته را به یاد میآورد که "وضعیت مشابهی رخ داد. زمانیکه نیروهای ارتش سرخ شوروی از افغانستان خارج شدند، توافقنامه صلح امضا شد، اما ناکام ماند. جنگهای داخلی آغاز شد و کشور به سمتی رفت که حالا میبینیم."

نگرانیها در افغانستان در باره فضای پس از کنار آمدن آمریکا و طالبان کم نیست. بدون شک گفتوگوهای بینالافغانی پیچیده، زمانبر و جنجالی خواهد بود. دولت افغانستان در حال تهیه تیم مذاکرهکنندهای است که وارد گفتوگوهای دشواری با طالبان شود. پیدا کردن زبان مشترک برای به نتیجه رسیدن این گفتوگوها و مذاکرات به مراتب سختتر از مذاکراتی است که آمریکاییها و طالبان در قطر داشتند.
هنوز آنچه که باید طالبان و نمایندگان دولت و جامعه افغانستان، رسانهها، زنان، اقلیتها و دیگر طرفهای ذیحق درباره آن در مذاکرات بین افغانها، بحث و گفتوگو کنند، مشخص نیست. اما با توجه به تفاوتهای بسیار گسترده طالبان چه در گذشته و حال با تغییراتی که در طی ۱۹ سال گذشته در افغانستان رونما شده، نگرانیها از هر دو طرف قابل تامل است.
در هر صورتی، اولویت اصلی افغانها پایان این جنگ است.

غیاثالدین، در دهه هفتاد عمرش، زمانیکه در روستای تلوکه ولایت قندز از سر زمین کشاورزیاش به خانه بر میگشت، روی مین پا گذاشت و هر دو پایش از بالاتر از زانو قطع شد. جنگجویان با قصد داشتند نیروهای دولتی را هدف قرار بگیرند، اما غیاثالدین قربانی شد.
از او پرسیدم اگر صلح شود، حاضر است با همین جنگجویان همسایه شود؟پاسخ داد: " کجا برویم؟ وطن اینجاست، جای اینجاست. اگر همسایه ما شدند، مجبور با آنها زندگی را گذران کنیم."











