زنان مینروب، بامیان را به طور کامل پاک کردند
- نویسنده, خلیل نوری
- شغل, بیبیسی
هر روز آفتاب هنوز شهر بامیان را روشن نکرده یک گروه زنان مینروب با لباسهای سنگین زرهی و تجهیزات مینروبی، با گذشتن از فراز و نشیب چند کوه پست و بلند کارشان را آغاز میکنند.
این گروه زنان مینروب، دل زمین را میکاوند تا آخرین بقایای میراث چهار دهه جنگ افغانستان را در یک منطقه کوهستانی ولایت بامیان در مرکز افغانستان از عمق زمین بیرون بکشند.
این زنان ماموریت دارند تا یک محله صعبالعبور در ولسوالی شیبر ولایت بامیان را از وجود دشمن خفتهای در عمق خاک پاک کنند. دشمنی که سالها در کمین مردم بوده، اکثر آنهم بمبهای خوشهای است که در سالهای ۱۹۸۰ نیروهای ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی بر پاسگاههای مجاهدین پرتاب کردهاند.
با وجود چند دهه تلاش برای مینروبی در افغانستان، قرار است بامیان تا چند هفته دیگر به عنوان اولین ولایت پاک از مین در افغانستان اعلام شود. با همهای تلاشهای انجام شده، هنوز هم نزدیک به یک هزار و ۸۰۰ کیلومتر مربع زمین آلوده به مین، مواد منفجر نشده و کارگذاریشده در افغانستان وجود دارد.

برای رسیدن به محل مین روبی، حداقل نیم ساعت با گروه زنان مینروب کوه پیمایی کردیم، آنهم در مسیر علامت گذاری شده و در وسط سنگهای کوچک سفید و آبیرنگ، چون هنوز محل به گونه کامل مین روبی نشده و خطر انفجار وجود دارد.
فضه رضایی ۲۶ ساله، یکی از زنان مینروب بامیانی، فارغ التحصیل جامعه شناسی دانشگاه بامیان است، میگوید "هر صبح حس عجیبی دارم، به این فکرم که دوباره به خانه برمیگردم یا نه؟" او ازدواج کرده و مادر دو کودک است."خودم یک مادر هستم و میخواهم تمام کودکان بامیان و افغانستان را مثل فرزندان خودم از خطر مین نجات دهم."

او این وظیفه پرخطر را همراه با ترس و اضطراب ولی با حمایت خانوادهاش برگزیده است "اوایل مادرم ترس داشت و میگفت مینروبی کار خطرناک است. حتما کشته میشوی، خشویم (مادر شوهر) نیز همین باور را داشت. وقتی آموزش دیدم برای آنان توضیح دادم که اگر کسی آموزش ببیند کار خطرناکی نیست. قناعت دادنشان خیلی سخت بود."
خانم رضایی میگوید: "همیشه به شوهرم که خانه میآید وصیت میکنم که فرزندانم بیچاره نشوند و نزد مادرم بمانند، شاید مثل من از آنان پرستاری کند و خودت هم زیاد مواظبشان باش. شاید یک روز پایم را روی مین بگذارم. جنگیدن با یک دشمن پنهان سخت است".

روزی که همراه مین روبان به محل کارشان رفتم، در دو ساعت اول کارشان یک گلوله منفجر نشده توپ و یک بمب خوشهای را پیدا کردند. این نشان دهنده وجود کشتزارهای وسیع مین و پراگندکی مواد انفجاری در افغانستان است. مناطق آلوده به مواد انفجاری نه تنها در افغانستان کم نشده بلکه در بعضی مناطق بیشتر نیز شده است.
پاکسازی سراسر این کشور از مواد انفجاری چند دهه زمان و منابع هنگفت مالی میطلبد.
بامیان از ولایتهای کمتر توسعهیافته افغانستان است که در گذشته میدان جنگهای خونین بوده، اما در سالهای اخیر روزهای نسبتا آرامی را سپری کردهاست. وجود مجسمههای غول پیکر بودا هرچند که در زمان حاکمیت طالبان توسط این گروه تخریب شد، ولی هنوز از جاذبههای توریستی بامیان است.
عملیات مینروبی در ولسوالی شیبر پس از آن آغاز شد که حدود شش ماه پیش دو برادر، لیاقت ۱۵ ساله و امیرخان ۱۳ ساله همراه با دوستشان قربانی انفجاری در این محل شدند.
با وقوع این حادثه خنده و شادمانی از لبان محمد بخش، پدر و قندی گل، مادر این کودکان فرار کرده است.
محمدبخش میگوید "ماه رمضان بود، پسر همسایه ما آمد و گفت پشت علف میرویم، هر دو پسرم هم رفتند. حوالی ساعت ۱۱ بود که انفجار شد، من خبر نداشتم. شب با مردم قشلاق به کوه رفتیم تا ساعت دو بامداد جستجو کردیم، اما آنان را نیافتیم، تا اینکه که فردا صبح اجسادشان را یافتیم."

به گفته محمد بخش یکی از اجساد سوخته بود و دو جسد دیگر یا دست نداشت و یا پا. موزه (چکمه) سبز رنگ یکی از این کودکان هنوز در محل انفجار باقی بود.
قندی گل، در میان سکوت طولانی که شکستاندنش حتی با پرسشهای پیهم دشوار بود، گفت که هنوز باور نمیکند دو فرزندش را از دست داده: "وقتی دور دسترخوان مینشینیم، بیشتر به یادم میآیند. هر لحظه پیش چشمم میآیند و فکر میکنم پسرانم همین جا هستند در کنار پدرشان."
چه چیزی زنان مینروب به این عرصه کشاند؟
اولین گروه زنان مینروب در افغانستان زیر چتر یکی از نهادهای مینروبی به حمایت مالی سازمان ملل متحد کار میکنند.
انگیزه روی آوردن به کار مینروبی، بیشتر متاثر از تجربههای تلخ فردی آنان است.
مینروبی درست مثل آتشنشانی، سربازی و برخی ماموریتهای دیگر در افغانستان بیشتر یک وظیفه مردانه دانسته میشود. به همین دلیل کمتر زنی به چنین حرفهای وارد میشود.

فاطمه امیری ۲۲ سال دارد یکی از جوانترین در گروه مین روبان است، او هوشیار و چابک به نظر میرسد. میگوید که ده سال داشته که یکی از همسایههایش در ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان ندانسته جانمازش را بر مین انداخته بود، وقتی سجده کرد، مین زیر سرش منفجر و پارچه پارچه شد. او اضافه میکند:"یکبار دیگر در روز عید قربان یکی از همسایههای ما به کوه رفت و هیچگاهی برنگشت."
همین خاطرات تلخ خانم امیری را واداشت تا با دور زدن سنتها تصمیم بگیرد به گروه زنان مین روب بپیوندد.
برای خانم امیری، جلب حمایت جامعه و مردان خانواده هم برای شروع چنین کاری دشوارتر از تصمیماش بود. او میگوید که ابتدا همه به چشم بد میدیدند و میگفتند "دختری را ندیدهاند که با یونیفورم به کوه برود." به گفته او پدرش حمایتش کرده و او را تشویق نموده و میگفته "دختر و پسر فرقی ندارند".
به گفته خانم امیری روحانی محل به او میگفته که چرا یونیفورم میپوشد؟ خانم امیری برای او توضیح میداده که کارش چیست. خانم امیری میگوید که این کار او باعث شده که "حالا تنها در قریه ۲۵ زن علاقه دارند، مینروب شوند."
ماموریت این مینروبان خنثی سازی مواد انفجاری و مین است. آنان هر روز در پایان کار مواد منفجره پیدا شده را در محل نابود میکنند.
فاطمه امیری میگوید "تا خون در رگ و جان دارم، همینجا میمانم و آماده هستم ماموریت مینروبی را در ولایتهای دیگر هم انجام بدهم".

صدها کیلومترمربع زمین آلوده به مین و مواد منفجره در افغانستان
محمد اکبر اوریاخیل، از اداره انسجام و مینروبی در افغانستان میگوید که هنوز نزدیک به یک هزار و ۸۰۰ کیلومتر مربع زمین آلوده به مین، مواد منفجر نشده در افغانستان است.
از این میان ششصد کیلومتر مربع مینهای هستند که در زمان حضور نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق در افغانستان، طی سالهای ۱۹۷۹- ۱۹۸۹ کارگذاشته شده و یا هم از هوا پرتاب شدهاند.
افغانستان در دسامبر ۲۰۰۸ در یک کنفرانس بینالمللی در نروژ پیمان بینالمللی منع بمبهای خوشهای را امضا کرد.

هنوز محلاتی در ولایت ننگرهار در شرق و پکتیا در جنوب شرق؛ بمب خوشهای را در دل خود دارند و هر ازچند گاهی ازغیرنظامیان قربانی میگیرند.
بر اساس آمار رسمی به گونه میانگین هر ماه دستکم ۱۰۷ نفر قربانی مین در افغانستان میشوند.
استفاده از مین به عنوان یکی از تاکتیکهای اصلی طرفهای جنگ برای مقابله با حریف در این کشور محسوب میشود، امری که نشان میدهد تا پاکسازی کامل این کشور از مین، راه درازی در پیش روست.












